بحث در مورد «هابیت: برهوت اسماگ» [خطر لو رفتن داستان]

تعداد پست‌ها: 646

چندتا اسپویلر گنده از فیلم، اونایی که حساسن نخونن! (از بین بحث های تو IMDB در آوردمشون) :

1- قراره یه مثلث عشقی تشکیل شه بین لگولاس، تائوریل و کیلی!

2- گیملی کوچولو و مادرش تو برهوت اسماگ حضور دارن!

3- تایم بئورن فقط 5-6 دقیقه است تو فیلم و بیشترش هم تو حالت خرسیشه. ظاهرا فقط یک صحنه تو حالت انسانی ظاهر میشه. و این که مردم زیاد از حالت انسانی بئورن راضی نبودن.

4- اسماگ تو این فیلم کشته نمیشه.

5- حمله شورای سفید به دول گولدور تو این فیلم اتفاق نمیفته.

6- یه صحنه نبرد بین گندالف و سائورون تو دول گولدور تو این فیلم وجود داره. بله گندالف با سائورون فیزیکی (مثل اونی که تو پرولوگ یاران حلقه دیدیم) میجنگه و شکست میخوره!

7- پایان فیلم یه حالت cliffhanger یا تعلیق داره، به این صورت که نشون میده اسماگ قصد داره به شهر دریاچه حمله کنه (اما رسیدنش و اتفاقات اونجا رو نشون نمیده)، گندالف هنوز زندانیه، بارد هم به دلایلی که هنوز نفهمیدم تو شهر دریاچه زندانی شده، و سپاهی از اورک ها به سمت اره بور و شهر دریاچه در حال حرکتند؛ و در این حال فیلم تموم میشه.

8- گالادریل، سارومان، الروند، گالوم، تراین، و بیلبوی پیر تو این فیلم حضور ندارند.

9- صحنه برخورد گندالف با تراین تو این فیلم وجود نداره!

10- همون طور که حدس میزدیم اسماگ تو این فیلم بیشتر شبیه یه wyvern ـه، یعنی دوتای پای عقبی داره به اضافه چنگال روی بال! دست بی دست!

11- لگولاس با بولگ میجنگه. اما این که چه اتفاقی میفته نشون داده نمیشه و وسط جنگیدنشون قطع میشه و همون cliffhanger ـه پیش میاد

پ.ن: به نظر میرسه تقریبا همه، چه منتقدا چه طرفدارا و بینندگان فیلم، از پایان فیلم ناراضی بودن!

تاد مک کارتی که از پایان فیلم راضی بوده تاحالا D:

البته با این اوصاف که همه ی اتفاقات نصف و نیمه تموم بشه منهم ناراضی میشم ازش ... ولی اینکه پایان فیلم نیست که ؟!!! پس دلیل اینکه فیلم دنباله داره و فیلمه ناتموم تموم میشه به نظر من نه یک نکته ی منفی هستش و نه مثبت ....

چندتا اسپویلر گنده از فیلم، اونایی که حساسن نخونن! (از بین بحث های تو IMDB در آوردمشون) :

1- قراره یه مثلث عشقی تشکیل شه بین لگولاس، تائوریل و کیلی!

2- گیملی کوچولو و مادرش تو برهوت اسماگ حضور دارن!

3- تایم بئورن فقط 5-6 دقیقه است تو فیلم و بیشترش هم تو حالت خرسیشه. ظاهرا فقط یک صحنه تو حالت انسانی ظاهر میشه. و این که مردم زیاد از حالت انسانی بئورن راضی نبودن.

4- اسماگ تو این فیلم کشته نمیشه.

5- حمله شورای سفید به دول گولدور تو این فیلم اتفاق نمیفته.

6- یه صحنه نبرد بین گندالف و سائورون تو دول گولدور تو این فیلم وجود داره. بله گندالف با سائورون فیزیکی (مثل اونی که تو پرولوگ یاران حلقه دیدیم) میجنگه و شکست میخوره!

7- پایان فیلم یه حالت cliffhanger یا تعلیق داره، به این صورت که نشون میده اسماگ قصد داره به شهر دریاچه حمله کنه (اما رسیدنش و اتفاقات اونجا رو نشون نمیده)، گندالف هنوز زندانیه، بارد هم به دلایلی که هنوز نفهمیدم تو شهر دریاچه زندانی شده، و سپاهی از اورک ها به سمت اره بور و شهر دریاچه در حال حرکتند؛ و در این حال فیلم تموم میشه.

8- گالادریل، سارومان، الروند، گالوم، تراین، و بیلبوی پیر تو این فیلم حضور ندارند.

9- صحنه برخورد گندالف با تراین تو این فیلم وجود نداره!

10- همون طور که حدس میزدیم اسماگ تو این فیلم بیشتر شبیه یه wyvern ـه، یعنی دوتای پای عقبی داره به اضافه چنگال روی بال! دست بی دست!

11- لگولاس با بولگ میجنگه. اما این که چه اتفاقی میفته نشون داده نمیشه و وسط جنگیدنشون قطع میشه و همون cliffhanger ـه پیش میاد

پ.ن: به نظر میرسه تقریبا همه، چه منتقدا چه طرفدارا و بینندگان فیلم، از پایان فیلم ناراضی بودن!

من یکی از اسپویلر ها رو خوندم الان خیلی پشیمونم.شما ها نخونید چون خیلی پشیمون میشید =))

جان خودتون اسپویلر ندین!

ما تحمل نمیکنیم مجبور میشیم بخونیم.

من همون موقع هم که گفتم اسماگ دست نداره

!

واقعا ضد حال خوردم

!

نمی دونم پیتر با خودش چی فکر کرده که اینطوری طراحی کرده اسماگ رو

؟!

من نابود شدم الان

!!!

=))

پ.ن: به نظر میرسه تقریبا همه، چه منتقدا چه طرفدارا و بینندگان فیلم، از پایان فیلم ناراضی بودن!

اکثر نقدا مثبته و تا اونجایی که من خوندم اتفاقا بیشتر با مدل تموم شدنش راضین!

دوستان اگه لینک دانلود اومد زودی بزارید درسته به فیلم امتیاز چندان خوبی ندادن ولی از فیلم اول بهتر بود من که از فیلم اول خوشم اومد مطمئن هستم دیوانه این قسمت میشم

راستی چرا برای اسماگ دست نذاشتن؟

دوستان اگه لینک دانلود اومد زودی بزارید درسته به فیلم امتیاز چندان خوبی ندادن ولی از فیلم اول بهتر بود من که از فیلم اول خوشم اومد مطمئن هستم دیوانه این قسمت میشم

راستی چرا برای اسماگ دست نذاشتن؟

اتفاقا این قضیه واسه من هم جای سوال داره

اسماگ توی قسمت اولش به نظر می رسید که دست داره

ولی میگن اینجا دست نداره

یعنی این ایجاد تناقض نمی کنه

!!؟؟؟؟؟

واقعا عجیبه

!!!!!!!!!!!!

ببینید من نمیفهمم یعنی چی که اژدها دست داشته باشه.درسته دزده ولی همه دزدا که دست ندارن D:

در ضمن اژدهای دست دار یکم عجیب میشه ها

این که اسماگ دست نداره رو از پیتر باید پرسید!

ولی شاید پیتر جکسون خواسته یه تنوعی به خرج بده ما تا کامل فیلمو نبینیم نمیتونیم بگیم که این کار بذ بود با خوب.

ببینید من نمیفهمم یعنی چی که اژدها دست داشته باشه.درسته دزده ولی همه دزدا که دست ندارن D:

در ضمن اژدهای دست دار یکم عجیب میشه ها

کجاش عجیب می شه

؟؟

تا اون جا که یادمه همه اژدهاها دست داشتند و دارند

اون اژدها هایی هم که دست ندارن معمولا به جای مرکب ازشون استفاده می شه

کجای اسماگ شبیه حماله آخههههههه ؟؟؟؟؟

من اسماگ رو با دست می خوام

=)) =)) :))

این که اسماگ دست نداره رو از پیتر باید پرسید!

ولی شاید پیتر جکسون خواسته یه تنوعی به خرج بده ما تا کامل فیلمو نبینیم نمیتونیم بگیم که این کار بذ بود با خوب.

این کاری که پیتر انجام داده تنوع نیست بلکه بدعت گذاریه

!!!

من خوشم نمیاد اژدهای هابیت شبیه اژدهای مسخره فیلم هری پاتر باشه

!!!

چندتا اسپویلر گنده از فیلم، اونایی که حساسن نخونن! (از بین بحث های تو IMDB در آوردمشون) :

1- قراره یه مثلث عشقی تشکیل شه بین لگولاس، تائوریل و کیلی!

2- گیملی کوچولو و مادرش تو برهوت اسماگ حضور دارن!

3- تایم بئورن فقط 5-6 دقیقه است تو فیلم و بیشترش هم تو حالت خرسیشه. ظاهرا فقط یک صحنه تو حالت انسانی ظاهر میشه. و این که مردم زیاد از حالت انسانی بئورن راضی نبودن.

4- اسماگ تو این فیلم کشته نمیشه.

5- حمله شورای سفید به دول گولدور تو این فیلم اتفاق نمیفته.

6- یه صحنه نبرد بین گندالف و سائورون تو دول گولدور تو این فیلم وجود داره. بله گندالف با سائورون فیزیکی (مثل اونی که تو پرولوگ یاران حلقه دیدیم) میجنگه و شکست میخوره!

7- پایان فیلم یه حالت cliffhanger یا تعلیق داره، به این صورت که نشون میده اسماگ قصد داره به شهر دریاچه حمله کنه (اما رسیدنش و اتفاقات اونجا رو نشون نمیده)، گندالف هنوز زندانیه، بارد هم به دلایلی که هنوز نفهمیدم تو شهر دریاچه زندانی شده، و سپاهی از اورک ها به سمت اره بور و شهر دریاچه در حال حرکتند؛ و در این حال فیلم تموم میشه.

8- گالادریل، سارومان، الروند، گالوم، تراین، و بیلبوی پیر تو این فیلم حضور ندارند.

9- صحنه برخورد گندالف با تراین تو این فیلم وجود نداره!

10- همون طور که حدس میزدیم اسماگ تو این فیلم بیشتر شبیه یه wyvern ـه، یعنی دوتای پای عقبی داره به اضافه چنگال روی بال! دست بی دست!

11- لگولاس با بولگ میجنگه. اما این که چه اتفاقی میفته نشون داده نمیشه و وسط جنگیدنشون قطع میشه و همون cliffhanger ـه پیش میاد

منم که مبتلا به بیماری اژدها =)) همشو خوندم نتونستم جلو خودمو بگیرم! شماره ی 9 دیگه چرا نیست آخه؟! =)) ای بابا... از فیلم 1 انداختنش به 2 و حالا هم حتما میندازنش واسه 3!

ولی چیز ناراحت کننده ای که تا حالا در مورد این فیلم بوده واسه من، تبدیل شدن بولگ گریم شده ی به اون عظمت به بولگ CG هست! متاسفانه پیتر جکسون بعضی وقتا در برخورد با جلوه های ویژه کاملا عقلشو از دست میده :)) دیروزم خراب شد با این خبر

منم که مبتلا به بیماری اژدها =)) همشو خوندم نتونستم جلو خودمو بگیرم! شماره ی 9 دیگه چرا نیست آخه؟! =)) ای بابا... از فیلم 1 انداختنش به 2 و حالا هم حتما میندازنش واسه 3!

ولی چیز ناراحت کننده ای که تا حالا در مورد این فیلم بوده واسه من، تبدیل شدن بولگ گریم شده ی به اون عظمت به بولگ CG هست! متاسفانه پیتر جکسون بعضی وقتا در برخورد با جلوه های ویژه کاملا عقلشو از دست میده :)) دیروزم خراب شد با این خبر

احتمالا شماره 9 توی اکستندد هابیت 2 باید باشه!!

من کتاب هابیت رو خوندم.البته خیلی سرسری و با عجله مثلا توصیفاتشو کامل نمیخوندم یا شعر ها و آواز ها رو رد کردم.توصیفی از اسماگ نداره؟

البته دنیای تالکین باید با دنیای فانتزی افسانه های دیگه متفاوت باشه.کاش اسماگ هم شامل این تفاوت بود

احتمالا شماره 9 توی اکستندد هابیت 2 باید باشه!!

حالا من فک میکنم که واسه فیلم 3 باشه، نگهش داشته واسه اول فیلم 3 به عنوان پرولوگ که میتونه خواب آشفته ی تورین باشه. مثل خواب آشفته ی فردو در مورد جنگ بالروگ و گندالف!

ولی من خودم دوست دارم که فیلم 3 از بگ اند شروع شه، بیلبوی جوان از خواب پا میشه میره کتری رو میذاره رو آتش، دست میکنه تو جیبش و دنبال یه چی هست که اصن نمیدونه چیه که یهو میبینه اصن تو خونه نیس! تو اره بور یکی از دورفا از خواب بیدارش میکنه در تاریک و روشن هوا!

منم که مبتلا به بیماری اژدها =)) همشو خوندم نتونستم جلو خودمو بگیرم! شماره ی 9 دیگه چرا نیست آخه؟! :)) ای بابا... از فیلم 1 انداختنش به 2 و حالا هم حتما میندازنش واسه 3!

ولی چیز ناراحت کننده ای که تا حالا در مورد این فیلم بوده واسه من، تبدیل شدن بولگ گریم شده ی به اون عظمت به بولگ CG هست! متاسفانه پیتر جکسون بعضی وقتا در برخورد با جلوه های ویژه کاملا عقلشو از دست میده :)) دیروزم خراب شد با این خبر

آره منم خیلی تعجب کردم از شماره 9. حتی من فکر میکنم این تو تریلر های فیلم هم بود. حالا یا گذاشتنش واسه فیلم سوم یا واسه نسخه اکستندد!

بولگ هم واقع خبر بدی بود! واقعا حیف! اون ابهتی که بولگ گریم شده داشت! من نمیفهمم آخه چرا؟! =))

اسپویلر

اینم اسماگ بدون دست توی هابیت برهوت اسماگ

post-1897-0-12542700-1386939392_thumb.jp

من کتاب هابیت رو خوندم.البته خیلی سرسری و با عجله مثلا توصیفاتشو کامل نمیخوندم یا شعر ها و آواز ها رو رد کردم.توصیفی از اسماگ نداره؟

البته دنیای تالکین باید با دنیای فانتزی افسانه های دیگه متفاوت باشه.کاش اسماگ هم شامل این تفاوت بود

زیر دست و بال او ( اسماگ ) و چنبره دم بزرگش

هابیت - صفحه 310 - پاراگراف دوم - خط چهارم

اسماگ توی کتاب دست داره

!!!!

دستت درد نکنه محمدرضا! این روز جمعه ما رو هم خراب کردی! خب من الان دیگه دستم به درس نمیره... =))

تنها کاراکتری که دلمون خوش بود بازیگر هست...

چندتا اسپویلر گنده از فیلم، اونایی که حساسن نخونن! (از بین بحث های تو IMDB در آوردمشون) :

1- قراره یه مثلث عشقی تشکیل شه بین لگولاس، تائوریل و کیلی!

2- گیملی کوچولو و مادرش تو برهوت اسماگ حضور دارن!

3- تایم بئورن فقط 5-6 دقیقه است تو فیلم و بیشترش هم تو حالت خرسیشه. ظاهرا فقط یک صحنه تو حالت انسانی ظاهر میشه. و این که مردم زیاد از حالت انسانی بئورن راضی نبودن.

4- اسماگ تو این فیلم کشته نمیشه.

5- حمله شورای سفید به دول گولدور تو این فیلم اتفاق نمیفته.

6- یه صحنه نبرد بین گندالف و سائورون تو دول گولدور تو این فیلم وجود داره. بله گندالف با سائورون فیزیکی (مثل اونی که تو پرولوگ یاران حلقه دیدیم) میجنگه و شکست میخوره!

7- پایان فیلم یه حالت cliffhanger یا تعلیق داره، به این صورت که نشون میده اسماگ قصد داره به شهر دریاچه حمله کنه (اما رسیدنش و اتفاقات اونجا رو نشون نمیده)، گندالف هنوز زندانیه، بارد هم به دلایلی که هنوز نفهمیدم تو شهر دریاچه زندانی شده، و سپاهی از اورک ها به سمت اره بور و شهر دریاچه در حال حرکتند؛ و در این حال فیلم تموم میشه.

8- گالادریل، سارومان، الروند، گالوم، تراین، و بیلبوی پیر تو این فیلم حضور ندارند.

9- صحنه برخورد گندالف با تراین تو این فیلم وجود نداره!

10- همون طور که حدس میزدیم اسماگ تو این فیلم بیشتر شبیه یه wyvern ـه، یعنی دوتای پای عقبی داره به اضافه چنگال روی بال! دست بی دست!

11- لگولاس با بولگ میجنگه. اما این که چه اتفاقی میفته نشون داده نمیشه و وسط جنگیدنشون قطع میشه و همون cliffhanger ـه پیش میاد

اون موارد اسپویلی هم که تورامبار گفت واقعا منو به فکر فرو برد! چی بودن اونا؟! خدایا...

سائورون فیزیکی؟! جنگ تن به تن با گندالف؟! به کجا چنین شتابان؟!

خود سارومان تو یاران حلقه میگفت سائورون نمیتونه شکل فیزیکی به خودش بگیره؟! تو بازگشت شاه هم حذفش کردن...

گالادریل نیست! نبرد دولگولدور نیست! کشته شدن اسماگ نیست! نبرد پنج سپاه نیست! میشه بگید چی هست؟؟؟؟؟

نمیدونم مگه فران والش که طرفدار تالکینه بالا سر شوهرش نیست موقع نوشتن فیلمنامه؟! اصن حالم گرفته شد...

دلیل ویرایش:

تصحیح سوتی! :دی

خدایا خدایا این پیتر چرا این جوری کرده ؟

آخه اسماگ چرا دست نداره =))

یا اروایلوواتار منو بکش =))

تو رو خدا در مورد این اسپولرا این قدر وسوسه کننده حرف نزنید .میزنه به سر آدم میخونه بعد خودکشی میکنه :))

دستت درد نکنه محمدرضا! این روز جمعه ما رو هم خراب کردی! خب من الان دیگه دستم به درس نمیره... =))

تنها کاراکتری که دلمون خوش بود بازیگر هست...

اون موارد اسپویلی هم که تورامبار گفت واقعا منو به فکر فرو برد! چی بودن اونا؟! خدایا...

سائورون فیزیکی؟! جنگ تن به تن با گندالف؟! به کجا چنین شتابان؟!

خود سارومان تو یاران حلقه میگفت سائورون نمیتونه شکل فیزیکی به خودش بگیره؟! تو بازگشت شاه هم حذفش کردن...

گالادریل نیست! نبرد دولگولدور نیست! کشته شدن اسماگ نیست! نبرد پنج سپاه نیست! میشه بگید چی هست؟؟؟؟؟

نمیدونم مگه فیلیپیا بوینز که طرفدار تالکینه بالا سر شوهرش نیست موقع نوشتن فیلمنامه؟! اصن حالم گرفته شد...

حالا درگوشی میگم

تورامبار اسمش حمیده

همسر پیترجکسونم هم فرن والشه!:دی

شاید بخاطر این دست نداره که پیتر میخواد بگه این یک پرنده یا چرنده یا پستاندار نیست ، این یک اژدهاست ! چیزی تا بحال ندیدید !

اسپویلر

اینم اسماگ بدون دست توی هابیت برهوت اسماگ

post-1897-0-12542700-1386939392_thumb.jp

ای بابا این که بیشتر شبیه خفاشه

!!!

من فقط دلم به اسماگ خوش بود که اونم پرید

!!!

نمی دونم چی با خودشون فکر کردن با این طراحی اسماگشون

؟؟؟؟

قسمت دوم فیلم هابیت هم انگار سورپرایز زیادی رو نداره و جکسون همه ی سورپرایزها رو تو فیلم سوم گذاشته انگار ... ولی از همه ی اینا (منظورم اسماگ و ...) میشه چشم پوشی کرد ولی ای کاش یه جنگی هم توش بود... یکی از دلایل مثبت دو برج به همین جنگ هلمز دیپ اش بود ... چرا آخه جکسون اینجوری عمل کرده ... خدا داند ....

در مورد دست اسماگ ... تو نسخه ی سینمایی سفر غیرمنتظره اسماگ دست داشت ولی تو نسخه ی اکستندش جکسون دستاشو برداشته و دستشو چسبونده به بالهایش که به نظر من اینطور awsome تره ... اسماگ اژده ها بیشتر شبیه اون اژده های قسمت آخر فیلم هری پاتر خواهد بود ، منتها اسماگ به نظرم رنگش قرمز باید باشه...

به نظر منکه خیلی هم عالی شد که پیتر دست هاشو برداشته ... اگه دستشو میگذاشت به جای اینکه شبیه یه اژده ها بشه بیشتر شبیه یه مارمولک میشد ...D:

حالا چه گیری دادید به دستاش؟:دی

اصل نفسشه که آتشینه

اینقدر مسائل مهم تری هست که دست اسماگ میونشون گم میشه

قسمت دوم فیلم هابیت هم انگار سورپرایز زیادی رو نداره و جکسون همه ی سورپرایزها رو تو فیلم سوم گذاشته انگار ... ولی از همه ی اینا (منظورم اسماگ و ...) میشه چشم پوشی کرد ولی ای کاش یه جنگی هم توش بود... یکی از دلایل مثبت دو برج به همین جنگ هلمز دیپ اش بود ... چرا آخه جکسون اینجوری عمل کرده ... خدا داند ....

در مورد دست اسماگ ... تو نسخه ی سینمایی سفر غیرمنتظره اسماگ دست داشت ولی تو نسخه ی اکستندش جکسون دستاشو برداشته و دستشو چسبونده به بالهایش که به نظر من اینطور awsome تره ... اسماگ اژده ها بیشتر شبیه اون اژده های قسمت آخر فیلم هری پاتر خواهد بود ، منتها اسماگ به نظرم رنگش قرمز باید باشه...

به نظر منکه خیلی هم عالی شد که پیتر دست هاشو برداشته ... اگه دستشو میگذاشت به جای اینکه شبیه یه اژده ها بشه بیشتر شبیه یه مارمولک میشد ...D:

یعنی فیلم هابیت اینقدر واسه پیتر کم ارزش بود که رفته اسماگ رو شبیه اژدهای توی هری پاتر ساخته

؟؟

اژدهای هری پاتر خیلی مزخزفه

!!!

پیتر چرا

؟؟؟؟؟

واقعا چرا

؟؟؟؟

یعنی فیلم هابیت اینقدر واسه پیتر کم ارزش بود که رفته اسماگ رو شبیه اژدهای توی هری پاتر ساخته

؟؟

اژدهای هری پاتر خیلی مزخزفه

!!!

پیتر چرا

؟؟؟؟؟

واقعا چرا

؟؟؟؟

کجاش بده ! به این باحالی ! فقط یکم رژیم گرفته :دی

توجه : این تصویر اژدهای فیلم هری پاتر هستش

hp4gf_072HungarianHorntail.jpg

کجاش بده ! به این باحالی ! فقط یکم رژیم گرفته :دی

hp4gf_072HungarianHorntail.jpg

این بدبخت که به زور می تونه راه بره بعدشم این بیشتر شبیه خفاش غول آسا هستش

!!

می ترسم سائورون هم دست نداشته باشه

=))

بابا شماهام یهو میزنید و میدوزید و میرید! =))|||| واستید فیلمو ببینید اونوقت راجع به اسماگ اینقد با جرات و قاطعانه نظر بدید! =)) میبینم روزی رو که (همین 2 هفته دیگه) آردا تلفات سکته ای داده واسه فیلم دوم!

خب اژدها همینطوراست دیگه

انتظار که ندارید محمدرضا گلزار رو بزارن جای اسماگ

حالا چندان اسماگ شبیه این اژدهای قسمت هفتم هری پاتر نیست

دستت درد نکنه محمدرضا! این روز جمعه ما رو هم خراب کردی! خب من الان دیگه دستم به درس نمیره... =))

تنها کاراکتری که دلمون خوش بود بازیگر هست...

سائورون فیزیکی؟! جنگ تن به تن با گندالف؟! به کجا چنین شتابان؟!

خود سارومان تو یاران حلقه میگفت سائورون نمیتونه شکل فیزیکی به خودش بگیره؟! تو بازگشت شاه هم حذفش کردن...

گالادریل نیست! نبرد دولگولدور نیست! کشته شدن اسماگ نیست! نبرد پنج سپاه نیست! میشه بگید چی هست؟؟؟؟؟

نمیدونم مگه فران والش که طرفدار تالکینه بالا سر شوهرش نیست موقع نوشتن فیلمنامه؟! اصن حالم گرفته شد...

دلیل ویرایش:

تصحیح سوتی! :دی

بندیکت رو من 10 بار ویدیو ی مصاحبه هاشو دیدم که گفته سائرونی که ما ساختیم مثل سایه هس، هم هست و هم نیست!... حالا طرف تو IMDB جوگیر شده یه چی گفته که جسم داره،منظورش از جسم همونیه که تو فیلم 1 هابیت بود!

آره من 5 شنبم خراب شد واسه بولگ، حــیـــف! ولی تو U tube همه فقط تعریف کردن از بولگ.

نتونستن تحمل کنم دیدمش =))

ولی زیادم بد نیس.اژدهای هری پاتر هم اون طور که گفتید بد نیست!اخه اژدها داریم تا اژدها.(بازم اسپویلر؟)

خب اژدها همینطوراست دیگه

انتظار که ندارید محمدرضا گلزار رو بزارن جای اسماگ

حالا چندان اسماگ شبیه این اژدهای قسمت هفتم هری پاتر نیست

آر فارازون جان

حالا کی گفته اژدها باید خوشگل باشه ؟

اژدها باید مخوف ترسناک حیله گر و مهم تر از همه با دست

خوب تمامی اساتید توجه کنند

با دست باشه

چی با دست باشه

!!!

آر فارازون جان

حالا کی گفته اژدها باید خوشگل باشه ؟

اژدها باید مخوف ترسناک حیله گر و مهم تر از همه با دست

خوب تمامی اساتید توجه کنند

با دست باشه

چی با دست باشه

!!!

این دیگه شده التهاب قبل از دیدن هابیت

مطمئنم فیلمو میبینید و از اسماگ هم خوشتون میاد

خب حالا دست میخواد چیکار؟میخواد چنگال یا لیوان به دست بگیره؟

با جناب ار فارازون شدیدا موافقم!

اژدها همون دهنو داره بسشه.الان دارین این طوری ازش انتقاد میکنید.

این دیگه شده التهاب قبل از دیدن هابیت

مطمئنم فیلمو میبینید و از اسماگ هم خوشتون میاد

خب حالا دست میخواد چیکار؟میخواد چنگال یا لیوان به دست بگیره؟

یعتی میگی اژدها جماعت حق ندارن لیوان و قاشق دست بگیرن

؟

دلم واسه اسماگ می سوزه که این همه بهش ظلم شده

!!

حالا این به کنار توی فیلم اول که دست داشت ولی حالا نداره این دیگه واقعا عجیبه

!!!!

یعتی میگی اژدها جماعت حق ندارن لیوان و قاشق دست بگیرن

؟

دلم واسه اسماگ می سوزه که این همه بهش ظلم شده

!!

حالا این به کنار توی فیلم اول که دست داشت ولی حالا نداره این دیگه واقعا عجیبه

!!!!

ما ایرانی ها ببین توروخدا فکرمونو با چه چیزایی مشغول میکنیم:دی

حالا شدیم طرفدار حقوق اسماگ اژدها

بابا این اسماگ زیر کوه طلا سال به سال بیدار نمیشه دست میخواد چیکار؟:دی

همون نفس آتشینش کل اره بور رو به باد داد

حالا بی خیال

ارباب حلقه ها که پر از گاف سینمایی بود حالا هابیت هم یکی داشته باشه بد نیست!:دی

تصاویری از هابیت: برهوت اسماگ

post-1521-0-21768700-1386942879_thumb.jp

post-1521-0-92363000-1386942864_thumb.jp

post-1521-0-49026900-1386942897_thumb.jp

ما ایرانی ها ببین توروخدا فکرمونو با چه چیزایی مشغول میکنیم:دی

حالا شدیم طرفدار حقوق اسماگ اژدها

بابا این اسماگ زیر کوه طلا سال به سال بیدار نمیشه دست میخواد چیکار؟:دی

همون نفس آتشینش کل اره بور رو به باد داد

حالا بی خیال

ارباب حلقه ها که پر از گاف سینمایی بود حالا هابیت هم یکی داشته باشه بد نیست!:دی

شما هم اگه جای من بودید جوش می زدید من حالا پوستم قرمز شده

من توی همه این سال ها اسماگ رو با دست نقاشی می کردم

حالا یه دفعه پیتر اومده دستاشو حذف کرده

بیچاره من که این همه کاغذ مصرف کردم

حالا اشکالی نداره چیز خاصی نیست که. ارامشتو حفظ کن ،یه لیوان آب بخور و در سری بعدی اسماگ رو بدون دست بکش!:دی

خب هابیت یه اقتباس سینماییه.این حق پیترجکسونه که نظرشو اعمال کنه

باید خود فیلم رو ببینیم تا بتونیم قضاوت کنیم

عکسهای اسماگ که رو هواپیما بود خیلی بی نظیره حالا دست نداشت که نداشت بزارید فیلمو ببینیم بعدا

من بیشتر بخاطر این ناراحتم که اسماگ در فیلم دوم نمیمیره

نکنه اسماگ هم در نبرد پنج سپاه حضور داره !

حالا ولش کنیم این بحث رو

راستی کسی از طرز حرف زدنش چیزی نگفته

؟؟

منظورم اینه که دهنش حرکت می کنه یا نه

؟؟

ارباب حلقه ها که پر از گاف سینمایی بود حالا هابیت هم یکی داشته باشه بد نیست!:دی

این گاف نیست =)) اینهمه وقت گذاشتن بعد اینهمه اتود به یه دیزاین رسیدن اونوقت همه به راحتی هر چی بخوان میگن! تو فیلم باید دید! فقط 2 هفته طاقت بیارید... خواهیم دید که شاهکاره یا نه

این گاف نیست =)) اینهمه وقت گذاشتن بعد اینهمه اتود به یه دیزاین رسیدن اونوقت همه به راحتی هر چی بخوان میگن! تو فیلم باید دید! فقط 2 هفته طاقت بیارید... خواهیم دید که شاهکاره یا نه

اگه اسمش گاف نیست پس چی هستش؟

خب شما بفرما که بهش چی میگن تا از محضر شما فیض ببریم

پست قبلی من رو بخون

البته اینجا بحث شاهکار بودن یا نبودن فیلم نیست بحث دست داشتن یا نداشتن اسماگه!

من مطمئنم اسماگ پا داره

دستشو نمیدونم !!!!!!!!!!!!!!!!

بندیکت رو من 10 بار ویدیو ی مصاحبه هاشو دیدم که گفته سائرونی که ما ساختیم مثل سایه هس، هم هست و هم نیست!... حالا طرف تو IMDB جوگیر شده یه چی گفته که جسم داره،منظورش از جسم همونیه که تو فیلم 1 هابیت بود!

آره من 5 شنبم خراب شد واسه بولگ، حــیـــف! ولی تو U tube همه فقط تعریف کردن از بولگ.

اینجا رو بخون عزیز دلم:

He [Gandalf] goes in trying to take away a concealment spell, after which he is attacked and cornered by Azog and his orcs. He fends them off with some magic force field and flees, until he runs into the black smoke, aka Sauron. He does a sort of battle between his force bubble around him and the black smoke trying to get to him, until the black smoke turns into a fiery person, the silhouette of Sauron as seen in LotR's prologue. This is then visualized with a fiery ball around it, making it look like the black slit in the eye of Sauron. Gandalf is then sure it is indeed Sauron, and next you see he is locked up in a very small cage, hanging over a cliff. All these scenes are inter-cut with the climactic scenes at the Lonely Mountain.

Not to forget that Sauron breaks Gandalfs staff

- I also heard that after Sauron bests Gandalf and destroys his staff we see him violently fly back against a wall a la the battle of Isengard with Saruman in Fellowship. Is this true?

- Yes, but again you see the 'magic blast' that Sauron sends out to hit Gandalf and send him flying back up against the fortress wall. It's like fire and smoke and forcefield particles (hard to explain), the tower's walls crumble from the blast as well. The magic is a lot more intense and visible than the other trilogy. I actually thought they would keep the Necromancer a bit more subtle and mysterious but not at all, there is no doubt it is Sauron whatsoever by the end of that first confrontation.

حالا ولش کنیم این بحث رو

راستی کسی از طرز حرف زدنش چیزی نگفته

؟؟

منظورم اینه که دهنش حرکت می کنه یا نه

؟؟

بله دهنش حرکت میکنه موقع حرف زدن.

اگه اسمش گاف نیست پس چی هستش؟

خب شما بفرما که بهش چی میگن تا از محضر شما فیض ببریم

پست قبلیمون رو بخون

البته اینجا بحث شاهکار بودن یا نبودن فیلم نیست بحث دست داشتن یا نداشتن اسماگه!

خخخخ =))) تا حالا ندیده بودم یه انسان چنین خشمگین شود! خشم دورفهای آیرون هیلز و اره بور رو من رو نمیکنم فعلا =))

اینهمه اتود زدن و طراحی کردن و آخرش به نظر پیتر این طرح تائید شده، این میشه گاف؟؟!! طراحیه دیگه... یکی میپسنده یه کی هم نه! اینو بهش میگن کانسپت دلپسند شما یا کانسپت غیر دلپسند! :)) شاهکاری هم که گفتم منظورم شاهکار بودن خود شخص اسماگ بود...هم صداش هم کانسپتش و هم CGش!

خخخخ =))) تا حالا ندیده بودم یه انسان چنین خشمگین شود! خشم دورفهای آیرون هیلز و اره بور رو من رو نمیکنم فعلا =))

اینهمه اتود زدن و طراحی کردن و آخرش به نظر پیتر این طرح تائید شده، این میشه گاف؟؟!! طراحیه دیگه... یکی میپسنده یه کی هم نه! اینو بهش میگن کانسپت دلپسند شما یا کانسپت غیر دلپسند! :)) شاهکاری هم که گفتم منظورم شاهکار بودن خود شخص اسماگ بود...هم صداش هم کانسپتش و هم CGش!

اون جواب پست قبلی شما بود

خب وقتی اسماگ یه جا دست داشته باشه و جای دیگه نداشته باشه بهش میگن گاف

طراحی بله ولی بشرطی همه جا یکسان باشه

بحث گاف با قضاوت در مورد ارزش سینمایی یه اثر جداست

شما جز کاربران جدید هستید

اگه تاپیک های مختلف رو بخونید هم تاپیک هایی وجود داره که به گاف های سینمایی لوتر میپردازه و هم تاپیک هایی که در مورد خود فیلم بحث میکنه

در ضمن آر-فارازون شاه بزرگ نومه نور و سرزمین میانی بوده با دورف ها قابل مقایسه نیست :))

اینجا رو بخون عزیز دلم:

بله دهنش حرکت میکنه موقع حرف زدن.

واااای اصن من تسلیم ولی چرا گفتی بخونم! =)) نابود شدم که! ولی کامل نخوندم و این طرف هم اشتباه کرده به نظرم :دی یعنی با آرمور خود سائرون یاران حلقه میاد؟! فک نکنم

واااای اصن من تسلیم ولی چرا گفتی بخونم! :)) نابود شدم که! ولی کامل نخوندم و این طرف هم اشتباه کرده به نظرم :دی یعنی با آرمور خود سائرون یاران حلقه میاد؟! فک نکنم

باشه اصلا اینا همه دروغ گفتن! =))

فکر کنم سائورون همون یدونه آرمورو کلا بیشتر نداشته باشه! چون کالبدش همون شکلیه! یه چند ثانیه ای که تو بازگشت پادشاه هم نشونش میده (اونجا که آراگورن تو پلان تیر دنه تور بهش نگاه میکنه) دقیقا همین شکلیه!

ولی خدا خیلی خفنه! دارم میمیرم واسه دیدن این صحنه! چه شود! =))

اون جواب پست قبلی شما بود

خب وقتی اسماگ یه جا دست داشته باشه و جای دیگه نداشته باشه بهش میگن گاف

طراحی بله ولی بشرطی همه جا یکسان باشه

بحث گاف با قضاوت در مورد ارزش سینمایی یه اثر جداست

شما جز کاربران جدید هستید

اگه تاپیک های مختلف رو بخونید هم تاپیک هایی وجود داره که به گاف های سینمایی لوتر میپردازه و هم تاپیک هایی که در مورد خود فیلم بحث میکنه

در ضمن آر-فارازون شاه بزرگ نومه نور و سرزمین میانی بوده با دورف ها قابل مقایسه نیست :|

چی جواب پست قبلی من بود؟! :))

تو فیلم 1 معلوم نیس با دست میاد تو یا با پا! هیچ لانگ شاتی نیست که اینو ثابت کنه! در ضمن اگه هابیت1 رو 2باره نگاه کنید میبینید که پنجه هایی که میاد از در داخل واسه پاهای اسماگه با توجه به این پشت صحنه آخریه که این عکسا رو نشون داد از پا و دست اسماگ

1461282_554711587956690_2076225498_n.jpg

من کاربر جدیدم و اون تاپیک ها رم خوندم ولی ربطی به حرفای الانمون ندارن اون تاپیکها!

"در ضمن آر-فارازون شاه بزرگ نومه نور و سرزمین میانی بوده با دورف ها قابل مقایسه نیست " ----> خخخ =)))

باشه اصلا اینا همه دروغ گفتن! :)) فکر کنم سائورون همون یدونه آرمورو کلا بیشتر نداشته باشه! چون کالبدش همون شکلیه! یه چند ثانیه ای که تو بازگشت پادشاه هم نشونش میده (اونجا که آراگورن تو پلان تیر دنه تور بهش نگاه میکنه) دقیقا همین شکلیه! ولی خدا خیلی خفنه! دارم میمیرم واسه دیدن این صحنه! چه شود! =))
خیــــــلی منظرش بودم از همون هابیت لول! ملاقات نکرومنسر و گندالف! پس اینجا باید در تقابل با سائرون سر عصای گندالف بشکنه و از هم باز شه و بشه اون عصایی که در ارباب حلقه ها داره.

چی جواب پست قبلی من بود؟! =))

تو فیلم 1 معلوم نیس با دست میاد تو یا با پا! هیچ لانگ شاتی نیست که اینو ثابت کنه! در ضمن اگه هابیت1 رو 2باره نگاه کنید میبینید که پنجه هایی که میاد از در داخل واسه پاهای اسماگه با توجه به این پشت صحنه آخریه که این عکسا رو نشون داد از پا و دست اسماگ

من کاربر جدیدم و اون تاپیک ها رم خوندم ولی ربطی به حرفای الانمون ندارن اون تاپیکها!

"در ضمن آر-فارازون شاه بزرگ نومه نور و سرزمین میانی بوده با دورف ها قابل مقایسه نیست " ----> خخخ =)))

راستش اصلا منظور شما رو نمیفهمم از این بحث

در سفرغیرمنتظره اسماگ دست داره و بقولی اینجا نداره

اینکه پیچوندن نداره

چرا کاملا دارن اگه خوندید متوجه میشید که بحث در مورد اشتباهات سینمایی ربطی به از اتود تا دیزاین نداره

مگه دورف ها شاهی داشتن که از ار-فارازون بزرگ تر باشه. داشتند؟

اگه اون پست قبلی من رو میخوندید میدونستید که شما سعی دارید چیزی رو به من بقبولانید که خودم قبولش دارم

پست 40 از همین تاپیک رو بخون

به جای اینکه اسم تاپیک رو " بحث در مورد «هابیت: برهوت اسماگ» [خطر لو رفتن داستان] " بزارین بنظرم بهتره که اسم " اسماگ دست داشته باشه خوبه یا نداشته باشه " میزاشتین بهتر بود [شوخی]

ولی گفتین که اسماگ وقتی که حرف میزنه دهانش تکون میخوره که واقعا هنگیدم . یعنی جکسون چطوری این صحنه رو به نمایش میگذاره؟! شما فکر کنین اسماگ داره میگه : " من پادشاه زیرکوهم " بعد دهنش تکون میخوره . کلا یکجورایی بنظرتون بچه گانه بنظر نمیرسه ؟!

به جای اینکه اسم تاپیک رو " بحث در مورد «هابیت: برهوت اسماگ» [خطر لو رفتن داستان] " بزارین بنظرم بهتره که اسم " اسماگ دست داشته باشه خوبه یا نداشته باشه " میزاشتین بهتر بود [شوخی]

ولی گفتین که اسماگ وقتی که حرف میزنه دهانش تکون میخوره که واقعا هنگیدم . یعنی جکسون چطوری این صحنه رو به نمایش میگذاره؟! شما فکر کنین اسماگ داره میگه : " من پادشاه زیرکوهم " بعد دهنش تکون میخوره . کلا یکجورایی بنظرتون بچه گانه بنظر نمیرسه ؟!

من شک دارم که به طور مستقیم نشان داده بشه دهنش موقع حرف زدن!!

به جای اینکه اسم تاپیک رو " بحث در مورد «هابیت: برهوت اسماگ» [خطر لو رفتن داستان] " بزارین بنظرم بهتره که اسم " اسماگ دست داشته باشه خوبه یا نداشته باشه " میزاشتین بهتر بود [شوخی]

ولی گفتین که اسماگ وقتی که حرف میزنه دهانش تکون میخوره که واقعا هنگیدم . یعنی جکسون چطوری این صحنه رو به نمایش میگذاره؟! شما فکر کنین اسماگ داره میگه : " من پادشاه زیرکوهم " بعد دهنش تکون میخوره . کلا یکجورایی بنظرتون بچه گانه بنظر نمیرسه ؟!

من شک دارم که به طور مستقیم نشان داده بشه دهنش موقع حرف زدن!!

تو این کلیپ پرده ای که امروز منتشر شد از فیلم نشون میده دقیقا. اسماگ داره با بیلبو حرف میزنه و دهنش هم باز و بسته میشه.

همون دیالوگ معروف don't be shy, step into the light رو هم میگه!

راستش اصلا منظور شما رو نمیفهمم از این بحث

در سفرغیرمنتظره اسماگ دست داره و بقولی اینجا نداره

اینکه پیچوندن نداره

چرا کاملا دارن اگه خوندید متوجه میشید که بحث در مورد اشتباهات سینمایی ربطی به از اتود تا دیزاین نداره

مگه دورف ها شاهی داشتن که از ار-فارازون بزرگ تر باشه. داشتند؟

اگه اون پست قبلی من رو میخوندید میدونستید که شما سعی دارید چیزی رو به من بقبولانید که خودم قبولش دارم

پست 40 از همین تاپیک رو بخون

اسماگ کجا در سفری غیر منظره دستشو نشون داد؟! این حل بشه بقیه بحثای جانبی هم حل میشه که دیگه نمیگیم گاف

تو این کلیپ پرده ای که امروز منتشر شد از فیلم نشون میده دقیقا. اسماگ داره با بیلبو حرف میزنه و دهنش هم باز و بسته میشه.

همون دیالوگ معروف don't be shy, step into the light رو هم میگه!

تورامبار من ندیدمش! تو دیدی بگو چه جوریه؟ حرف زدنش =))

اسماگ کجا در سفری غیر منظره دستشو نشون داد؟! این حل بشه بقیه بحثای جانبی هم حل میشه که دیگه نمیگیم گاف

تاپیک اخبار برهوت اسماگ رو ببینید

عکسش در اونجا هست

پست 520 از تاپیک برهوت اسماگ رو بخون

کسی کلیپ دانلود نکرده آپلود کنه ما هم ببینیم =))

به جای اینکه اسم تاپیک رو " بحث در مورد «هابیت: برهوت اسماگ» [خطر لو رفتن داستان] " بزارین بنظرم بهتره که اسم " اسماگ دست داشته باشه خوبه یا نداشته باشه " میزاشتین بهتر بود [شوخی]

ولی گفتین که اسماگ وقتی که حرف میزنه دهانش تکون میخوره که واقعا هنگیدم . یعنی جکسون چطوری این صحنه رو به نمایش میگذاره؟! شما فکر کنین اسماگ داره میگه : " من پادشاه زیرکوهم " بعد دهنش تکون میخوره . کلا یکجورایی بنظرتون بچه گانه بنظر نمیرسه ؟!

اگر دهنش تکون نخوره ! حیوان خدا چجوری صوت ایجاد کنه؟ !

تو این کلیپ پرده ای که امروز منتشر شد از فیلم نشون میده دقیقا. اسماگ داره با بیلبو حرف میزنه و دهنش هم باز و بسته میشه.

همون دیالوگ معروف don't be shy, step into the light رو هم میگه!

چی ؟! کلیپ؟! داداش اگه کلیپشو داری میشه واسه ما هم لینکشو بصورت پیغام خصوصی ارسال کنی؟!

اگر دهنش تکون نخوره ! حیوان خدا چجوری صوت ایجاد کنه؟ !

من فکر میکردم چیزی شبیه اژده های فیلم اراگورن حرف میزنه ... یعنی بدون اینکه دهانشو تکون بده حرف بزنه D:

نه متاسفانه لینکی ازش ندارم، خودمم تو فیس بوک دیدم.

کلیپش این طوریه که بیلبو رو نشون میده که تو اره بور داره از دست اسماگ فرار میکنه و قایم میشه، در حالی که حلقه هم دستشه.

اسماگ هم داره دنبالش میگرده، و به نظر میرسه که حضور حلقه رو حس کرده. اسماگ میگه:

!Come now, Don't be shy! step into the darkness! there is something with you...something you carry, something made of gold... but far more precious

اینجا کلمه precious رو که میگه (اسم اعظم @-)) بیلبو یه نظر چشم سائورون رو میبینه و غیر ارادی حلقه رو درمیاره، و در نتیجه مریی میشه و اسماگ میبیندش. اما تو همین جا کلیپ تموم میشه.

اسماگ صداش که فوق العاده است، تصویر زیاد واضح نیست اما مطمئنا عالیه. چشمای اسماگ به خصوص خیلی خوب در اومده و کلا صورتش اون حس شرارت اژدها رو خیلی خیلی خوب منتقل میکنه!

عذر بنده رو بپذیرید، اما باید به صراحت عرض کنم که بعد از ضعف تکنولوژی CG وارگ ها و اورک ها در قسمت اول، تمام دلخوشیم در مورد قسمت دوم گریم فوق العاده بی نظیر و جذاب و با ابهت بولگ بود که باعث شده بود تمام این 1سال رو برای دیدنش انتظار بکشم، اما اونطوری که از ظواهر امر بر میاد مثل اینکه جناب جکسون مثل همیشه در لحظه ی آخر تصمیم گرفت که برای بولگ هم از سیستم CG استفاده کنه!!! ولی واقعاً چطور دلش اومد اون هیبت عظیم و با ابهت و گریم حرفه ای که برای بولگ طراحی کرده بودند رو به این راحتی زیر پا له کنه و به جاش از یه چهره ی مصنوعی (CG) استفاده کنه؟!؟!؟!

در مورد بحث دست داشتن یا نداشتن اسماگ نظر خاصی ندارم اما وقتی عده ی زیادی از طرفداران عقیده دارند که دست نداشتن اسماگ یه نقطه ضعف هست، حتما یک مشکلی وجود داره!

من از بیان این جمله منظور خاصی ندارم اما پیتر داره با حرکت کردن در جهت مخالف علایق ما باعث میشه آرزو کنیم کاش همون گیلرمو دل‌تورو کارگردان سه گانه ی هابیت میشد!!!

با تمام این اوصاف امیدوارم بعد از دیدن فیلم، به قدری شاهد جذابیت های زیادی در فیلم باشم که باعث بشه در مورد این کامنتم تجدیدنظر کنم!

بنظرتون پیتر بالاخره اسماگ رو از اون کوه میکشه بیرون ؟

من میخوام اسماگ رو وقتی در آسمان در حال پروازه ببینم ! چه شود !

بحث کردن رو بذارید کنار ! چیزهای مهمتری برای گفتن هست

میخواید اسماگ دست داشته باشه ؟ اینجوری خوبه ؟ :دی @-)

post-1521-0-59378900-1386948503_thumb.jp

عذر بنده رو بپذیرید، اما باید به صراحت عرض کنم که بعد از ضعف تکنولوژی CG وارگ ها و اورک ها در قسمت اول، تمام دلخوشیم در مورد قسمت دوم گریم فوق العاده بی نظیر و جذاب و با ابهت بولگ بود که باعث شده بود تمام این 1سال رو برای دیدنش انتظار بکشم، اما اونطوری که از ظواهر امر بر میاد مثل اینکه جناب جکسون مثل همیشه در لحظه ی آخر تصمیم گرفت که برای بولگ هم از سیستم CG استفاده کنه!!! ولی واقعاً چطور دلش اومد اون هیبت عظیم و با ابهت و گریم حرفه ای که برای بولگ طراحی کرده بودند رو به این راحتی زیر پا له کنه و به جاش از یه چهره ی مصنوعی (CG) استفاده کنه؟!؟!؟!

در مورد بحث دست داشتن یا نداشتن اسماگ نظر خاصی ندارم اما وقتی عده ی زیادی از طرفداران عقیده دارند که دست نداشتن اسماگ یه نقطه ضعف هست، حتما یک مشکلی وجود داره!

من از بیان این جمله منظور خاصی ندارم اما پیتر داره با حرکت کردن در جهت مخالف علایق ما باعث میشه آرزو کنیم کاش گیلرمو دل‌تورو کارگردان سه گانه ی هابیت میشد!!!

با تمام این اوصاف امیدوارم بعد از دیدن فیلم، به قدری شاهد جذابیت های زیادی در فیلم باشم که باعث بشه در مورد این کامنتم تجدیدنظر کنم!

یادمه یکی از دوستام تو یه سایت دیگه گفته بود : کارگردانی که بر سلیقه ی دیگران فیلمشو میسازه کلا اشتباه است و من بهش لقب یک کارگردان مهربان رو میدهم ولی کارگردانی که خلاف بقیه فیلم میسازه به شجاع و اون اعتمادی که داره تحسینش میکنم.

و من هم به خاطر همین که جکسون خلاف ما عمل کرده تحسینش میکنم اگر جکسون فقط به خاطر سلیقه ی ما عمل کنه فیلمش به فنا میره ، اینو باید قبول کنیم و اگه بطور مخالف حرکت کنه معلوم میشه که کارگردان شجاعیه و به اون ایمانی که داره پایبنده.

منهم از همون روز اول گفتم که بولگ هم مثل آزوگ به سبک موشن کپچر هستش ولی هیچکدوم از بچه ها توجهی نکردن و فقط گفتن بولگ گریم داره و سی جی ای نیستش ... حالا به نظرتون حق با کی بود؟! D:

یادمه یکی از دوستام تو یه سایت دیگه گفته بود : کارگردانی که بر سلیقه ی دیگران فیلمشو میسازه کلا اشتباه است و من بهش لقب یک کارگردان مهربان رو میدهم ولی کارگردانی که خلاف بقیه فیلم میسازه به شجاع و اون اعتمادی که داره تحسینش میکنم.

و من هم به خاطر همین که جکسون خلاف ما عمل کرده تحسینش میکنم اگر جکسون فقط به خاطر سلیقه ی ما عمل کنه فیلمش به فنا میره ، اینو باید قبول کنیم و اگه بطور مخالف حرکت کنه معلوم میشه که کارگردان شجاعیه و به اون ایمانی که داره پایبنده.

منهم از همون روز اول گفتم که بولگ هم مثل آزوگ به سبک موشن کپچر هستش ولی هیچکدوم از بچه ها توجهی نکردن و فقط گفتن بولگ گریم داره و سی جی ای نیستش ... حالا به نظرتون حق با کی بود؟! D:

آخه میدونی چیه ! پیتر عاشق جلوه های رایانه ای هستش ! بخاطر همین جوگیر شده داره همه چیزو مصنوعی و رایانه ای میکنه ! تکنولوژی زیاد رو دیده داره از همش استفاده میکنه !

خودش یه زمان میگفت من و دلتورو به روش های قدیمی (ماکت و ..) پایبندیم و از اونا استفاده میکنیم.

... منهم از همون روز اول گفتم که بولگ هم مثل آزوگ به سبک موشن کپچر هستش ولی هیچکدوم از بچه ها توجهی نکردن و فقط گفتن بولگ گریم داره و سی جی ای نیستش ... حالا به نظرتون حق با کی بود؟! D:

من نمیدونم شما بر چه اساسی عقیده داشتید که بولگ هم مثل آزوگ CG هست، اما تمام دوستانی که میگفتند بولگ کاملا گریم داره، به این تصویری که به طور رسمی منتشر شده بود استناد می کردند:

post-1821-0-86941600-1386949150_thumb.jp

من نمیدونم شما بر چه اساسی عقیده داشتید که بولگ هم مثل آزوگ CG هست، اما تمام دوستانی که میگفتند بولگ کاملا گریم داره، به این تصویری که به طور رسمی منتشر شده بود استناد می کردند:

post-1821-0-86941600-1386949150_thumb.jp

لرد الروند عزیز فکرکنم که این شبیه یکی از جنگجویانی بود که در آزانول بیزار و در پای دروازه های موریا از پای در اومد

فکرکنم دوالین اونو کشت .خیلی شبیه اون هست

لرد الروند عزیز فکرکنم که این شبیه یکی از جنگجویانی بود که در آزانول بیزار و در پای دروازه های موریا از پای در اومد

فکرکنم دوالین اونو کشت .خیلی شبیه اون هست

خوب قرار بود این بولگ باشه دیگه! من خودم تو پشت صحنه های اکستندد هابیت 1 دیدم که این به عنوان بولگ بود!! کی گقته بولگ cg هستش؟!

نه دوست من هم میگه کاربران تو ای ام دی بی نوشتن بولگ کامپیوتری هست و ظاهرا شکایت هم داشتن که خوب از آب در نیومده مثل اینکه جلوه های کامپیوتری در برخی صحنه ها مضنوعی شده

نه دوست من هم میگه کاربران تو ای ام دی بی نوشتن بولگ کامپیوتری هست و ظاهرا شکایت هم داشتن که خوب از آب در نیومده مثل اینکه جلوه های کامپیوتری در برخی صحنه ها مضنوعی شده

خوب تو imdb خیلی چیزا نوشتن! من که باور نمیکنم تا خودم نبینم! اگر میشه لینک imdb را بهم بدید؟

این جانب بانوی روهان با شجاعت تمام پای در این مکان خطیر و پر اسپویل میگذارم ...

حالا آخرش اسماگ توی برهوت اسماگ میمیره یانه ؟تو تریلر که تیر سیاه و پرتابشونشون داد

خب یه الهامی بهم شده بود که بولگ هم CGI هستش D: خودمم از قبل هم میدونستم که بولگ بصورت موشن کپچر نشان داده میشه...

نقدهای کاربرای imdb هم 50/50 هستش بعضیا بشدت از CGI و موشن کپچر فیلم خوششون اومده بود و بعضیا هم خیر... قبلا هم خیلی به خمیری شکل بودن پوست آزوگ اعتراض کرده بودند ولی خب آزوگ رو الان ببینید به نظرتون چه جوریه ؟!! هنوز بزارید فیلم هابیت بیاد اونموقع معلوم میشه ...

این جانب بانوی روهان با شجاعت تمام پای در این مکان خطیر و پر اسپویل میگذارم ...

حالا آخرش اسماگ توی برهوت اسماگ میمیره یانه ؟تو تریلر که تیر سیاه و پرتابشونشون داد

اینطور که بچه ها خبر رسوندن ! نه تو هابیت 2 نمیمیره !

خوب تو imdb خیلی چیزا نوشتن! من که باور نمیکنم تا خودم نبینم! اگر میشه لینک imdb را بهم بدید؟

من خودم که نمیتونم پیدا کنم اما شما اگه زبانت خوبه شاید بتونی پیدا کنی باید تو این بخش باشه http://www.imdb.com/title/tt1170358/board/?p=3

چون فیلم نمایشش بوده بحث این بخش داغ شده رفته صفحه های عقب

منم تو بحث های IMDB این رو خوندم. اما الان حوصله ندارم مثل اون قضیه سائورون دوباره برم پیدا کنم حرفاشونو!

بله ظاهرا همه اورک ها CGI هستن!

این فاجعه است به نظر من!

وقتی ابهت اون اورک هایی که تو پشت صحنه ها دیدیم رو یادم میاد... کاریزمای بولگ ریشدار رو یادم میاد... بعد یاد گابلین های سفری غیرمنتظره میفتم!

خدایا من برم سرمو به کدوم دیوار بکوبم؟!

خدایا این پیتر جکسون چشه؟! چرا زرق و برق تکنولوژی اینجوری کورش کرده؟! @-)

اه افتضاح شده که

یعنی چی

شماره 9 یعنی چی؟هی میچرخونشش؟

یعنی چی مثلث عشق؟یک فیلم غیر عشقی نمیشه نداشته باشیم؟؟؟؟؟

@-)(((((((

از این دست این پیتر

حالا کل کتاب توش یه خانم پیدا نمیشه

حالا چه اشکالی داره که پیتر جکسون تائوریل رو اضافه کرده؟

آخ آخ آخ شماها هنوز فيلم رو نديديد اينقدر در موردش جر و بحث ميكنيد خدا بدادمون برسه اون روزي كه فيلم رو ببينيد حتما همديگرو ميكشيد

فکر کنم این بولگ باشه!!!

post-1821-0-30846500-1386956330_thumb.jp

چون بخیه های روی سر و صورتش و زخم لبش خیلی شبیه به همون گریمی هست که قرار بود برای بولگ در نظر بگیرند!!!

اگر این واقعا بولگ باشه، باید به پیتر گفت که : "برات متاسفیم"!!!

این post-1821-0-30846500-1386956330_thumb.jpکجا و آن post-1821-0-97357700-1386956720_thumb.jpکجا!!!

اگر پیتر همین گریم رو حفظ میکرد، چه بسا در این بخش حتی اسکار هم می گرفت!!!

إن شاء الله خدا عاقبت سه گانه ی هابیت رو ختم به خیر کنه!

به نظرم این حرکت جکسون که یه کاراکتر مونث گذاشته نه تنها آسیبی به رمان اصلی نمیرسونه بلکه واقعا کار خلاقانه ای هستش... باید از جکسون قدر دانی کنیم که فضای مردانه ای بر روی هابیت احاطه شده بود در آورد. هر چی باشه حضور یک کاراکتر مونث بر فیلم ها خیلی تاثیر گذاره...

به نظرم جکسون تو ساخت فیلم هابیت واقعا خلاقانه عمل کرده و به رمان هابیتی که داستان سرراستی داره داستانشو به شکل وسیع تری شکل داده. مثلا ما تو رمان هابیت هیچ شناختی در مورد بارد کماندار نداشتیم و فقط تنها اسم خودشو میخوندیم ولی جکسون اولین حرکت خلاقانه اش این بوده که به این شخصیت جان داده ، زندگی داده ، هدف داده و اینکار واقعا خودش عالیه و اصلا لطمه ای به رمان هابیت نمیزنه . یا اومده سه تا شخصیت منفی رو آورده ما تو رمان هابیت تنها یک شخصیت منفی داشتیم و اونم اسماگ بود ولی جکسون در کنار اسماگ ، بولگ و آزوگ و سایرون رو هم قرار داده تا موجودات پلیدی که در فیلم هست رو بیشتر و بیشتر بکنه . تو رمان هابیت گندالف یکدفعه غیبش میزد! و اصلا تالکین عزیز هیچ اشاره ای که گندالف کجا رفته است نکرده است (البته تا اونجایی که خودم به یاد دارم اشاره نکرده بود ولی خب شاید هم اشاره کرده باشه و من یادم نمیاد) و جکسون اومده ماجرای فیلم هابیت رو با استفاده از اینکه گندالف تو رمان هابیت کجا رفته دو یا سه موضوع و داستان مختلف رو تو فیلمش جا داده و فیلمشو عظیم تر کرده و حتی خیلی فراتر از رمان هابیت برده . پس بیایین فقط به خاطر اینکه اورک ها CGI هستن کل داستان فیلم رو فراموش نکنیم . شاید درست باشه که پیتر جکسون خیلی به جلوه های ویژه وابسته شده ولی در کنارش یک داستان بسیار قوی و خلاقانه ای رو برای هابیت آماده کرد...

فکر کنم این بولگ باشه!!!

post-1821-0-30846500-1386956330_thumb.jp

چون بخیه های روی سر و صورتش و زخم لبش خیلی شبیه به همون گریمی هست که قرار بود برای بولگ در نظر بگیرند!!!

اگر این واقعا بولگ باشه، باید به پیتر گفت که : "برات متاسفیم"!!!

این post-1821-0-30846500-1386956330_thumb.jpکجا و آن post-1821-0-97357700-1386956720_thumb.jpکجا!!!

اگر پیتر همین گریم رو حفظ میکرد، چه بسا در این بخش حتی اسکار هم می گرفت!!!

إن شاء الله خدا عاقبت سه گانه ی هابیت رو ختم به خیر کنه!

بیشتر شبیه یه گوریله تا اورک D:

آخ آخ آخ شماها هنوز فيلم رو نديديد اينقدر در موردش جر و بحث ميكنيد خدا بدادمون برسه اون روزي كه فيلم رو ببينيد حتما همديگرو ميكشيد

نه بحث این حرفا نیست

اشکالاتی مطمئنا به هابیت وارده

ولی باید ببینیم جکسون چه چیزی تو دستشه

داستان هابیت داستان ساده ایه و پیترجکسون برای گسترش اون مجبوره بهش شاخ و برگ بده

تازه ورثای تالکین اجازه اقتباس از داستان های دیگه ندادن

شاید ایم ایده های جکسون بعضا ناموفق باشه ولی بازم قابل ستایشه

با سلام خدمت دوستان عزیز, در ادامه صحبت های دوستان در مورد cgi کاراکتر ها:

راستش اولین بار که هابیت سفری غیر منتظره رو دیدم . داشتم از تعجب شاخ در می آوردم . گابلین ها که کلا افتضاح بودند. بعد از دیدن هابیت یک بدون فوت وقت حتی به مدت یک ثانیه سریعا رفتم روی فیلم یاران حلقه بخش معادن موریا وگابلین ها ,با برنامه km هابیت رو باز کردم وبا برنامه gom یاران حلقه رو. توی قسمت گابلین های هابیت pause کردم وهمینطور بخش معادن موریا ی یاران حلقه . با دیدن این همه تفاوت واقعا داشتم تعجب می کردم وبه این فکر می کردم که گابلین هایی که توی ارباب حلقه ها بودند چه قدر با ابهت وترسناک هستند,و گابلین های هابیت چه قدر مضحک وخنده دار هستند به خصوص با اون قد های ریزه میزه .

خوب اینجا تفاوت هنر دست با هنر کامپیوتر به وضوح معلوم میشه. گابلین های ارباب حلقه ها حاصل دستان هنرمند گریمور های فیلم بود و گابلین های هابیت حاصل کار بدون ظرافت کامپیوتر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!.

به نظرتون ارزش داره تا عيد صبر كنم تا كيفيت 720 بياد ؟ يا نه تا كيفيت پرده اي اومد دانلودش كنم

نه بحث این حرفا نیست

اشکالاتی مطمئنا به هابیت وارده

ولی باید ببینیم جکسون چه چیزی تو دستشه

داستان هابیت داستان ساده ایه و پیترجکسون برای گسترش اون مجبوره بهش شاخ و برگ بده

تازه ورثای تالکین اجازه اقتباس از داستان های دیگه ندادن

شاید ایم ایده های جکسون بعضا ناموفق باشه ولی بازم قابل ستایشه

كاملا باهاتون موافقم مگه فيلم بدون اشكال هم ميشه (گل بي خار خداست)

این دیگه بستگی به خودتون داره خیلی ها میتونن صبر کنن و خیلی ها هم نمیتونن

به الندیل:کاملا موافقم این استفاده زیاد از جلوه های ویژه خیلی تو ذوق میزنه

اگر ینفر که فیلمو تو سینما دیده و برای اولین بار بیاد اینجا (این تاپیک) فکر میکنه که ما همه دسته جمعی با اتوبوس رفتیم هابیت 2 رو تو سینما دیدیم و اومدیم اینجا داریم ایرادات فیلم رو میگیریم :دی

اگر ینفر که فیلمو تو سینما دیده و برای اولین بار بیاد اینجا (این تاپیک) فکر میکنه که ما همه دسته جمعی با اتوبوس رفتیم هابیت 2 رو تو سینما دیدیم و اومدیم اینجا داریم ایرادات فیلم رو میگیریم :دی

@-) خب اینجا انجمن طرفداران تالکینه ها

انجمن تیفوسی ها!:دی

بچه ها حالا این اورکه CGI هستش یا گریمه ؟! D:

اینقدر به این CGi بودن اورک و اینا هم گیر ندین خواهشا . هابیت قرار نیست که عینهو مثل ارباب ساخته بشه که و باید یه چیزهای جدیدی هم توش باشه ... خدائیش فقط چهره ای این اورکه رو ببینید ... اصلا معلوم نمیشه که این CGi هستش یا گریم ...

به نظر میاد با جلوه های ویژه صورتشو تغییر دادن بخصوص رنگ پوست،مردمک چشم و...

فکر کنم ترکیبی از هردو باشه

خوب منم یه نظر بدم میون این همه بحث دوستان :دی

راستش خیلی با خودم کلنجار رفتم که اون اسپویلر اول تاپیک رو نخونم... ولــــــــــــی! مگه این شیطان وسوسه گر درون اجازه میده آخه!! :دی

خوب راستش چیزی که از همه بیشتر توی ذوقم زد، همون مثلث عشقی هست! واقعا پیتر چه فکری کرده با این کار! حالا ما هنوز فیلم رو ندیدیم از عمق ماجرا خبر نداریم! ولی آخه عشق یه الف به یه دورف!!! دیگه خیلی نوبره... باز اگه دورفه ازون خوشش اومده بود میگفتیم مثل جریان گیملی میمونه ( که البته بازم به نظرم مثال مع الفارق هست) ولی اینجا ظاهرا علاقه دوطرفه هست و از همه بدتر لگولاس ( شاهزاده الف سیندار) به این رابطه حسودیش شده دیگه اوج فاجعه ( خدا به خیر کنه!! آخ قلبم!! )

ولی از این مورد که بگذریم، بقیه موارد یه جورایی قابل هضم تر و قابل قبول تر هست... مثلا اون جریان ظاهر شدن سائرون که خوب میشه توجیه کرد که مثلا اون قدرت روحشه که ظاهر شده و جسم نیست و...

یا صحنه هایی که گفتن نبوده مثل برخورد گاندولف و تراین، که با این حساب قطعا میره جز صحنه های نسخه اکستندد فیلم و کوتاه بودن صحنه های بئورن که حدث میزنم اونم توی نسخه اکستدد کامل تر باشه

ولی آخرین مورد همین طراحی ارک ها هستش... با نظر دوستان موافقم که میگن کار کامپیوتری اون باور پذیری و هراس آوری گریم های واقعی رو نداره ( به اصطلاح خودمون تا ببینیمشون میگیم اینا که همشون کامپیوتری اند پس الکی اند ترس ندارن!! :دی)... یکی از نقد هایی که خیلی شنیدیم به هر دو فیلم وارد شد، این بود که می گفتن " فیلم مثل بازی ویدئویی شده " که به نظر من علت اصلی این انتقاد از همین کامپیوتری بودن و در نتیجه فانتزی تر بودن ارک ها و گابلین ها سرچشمه میگیره و شاید اگه بازم شاهد همون ارک های گریم شده لوتر بودیم، این جور انتقاد ها مطرح نمیشد...

من هم از این سی جی ای بودن اورک ها و گابلین ها متنفرم. توی قسمت اول که بی نهایت پیش پا افتاده بود.

شاید ما طرفدارها نتونیم منصفانه نظر بدیم چون تعصب داریم و همه ی ضعف ها رو نمی بینیم و یا اگر ببینیم، سعی می کنیم پیش کسانی که طرفدار نیستند بروز ندیم. اما کسانی که طرفدار نیستند در این زمینه ها منصفانه تر نظر میدند و نظرشون ار روی تعصب نیست. در هابیت 1 ، تمام دوستای من که طرفدار نیستند، ضعف شدید جلوه های ویژه و سی جی ای بودن اورک ها که خیلی کامپیوتری شده بود رو به رخ من میکشیدند و میگفتند که هی هابیت هابیت هابیت هابیت، این بود هابیت ....

خدا کنه قسمت دوم در این زمینه توی ذوق نزنه.

دلم برای اورک های ارباب حلقه ها تنگ شده:دی

ای بابا ما که هنوز فیلمو ندیدیم پس بیایم زود قضاوت نکنیم ، در مورد هابیت و سفری غیرمنتظره هم قبل دیدن فیلم این بحث ها وجود داشت ، اما بعد دیدن فیلم دیدیم که اکثر ماها دوستش داشتیم. حالا قبول دارم که پیتر جکسون کمی تو استفاده از جلوه های کامپیوتری و cgi زیاده روی کرده اونم شاید به خاطر اینه که هابیت به نسبت ارباب حلقه ها فانتزی تر بوده و این شرایط رو میطلبیده ، من که به پیتر جکسون ایمان دارم .

تاپیک اخبار برهوت اسماگ رو ببینید

عکسش در اونجا هست

پست 520 از تاپیک برهوت اسماگ رو بخون

اونو قبلا خوندم! نه با پاهاش میاد تو!

بچه ها حالا این اورکه CGI هستش یا گریمه ؟! D:

اینقدر به این CGi بودن اورک و اینا هم گیر ندین خواهشا . هابیت قرار نیست که عینهو مثل ارباب ساخته بشه که و باید یه چیزهای جدیدی هم توش باشه ... خدائیش فقط چهره ای این اورکه رو ببینید ... اصلا معلوم نمیشه که این CGi هستش یا گریم ...

گریم هست به طور کامل و بدون دخالت کامپیوتر!

نمیدونم جای مناسبی دارم این پستو میزنم یا نه.اگه نه یکی بهم پپخ بزنه.فیلمو دیدم دیروز(پریروز)نمیدونم چی بگم.در کل به نظرم افتضاح بود.اصلا جای بحث نداشت.قسمت یکش رو اگه متوسط بدونمفاین قسمت فاجعه به تمام معنا بود.شاید اگه وقت کنم یه شرح کامل بنویسم براش.فعلا که دست و بالم از نظر وقت بسته ست اما در اولین فرصت اگه کسی از بچه ها متنی ننوشته بود براش مینویسم.

پی نوشت: جای خیلی از دوستان خالی بود .همگی میتونستیم با هم وسطای فیلم خوابمون بگیره:دی

نمیدونم جای مناسبی دارم این پستو میزنم یا نه.اگه نه یکی بهم پپخ بزنه.فیلمو دیدم دیروز(پریروز)نمیدونم چی بگم.در کل به نظرم افتضاح بود.اصلا جای بحث نداشت.قسمت یکش رو اگه متوسط بدونمفاین قسمت فاجعه به تمام معنا بود.شاید اگه وقت کنم یه شرح کامل بنویسم براش.فعلا که دست و بالم از نظر وقت بسته ست اما در اولین فرصت اگه کسی از بچه ها متنی ننوشته بود براش مینویسم.

پی نوشت: جای خیلی از دوستان خالی بود .همگی میتونستیم با هم وسطای فیلم خوابمون بگیره:دی

میشه بپرسم از چه لحاظ افتضاح بود :دی

وقتی یه گشتی زدم توی نظرات کسایی که فیلم رو دیده بودن در کل متوجه شدم اونایی که از فیلم ناراضی بودن به این دلایل بوده

:

استفاده بیش از حد از سی جی آی

مقایسه بین لوتر و هابیت

مقایسه بین کتاب و فیلم

البته دلایل دیگه ای هم بود که حال ندارم بگم

که همه این انتقاد ها مفت نمی ارزه

نمی دونم چرا هی می خوان لوتر رو با هابیت مقایسه کنند آقا لوتر تمام شد رفت ! هابیت یه فیلم مستقله ! بعضی ها انگار تغییر رو دوست ندارن و فکر می کنند دیگه هر فیلمی که باید از سرزمین میانه ساخته شه باید دقیقا عین لوتر پیتر جکسون باشه این یعنی انجماد در گذشته

!!!

اما در مورد کتاب درسته بعضی جاهاش شبیه کتاب نیست ولی ما می خواهیم فیلم ببینیم نه کتاب بخونیم

اونچه که من از سایت حلقه ی یگانه خوندم بعضی از طرفداران فقط از سه چیز هابیت گلایه دارن :

1 - شخصیت تائوریل

2 - فیلم زیاد به کتاب وفادار نیست

3 - جلوه های ویژه کمی ضعیف عمل شده است

فیلمه بیشتر نتونسته طرفدارا رو راضی نگه داره ... وگرنه اگه نظر منتقدا رو بخونیم و امتیازشون رو ببینیم ، میبینیم که آنها از دیدن فیلم راضی هستند.

در مورد نکات دوست گرامیم باید چند نکته بگم:

1)این شخصیت تائوریل برای بسط داستان بوده و مثل مثلث عشقی آراگورن،آرون و ائووین میمونه حالا موفق یا ناموفق حداقل باعث میشه داستان از اون حالت تک بعدی و صرفا ماجراجویی در بیاد

2)اصلا وفاداری به کتاب بهانه خوبی نیست قسمت اول هم همینطور بود اگه قرار بود که کاملا فیلم به کتاب وفادار باشه که باید فیلمی تک قسمتی میبود توضحات بیشتر رو ایوب در مورد بسط داستان گفته

3)این موردو موندم پیترجکسون تجربه کاملا موفق لوتر رو داشت ترکیبی از استفاده از لوکیشن ،چهره پردازی و جلوه های ویژه .حالا نمی دونم چرا اینقدر اصرار به استقاده از جلوه های ویژه مفرط داره؟

ولی موندم این فیلم چطور بوده که تولکاس اون نظر رو داد فکر نکنم که دیگه خیلی تفاوت کیفیتی با سفرغیرمنتظره داشته باشه

البته اینا همه گانه زنیه تا فیلم رو نبینیم نمیشه کاملا قضاوت کنیم

اونچه که من از سایت حلقه ی یگانه خوندم بعضی از طرفداران فقط از سه چیز هابیت گلایه دارن :

1 - شخصیت تائوریل

2 - فیلم زیاد به کتاب وفادار نیست

3 - جلوه های ویژه کمی ضعیف عمل شده است

فیلمه بیشتر نتونسته طرفدارا رو راضی نگه داره ... وگرنه اگه نظر منتقدا رو بخونیم و امتیازشون رو ببینیم ، میبینیم که آنها از دیدن فیلم راضی هستند.

جلوه های ویژه همه جا یکم ضعیف بوده یا فقط توی بعضی قسمت ها ضعیف بوده

؟؟؟

چون من شنیدم روی اسماگ خیلی خوب کار شده

!

به نظرت علتش این نمی تونه باشه چون زیاد از جلوه های ویژه استفاده شده باعث شده توی ذوق بعضی ها بزنه

؟؟؟

جلوه های ویژه همه جا یکم ضعیف بوده یا فقط توی بعضی قسمت ها ضعیف بوده

؟؟؟

چون من شنیدم روی اسماگ خیلی خوب کار شده

!

به نظرت علتش این نمی تونه باشه چون زیاد از جلوه های ویژه استفاده شده باعث شده توی ذوق بعضی ها بزنه

؟؟؟

به نظر من هم با اون پست سومتون یکیه ... به نظر منهم استفاده از جلوه های ویژه ی بیش از حد انگار باعث شده تو ذوق بزنه ... هر چه جلوه های ویژه زیاد باشه امکان تنصعی جلوه دادنش خیلی زیاده ... البته کتاب هابیت یکجوری بود که اگه میخواستن فیلمی رو بسازن باید از جلوه های ویژه ی زیادی استفاده کنن ... خودمون که تو قسمت اول دیدم که صحنه هایی که نیازی به جلوه های ویژه نبود پیتر بدون دخالت جلوه های ویژه رو ساخت به عنوان نمونه اونجایی که اورک ها سوار بر وارگ ها راداگاست رو دنبال میکنن ... ولی نیمه ی دوم رمان هابیت وارد فضای فانتزی بیشتری میشه و فیلمساز مجبوره که از جلوه های ویژه استفاده کنه ... اسماگ هم باید خوب میشد فکر میکنم ضعیف بودن جلوه های ویژه اش مربوط به فضاسازی اش باید باشه وگرنه به نظرم شخصیت های موشن کپچری (دی) باید عالی از آب در اومده باشن.

3)این موردو موندم پیترجکسون تجربه کاملا موفق لوتر رو داشت ترکیبی از استفاده از لوکیشن ،چهره پردازی و جلوه های ویژه .حالا نمی دونم چرا اینقدر اصرار به استقاده از جلوه های ویژه مفرط داره؟

این حرف رو یکی از دوستام زد و من هم با حرفش کاملا موافقم...

" هابیت فانتزی تر از ارباب حلقه هاست ، و من مطمئنم اینکه جکسون به طرف استفاده بیشتر از جلوه های ویژه در فیلمش رفته به خاطر بیشتر فانتزی کردن هابیته و دور کردن اون از ارباب حلقه ها "

ریشه این امر رو باید در پشت صحنه هایی از فیلم دونست که حتی قبل از پخش خود فیلم به دست مخاطب میرسه و انتظار رو از فیلم وتیم سازنده خیلی بالا میبره

در صورتیکه تکنیک کروماکی(پرده سبز-آبی) هم نهایتا برد مشخصی داره و نمیتونه جای بقیه عوامل رو بگیره

نمونه های موفق میناس تیریت،ایزنگارد و ادوراس بودند و یا جنگلی که تیم برتون برای اسلیپی هالو بسیار طبیعی ساخت باید ببینیم جنگل میرک وود رو پیترجکسون چطور در اورده

خود من وقتی شورای سپید رو در قسمت اول دیدم احساس کردم فقط بازیگران طبیعی هستند و بقیه جلوه های وِیژه اس

حتی ترکیب رنگ رو پیترجکسون طوری به کار برده که خیلی از صحنه ها غیر طبیعی به نظر میاد

مثلا فکرکنم اون دشتی که بعنوان لوکیشن برای تعقیب گندالف و دورف ها و راداگاست توسط اورک ها مورد استفاده قرار گرفته بود قبلا برای عزیمت اهالی روهان به هلمز دیپ و کمین سپاهیان سارومان در دوبرج مورد استفاده قرار گرفت ولی در دوبرج خیلی این لوکیشن طبیعی بود ولی در سفرغیرمنتظره مصنوعی و تصنعی به نظر میرسید

تالکین خجالت نمیکشه بدون اینکه از آقای جکسون اجازه بگیره برای اسماگ دست گذاشته ؟

https://arda.ir/wp-content/gallery/____________-7261/Smaug_drawing.jpg

ای بابا دیگه همه چی که مصنوعی شد! طبیعی یا غیر طبیعی به نظر رسیدن جلوه های ویژه واسه چشم هر کسی متفاوته و با توجه به اینکه اون شخص طبیعی بودن رو در چی ببینه و جهان بینی عینیش چه جوری باشه، فرق داره! لطفا اینقد تخصصی و قاطعانه راجع به سینما و جلوه های ویژه نظر ندیم که کار ما نیست.

من فیلم رو امروز دیدم

واقعا افتضاح بود

این همه شور و اشتیاق این همه بحث و گفت و گو این همه پیش بینی و تاپیک و سایت و وبلاگ برای این!!!!!!!!!!!!

خیلی مسخره بود

به قول اون دوستمون بعضی جاهاش آدم خوابش میبره از بس کیفیت و اون جلوه های کامپیوتری بچگانس

همین طور داستان

به نظر من هابیت آبروی 10 ساله ارباب حلقه ها رو برد

همین طور آبروی این سایت و بقیه وبلاگها

جاهایی دیدم که وبلاگهای مربوط به هابیت یا توسط صاحبشون حذف شدن یا اینکه کلا یک ماهی میشه مطلب نزدن

اینم فک کنم بخاطر اون تریلر های مسخره هست

بچه ها بیاین یه بار دیگه درباره ارباب حلقه ها بحث کنیم

بخدا خیلی بهتر از هابیته

از پیتر جکسون خواهش میکنم ته مونده ی ابروی ارباب حلقه ها رو با ساخت قسمت سوم هابیت از بین نبره

من فیلم رو امروز دیدم

واقعا افتضاح بود

این همه شور و اشتیاق این همه بحث و گفت و گو این همه پیش بینی و تاپیک و سایت و وبلاگ برای این!!!!!!!!!!!!

خیلی مسخره بود

به قول اون دوستمون بعضی جاهاش آدم خوابش میبره از بس کیفیت و اون جلوه های کامپیوتری بچگانس

همین طور داستان

به نظر من هابیت آبروی 10 ساله ارباب حلقه ها رو برد

همین طور آبروی این سایت و بقیه وبلاگها

جاهایی دیدم که وبلاگهای مربوط به هابیت یا توسط صاحبشون حذف شدن یا اینکه کلا یک ماهی میشه مطلب نزدن

اینم فک کنم بخاطر اون تریلر های مسخره هست

بچه ها بیاین یه بار دیگه درباره ارباب حلقه ها بحث کنیم

بخدا خیلی بهتر از هابیته

از پیتر جکسون خواهش میکنم ته مونده ی ابروی ارباب حلقه ها رو با ساخت قسمت سوم هابیت از بین نبره

خوشحال میشم اگه نقد شمارو همراه با جزییات و همچنین نقاط ضعف فیلم ببینم

چون این صحبت هایی که میکنید خیلی کلی هست و چندان منطقی به نظر نمیاد

اینکه خوشم نمیاد یا حال نمیکنم باهاش و.. که نمیشه نقد

بهتره در مورد جزییات فیلم صحبت کنید تا سایت آردا یا ارباب حلقه ها

البته اینهادر صورتی اه که فیلمو واقعا دیده باشید

خواهشا کسانی که فیلم رو دیدن و از نظرشون فیلم افتضاحی بوده دلیلش رو بگن و فقط به یک جمله ی افتضاح بود بسنده نکنن ...

مثلا جناب datalife ادعا دارند فیلم رو تماشا کردند. خواهشا بگویند دلیلشون چی بوده که اینقدر از فیلم ناراضی هستند (البته به نظر میرسد جناب datalife از قبل هم با ساخته شدن هابیت مخالف بودن :دی ) منتقدین که نظرشون نسبت به این قسمت مثبت بوده و اون منتقدایی که قسمت اولش رو کبیدن حالا امتیازی کمتر از 70 رو بهش نداده اند.

واقعا نظرات دوستان و طرفداران کمی عجیب و غریبه. زمانی که منتقدین قسمت اولش رو کوبیدن همه به به و چه چهش میکردن حالا که منتقدین از فیلمه راضی بودند حالا طرفداران دارن میکوبنوننش!!! واقعا جکسون بدبخت باید چیکار کنه؟ ... اگه فیلمه رو به خاطر طرفدارا بسازه منتقدین میکوبوننش ، اگه به حرف منتفدین کمی گوش بده طرفدارا میکوبوننش...

امیدوارم که قضیه ی هابیت هم مثل دو قسمت پایانی هری پاتر باشه البته از نظر نقدها...

چونکه ما دیدم که قسمت آخر پارت اول هری پاتر امتیاز فیلمش 65 از 100 بود ... چونکه پایان بندی اش ادامه دار بود ولی وقتی که قسمت دومش رسید امتیازش 87 از 100 شد. چونکه پارت یک هری پاتر تنها فقط یک مقدمه بود و خودش رو آماده کرده تا قسمت دومش بسیار عالی تر باشه و موفق هم شد . حتی تاد مک کارتی هم به پارت اولش امتیاز 50 داده ولی به قسمت آخرش 100 داده ... امیدوارم که جکسون تو قسمت سوم بسیار موفق بشه ... منکه به اون روز خیلی امیدوارم ، اگه جکسون تو ساخت قسمت سومش کمی محتاتانه عمل بکنه و از کارگردان های کمکی آماتور خودش (یعنی کریستین ریورز و اندی سرکیس) در مورد کارهاشون کمی سختگیرانه تر عمل بکنه و از اون خلق و خوی مهربانانه اش در بیاد شک ندارم که قسمت سوم بسیار باشکوه تمام خواهد شد...

فلسفه پسندیدن و طرفدار یک فیلم شدن اینه که اون فیلم رو درک کنیم !

مثلا فضای فیلم ارباب حلقه ها رو درک کردیم و اگر کمی از اون فیلمو به ما نشون بدن فوری میفهمیم فیلم لوتر هستش و فوری میریم تو حس اون فیلم ! ولی کسی که از فیلم هابیت ایراد میگیره یعنی اینکه در کل فضای فیلم رو درک نکرده و فلسفه فضای فیلم رو درک نکرده ! البته در اینجا دو مساله داریم : یکی اینکه فضای فیلم رو درک نکرده و دیگری اینکه کارگردان نتوانسته فیلم رو جوری بسازه که بیننده درکش کنه

مثال: مثلا اگر یکی فیلمی ببینیم که طرف داره از دست کسی فرار میکنه ولی نمیدونیم کی ! خوشمون نمیاد ولی وقتی متوجه بشیم که چه موجوری اونو دنبال میکنه به درک درستی از فیلم میرسیم و فضای فیلم رو میتونیم در ذهنمون تصور کنیم و برامون آشنا میشه

هابیت هم چون پیتر میخواسته مثل کتابش حالت طنز داشته باشه و تاریکی اون کمتر باشه به این شکل هست ! چون هنوز اتفاقات خیلی بد که در لوتر 1 افتاد اینجا نیافتاده و هنوز کاملا دنیا تاریک نشده ! بخاطر همین هنوز فیلم هابیت تاریک نشده ولی کم کم داره میشه !

ولی ما چون لوتر رو دیدیم همش انتظار فضایی مثل فضای لوتر رو داریم در حالی که این داستان 60 سال قبل از لوتر اتفاق افتاده !

یعنی اگر فیلمی بنام لوتر نبود و از اول هابیت رو میدیدم عاشقش میشدیم و انقدر ایراد نمیگرفتیم.

پس بیایم هابیت رو همونجور که هست ببینیم و درک کنیم و از دنیای زیبای تالکین لذت ببریم.

از اینکه دنیای زیبای زمین میانی چطور به تاریکی کشیده میشه و دوباره سرسبز میشه آخر فیلم.

این حرفارو به کسانی زدم که از لوتر راضی هستن ولی از هابیت نه ! وگرنه منم قبول دارم جلوه های ویژه فیلم هابیت یکم ضعیفن !

@-) ببخشید وقتتونو گرفتم ! فقط میخواستم نظر خودمو بگم

من از هر سه قسمت لوتر و هر سه قسمت هابیت راضی هستم. به پیتر هم اعتماد دارم.

دوستان سریعا تاپیک جدید رو ایجاد کردم! لطفا اینجا بحث نامربوط نکنید!

هرکسی فیلمو دیده و مایله نقدی ازش بکنه در تاپیک نقد کاربران اقدام به این کار بکنه. به زودی نظرسنجی های مناسبش هم قرار میگیره.

به دیتالایف:

از شما خواهش دارم اگر نقدی از فیلم دارید در تاپیک خودش پست بدید و این تاپیک رو بگذارید برای مطالب اسپویل وبحث ها و موارد جزئی فیلم. مخصوص کسانی که فیلمو دیدن و با هم بحث میکنن...

این همه با ذوق و شوق رفتیم تو نظر سنجی شرکت کردیم که مشتاق دیدن فلان قسمت هستیم.پیتر اینجوری خیطمون کرد. ظاهرا اصن فکر کسایی که کتاب خوندنو نکرده که هیچ اصن طرفداران تالکینم حساب کرده.یک نیست بگه اخه دورف چه به عشق با الف؟اصن این تائوریلو از کجا اورده؟سائرون فیزیکی رو از کجا اورده؟

این همه با ذوق و شوق رفتیم تو نظر سنجی شرکت کردیم که مشتاق دیدن فلان قسمت هستیم.پیتر اینجوری خیطمون کرد. ظاهرا اصن فکر کسایی که کتاب خوندنو نکرده که هیچ اصن طرفداران تالکینم حساب کرده.یک نیست بگه اخه دورف چه به عشق با الف؟اصن این تائوریلو از کجا اورده؟سائرون فیزیکی رو از کجا اورده؟

سایرون فیزیکی نیست دادا

این همه با ذوق و شوق رفتیم تو نظر سنجی شرکت کردیم که مشتاق دیدن فلان قسمت هستیم.پیتر اینجوری خیطمون کرد. ظاهرا اصن فکر کسایی که کتاب خوندنو نکرده که هیچ اصن طرفداران تالکینم حساب کرده.یک نیست بگه اخه دورف چه به عشق با الف؟اصن این تائوریلو از کجا اورده؟سائرون فیزیکی رو از کجا اورده؟

البته فکر نکنم سایرون بطور فیزیکی بیاد هنوز هم به جکسون مثل دفعات قبل اعتماد کنید ایشون هم مثل ما یه تالکین باز قهارن و دنیای سرزمین میانه رو خوب میشناسن ، پس جکسون به نظرم میدونه که چیکار داره میکنه و البته یه قسمت دیگه هم در جلو داره ... پارسال هم یه سوال گنده به مغزمون بخطور انداخت و اونم در مورد ویچ کینگ بودش...حالا هم مسئله ی سایرون ... البته سایرون به نظرم بیشتر شبیه یه سایه ظاهر میشه ... یادمه قبلا استرایدر یه کلیپ گذاشته بود در مورد گوگل کروم بود یا پلاس که همچین چیزی بودش به نظرم که توش سایرون رو نشون داد که خیلی شبیه یه شبح سیاه بود که داشت میومد که اگه کلیپشو پیدا کنم حتما ازش عکس میگیرم و براتون میزارم ...

نمیدونم چرا اینقدر به رابطه ی عاشقانه مثلثی گیر دادن ... خیلی کنجکاو شدم که به رابطه ی عاشقانه ائووین با آراگورن و فارامیر هم گیر داده بودند یا نه ؟! D: هر چند که رابطه ی عاشقانه مثلثی تو الین لطمه ای به خوده رمان وارد نمیکنه ... ولی امیدوارم که جکسون مثل ارباب حلقه ها نشونش بده نه مثل اون فیلم مزخرف توالایت ...

یکی از بحث های داغ شورای خردمندان در مورد حضور فیزیکی سائورونه که شاید مرورش خالی از لطف نباشه

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=842

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=808

این ایده رو پیترجکسون در بازگشت پادشاه داشت یعنی سائورون در دروازه های سیاه قرار بود با اراگورن بجنگه ولی یه ترول رو جایگزینش کردن

در مورد تائوریل و عشق یه الف به دورف این در کتابهای تالکین سابقه نداشته تقریبا(عشق الف به دورف)

ولی عمل پیترجکسون که این نژاد پرستی الف هارو تعدیل کرده قابل ستایشه!:دی

این همه با ذوق و شوق رفتیم تو نظر سنجی شرکت کردیم که مشتاق دیدن فلان قسمت هستیم.پیتر اینجوری خیطمون کرد. ظاهرا اصن فکر کسایی که کتاب خوندنو نکرده که هیچ اصن طرفداران تالکینم حساب کرده.یک نیست بگه اخه دورف چه به عشق با الف؟اصن این تائوریلو از کجا اورده؟سائرون فیزیکی رو از کجا اورده؟

بهتره اول فیلمو ببینیم که چطور درومده بعد این حرف رو بزنیم!

بچه ها چرا فروش فیلم تو آمریکا تا اینجا کمتر از فیلم قبلی بوده؟ من تنها امیدم فروش فیلمه

فروش هابیت در امریکا فعلا کمتر از قسمت قبلی بوده ولی در سراسر دنیا و کشورهای مختلف بیشتر از قسمت قبلی بوده و این جای امیدواریه

در مورد امریکا معمولا اکثرا قسمت های دوم این افت رو دارن

فروش شنبه بسیار تعیین کنندس

بچه ها چرا فروش فیلم تو آمریکا تا اینجا کمتر از فیلم قبلی بوده؟ من تنها امیدم فروش فیلمه

یکی از دلایلش اینه که سینما ها یی که اکران کردن نسبت به قسمت اول تعدادشون کمتر هستش دلیل دیگر هم که دوست خوبم R-FAARAZON گفتن!

چیزی که تو فیلم توجه من رو جلب کرد توی همون اول فیلم (گویا) پیتر جکسون بود که از جلوی دوربین رد شد، خیلی جالبه همیشه باید توی فیلم ها باشه انگار

جلوه های ویژه هم به نظرم عالی بودن.

اسماگ دست داره یعنی از اون مدل اژدهاهاست که دستشون به بالشون چسبیده

فیلم خیلی صحنه های تعلیقی و هیجان انگیز داره که اصلا توی کتاب نبودن ولی به نظرم خیلی داستان رو خوب درآوردن خوب اگه می خواستن دقیقا مثل کتاب باشه اینقدر روند فیلم اونقدرجذاب نمیشد.

بعد من نفهمیدم این تراندویل یه مشکلی داره انگار، جادو شده یا چشه؟ من نفهمیدم

به شدت هم از حضور شخصیت تائوریل راضی بودم بسیار به جذاب شدن داستان (البته اون مقداری که توی فیلم اضافه شده) کمک کرد. این علاقه کیلی و تائوریل هم جالب بود، علاقه یه الف به یه دورف! که البته فکر نمی کنم عاقبت خوبی تو فیلم بعدی داشته باشه!

سائورن هم گویا فقط حالت یه شبح سیاه داره که البته اون موقع که با گاندولف روبرو میشه یه حالتی از به بدن سیاه درون همون چشم معروف سائورن می بینه.

پایانش هم عالی بود یعنی مردم رو از همین الان مشتاق دیدن فیلم بعدی نگه می داره

متاسفانه مجبور شدم پست های مربوط به مشاجره اخیر رو پاک کنم. دوستان عزیز توجه داشته باشید -خطابم به همه هست- که وقتی در تاپیک کسی نظری میده پیگیر این نباشین که دست اون نفر رو رو کنید! اثبات راست و دروغ نظراتی که کاربران میگذارند با ما نیست! ما در مقام قضاوت و حقیقت ننشستیم تا بخوایم به این نحوی که در این تاپیک اتفاق افتاد در رد نظر همدیگه بسیج بشیم. دور از اخلاق هم نیست. بگذارید تمام سلایق نظراتشون رو ارسال کنند. برخورد و حل مشکلات این چنینی به عهده تیم مدیریت هست.

به دیتالایف:

به شما تذکر جدی داده شده بود که به این بحث خاتمه بدید. راست و دروغ دیدن فیلم با خودتونه و به ما ربطی نداره. اما متشنج کردن فضای تاپیک ها به این صورت که کاربران رو مجبور به واکنش کنید و ما رو مجبور به برخورد، پذیرفته نیست. در صورت تکرار این روند همونطور که در پخ به شما گفته شده برخورد خواهیم کرد. پست های شما در این تاپیک و تاپیک نقد کاربران حذف شد.

با تشکر

اسپویلر

صورت تراندویل در فیلم هابیت 2

post-1897-0-63529900-1387191533_thumb.jp

دقیقا مشخص نیست اما بعضی ها میگن چند سال بعد از اینکه اسماگ اربور را میگیره تراندویل میره که گوهر ارکن را برای خودش برداره اما موفق نمیشه و این بلا سرش میاد مشخص نیست که پیتر چه داستانی داره واسش اما گویا با اتش اسماگ اینطوری شده صورتش و خودش با یک طلسم الفی این سوختگی را پنهان کرده و دیده نمیشه اما یک قسمت از فیلم جایی که میره توی صورت تورین و میگه من اتش اژدها را مشناسم و میدانم چطوریه صورتش گور میگیره و همانطور که تو عکس میبینین واسه چند ثانیه طلسم عمل نمیکنه و صورت سوخته شده اش دیده میشه!

اسپویلر

صورت تراندویل در فیلم هابیت 2

post-1897-0-63529900-1387191533_thumb.jp

دقیقا مشخص نیست اما بعضی ها میگن چند سال بعد از اینکه اسماگ اربور را میگیره تراندویل میره که گوهر ارکن را برای خودش برداره اما موفق نمیشه و این بلا سرش میاد مشخص نیست که پیتر چه داستانی داره واسش اما گویا با اتش اسماگ اینطوری شده صورتش و خودش با یک طلسم الفی این سوختگی را پنهان کرده و دیده نمیشه اما یک قسمت از فیلم جایی که میره توی صورت تورین و میگه من اتش اژدها را مشناسم و میدانم چطوریه صورتش گور میگیره و همانطور که تو عکس میبینین واسه چند ثانیه طلسم عمل نمیکنه و صورت سوخته شده اش دیده میشه!

شما این مطلب رو از کجا گرفتید؟ بنظرم خیلی بعیده که واقعیت داشته باشه... این عکس به نظر خیلی ساختگی میاد بیشتر هم به جای سوختگی شبیه صورت زامبی ها و فیلم ترسناکه!! به علاوه اگر یه همچین صحنه دلمالش آوری توی فیلم بود قطعا رده سنی فیلم بالاتر بود و توی بخش ملاحظات فیلم در imdb هم بهش اشاره میشد...

سلام بچه ها من توکانادام وفیلمودیدم بعضی ها متاسفانه به صورت افراطی میگن فیلم بده جالبه که حالا ندیدنا بعضیام میگن یه معجزه هست فیلم که این جوریام نیس درکل فیلم خوب وهیجان انگیزیه ولی یه ایراد بزرگش اینه که ادمو ارجاع مداوم میده به قسمت سوم که به نظرم این کارجکسون توهین به مخاطبه نکته مثبت فیلمم اینه که توش جادوزیادهست وهیجان انگیز شده به خصوص یه صحنه که گاندالف برای پاک سازی دول گولدورازخبائث جادوی قوی اجرامیکنه ویهو آزوگ ودارودسته حمله میکنن بهش وگاندالف میفته زمین ونزدیکه کشته شه که ازچوب دستیش براعقب راندنشون استفاده میکنه ضمنادوستان گفتن که تونبرد گاندالف وسایرون سایرون فیزیکی هست که این طورنیس وبیشتر به شکل یه شبح سیاه قوی هست ونبرد طولانی مدتی باگاندالف میکنه وسرانجام اونو اسیر میکنه ضمنا بئورن هم شکل انسانیش خوب طراحی شده برخلاف نظر بعضیا

شما این مطلب رو از کجا گرفتید؟ بنظرم خیلی بعیده که واقعیت داشته باشه... این عکس به نظر خیلی ساختگی میاد بیشتر هم به جای سوختگی شبیه صورت زامبی ها و فیلم ترسناکه!! به علاوه اگر یه همچین صحنه دلمالش آوری توی فیلم بود قطعا رده سنی فیلم بالاتر بود و توی بخش ملاحظات فیلم در imdb هم بهش اشاره میشد...

من فیلمودیدم راست میگه

شما این مطلب رو از کجا گرفتید؟ بنظرم خیلی بعیده که واقعیت داشته باشه... این عکس به نظر خیلی ساختگی میاد بیشتر هم به جای سوختگی شبیه صورت زامبی ها و فیلم ترسناکه!! به علاوه اگر یه همچین صحنه دلمالش آوری توی فیلم بود قطعا رده سنی فیلم بالاتر بود و توی بخش ملاحظات فیلم در imdb هم بهش اشاره میشد...

البته این صحنه از کشته شدن ، جداشدن و پرت کردن سر ترور پادشاه زیرکوه به دست آزوگ(در قسمت اول ) که ترسناک تر نیست!:دی

یا امام زاده بیژن!!!!این تراندویل چرا اینجوری شده؟؟؟شکل صورت اون یارو تو بتمن 2 شده همون که نصف صورتش سوخت @-) :)) :( این پیتر دیگه داره با احساسات من بازی میکنه ها :|

یا امام زاده بیژن!!!!این تراندویل چرا اینجوری شده؟؟؟شکل صورت اون یارو تو بتمن 2 شده همون که نصف صورتش سوخت :)) :( :| این پیتر دیگه داره با احساسات من بازی میکنه ها :|

امام زاده بی جن نه بیژن!:دی

از شوخی که بگذریم اتفاقا برای افزایش بار درام هابیت و نشون دادن طمع تراندویل کارخوبی بوده!:دی

موندم تراندویل به این خبیثی چطور پدر لگولاس به اون خوبیه؟ @-)

بچه ها سوالی درباره ی فیلم داشتن بگن من جواب میدم

بچه ها سوالی درباره ی فیلم داشتن بگن من جواب میدم

1)آیا غیر از چیزهایی که در فیلم از کتاب هابیت اقتباس شده آیا بخصوص در قضیه سائورون داستان گسترده شده؟

2)اسماگ خوب در اومده بود؟

3)طراحی میرک وود چطور بود؟

4)نقاط اوج فیلم کجا بود؟

ا-الف-اره ولی بیشتربه صورت سکانس های کوتاه دراومده برای مثال رفتن به تپه های رودائور برای این که بفهمن ویچ کینگ هنوز زندانیه یانه همراه راداگاست ب-یه صحنه ام اول فیلم بود بود که چندنفر تورین سپربلوطو تومهمانسرا زیرنظرداشتن که خیلی جالب دراومده بود که یهو گاندالف رسید واونانقشه ترورونتونستن انجام بدنج-قضیه دول گولدورم بود که گاندالف جادوهای خفنی میزد برااین که اون جاازخباثت دربیاد ولی جز همون نبردواسیر شدن درمورد سایرون دیگه چیز خاصی نبودد-تائوریلم چندجابا جادو کیلیو که زخمی شده بود بانیروی الفیش شفادار-یه مقدارم درباره زندگی بارد کمانگیربودز- حملات ارک هابه یه سری مهمانسراهام بود

2-اسماگ نه خیلی بددراومده بود نه خیلی خوب بیشتر شبیه ازدهای هری پاتر دراومده بود که به نظرم نقطه ضعفه فیلمه

3-خیلی جالب درنیومده بود بیشترروکاخ تراندویل زوم شده بود

4-فیلم نقطه پایین وبالا نداشت چون همش ریتمش تند بود وراستی یه جاهایی برا خودمنم قضیه خیلی روشن نشد مثل قضیه عنکبوت ها اماازنظر من یه قسمت فرار باشکه درف هاازدست الف هاجالب بود یه دونم رفتن گاندالف به دول گولدور

شما این مطلب رو از کجا گرفتید؟ بنظرم خیلی بعیده که واقعیت داشته باشه... این عکس به نظر خیلی ساختگی میاد بیشتر هم به جای سوختگی شبیه صورت زامبی ها و فیلم ترسناکه!! به علاوه اگر یه همچین صحنه دلمالش آوری توی فیلم بود قطعا رده سنی فیلم بالاتر بود و توی بخش ملاحظات فیلم در imdb هم بهش اشاره میشد...

همانطور که دوستان هم گفتن همچین صحنه ای هستش و ساختگی نیست!

ا-اره ولی بیشتربه صورت سکانس های کوتاه دراومده برای مثال رفتن به تپه های رودائور برای این که بفهمن ویچ کینگ هنوز زندانیه یانه همراه راداگاست 2-یه صحنه ام اول فیلم بود بود که چندنفر تورین سپربلوطو تومهمانسرا زیرنظرداشتن که خیلی جالب دراومده بود که یهو گاندالف رسید واونانقشه ترورونتونستن انجام بدن3-قضیه دول گولدورم بود که گاندالف جادوهای خفنی میزد برااین که اون جاازخباثت دربیاد ولی جز همون نبردواسیر شدن درمورد سایرون دیگه چیز خاصی نبود4-تائوریلم چندجابا جادو کیلیو که زخمی شده بود بانیروی الفیش شفاداد5-یه مقدارم درباره زندگی بارد کمانگیربود

2-اسماگ نه خیلی بددراومده بود نه خیلی خوب بیشتر شبیه ازدهای هری پاتر دراومده بود که به نظرم نقطه ضعفه فیلمه

3-خیلی جالب درنیومده بود بیشترروکاخ تراندویل زوم شده بود

4-فیلم نقطه پایین وبالا نداشت چون همش ریتمش تند بود وراستی یه جاهایی برا خودمنم قضیه خیلی روشن نشد مثل قضیه عنکبوت ها اماازنظر من یه قسمت فرار باشکه درف هاازدست الف هاجالب بود یه دونم رفتن گاندالف به دول گولدور

اسماگ که ازش خیلی تعریف شده که :دی خصوصا صدای جادویی بندیک کامبریج .

یه سوال بولگ به نظرتون خوب بود یا نه ؟!

امام زاده بی جن نه بیژن!:دی

از شوخی که بگذریم اتفاقا برای افزایش بار درام هابیت و نشون دادن طمع تراندویل کارخوبی بوده!:دی

موندم تراندویل به این خبیثی چطور پدر لگولاس به اون خوبیه؟ @-)

تو این قسمت

به نظرم لگولاس با پدرش همنظر باشه و شخصیتش مثل لرد الروند باشه و اعتقاد بر این داره که این جنگ ها مال خودشون نیست که بعدا از تائوریل درس میگیره و میپذیره که این جنگ هم مال خودشونه و به خاطر همین تو جنگ های ارباب حلقه ها شرکت میکنه...

اسماگ که ازش خیلی تعریف شده که :دی خصوصا صدای جادویی بندیک کامبریج .

یه سوال بولگ به نظرتون خوب بود یا نه ؟!

تو این قسمت

به نظرم لگولاس با پدرش همنظر باشه و شخصیتش مثل لرد الروند باشه و اعتقاد بر این داره که این جنگ ها مال خودشون نیست که بعدا از تائوریل درس میگیره و میپذیره که این جنگ هم مال خودشونه و به خاطر همین تو جنگ های ارباب حلقه ها شرکت میکنه...

البته من نگفتم اسماگ صداش بده صداش خوب واسرارآمیزبودولی چون شبیه ازدهای هری پاتر شده زیاد برای جکسون خوب نیس بولگم جالب بود ولی چون کامپیوتری طراحی شده بودمطمئنن توذوق میزنه

تو این قسمت

به نظرم لگولاس با پدرش همنظر باشه و شخصیتش مثل لرد الروند باشه و اعتقاد بر این داره که این جنگ ها مال خودشون نیست که بعدا از تائوریل درس میگیره و میپذیره که این جنگ هم مال خودشونه و به خاطر همین تو جنگ های ارباب حلقه ها شرکت میکنه...

به نکته خوبی اشاره کردید

در تیم نویسندگی هم اضافه کردن تائوریل و دیدش نسبت به سرزمین میانی نشانه هوش و تسلط اونا به دنیای تالکینه

البته من چیز دیگری مد نظرم بود و بیشتر حرص و طمع تراندویل رو متضاد با وارستگی لگولاس دیدم

ا-الف-اره ولی بیشتربه صورت سکانس های کوتاه دراومده برای مثال رفتن به تپه های رودائور برای این که بفهمن ویچ کینگ هنوز زندانیه یانه همراه راداگاست ب-یه صحنه ام اول فیلم بود بود که چندنفر تورین سپربلوطو تومهمانسرا زیرنظرداشتن که خیلی جالب دراومده بود که یهو گاندالف رسید واونانقشه ترورونتونستن انجام بدنج-قضیه دول گولدورم بود که گاندالف جادوهای خفنی میزد برااین که اون جاازخباثت دربیاد ولی جز همون نبردواسیر شدن درمورد سایرون دیگه چیز خاصی نبودد-تائوریلم چندجابا جادو کیلیو که زخمی شده بود بانیروی الفیش شفادار-یه مقدارم درباره زندگی بارد کمانگیربودز- حملات ارک هابه یه سری مهمانسراهام بود

2-اسماگ نه خیلی بددراومده بود نه خیلی خوب بیشتر شبیه ازدهای هری پاتر دراومده بود که به نظرم نقطه ضعفه فیلمه

3-خیلی جالب درنیومده بود بیشترروکاخ تراندویل زوم شده بود

4-فیلم نقطه پایین وبالا نداشت چون همش ریتمش تند بود وراستی یه جاهایی برا خودمنم قضیه خیلی روشن نشد مثل قضیه عنکبوت ها اماازنظر من یه قسمت فرار باشکه درف هاازدست الف هاجالب بود یه دونم رفتن گاندالف به دول گولدور

نمیدونم ولی اینایی رو که میگین توی سایتای خارجی خیلی ازشون تعریف کردن به خصوص اسماگ

به نکته خوبی اشاره کردید

در تیم نویسندگی هم اضافه کردن تائوریل و دیدش نسبت به سرزمین میانی نشانه هوش و تسلط اونا به دنیای تالکینه

البته من چیز دیگری مد نظرم بود و بیشتر حرص و طمع تراندویل رو متضاد با وارستگی لگولاس دیدم

حتما لگولاس به مامانش رفته تا باباش :دی

یه نکتم درمورد فیلم بگم که فیلم یه حالتی داره که حداقل اکستنددش 30 دقیقه باید باشه تاکامل شه برامثال توقضیه بئورن وخونه وحیوناش پیتر سریع ردشده که اینم ازنقاط ضعف فیلمه که البته فکرکنم نخواسته فیلم کودکانه بشه مثلا درمورد حیونات اهلی ودست آموز بئورن تقریبا چیزی نیومده

یه چیزیو درباره سائرون اصلاح کنم که تویه قسمت فیلمم سایرون ازازوگ درباره ی اگه اشتباه نکنم درباره ی میزان ارتش ویه هم چین چیزایی میپرسه که تواین سکانس سایرون عین یه شبه سیاهه

ای بابا پس این کیفیت خوب فیلم کی میاد منکه دق مرگ شدم حی شیطونه میگه بزنم همین بی کیفیترو دانلود کنم ببینم باز میبینم فیلمو له کردم اینطوری

ای بابا پس این کیفیت خوب فیلم کی میاد منکه دق مرگ شدم حی شیطونه میگه بزنم همین بی کیفیترو دانلود کنم ببینم باز میبینم فیلمو له کردم اینطوری

از من میشنوی دوست خوب این کارو نکن... واقعا خدا وکیلی حیف این فیلم فوق العاده نیست اینجوری ببینیش! اونم فیلمی که اینهمه مدت منتظرش بودیم...دو سه هفته دیگه کیفیت های خیلی بهتری میاد... حد اقل تا 720p نمیتونی صبر کنی تا اومدن نسخه TS صبر کن... البته این نظر منه دیگه خود دانی... @-)

راستی راجع به صورت تراندویل که دوستمون توی کانادا گفتن حقیقت داره خیلی شکه شدم!! اصلا انتظار همچین صحنه ای رو نداشتم! واقعا که این سورپرایزای پیتر یکی و دوتا نیستن... البته اگه دیگه سورپرایزی برا ما باقی مونده باشه هنوز فیلم نیمده همش برامون لو رفت :دی

از من میشنوی دوست خوب این کارو نکن... واقعا خدا وکیلی حیف این فیلم فوق العاده نیست اینجوری ببینیش! اونم فیلمی که اینهمه مدت منتظرش بودیم...دو سه هفته دیگه کیفیت های خیلی بهتری میاد... حد اقل تا 720p نمیتونی صبر کنی تا اومدن نسخه TS صبر کن... البته این نظر منه دیگه خود دانی... @-)

راستی راجع به صورت تراندویل که دوستمون توی کانادا گفتن حقیقت داره خیلی شکه شدم!! اصلا انتظار همچین صحنه ای رو نداشتم! واقعا که این سورپرایزای پیتر یکی و دوتا نیستن... البته اگه دیگه سورپرایزی برا ما باقی مونده باشه هنوز فیلم نیمده همش برامون لو رفت :دی

اخرین لینکی که دوستان قرار دادن را دارم دانلود میکنم 85% دانلود شده :))

البته من نگفتم اسماگ صداش بده صداش خوب واسرارآمیزبودولی چون شبیه ازدهای هری پاتر شده زیاد برای جکسون خوب نیس بولگم جالب بود ولی چون کامپیوتری طراحی شده بودمطمئنن توذوق میزنه

منم همیشه دارم میگم پیتر نباید اسماگ رو شبیه اژدهای هری پاتر می ساخت

!!!!

آخه چی می شد که اسماگ دست داشت باشه من که سر از کار این مرد در نمی یارم

!!!!!!!!!!!!!!!!!!

منم همیشه دارم میگم پیتر نباید اسماگ رو شبیه اژدهای هری پاتر می ساخت

!!!!

آخه چی می شد که اسماگ دست داشت باشه من که سر از کار این مرد در نمی یارم

!!!!!!!!!!!!!!!!!!

والا اژدها بدون دست منطقی تر به نظر میاد:دی

بالش کافیه دیگه:دی

منم همیشه دارم میگم پیتر نباید اسماگ رو شبیه اژدهای هری پاتر می ساخت

!!!!

آخه چی می شد که اسماگ دست داشت باشه من که سر از کار این مرد در نمی یارم

!!!!!!!!!!!!!!!!!!

والا منم با نظرات جناب R-FAARAZON موافقم. اژده های بدون دست خیلی بهتر از اژده های دست داره...

والا منم با نظرات جناب R-FAARAZON موافقم. اژده های بدون دست خیلی بهتر از اژده های دست داره...

موضوع فقط سر دست نیست

این رفیقمون که گفت شبیه اژدهای هری پاتر شده چی

؟؟

نظرتون چیه

؟

اصلا اینجوری فایده نداره بعدا باید یه تاپیک جداگانه در مورد دست داشتن یا نداشتن اسماگ بزنیم

!!!

خب شبیه اژدهای هری پاتر بشه

اژدهاها مثلا از یک گونه هستند ها

بعد ما نمیدونیم اژدهاها تکامل یافته یا شبیه کدوم موجوداتن؟ خفاش،کروکودیل یا دایناسور؟

از نظر بدن که شبیه خفاش هستن البته به صورتی غول پیکر

با سلام خدمت دوستان

خب طبق گفته های دوستمون آقا معین باید با فیلمی هیجانی وبا ریتم بالا مواجه باشیم. اما در مورد سائورون :یکی از هیجان انگیزترین شخصیت های مجموعه ارباب حلقه ها برای من سائورون بود که اونهم به شکل فیزیکی ,تنها دو سه دقیقه بهش پرداخته شده بود. اما اون بازیگر هیکلیه ,منظورم همون سالا بیکر ,خیلی جالب توی نقش سائورون ظاهر شده بود.هر چند که اون زره وکلاه خود تا حد زیادی جذابش کرده بود .اما نحوه حرکتش به طرف جنگجویان نبرد آخرین اتحاد و همینطور ضربه زدنش با گرز رو خیلی جالب و پر ابهت اجرا کرده بود. اما من یه چیزو متوجه نشدم؟؟؟ سائورون گندالف رو اسیر کرده بود؟؟؟؟؟؟

به هر حال منتظریم تا این فیلم بدستمون برسه وببینیم که اینبار پیتر چه آش دهنسوزی برامون پخته!!!!؟؟؟؟ امیدوارن نسخه اکستندد ادیشن فیلم دوم یه 45 دقیقه ای صحنه های اضافه داشته باشه وتوی نسخه اکستند یکم بیشتر به سائورون پرداخته بشه؟؟؟؟ نسخه اکستندد ادیشن قسمت اول خیلی کوتاه بود فقط 13 دقیقه اضافی که اونهم چندان صحنه های کلیدی توش نبود.

* اما در مورد اسماگ: خوب به نظر من هر دو حالتش می تونست جالب باشه .چه چهار تا دست وپا داشته باشه ؟؟؟ چه دوتا ؟؟؟

خب اگر چهارتا دست وپا داشت یه جورایی شبیه اژدهای قسمت سوم فیلم نارنیا میشد که خیلی بچه گانه ساخته شده بود؟؟؟؟ اما بازم نمیتونم نظری بدم؟؟ چون با هنری که پیتر جکسون تو این سال ها از خودش نشون داده ,امکان داشت که یک اژدهای خفن وترسناک با چهار دست وپا رو می دیدیم !!!!!؟؟؟

اما اگر فقط پا داشته باشه باز هم خوبه ؟؟؟ شما مرکب های نزگول رو به یادتون بیارید که چقدر وهم انگیز وترسناک وخونخوار بودند؟؟؟؟؟؟

در هر حالت امیدوارم که اسماگ کار جالبی در اومده باشه؟؟؟

موضوع فقط سر دست نیست

این رفیقمون که گفت شبیه اژدهای هری پاتر شده چی

؟؟

نظرتون چیه

؟

اصلا اینجوری فایده نداره بعدا باید یه تاپیک جداگانه در مورد دست داشتن یا نداشتن اسماگ بزنیم

!!!

خب ما نباید فقط بگیم اژده ها شبیه اژده های هری پاتره ... اژده ها خودش در اصل اینطوریه ... ما نباید فقط به خاطر شکل ظاهری اسماگ اینقدر گیر بدیم و باید شخصیتش رو پیدا کنیم...

به قول جکسون اسماگ فقط یک هیولا با آرواره های بزرگ نیست ، اسماگ یک حیله گر است ، یک هیولایی که منتظر است طعمه ی خود از هر فرصتی نابود کند. او یک قاتل درجه یک است ...

اژده هایی که ما تو برهوت اسماگ خواهیم دیدم خیلی خیلی خاص تر خواهد بود و شاید یکی از کاملترین اژده هاها هم همین اسماگ باشه ... الکی که نیست اسماگ شده بهترین اژده های سینمایی ... :دی

خب شبیه اژدهای هری پاتر بشه

اژدهاها مثلا از یک گونه هستند ها

بعد ما نمیدونیم اژدهاها تکامل یافته یا شبیه کدوم موجوداتن؟ خفاش،کروکودیل یا دایناسور؟

از نظر بدن که شبیه خفاش هستن البته به صورتی غول پیکر

نه اژدها گونه های مختلفی داره و با شکل های بسیار مختلفی

البته این جاش نیست در مورد اژدها شناسی حرف بزنیم ولی بعدا یه تاپیک حتما در مورد این موضوع باید ایجاد کنم

خب ما نباید فقط بگیم اژده ها شبیه اژده های هری پاتره ... اژده ها خودش در اصل اینطوریه ... ما نباید فقط به خاطر شکل ظاهری اسماگ اینقدر گیر بدیم و باید شخصیتش رو پیدا کنیم...

به قول جکسون اسماگ فقط یک هیولا با آرواره های بزرگ نیست ، اسماگ یک حیله گر است ، یک هیولایی که منتظر است طعمه ی خود از هر فرصتی نابود کند. او یک قاتل درجه یک است ...

اژده هایی که ما تو برهوت اسماگ خواهیم دیدم خیلی خیلی خاص تر خواهد بود و شاید یکی از کاملترین اژده هاها هم همین اسماگ باشه ... الکی که نیست اسماگ شده بهترین اژده های سینمایی ... :دی

آره منم قبول دارم که اسماگ بهترین اژدهای سینمایی خواهد بود در این مورد هیچ شکی نیست

ولی ای کاش دستم داشت

ولی در کل من به همینم راضی هستم

خدا بده برکت

!!!

نه اژدها گونه های مختلفی داره و با شکل های بسیار مختلفی

البته این جاش نیست در مورد اژدها شناسی حرف بزنیم ولی بعدا یه تاپیک حتما در مورد این موضوع باید ایجاد کنم

البته بحث ما در اینجا بررسی اسطوره اژدها نیست مطابقت اون با زیست شناسیه

خوب این دست میتونه انواع مختلفی داشته ولی در اژدها باله جای این دست رو گرفته و دیگه دستی اضافی توجیحی نداره چون باله همون کارایی که دست انجام میده رو انجام میده برای اژدها(البته نه با اون جزییات مثل چنگال بدست گرفتن:دی)

مگر اینکه حالتی مثل مارکوس دنیای زیرزمینی یا لرد لاس دموناتا براش در نظر بگیریم

ولی در حالت کلی اژدها نمیتونه هم دست داشته باشه و هم باله

اون اژدهای دست دار فقط ذهنیت اون نویسنده خلق کنندشه

با سلام خدمت دوستان

خب طبق گفته های دوستمون آقا معین باید با فیلمی هیجانی وبا ریتم بالا مواجه باشیم. اما در مورد سائورون :یکی از هیجان انگیزترین شخصیت های مجموعه ارباب حلقه ها برای من سائورون بود که اونهم به شکل فیزیکی ,تنها دو سه دقیقه بهش پرداخته شده بود. اما اون بازیگر هیکلیه ,منظورم همون سالا بیکر ,خیلی جالب توی نقش سائورون ظاهر شده بود.هر چند که اون زره وکلاه خود تا حد زیادی جذابش کرده بود .اما نحوه حرکتش به طرف جنگجویان نبرد آخرین اتحاد و همینطور ضربه زدنش با گرز رو خیلی جالب و پر ابهت اجرا کرده بود. اما من یه چیزو متوجه نشدم؟؟؟ سائورون گندالف رو اسیر کرده بود؟؟؟؟؟؟

به هر حال منتظریم تا این فیلم بدستمون برسه وببینیم که اینبار پیتر چه آش دهنسوزی برامون پخته!!!!؟؟؟؟ امیدوارن نسخه اکستندد ادیشن فیلم دوم یه 45 دقیقه ای صحنه های اضافه داشته باشه وتوی نسخه اکستند یکم بیشتر به سائورون پرداخته بشه؟؟؟؟ نسخه اکستندد ادیشن قسمت اول خیلی کوتاه بود فقط 13 دقیقه اضافی که اونهم چندان صحنه های کلیدی توش نبود.

* اما در مورد اسماگ: خوب به نظر من هر دو حالتش می تونست جالب باشه .چه چهار تا دست وپا داشته باشه ؟؟؟ چه دوتا ؟؟؟

خب اگر چهارتا دست وپا داشت یه جورایی شبیه اژدهای قسمت سوم فیلم نارنیا میشد که خیلی بچه گانه ساخته شده بود؟؟؟؟ اما بازم نمیتونم نظری بدم؟؟ چون با هنری که پیتر جکسون تو این سال ها از خودش نشون داده ,امکان داشت که یک اژدهای خفن وترسناک با چهار دست وپا رو می دیدیم !!!!!؟؟؟

اما اگر فقط پا داشته باشه باز هم خوبه ؟؟؟ شما مرکب های نزگول رو به یادتون بیارید که چقدر وهم انگیز وترسناک وخونخوار بودند؟؟؟؟؟؟

در هر حالت امیدوارم که اسماگ کار جالبی در اومده باشه؟؟؟

متاسفانه گاندالف که درحال فرار ازدول گولدورازدست دارودسته ی آزوگ وخود آزوگ بود یهوسایرون جلوش ظااهر میشه وبعدازیه نبرد طولانی ودهشتناک به طرز ناجوانمردانه ای اسیرشد @-)

البته بحث ما در اینجا بررسی اسطوره اژدها نیست مطابقت اون با زیست شناسیه

خوب این دست میتونه انواع مختلفی داشته ولی در اژدها باله جای این دست رو گرفته و دیگه دستی اضافی توجیحی نداره چون باله همون کارایی که دست انجام میده رو انجام میده برای اژدها(البته نه با اون جزییات مثل چنگال بدست گرفتن:دی)

مگر اینکه حالتی مثل مارکوس دنیای زیرزمینی یا لرد لاس دموناتا براش در نظر بگیریم

ولی در حالت کلی اژدها نمیتونه هم دست داشته باشه و هم باله

اون اژدهای دست دار فقط ذهنیت اون نویسنده خلق کنندشه

شاید اگه بخواییم در مورد ارگانیسم بدنی اژدها توی دنیای خودمون حرف بزنیم حرف شما درست باشه

ولی من منظورم توی داستان ها و دنیاهای فانتزی بود

ما حتی می بینیم مثلا اژدهای سه سر هم توی بعضی داستان ها داریم

حتی خود تالکین هم اسماگ رو با دست توصیف کرده بود

شاید اگه بخواییم در مورد ارگانیسم بدنی اژدها توی دنیای خودمون حرف بزنیم حرف شما درست باشه

ولی من منظورم توی داستان ها و دنیاهای فانتزی بود

ما حتی می بینیم مثلا اژدهای سه سر هم توی بعضی داستان ها داریم

حتی خود تالکین هم اسماگ رو با دست توصیف کرده بود

والا فکرکنم آگارواین هم عکسشو گذاشته بود ولی چندان به نظرم اژدهای 4 دست و پا خوب و مهیب به نظر نمیرسه

پس طبق گفته شما سائورون به صورت یک شبح تاریک ظاهر میشه .

آیا هیئت این شبح مثل همون قسمت اول هست یا واضح تره؟؟؟؟

والا فکرکنم آگارواین هم عکسشو گذاشته بود ولی چندان به نظرم اژدهای 4 دست و پا خوب و مهیب به نظر نمیرسه

اتفاقا وقتی دست داشته باشه موقع حرف زدن می تونه دستشو تکون بده اینجوری حس و حال بیشتری رو می تونه منتقل کنه

ولی به نظرم میاد پیتر اول می خواست با دست طراحیش کنه نمی دونم چرا نظرشو عوض کرد

!!!

اتفاقا وقتی دست داشته باشه موقع حرف زدن می تونه دستش تکون بده اینجوری حس و حال بیشتری رو می تونه منتقل کنه

ولی به نظرم میاد پیتر اول می خواست با دست طراحیش کنه نمی دونم چرا نظرشو عوض کرد

!!!

والا همین حرف زدن اژدها یا عنکبوت زیاد برام خوش آیند نیست

بخصوص اون قسمت هایی از کتاب که بیلبو عنکبوت هارو مسخره میکرد یا با اسماگ حرف میزد رو خوشم نیومد

پس طبق گفته شما سائورون به صورت یک شبح تاریک ظاهر میشه .

آیا هیئت این شبح مثل همون قسمت اول هست یا واضح تره؟؟؟؟

اره همون شبه قسمت یک بااین تفاوت که آتشینم میشه وخیلی مهیب تر قدرتشونشون میده البته گاندالفم قدرتش کم نیس وظاهرا ازاون سکانس نبردباویچ کینگ تولوتر3درس عبرت گرفته که گاندولفو ضعیف نشون نده تاطرفدارا ناراحت نشن

دستت درد نکنه که توضیح دادی . با گفته های شما حرص و ولع زیادی برای قسمت دوم پیدا کردم.

* راستی آقا معین شما مقیم آمریکا هستی از اول و خانوادگی ؟؟؟؟ یا برای درس وکار و...... رفتی ؟؟؟

دستت درد نکنه که توضیح دادی . با گفته های شما حرص و ولع زیادی برای قسمت دوم پیدا کردم.

* راستی آقا معین شما مقیم آمریکا هستی از اول و خانوادگی ؟؟؟؟ یا برای درس وکار و...... رفتی ؟؟؟

نه داداشم اونجاست فقط چندهفته رفتم ببینمش خوبم شد زمان خوبی بودرفتم هابیتم دیدم

صحیح

پس حسابی خوش گذشت ؟؟ مشکل پاسپورت رو چطوری حل کردی ؟؟ پایان خدمت داشتی؟؟

اره جات خالی معافی دارم

ازدها بادست مهیب تره من موندم این اسماگ چه جوری غذامیخوره

اژدهایی که آتیش داره نباید دست داشته باشه ! @-)

اژدهایی که آتیش داره نباید دست داشته باشه ! @-)

میشه بگی چرا؟

میشه بگی چرا؟

بنظرم قانونه ! قانون طبیعت .

چون ممکنه دستاش رو بسوزونه @-)

خوب من تا همین الان داشتم فیلم را میدیدم نگران نباشین اسپویلر نمیکنم اما فقط میتوانم بگم بی نظیر بود @-)

دوستان نگران دست و لب و لوچه اسماگ نباشین عالی کار شده بود و باید بگم دستهاش روی بالش بود و فراتر از یک تیغ معمولی بود! شبیه به دست بود

در مورد سایرون هیچی نگم بهتره :)) :( عااااااااااااالیییییی بود

من هنوز توی شوک فیلمم :|

سوالی داشتین در خدمتم :|

خوب من تا همین الان داشتم فیلم را میدیدم نگران نباشین اسپویلر نمیکنم اما فقط میتوانم بگم بی نظیر بود @-)

دوستان نگران دست و لب و لوچه اسماگ نباشین عالی کار شده بود و باید بگم دستهاش روی بالش بود و فراتر از یک تیغ معمولی بود! شبیه به دست بود

در مورد سایرون هیچی نگم بهتره :)) :( عااااااااااااالیییییی بود

من هنوز توی شوک فیلمم :|

سوالی داشتین در خدمتم :|

منم تا 6 دقیقه دیگه فیلمو میبینیم

خب فیلمو همتون دیدین

حالا متوجه شدید در مورد فیلم اغراق نمیکردم

واقعا این شخصیت تائوریل چیه وسط داستان خیلی ضایع بازی میکنه

از سارومان هم خبری نبود

خوب من تا همین الان داشتم فیلم را میدیدم نگران نباشین اسپویلر نمیکنم اما فقط میتوانم بگم بی نظیر بود @-)

دوستان نگران دست و لب و لوچه اسماگ نباشین عالی کار شده بود و باید بگم دستهاش روی بالش بود و فراتر از یک تیغ معمولی بود! شبیه به دست بود

در مورد سایرون هیچی نگم بهتره :)) :( عااااااااااااالیییییی بود

من هنوز توی شوک فیلمم :|

سوالی داشتین در خدمتم :|

فیلم هیجانی و معلوم کننده خیلی از نامعلوماته؟ یا اینکه از این فیلمهایی هستش که آدمو خسته میکنه؟ !

از قسمت اول از نظر اکشن بهتر هستش؟

منم تا 6 دقیقه دیگه فیلمو میبینیم

خب فیلمو همتون دیدین

حالا متوجه شدید در مورد فیلم اغراق نمیکردم

واقعا این شخصیت تائوریل چیه وسط داستان خیلی ضایع بازی میکنه

از سارومان هم خبری نبود

نه تنها باهاتون مخالفم بلکه به نظر من تائوریل خیلی خوب هستش و مثلث عشقی را هم من خیلی خیلی دوست داشتم!!

فیلم هیجانی و معلوم کننده خیلی از نامعلوماته؟ یا اینکه از این فیلمهایی هستش که آدمو خسته میکنه؟ !

از قسمت اول از نظر اکشن بهتر هستش؟

اصلا خسته کننده نیست همش هیجان داره و یک لحظه این هیجان تمام نمیشه تا آخر هیجان داره

فقط تنها ایراداتی که داشت به نظر من cgi بولگ بودش که واقعا نمیدانم پیتر چرا بولگ گریم را گذاشت کنار و از cg استفاده کرده بود! چون بولگ cg خوب نبود به نظر من گریمش بود خیلی خوف تر میشد!

مورد دوم پایان فیلم هستش که خیلی مسایل باز هستش و یهو فیلم تمام میشه البته مشکل نمیشه گفت باید گفت پیتر بدجوری توی انتظار میذارمون تا سال دیگه!!

البته اسماگ در این تصویر خیلی بزرگه

ولی قلب اژدها نقطه ضعفشه کافیه تیری به قلبش بزنن و خلاص!

اسماگ توی فیلم به همین بزرگیه

اسماگ توی فیلم به همین بزرگیه

پس باید اژدهای مهیبی باشه چون اژدهای هری پاتر و مرکب نازگول تا حدودی کوچکتر بودن

یکی ازایرادات بزرگ فیلم اینه که مایه نبرد هلمزدیپی نداریم که این توفیلم روشنه وخیلیا روناراحت کرده پیتر باید بدونه خیلیا فقط به خاطر هنرش درنبردهای عظیم فیلماشوچندبار میبینن البته این قضیه تائوریلم درکل خوبه توفیلم باشه ولی نیازبه یه سری اصلاحات داشت

یکی ازایرادات بزرگ فیلم اینه که مایه نبرد هلمزدیپی نداریم که این توفیلم روشنه وخیلیا روناراحت کرده پیتر باید بدونه خیلیا فقط به خاطر هنرش درنبردهای عظیم فیلماشوچندبار میبینن البته این قضیه تائوریلم درکل خوبه توفیلم باشه ولی نیازبه یه سری اصلاحات داشت

نبردهای خوبی داشت که!! درسته به آن بزرگی نبود اما نبرداش خیلی خوب و عالی کار شده بود!

یکی ازایرادات بزرگ فیلم اینه که مایه نبرد هلمزدیپی نداریم که این توفیلم روشنه وخیلیا روناراحت کرده پیتر باید بدونه خیلیا فقط به خاطر هنرش درنبردهای عظیم فیلماشوچندبار میبینن البته این قضیه تائوریلم درکل خوبه توفیلم باشه ولی نیازبه یه سری اصلاحات داشت

خب کتاب هابیت تنها نبرد بزرگی که داره نبرد پنج سپاهه در آخر کتاب که در قسمت سوم میبینیم

در دو قسمت اول منطقیه که نباید انتظار نبردی در حد هلمز دیپ یا محاصره میناس تیریث و نبرد در دشت پله نور نداشته باشیم

آس سه گانه هابیت نبرد پنج سپاهه که باید ببینیم پیترجکسون این نبرد رو چطور به تصویر میکشه

خب کتاب هابیت تنها نبر بزرگی که داره نبرد پنج سپاهه در آخر کتاب که در قسمت سوم میبینیم

در دو قسمت اول منطقیه که انتظار نبردی در حد هلمز دیپ یا محاصره میناس تیریث و نبرد در دشت پله نور نداشته باشیم

آس سه گانه هابیت نبرد پنج سپاهه که باید ببینیم پیترجکسون این نبرد رو چطور به تصویر میکشه

بله نبردای خوبی داشت ولی درحدود کموبیشترمیشه گفت درگیری وتعقیبو گریزبود البته بماند یه جاهایی یه خورده غیر واقعی شده بود به خصوص اون قسمت فراردورف هابابشکه که من موندم دورف هاچجوری اونجوری نبرد میکنن ضمنا من انتظار نبرد پنج سپاهوتواین فیلم نداشتم انتظار نبرددول گولدور داشتم به هر حال وقتی پیتر هابیت سه قسمت میکنه باید نبردم حتمابزاره

بله نبردای خوبی داشت ولی درحدود کموبیشترمیشه گفت درگیری وتعقیبو گریزبود البته بماند یه جاهایی یه خورده غیر واقعی شده بود به خصوص اون قسمت فراردورف هابابشکه که من موندم دورف هاچجوری اونجوری نبرد میکنن ضمنا من انتظار نبرد پنج سپاهوتواین فیلم نداشتم انتظار نبرددول گولدور داشتم به هر حال وقتی پیتر هابیت سه قسمت میکنه باید نبردم حتمابزاره

خب بابا اینقدر منفی بافی نکنین :دی . فیلم خودش فانتزیه و فانتزی یعنی دوری از منطق و واقعیت . به خاطر همین نبرد های هابیت اینطوری هستند . ارباب حلقه ها هم خودش بعضی جاهاش اینطوری بود به عنوان مثال حرکات آکروباتیک لگولاس. در مورد غیر واقعی بودن که خب جکسون بیچاره باید چیکار کنه ؟! آخرین حد تکنولوژی همینه دیگه :دی

-------------------------------------------------------------

یه نفر به تائوریل میگوید : " نور ستاره ها ، نور سردی است "

تائوریل : " این نور خاطره است "

:( :| :| @-) :))

فکر کردین شخصیت تائوریل اضافه هست و الکی تو فیلم گنجانده شده ؟! حرف هایی که این شخصیت میزنه تاثیر بسیار زیادی بر وقایع ارباب حلقه ها خواهد داشت...

کلا بازیگر نقش تائوریل نمیتونه مثل بقیه بازیگرا حس و حال دنیای آردا به بیننده برسونه

خیلی سطحی و امروزی داره برخورد میکنه

مثلث عشقی؟

خدایی این دیگه اخرشه

دنیای آردا ئ مثل عشقی؟

هر چرت و پرتی تو دنیای امروز وجود داره و فیلمای امروزی رو واسه بیننده هاش جذاب میکنه که نباید ببری داخل فیلمای بزرگ

به نظر من تائوریل کل داستانو نابود کرد

با وجود زحمتای زیادی که برای قسمتای دیگه کشیده بودن این دختر جوان حس و حال و هیجان فیلمای پیتر جکسون رو خنثی کرد

به نطر من پایین ترین سطح فیلم همین تائوریل بود

البته یه نکته بگم

داستان هابیت جزئیات بیشتری داره نسبت به ارباب حلقه ها

نمیشه این همه جزئیات رو ببری داخل یه فیلم 166 دقیقه ای

چون انقد پچیده میشه که شما بعد از تماشای فیلم حس و حال خاصی ندارید دقیقا مثل تماشای فیلمای هری پاتر یا مثلا ترنسفورمرز میمونه انقد جزئیات زیاد و پیچیده هست که شما هر 3 دقیقه یک بار یه چیز جدید میبنی

ارباب حلقه ها اینجوری نبود و داستانش ادمو مجذوب میکرد

کلا بازیگر نقش تائوریل نمیتونه مثل بقیه بازیگرا حس و حال دنیای آردا به بیننده برسونه

خیلی سطحی و امروزی داره برخورد میکنه

مثلث عشقی؟

خدایی این دیگه اخرشه

دنیای آردا ئ مثل عشقی؟

هر چرت و پرتی تو دنیای امروز وجود داره و فیلمای امروزی رو واسه بیننده هاش جذاب میکنه که نباید ببری داخل فیلمای بزرگ

به نظر من تائوریل کل داستانو نابود کرد

با وجود زحمتای زیادی که برای قسمتای دیگه کشیده بودن این دختر جوان حس و حال و هیجان فیلمای پیتر جکسون رو خنثی کرد

به نطر من پایین ترین سطح فیلم همین تائوریل بود

البته یه نکته بگم

داستان هابیت جزئیات بیشتری داره نسبت به ارباب حلقه ها

نمیشه این همه جزئیات رو ببری داخل یه فیلم 166 دقیقه ای

چون انقد پچیده میشه که شما بعد از تماشای فیلم حس و حال خاصی ندارید دقیقا مثل تماشای فیلمای هری پاتر یا مثلا ترنسفورمرز میمونه انقد جزئیات زیاد و پیچیده هست که شما هر 3 دقیقه یک بار یه چیز جدید میبنی

ارباب حلقه ها اینجوری نبود و داستانش ادمو مجذوب میکرد

مثلث عشقی تو ارباب حلقه ها هم بود : ائووین - آراگورن - فارامیر ... در حالی که فکر کنم این قضیه تو رمان ارباب حلقه ها هم نبود...

کلا بازیگر نقش تائوریل نمیتونه مثل بقیه بازیگرا حس و حال دنیای آردا به بیننده برسونه

خیلی سطحی و امروزی داره برخورد میکنه

مثلث عشقی؟

خدایی این دیگه اخرشه

دنیای آردا ئ مثل عشقی؟

هر چرت و پرتی تو دنیای امروز وجود داره و فیلمای امروزی رو واسه بیننده هاش جذاب میکنه که نباید ببری داخل فیلمای بزرگ

به نظر من تائوریل کل داستانو نابود کرد

با وجود زحمتای زیادی که برای قسمتای دیگه کشیده بودن این دختر جوان حس و حال و هیجان فیلمای پیتر جکسون رو خنثی کرد

به نطر من پایین ترین سطح فیلم همین تائوریل بود

البته یه نکته بگم

داستان هابیت جزئیات بیشتری داره نسبت به ارباب حلقه ها

نمیشه این همه جزئیات رو ببری داخل یه فیلم 166 دقیقه ای

چون انقد پچیده میشه که شما بعد از تماشای فیلم حس و حال خاصی ندارید دقیقا مثل تماشای فیلمای هری پاتر یا مثلا ترنسفورمرز میمونه انقد جزئیات زیاد و پیچیده هست که شما هر 3 دقیقه یک بار یه چیز جدید میبنی

ارباب حلقه ها اینجوری نبود و داستانش ادمو مجذوب میکرد

مخالفم البته فیلم نباید زیاد رمانتیک بشه قبول دارم که اینجوریم تقریبانبوددوما اتفاقا خودکتاب هابیت خیلی سبک ترازارباب حلقه هاست وپیترمجبور شد ازدیگه کتابهای تالکین استفاده کنه

خوب من تا همین الان داشتم فیلم را میدیدم نگران نباشین اسپویلر نمیکنم اما فقط میتوانم بگم بی نظیر بود @-)

دوستان نگران دست و لب و لوچه اسماگ نباشین عالی کار شده بود و باید بگم دستهاش روی بالش بود و فراتر از یک تیغ معمولی بود! شبیه به دست بود

در مورد سایرون هیچی نگم بهتره :)) :( عااااااااااااالیییییی بود

من هنوز توی شوک فیلمم :|

سوالی داشتین در خدمتم :|

منم پس میبینم! اول بگو به فیلم چند میدی از 10 و بعد بگو به نظر تو آیا ازون فیلمای ماندگار شاهکار بود یا مثل هابیت 1 یه فیلم خیلی خوب و استاندارد بود یا چی؟

نقطه ی اوج فیلم به نظرت کجا بود، بدون اسپویل بگو، فقط اشاره :دی

دوستانی که انتظار نبرد لشگری دارن اشتباه فکر میکنن! خوب اگه اونجوره جکسون بیاد همون ارباب حلقه ها رو بازسازی کنه به جای اینکه "هابیت" بسازه :| فیلم مهم اینه نقطه ی اوج و فرودش درست و به جا باشه... نه دیگه اینکه واسه اوج حتما از جنگ استفاده کنه... نظر هر کسی محترمه ولی این حرفا به نظرم غیر حرفه ای و از سر احساساته...

کلا بازیگر نقش تائوریل نمیتونه مثل بقیه بازیگرا حس و حال دنیای آردا به بیننده برسونه

خیلی سطحی و امروزی داره برخورد میکنه

مثلث عشقی؟

خدایی این دیگه اخرشه

دنیای آردا ئ مثل عشقی؟

هر چرت و پرتی تو دنیای امروز وجود داره و فیلمای امروزی رو واسه بیننده هاش جذاب میکنه که نباید ببری داخل فیلمای بزرگ

به نظر من تائوریل کل داستانو نابود کرد

با وجود زحمتای زیادی که برای قسمتای دیگه کشیده بودن این دختر جوان حس و حال و هیجان فیلمای پیتر جکسون رو خنثی کرد

به نطر من پایین ترین سطح فیلم همین تائوریل بود

البته یه نکته بگم

داستان هابیت جزئیات بیشتری داره نسبت به ارباب حلقه ها

نمیشه این همه جزئیات رو ببری داخل یه فیلم 166 دقیقه ای

چون انقد پچیده میشه که شما بعد از تماشای فیلم حس و حال خاصی ندارید دقیقا مثل تماشای فیلمای هری پاتر یا مثلا ترنسفورمرز میمونه انقد جزئیات زیاد و پیچیده هست که شما هر 3 دقیقه یک بار یه چیز جدید میبنی

ارباب حلقه ها اینجوری نبود و داستانش ادمو مجذوب میکرد

حالا جالبه این اوانجلین لیلی که شما برای تائوریل زیر سوال میبرید کارایشون رو، نامزد جایزه بهترین بازیگر زن از انجمن منتقدین شده این یعنی اینکه کاراکتر رو خوب تونسته در بیاره

البته برهوت اسماگ زمانش 161 دقیقه است

ارباب حلقه ها که دیگه به جزییات فراوانش معروفه!

منم پس میبینم! اول بگو به فیلم چند میدی از 10 و بعد بگو به نظر تو آیا ازون فیلمای ماندگار شاهکار بود یا مثل هابیت 1 یه فیلم خیلی خوب و استاندارد بود یا چی؟

نقطه ی اوج فیلم به نظرت کجا بود، بدون اسپویل بگو، فقط اشاره :دی

دوستانی که انتظار نبرد لشگری دارن اشتباه فکر میکنن! خوب اگه اونجوره جکسون بیاد همون ارباب حلقه ها رو بازسازی کنه به جای اینکه "هابیت" بسازه :)) فیلم مهم اینه نقطه ی اوج و فرودش درست و به جا باشه... نه دیگه اینکه واسه اوج حتما از جنگ استفاده کنه... نظر هر کسی محترمه ولی این حرفا به نظرم غیر حرفه ای و از سر احساساته...

از 10 بهش 11 میدم @-) به نظر من شاهکار

نقطه اوج فرار بشکه ها - ملاقات بیلبو و اسماگ - و تمام اتفاقات دالگولدور البته اینو بگم تمام قسمت ها نقطه اوج بود!! اما اینها واقعا نفس گیر بود

در مورد تاوریل هم با دوستان مخالفم شخصیتش خیلی خوب بود و من واقعا دوسش داشتم مثلث عشقی را هم دوست داشتم

البته این صحنه از کشته شدن ، جداشدن و پرت کردن سر ترور پادشاه زیرکوه به دست آزوگ(در قسمت اول ) که ترسناک تر نیست!:دی

!

اصلا صحنه اشکال بنیادی داره :|اونم این هست که عوض اینکه صورت حالت سوختگی داشته باشه و کج وکوله بشه وپوست وگوشتش چین بخوره( @-) :)) :()انگار صورتشو برش زدن تمام عضلات وماهیچه های یه طرف صورتش معلومه! :| :|لپش پایینش کنده!!!!چرا پس خونریزی نداره؟؟؟؟؟؟اصلا این چطوری زنده هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟////:دی

از 10 بهش 11 میدم @-) به نظر من شاهکار

نقطه اوج فرار بشکه ها - ملاقات بیلبو و اسماگ - و تمام اتفاقات دالگولدور البته اینو بگم تمام قسمت ها نقطه اوج بود!! اما اینها واقعا نفس گیر بود

در مورد تاوریل هم با دوستان مخالفم شخصیتش خیلی خوب بود و من واقعا دوسش داشتم مثلث عشقی را هم دوست داشتم

واااای قلبم گرفت!میدونستم میترکونه مرررسییی :))

!

مشکا سر ترسناکی وغیر ترسناکی نیست اصلا صحنه اشکال بنیادی داره :|اونم این هست که عوض اینکه صورت حالت سوختگی داشته باشه و کج وکوله بشه وپوست وگوشتش چین بخوره( @-) :)) :()انگار صورتشو برش زدن تمام عضلات وماهیچه های یه طرف صورتش معلومه! :| :|

به نظر اشاره خوبی خوبیه به ماهیت پلید تراندویل

بانو آتش اژدهاست دیگه که سوختگی از نوع درجه سوم میده

انتظار که نداشتید صورتش نسوزه؟ :|

خودمون این لی پایس هم عجب محبوبیتی داره همه 13 دورف و بیلبو رو ول کردن و تراندویل رو چسبیدن!:دی

به نظر اشاره خوبی خوبیه به ماهیت پلید تراندویل

بانو آتش اژدهاست دیگه که سوختگی از نوع درجه سوم میده

انتظار که نداشتید صورتش نسوزه؟ @-)

خودمون این لی پایس هم عجب محبوبیتی داره همه 13 دورف و بیلبو رو ول کردن و تراندویل رو چسبیدن!:دی

ای بابا من میگم اصلا شبیه سوختگی نیست آخه!کجاش سوخته بیشتر میخوره یکی بغل صورتشو بریده باشه!!!!!!!!!!!!!!

ای بابا من میگم اصلا شبیه سوختگی نیست آخه!کجاش سوخته بیشتر میخوره یکی بغل صورتشو بریده باشه!!!!!!!!!!!!!!

نه بابا شبیه سوختگی شدیده

کار رو پیتر خوب در آورده البته سعی کرده حواشی سوختگی صاف باشه

!

اصلا صحنه اشکال بنیادی داره :|اونم این هست که عوض اینکه صورت حالت سوختگی داشته باشه و کج وکوله بشه وپوست وگوشتش چین بخوره( @-) :)) :()انگار صورتشو برش زدن تمام عضلات وماهیچه های یه طرف صورتش معلومه! :| :|لپش پایینش کنده!!!!چرا پس خونریزی نداره؟؟؟؟؟؟اصلا این چطوری زنده هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟////:دی

خونریزی نداره چون با طلسم جلوش را گرفته!! آتش پوستی نذاشته واسش که بخواد چروک یا جمع بشه!! گوشت صورتش هم کمی سوخته بعضی جاها گوشت داره بعضی قسمتهای صورتش نداره!

من امروز فیلم رو دیدم و فیلم در یک کلام عالی بود

!!!

ولی یه سوال من با کیفیت بد فیلمو دیدم نتونستم رنگ اسماگ رو درست تشخیص بدم

به نظر می رسید قرمز نباشه

نظر شما چی بود

؟؟؟؟

قسمت دول گولدور خیلی باحال بود

سائورون هم ظاهرا به زبون سیاه حرف می زد

ولی من توی فیلم اول فکر می کردم که آزوگ داره به زبون اورکی حرف می زنه

!!!!

من امروز فیلم رو دیدم و فیلم در یک کلام عالی یود

!!!

ولی یه سوال من با کیفیت بد فیلمو دیدم نتونستم رنگ اسماگ رو درست تشخیص بدم

به نظر می رسید قرمز نباشه

نظر شما چی بود

؟؟؟؟

قسمت دول گولدور خیلی باحال بود

سائورون هم ظاهرا به زبون سیاه حرف می زد

ولی من توی فیلم اول فکر می کردم که آزوگ داره به زبون اورکی حرف می زنه

!!!!

بله کاملاقرمز نبود

به ایرادم دول گولدورداره کوچک هست نمیدونم سایرون چرااون جارو مقرخودش کرده بود ضمنا قسمت تراندویلم خوب دراومده بود ماهیت کثیف وطماع تراندویلو خوب نشون داد

بچه هایه سوال کسی میدونه چجوری گاندالف ازدست سایرون ازاد میشه؟

بله کاملاقرمز نبود

به ایرادم دول گولدورداره کوچک هست نمیدونم سایرون چرااون جارو مقرخودش کرده بود ضمنا قسمت تراندویلم خوب دراومده بود ماهیت کثیف وطماع تراندویلو خوب نشون داد

بچه هایه سوال کسی میدونه چجوری گاندالف ازدست سایرون ازاد میشه؟

اگه اشتباه نکنم از اونجا فرار میکنه

اگه اشتباه نکنم از اونجا فرار میکنه

چجوری اخه توقفس بود

بله کاملاقرمز نبود

به ایرادم دول گولدورداره کوچک هست نمیدونم سایرون چرااون جارو مقرخودش کرده بود ضمنا قسمت تراندویلم خوب دراومده بود ماهیت کثیف وطماع تراندویلو خوب نشون داد

بچه هایه سوال کسی میدونه چجوری گاندالف ازدست سایرون ازاد میشه؟

پیتر دست اسماگ رو حذف کرد ما بی خیال این دست شدیم

دیگه چیکار رنگ اسماگ داشت که رفته تغییرش داده

؟؟؟؟

پیتر دست اسماگ رو حذف کرد ما بی خیال این دست شدیم

دیگه چیکار رنگ اسماگ داشت که رفته تغییرش داده

؟؟؟؟

داداش فیلمه رو که ندیده خودت نابود کردی که !!! @-)

باو اینقدر سختگیر نباش ...

اینم چهره ی اسماگ ... خدائیش خیلی باحال و خوفه ...

داداش فیلمه رو که ندیده خودت نابود کردی که !!! @-)

باو اینقدر سختگیر نباش ...

نه دیشب فیلم رو دیدم

و به نظرم اومد رنگ اسماگ قرمز نیست

چون کیفیت فیلم خوب نبود درست نتونستم تشخیص بدم

ولی در کل برهوت اسماگ عالی بود

!!!

در مورد تراندویل باید بگم که توی نسخه اکستندد ادیشن هابیت:سفری غیر منتظره هم آز وطمع تراندویل مشخص بود .اونجا که دستشو به اون جعبه دراز می کنه ولی تراین در جعبه رو می بنده.

فروش روز دوشنبه هابيت 6,202,204 دلار در آمريكاي شمالي

عاجزانه تفاضا می کنم آدم را به خواندن اسپویلر ها وسوسه نکنید....

داداش فیلمه رو که ندیده خودت نابود کردی که !!! @-)

باو اینقدر سختگیر نباش ...

اینم چهره ی اسماگ ... خدائیش خیلی باحال و خوفه ...

قیافه اش شبیه معلم عربی سال دوم دبیرستان ماست....

اسماگ خیلی بچگانه بوووووووووووووود

منم فیلم رو دیدم. به طور خلاصه بخوام بگم از چیزی که انتظارش رو داشتم پایینتر بود. هرچی پیتر توی قسمت اول به کتاب وفادار بود توی قسمت دوم برعکسشه.

نقاط قوت:

  1. بخش عنکبوتها خیلی خوب بود. فکر نمیکردم صحبت کردنشون رو نشون بدن
  2. بخش فرار از تالار تراندویل خوب بود، نزدیک کتاب
  3. نبرد روی رودخانه خیلی اکشن و خوب بود. از نقاط خوب داستان به حساب میاد
  4. صورت اسماگ عالی بود
  5. شهر دریاچه و بارد خیلی خوب بود
  6. قسمت ملاقات در بری خوب بود. مخصوصا اون جاسوس(که فکر کنم همون Squinted-eye توی کتاب قصه های ناتمام بود)
  7. حضور تائوریل خوب بود و خوب بازی کرده بود

نقاط ضعف:

  1. بئورن خیلی کم حضور داشت و اونجایی هم که حضور داشت اصلا مثل کتاب نبود. کلا خوشم نیومد
  2. به زور میخواستن فضای فیلم رو تاریک کنن، انگار همه یهو فهمیدن که سائورون برگشته! بئورن رو چه به سائرون، اسماگ رو چه به سائرون!!!!
  3. نمیدونم چرا پیتر میخواد عین ارباب حلقه ها بکنه فیلم رو! مثلث عشقی آرون-ائوون-آراگورن شده تائوریل-لگولاس-کیلی! صحنه درمان کردن کیلی توسط تائوریل شده صحنه رسیدن آرون به فرودو و درمانش! اسارت گندالف در اورتانک شده اسارت گندالف در دول گولدور! احتمالا باید منتظر تاکسی سرویس عقابها هم باشیم! مباشر ارباب دریاچه دقیقا مثل گریمای مار زبان هست!
  4. قضیه اون قبرهای نزگول هنوز مثل تیری توی قلبمه!
  5. اسماگ بدون دست؟!! من کاری با اژدهاهای افسانه ها و داستانهای دیگه ندارم. من اژدهای تالکین میخوام. اژدهاهایی که جدشون گلائرونگه که چهار دست و پا روی زمین راه میرفت و بعدا ملکور بال بهشون اضافه کرد. من اژدهایی رو میخوام که خود تالکین نقاشی کرده نه این اژدهای بی دست رو!
  6. صحنه تعقیب و گریز دورفها و اسماگ خیلی طولانی و کشداره و دور از منطق. از دور که اونها رو میبینه آتیش میفرسته اما به 1 متری که میرسه یادش میافته صحبت کنه و همه رو زنده میذاره که شاهد مرگ بقیه باشن!!!!!!! بیلبو و تورین 10 بار باید میمردن!
  7. خبری از اسماگ زرین نیست، یه جا خیلی ناشیانه طلا روش ریخته میشه اما سریع ازش جدا میشه. میخواد بگه اسماگ زرین رو ببینید تا بهونه نداشته باشید اما اسماگ من این شکلیه چه دلتون بخواد و چه دلتون نخواد!
  8. اون چه تیر و دستگاهیه که بارد میخواد باهاش اسماگ رو بکشه؟!!! یکی از صحنه های مورد علاقه من کشتن اسماگ با تیر کامن هست نه با اون دستگاهی که گیریون تیر میزنه!
  9. مبارزه گندالف و سائرون! شکسته شدن دوباره عصای گندالف(توی لوتر کم بود اینجا هم تکرار شد!). توی کتاب به وضوح و بارها گفته میشه که ایستاری اجازه نداشتن مستقیم سائرون رو به چالش بکشن اما اینجا اصلا به این قضیه توجه نمیشه.
  10. آزوگ از سائرون طلبکاره! کسی مگه جرئت داره به سائرون بگه تو فلان چیز رو به من قول دادی و حالی زدی زیرش؟!!
  11. این داستان مسخره ای که واسه گوهر آرکن درست کردن! کجای داستان اومده که هرکی اینو داشته باشه حق داره بر بقیه حکومت بکنه؟!!!

در مورد جلوه های ویژه نمیتونم نظری بدم چون این نسخه خیلی داغون بود. قسمت مبارزه گندالف و سائرون کاملا تاره. در کل این فیلم برای طرفداران ساخته نشده. اگه یه مخاطب عادی فیلم رو ببینه میتونه ازش لذت ببره اما برای ما اون تناقضات خیلی اذیت کننده است. البته تمام این نظرات بدون دیدن صحنه ها دل انگیز و جلوه های ویژه گفته شده. نظرات فقط در مورد داستان هستن و احتمالا اگه فیلم با کیفیت بهتر دیده بشه بخشی از این ضعفها پوشیده میشه.

ایول مدیر

با 80 درصد نقد و بررسی شما موافقم

بدون تعصب نظرتون رو دادید

من هم با 100% نظرات جناب 3dmahdi موافقم این فیلم برای طرفداران ساخته نشده و من موقع دیدن فیلم خودم را یک غیرطرفدار گرفته بودم و از دیدنش کاملا لذت بردم!

منم فیلم رو دیدم. به طور خلاصه بخوام بگم از چیزی که انتظارش رو داشتم پایینتر بود. هرچی پیتر توی قسمت اول به کتاب وفادار بود توی قسمت دوم برعکسشه.

نقاط قوت:

  1. بخش عنکبوتها خیلی خوب بود. فکر نمیکردم صحبت کردنشون رو نشون بدن
  2. بخش فرار از تالار تراندویل خوب بود، نزدیک کتاب
  3. نبرد روی رودخانه خیلی اکشن و خوب بود. از نقاط خوب داستان به حساب میاد
  4. صورت اسماگ عالی بود
  5. شهر دریاچه و بارد خیلی خوب بود
  6. قسمت ملاقات در بری خوب بود. مخصوصا اون جاسوس(که فکر کنم همون Squinted-eye توی کتاب قصه های ناتمام بود)
  7. حضور تائوریل خوب بود و خوب بازی کرده بود

نقاط ضعف:

  1. بئورن خیلی کم حضور داشت و اونجایی هم که حضور داشت اصلا مثل کتاب نبود. کلا خوشم نیومد
  2. به زور میخواستن فضای فیلم رو تاریک کنن، انگار همه یهو فهمیدن که سائورون برگشته! بئورن رو چه به سائرون، اسماگ رو چه به سائرون!!!!
  3. نمیدونم چرا پیتر میخواد عین ارباب حلقه ها بکنه فیلم رو! مثلث عشقی آرون-ائوون-آراگورن شده تائوریل-لگولاس-کیلی! صحنه درمان کردن کیلی توسط تائوریل شده صحنه رسیدن آرون به فرودو و درمانش! اسارت گندالف در اورتانک شده اسارت گندالف در دول گولدور! احتمالا باید منتظر تاکسی سرویس عقابها هم باشیم! مباشر ارباب دریاچه دقیقا مثل گریمای مار زبان هست!
  4. قضیه اون قبرهای نزگول هنوز مثل تیری توی قلبمه!
  5. اسماگ بدون دست؟!! من کاری با اژدهاهای افسانه ها و داستانهای دیگه ندارم. من اژدهای تالکین میخوام. اژدهاهایی که جدشون گلائرونگه که چهار دست و پا روی زمین راه میرفت و بعدا ملکور بال بهشون اضافه کرد. من اژدهایی رو میخوام که خود تالکین نقاشی کرده نه این اژدهای بی دست رو!
  6. صحنه تعقیب و گریز دورفها و اسماگ خیلی طولانی و کشداره و دور از منطق. از دور که اونها رو میبینه آتیش میفرسته اما به 1 متری که میرسه یادش میافته صحبت کنه و همه رو زنده میذاره که شاهد مرگ بقیه باشن!!!!!!! بیلبو و تورین 10 بار باید میمردن!
  7. خبری از اسماگ زرین نیست، یه جا خیلی ناشیانه طلا روش ریخته میشه اما سریع ازش جدا میشه. میخواد بگه اسماگ زرین رو ببینید تا بهونه نداشته باشید اما اسماگ من این شکلیه چه دلتون بخواد و چه دلتون نخواد!
  8. اون چه تیر و دستگاهیه که بارد میخواد باهاش اسماگ رو بکشه؟!!! یکی از صحنه های مورد علاقه من کشتن اسماگ با تیر کامن هست نه با اون دستگاهی که گیریون تیر میزنه!
  9. مبارزه گندالف و سائرون! شکسته شدن دوباره عصای گندالف(توی لوتر کم بود اینجا هم تکرار شد!). توی کتاب به وضوح و بارها گفته میشه که ایستاری اجازه نداشتن مستقیم سائرون رو به چالش بکشن اما اینجا اصلا به این قضیه توجه نمیشه.
  10. آزوگ از سائرون طلبکاره! کسی مگه جرئت داره به سائرون بگه تو فلان چیز رو به من قول دادی و حالی زدی زیرش؟!!
  11. این داستان مسخره ای که واسه گوهر آرکن درست کردن! کجای داستان اومده که هرکی اینو داشته باشه حق داره بر بقیه حکومت بکنه؟!!!

در مورد جلوه های ویژه نمیتونم نظری بدم چون این نسخه خیلی داغون بود. قسمت مبارزه گندالف و سائرون کاملا تاره. در کل این فیلم برای طرفداران ساخته نشده. اگه یه مخاطب عادی فیلم رو ببینه میتونه ازش لذت ببره اما برای ما اون تناقضات خیلی اذیت کننده است. البته تمام این نظرات بدون دیدن صحنه ها دل انگیز و جلوه های ویژه گفته شده. نظرات فقط در مورد داستان هستن و احتمالا اگه فیلم با کیفیت بهتر دیده بشه بخشی از این ضعفها پوشیده میشه.

بااکثرنظرات موافقم ولی خب یه نکتم بگم به هرحال باید پیتربه فکرفروش فیلمم باشه اگه اکثرکتابهایی که ازروش فیلم ساختندروببینی میبینی که خیلی کم به متن کتاب وفادارموندن یه نکتم بگم درباره اون صحنه ی نبردگاندالفو وسایرون که عصای گاندالف شکشته نشد واتیش گرفت

من با این حرف مدیر درباره اسموگ شدید موافقم

صحنه تعقیب و گریز دورفها و اسماگ خیلی طولانی و کشداره و دور از منطق. از دور که اونها رو میبینه آتیش میفرسته اما به 1 متری که میرسه یادش میافته صحبت کنه و همه رو زنده میذاره که شاهد مرگ بقیه باشن!!!!!!! بیلبو و تورین 10 بار باید میمردن!

همین صحنه مسخره اسموگ بود که خیلی رو من تاثیر گذاشت

حتی اگه اسموگ یه موجود غریبه و زودگذر بود بازم تو ذهن میزد چه برسه به اینکه اسم فیلم برهوت اسموگ هست

این اسموگ بیشتر به اژدهاهای خنده دار و دیوونه میخورد تا یه اژدهای خوفناک

شخصیتهای خوفناک ارباب حلقه ها به نظر من:

سوار سیاه

اژدها های که جیغ میکشیدن

سایرون

بالروگ

و اون شخصیتی که دقیقا نمیدونم اسمش چیه

ولی تو یکی از صحنه ها سوار بر یه گرگ با یه سپاه از اورکها رفته بود تا اون شهر رو محاصره کنه

یه سنگ با منجنیق براش پرت شد که جاخالی داد و سنگ یه 100 نفری از اورکها رو له کرد

بعد نگاهی به قایقهای که داشتن به ساحل میرسیدن انداخت و گفت هنوز کلی سلاخی مونده چرا انقد دیر اومدین

که یهو آراگون (اگه اسموش درس گفته باشم) از قایق پیاده شده با جنها رفتن سراغ اورکها و تو یه چشم به هم زدن همشونو نابود کردن

اینا جذبه داشتن

اینا داستانشون آدمو به وللللللللللللللللللللللع میاورد نه این اسموگ مسخره

بااکثرنظرات موافقم ولی خب یه نکتم بگم به هرحال باید پیتربه فکرفروش فیلمم باشه اگه اکثرکتابهایی که ازروش فیلم ساختندروببینی میبینی که خیلی کم به متن کتاب وفادارموندن یه نکتم بگم درباره اون صحنه ی نبردگاندالفو وسایرون که عصای گاندالف شکشته نشد واتیش گرفت

تغییر دادن بخشهایی از کتاب یا اضافه کردن مطالب دیگه مشکلی نیست. من نسبت به نحوه ورود دورفها به خونه بئورن هیچ اشکالی نمیگیرم. مطابق کتاب نیست اما مشکلی ایجاد نمیکنه اما اینکه میاد اسماگ رو از طلایی میکنه سیاه و دست براش نمیذاره، شخصیت بیخیال بئورن رو به یه حکیم جدی تغییر میده، گندالف رو جلوی سائرون قرار میده و بسیاری از منطقهای داستان رو زیر پا میذاره آدم رو اذیت میکنه. مثل کشته شدن ویچ کینگ که کاملا با پیشگویی متضاده. ایناست که فیلم رو برای من اونجوری که باید دلچسب نمیکنه. منظورم از شکستن عصا هم همون آتیش گرفتن و از بین رفتن بود. مشکل من اینه که چرا پیتر جکسون به زور میخواد هابیت رو بکنه ارباب حلقه ها؟!

من با این حرف مدیر درباره اسموگ شدید موافقم

همین صحنه مسخره اسموگ بود که خیلی رو من تاثیر گذاشت

حتی اگه اسموگ یه موجود غریبه و زودگذر بود بازم تو ذهن میزد چه برسه به اینکه اسم فیلم برهوت اسموگ هست

این اسموگ بیشتر به اژدهاهای خنده دار و دیوونه میخورد تا یه اژدهای خوفناک

شخصیتهای خوفناک ارباب حلقه ها به نظر من:

سوار سیاه

اژدها های که جیغ میکشیدن

سایرون

بالروگ

و اون شخصیتی که دقیقا نمیدونم اسمش چیه

ولی تو یکی از صحنه ها سوار بر یه گرگ با یه سپاه از اورکها رفته بود تا اون شهر رو محاصره کنه

یه سنگ با منجنیق براش پرت شد که جاخالی داد و سنگ یه 100 نفری از اورکها رو له کرد

بعد نگاهی به قایقهای که داشتن به ساحل میرسیدن انداخت و گفت هنوز کلی سلاخی مونده چرا انقد دیر اومدین

که یهو آراگون (اگه اسموش درس گفته باشم) از قایق پیاده شده با جنها رفتن سراغ اورکها و تو یه چشم به هم زدن همشونو نابود کردن

اینا جذبه داشتن

اینا داستانشون آدمو به وللللللللللللللللللللللع میاورد نه این اسموگ مسخره

اسماگ تنها مشکلش همون دست و رنگش بود. ابهت خیلی زیادی بود و چهره اش هم ترسناک بود و هم مکار بودنش رو نشون میداد و به هیچ وجه خنده دار نبود. طولانی کردن بیش از حد اون صحنه باعث ضربه خوردن کاراکتر شد.

سلام

بچه ها خواهشا یکم همتون کوتاه بیاین. حالا دوستمون جناب دیتا لایف تازه وارده وجدید , وهنوز راه نیفتاده ویکم عجولانه قضاوت کردند ایشون . ان شاالاه یکم مطالعاتشون رو بیشتر کنن می تونن به صورت مطلوب ومفید برای سایت فعالیت کنن.

اما در مورد فیلم من امروز توی سایت ایران فیلم بودم و این سایت نسخه پرده ای فیلم رو واسه دانلود گذاشته بود که حجمش حدود 600 یا 700 مگ بود. وسوسه شده بودم که دانلودش کنم. اما نکردم. به نظرم عاقلانه تره که صبر کنیم تا نسخه با کیفیت فیلم بیاد.

من الان هم نسخه سینمایی وهم نسخه اکستندد ادیشن قسمت اول رو دارم.که از بلوری به Mkv تبدیل شدند با کیفیت 1080 p .

ولی خودمونیم توی نسخه اکستدد فیلم چندان صحنه کلیدی وجود نداشت. ایکاش پیتر یکم بیشتر به داستان پرداخت داده بود توی این نسخه ؟؟؟؟

سلام

بچه ها خواهشا یکم همتون کوتاه بیاین. حالا دوستمون جناب دیتا لایف تازه وارده وجدید , وهنوز راه نیفتاده ویکم عجولانه قضاوت کردند ایشون . ان شاالاه یکم مطالعاتشون رو بیشتر کنن می تونن به صورت مطلوب ومفید برای سایت فعالیت کنن.

اما در مورد فیلم من امروز توی سایت ایران فیلم بودم و این سایت نسخه پرده ای فیلم رو واسه دانلود گذاشته بود که حجمش حدود 600 یا 700 مگ بود. وسوسه شده بودم که دانلودش کنم. اما نکردم. به نظرم عاقلانه تره که صبر کنیم تا نسخه با کیفیت فیلم بیاد.

من الان هم نسخه سینمایی وهم نسخه اکستندد ادیشن قسمت اول رو دارم.که از بلوری به Mkv تبدیل شدند با کیفیت 1080 p .

ولی خودمونیم توی نسخه اکستدد فیلم چندان صحنه کلیدی وجود نداشت. ایکاش پیتر یکم بیشتر به داستان پرداخت داده بود توی این نسخه ؟؟؟؟

در مورد نسخه اکستندد منم قبول دارم که صحنه های اضافی چیز خاصی نداشت دلیلشم این بود که پیترجکسون تموم صحنه های مفید رو برای سه گانه فیلم خرج کرده و چیزی در دست و بالش نمونده

امسال نمیدونم چطوره چندان رغبتی به دیدن نسخه TS ندارم بخصوص بعد از دیدن تبلیغات جذاب و باکیفیت برهوت اسماگ

صبر کنیم و کیفیت DVD-rip رو ببینیم شاید بهتر باشه

چندتا پست اخیر پاک شد. این آخرین باریه که دارم تذکر میدم، اگر بازم در مورد مسائل قدیمی مشاجره کنید با اخطار و مسدود شدن اکانت روبرو میشید.

تغییر دادن بخشهایی از کتاب یا اضافه کردن مطالب دیگه مشکلی نیست. من نسبت به نحوه ورود دورفها به خونه بئورن هیچ اشکالی نمیگیرم. مطابق کتاب نیست اما مشکلی ایجاد نمیکنه اما اینکه میاد اسماگ رو از طلایی میکنه سیاه و دست براش نمیذاره، شخصیت بیخیال بئورن رو به یه حکیم جدی تغییر میده، گندالف رو جلوی سائرون قرار میده و بسیاری از منطقهای داستان رو زیر پا میذاره آدم رو اذیت میکنه. مثل کشته شدن ویچ کینگ که کاملا با پیشگویی متضاده. ایناست که فیلم رو برای من اونجوری که باید دلچسب نمیکنه. منظورم از شکستن عصا هم همون آتیش گرفتن و از بین رفتن بود. مشکل من اینه که چرا پیتر جکسون به زور میخواد هابیت رو بکنه ارباب حلقه ها؟!

اسماگ تنها مشکلش همون دست و رنگش بود. ابهت خیلی زیادی بود و چهره اش هم ترسناک بود و هم مکار بودنش رو نشون میداد و به هیچ وجه خنده دار نبود. طولانی کردن بیش از حد اون صحنه باعث ضربه خوردن کاراکتر شد.

tفکرنکنم جایی توفیلم گفت که ویچ کینگ مرده منظورشون طلسم بوده که روشون گزاشتن

tفکرنکنم جایی توفیلم گفت که ویچ کینگ مرده منظورشون طلسم بوده که روشون گزاشتن

چرا در سفر غیر منتظره گالادریل مستقیم اشاره کرد که:

يادگاري از موردور،يک شمشير مورگولي براي پادشاه جادوپيشه‌ي "آنگمار" ساخته شده و همراه او دفن شده بود...زماني که "آنگمار" سقوط کرد ،انسان‌هاي شمال جسد او و تمام دارايي‌هايش را بردند و در تپه‌زارهاي مرتفع "رودائور" مهر و موم کردند و او را در اعماق صخره‌ها دفن کردند،در چنان مقبره‌ي تاريکي که هرگز نمي‌توانست به روشني بيايد،امکان نداره روي اون مقبره‌ها افسوني قوي گذاشته شده نميشه اونا رو باز کرد

چرا در سفر غیر منتظره گالادریل مستقیم اشاره کرد که:

يادگاري از موردور،يک شمشير مورگولي براي پادشاه جادوپيشه‌ي "آنگمار" ساخته شده و همراه او دفن شده بود...زماني که "آنگمار" سقوط کرد ،انسان‌هاي شمال جسد او و تمام دارايي‌هايش را بردند و در تپه‌زارهاي مرتفع "رودائور" مهر و موم کردند و او را در اعماق صخره‌ها دفن کردند،در چنان مقبره‌ي تاريکي که هرگز نمي‌توانست به روشني بيايد،امکان نداره روي اون مقبره‌ها افسوني قوي گذاشته شده نميشه اونا رو باز کرد

این قسمتو من به معنی مردن پادشاه انگمارنمیدونم منظور گالادریل توفیلم این بوده که اونو جایی زنده دفن کردیم وروش طلسم گزاشتیم چون خود گالم توفیلم سوم گفته حیات اوناوابسته به حلقه هست جسد همیشه به معنی مردن یه فرد به طورکامل نیست ومنظور پیکر اون فردهم حساب میشه چه مرده چه زنده

این قسمتو من به معنی مردن پادشاه انگمارنمیدونم منظور گالادریل توفیلم این بوده که اونو جایی زنده دفن کردیم وروش طلسم گزاشتیم چون خود گالم توفیلم سوم گفته حیات اوناوابسته به حلقه هست جسد همیشه به معنی مردن یه فرد به طورکامل نیست ومنظور پیکر اون فردهم حساب میشه چه مرده چه زنده

آخه این قسمتی که پیترجکسون اضافه کرده با پیشگویی گلورفیندل نمیخونه

در ثانی هیچ وقت در مورد یه شخص زنده اصطلاح جسد رو به کار نمیبرند و یا دفن کردن

چرا در سفر غیر منتظره گالادریل مستقیم اشاره کرد که:

يادگاري از موردور،يک شمشير مورگولي براي پادشاه جادوپيشه‌ي "آنگمار" ساخته شده و همراه او دفن شده بود...زماني که "آنگمار" سقوط کرد ،انسان‌هاي شمال جسد او و تمام دارايي‌هايش را بردند و در تپه‌زارهاي مرتفع "رودائور" مهر و موم کردند و او را در اعماق صخره‌ها دفن کردند،در چنان مقبره‌ي تاريکي که هرگز نمي‌توانست به روشني بيايد،امکان نداره روي اون مقبره‌ها افسوني قوي گذاشته شده نميشه اونا رو باز کرد

ولی یه سوال هم اینجا میمونه ، لرد الروند با تعجب میگه : این امکان نداره! روی اون مقبره ها افسونی قوی گذاشته شده نمیشه اونارو باز کرد .

شاید اینا (یعنی سارومان و گندالف و ...) اشتباه فکر میکردند که ویچ کینگ مرده باشه . شاید اون جسدی که اونجا گذاشته باشن اصلا جسد ویچ کینگ نباشه و یه نفر دیگه رو دفن کرده باشن !!

خب آدم مرده رو دفن میکنن. حتی اگه بر فرض منظورش اینه که اونها رو زنده دفن کردن بازم مشکل داره. همچین چیزی توی تاریخ اتفاق نیافتاده. توی این فیلم هم گندالف میره و مقبره ها رو میبینه که شکسته شدن.

وقتی میگه "زماني که "آنگمار" سقوط کرد ،انسان‌هاي شمال جسد او و تمام دارايي‌هايش را بردند" چه معنی ای جز مردنش داره؟

به ایوب: پس چرا توی این فیلم مقبره ها شکسته و جسدی توش نیست؟

ولی یه سوال هم اینجا میمونه ، لرد الروند با تعجب میگه : این امکان نداره! روی اون مقبره ها افسونی قوی گذاشته شده نمیشه اونارو باز کرد .

شاید اینا (یعنی سارومان و گندالف و ...) اشتباه فکر میکردند که ویچ کینگ مرده باشه . شاید اون جسدی که اونجا گذاشته باشن مال یه نفر دیگه باشه !!

البته ایوب باید در نظر بگیری شاید تعجب لرد الروند از این بوده که کدوم جادوگر قدرتمندی پیدا شده که تونسته همچین طلسمی رو باز کنه.نظرت چیه؟

آخه فکرکنم اشاره کردن که اون قبرا نه تاست به تعداد 9 پادشاه

آخه این قسمتی که پیترجکسون اضافه کرده با پیشگویی گلورفیندل نمیخونه

در ثانی هیچ وقت در مورد یه شخص زنده اصطلاح جسد رو به کار نمیبرند و یا دفن کردن

احتمالا اون اقایی که ترجمه کرده پیکرو به جسد ترجمه کرده چون ازاین اشکالات زیاده تودوبله فیلم ثانیا جسد معنی اصیلش مرده نیست من چون یه دستی تو لغت شناسی دارم میگم

احتمالا اون اقایی که ترجمه کرده پیکرو به جسد ترجمه کرده چون ازاین اشکالات زیاده تودوبله فیلم ثانیا جسد معنی اصیلش مرده نیست من چون یه دستی تو لغت شناسی دارم میگم

والا معین جان من از نظر زیست شناسی گفتم:دی

چون معمولا corpse به بدن بیجان(جسد) میگن ولی اگه میخواستن، میتونستن بجاش body بنویسن

به نظر من این ماجرا رو میشه اینطوری تفسیر کرد: خوب گالادریل میگه که اون مرد و مردان شمال جسدش رو دفن کردند. این یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟ به نظر من منظور لیدی گالادریل تو این بخش این بود که جسم ویچ کینگ مرده ولی روح پلیدش که نابود نشده ؟؟؟؟ اما در مورد باز کردن ودر واقع(نبش قبر کردن) نمی تونم دقیقا اظهار نظر کنم. چون فرض های متعددی جلو میاد؟؟؟؟؟

* آیا روح ویچ کینگ دوباره به جسمش بازگشته؟؟؟ فکر نمی کنم قضیه تناسخ در دنیای تالکین وجود داشته باشه .

* آیا موجودات وارواح شریر ناشناخته جسد رو برداشتند؟؟

* آیا اصلا باز کردن قبر این معنا رو می رسونه که جسمش زنده شده ویا نه فقط جسد مرده اش رو از اونجا بردند؟؟؟؟؟

و آیا های دیگه .......... ؟؟؟؟.

نظرتون چیه ؟؟؟؟؟ به نظر من این قضیه یکم پیچیدس .چطوری می تونیم حلش کنیم .

به معین: منم میگم که شاید فقط به جسدش اشاره داره ولی اون بخش دیگه خیلی ابهام داره.

باید حتمایکی ازخود پیتر بپرسه منظورش چی بوده @-)

من تاحالا نسخه ی اکستند رو ندیده بودم و این صحنه ی جدیدی که توش بود تازه باهاش برخورد کرده بودم (مظورم سکانس شورای سپید بود که گندالف و سارومان یه جر و بحثی دارن) که به نظرم خیلی جالب میومد :دی ، بچه هایی که میگفتن که نسخه ی اسکتند چیز خاصی نداشت (که البته حقم داشتن) ولی خب به نظر میاد یه چیزهای خوبی هم توش باشه :دی

گندالف بهش میگه که : " این تورو نگران نمی کنه که هفتمین حلقه ی دورف ها یه دفعه با صاحبش گم میشه ؟! از هفت حلقه ی دورف ها چهارتا توسط اژدهایان از بین رفت. دوتا توسط سائرون قبل از اینکه در موردور سقوط کنه گرفته شد سرنوشت هفتمین حلقه نامشخص باقی میمونه . " و...

راستش تناسخ رو گمون نکنم

اگه ویچ کینگ مایا بود میتونستم توجیه کنیم که روحش بدون جسمش بمونه ولی چون ویچ کینگ انسانه پس با مرگ جسمش روحشم نمیتونه در سرزمین میانی بمونه

شایدم احظار اموات و جان بخشی فرض محتملیه بشرطی پیشگویی گلورفیندل رو نادیده بگیریم

من تاحالا نسخه ی اکستند رو ندیده بودم و این صحنه ی جدیدی که توش بود تازه باهاش برخورد کرده بودم (مظورم سکانس شورای سپید بود که گندالف و سارومان یه جر و بحثی دارن) که به نظرم خیلی جالب میومد :دی ، بچه هایی که میگفتن که نسخه ی اسکتند چیز خاصی نداشت (که البته حقم داشتن) ولی خب به نظر میاد یه چیزهای خوبی هم توش باشه :دی

گندالف بهش میگه که : " این تورو نگران نمی کنه که هفتمین حلقه ی دورف ها یه دفعه با صاحبش گم میشه ؟! از هفت حلقه ی دورف ها چهارتا توسط اژدهایان از بین رفت. دوتا توسط سائرون قبل از اینکه در موردور سقوط کنه گرفته شد سرنوشت هفتمین حلقه نامشخص باقی میمونه . " من اطلاعات خاصی از این حلقه ها ندارم منظورش "

همون حلقه ها ی قدرتومیگه که سائرون باکمک الف ها ساخت وهفتاشم به دورفا داد

راستش تناسخ رو گمون نکنم

اگه ویچ کینگ مایا بود میتونستم توجیه کنیم که روحش بدون جسمش بمونه ولی چون ویچ کینگ انسانه پس با مرگ جسمش روحشم نمیتونه در سرزمین میانی بمونه

شایدم احظار اموات و جان بخشی فرض محتملیه بشرطی پیشگویی گلورفیندل رو نادیده بگیریم

یه شوال دارم ازت اگه اینطوره پس چرا نزگولا بعدازسیلی که بغل ریوندل به دستور الروند اتفاق افتاد زنده موندند اونا وجودشون وابسته به حلقه هست

خوب من فکر میکنم احتمالا باید فلش بکی چیزی توی اکستندد هابیت 2 یا خود فیلم هابیت 3 نشان بدن که کی و چطوری باز کرده قبرها را!! اما در کل تحریف بزرگی انجام داده پیتر توی این زمینه!!

به ایوب: خوب این مطالب دقیقا همون دیالوگ هایی هست که در کتاب یاران حلقه گاندولف میگه . 20 تا حلقه وجود داره. 3تا از حلقه ها رو کلبریمبور صنعتگر الف دوران دوم ساخته . هفت حلقه رو کوتوله ها ساختند اما سائورون تونست در قدرت اون حلقه ها نفوذ کنه وبه دستش بیاره که چهارتاش رو اژدها یان نابود کردند. ونه حلقه هم برای انسان ها ساخته شد که سه تن از آنان گفته میشه که از اربابان نومه نوری بودند. با این حال زیاد شناخته شده نیستند. حلقه های انسان ها با نظارت وکمک سائورون که در دوران دوم قیافه وتیپ خوشگلی به خودش زده بود درست شده بود .به خاطر همین به راحتی به دستش آورد. و بیستمین حلقه هم حلقه ی یگانه بود که سائورون برای تحت اختیار در آوردن بقیه حلقه ها ساخت.

خوب من فکر میکنم احتمالا باید فلش بکی چیزی توی اکستندد هابیت 2 یا خود فیلم هابیت 3 نشان بدن که کی و چطوری باز کرده قبرها را!! اما در کل تحریف بزرگی انجام داده پیتر توی این زمینه!!

خب معلومه کی باز کرده خودجناب سائرون این که نیازبه فیلم نداره به نظرم چیزای مهم تری براگزاشتن توفیلم هست

همون حلقه ها ی قدرتومیگه که سائرون باکمک الف ها ساخت وهفتاشم به دورفا داد

یه شوال دارم ازت اگه اینطوره پس چرا نزگولا بعدازسیلی که بغل ریوندل به دستور الروند اتفاق افتاد زنده موندند اونا وجودشون وابسته به حلقه هست

والا ما بحثمون سر کتاب هست و پیشگویی گلور فیندل.فیلم یاران حلقه نمیتونه منبع باشه چون اینجا بحث مقایسه و کتابه

حقیقتش وقتی من اون سیل رو دیدم تو فکرم بود که این سیل یه انسان عادی رو غرق نمیکنه چه برسه ویچ کینگ و ...

شاید فقط اونا دور کرده باشه

یه چیز دیگه چون امکان داره مری و ائووین ویچ کینگ رو با تیغ مورگول کشته باشن که از جنس خودشونه و از دنیای خودشون

شاید گلور فیندل منظورش این بوده که شما با امکانتتون نمیتونی ویچ کینگ رو بکشی مگر با سلاح خودشون مثل سائورون که حلقه اش بغل گوشش با اتش خودش نابود شد

خب معلومه کی باز کرده خودجناب سائرون این که نیازبه فیلم نداره به نظرم چیزای مهم تری براگزاشتن توفیلم هست

نه اصلا مشخص نیست!! امکان داره کاره سارومان باشه و تو شورا عمدا انکار میکرده که همچین چیزی امکان نداره!! شاید میخوان فاسد شدن سارومان را نشان بدن مشخص نیست!

احتمالا اون اقایی که ترجمه کرده پیکرو به جسد ترجمه کرده چون ازاین اشکالات زیاده تودوبله فیلم ثانیا جسد معنی اصیلش مرده نیست من چون یه دستی تو لغت شناسی دارم میگم

این قسمت رو من ترجمه کردم توی زیرنویس. اصل کلمه body هست. اما از معناش میشه نتیجه گرفت که جسد هست. شما جمله رو اینجوری بخون: "زماني که "آنگمار" سقوط کرد ،انسان‌هاي شمال پیکر او و تمام دارايي‌هايش را بردند و در مقبره ای دفن کردند" از این جمله چه نتیجه ای میشه گرفت؟ آنگمار سقوط کرده، پیکر ویچ کینگ دست انسانهای شماله و اونو با همه داراییهاش دفن کردن! چرا وقتی میخوان یه نفر زنده رو محبوس کنن شمشیرش رو میذارن کنارش؟ که وقتی اومد بیرون بتونه باهاش بجنگه؟ آدم مرده رو با شمشیر و داراییهاش دفن میکنن. من از این جمله چیزی جز کشته شدن ویچ کینگ برداشت نمیکنم.

به معین: نه دوست من فکر نکنم اینجوری باشه باید سند ومدرک داشته باشیم برای این حرف . در اون زمان سائورون هنوز قدرت چندانی نداشت . و روح پلید و تاریکش پس از نابودی جسمش در نبرد آخرین اتحاد از موردور گریخت . وبعد ها هیئت تاریکش در دول گالدور در حال شکل گیری و قدرتمند شدن بود. پس در اون زمان سائورون چندان قدرتی نداشته که بخواد به آنگمار بره .

والا ما بحثمون سر کتاب هست و پیشگویی گلور فیندل.فیلم یاران حلقه نمیتونه منبع باشه چون اینجا بحث مقایسه و کتابه

حقیقتش وقتی من اون سیل رو دیدم تو فکرم بود که این سیل یه انسان عادی رو غرق نمیکنه چه برسه ویچ کینگ و ...

شاید فقط اونا دور کرده باشه

یه چیز دیگه چون امکان داره مری و ائووین ویچ کینگ رو با تیغ مورگول کشته باشن که از جنس خودشونه و از دنیای خودشون

شاید گلور فیندل منظورش این بوده که شما با امکانتتون نمیتونی ویچ کینگ رو بکشی مگر با سلاح خودشون مثل سائورون که حلقه اش بغل گوشش با اتش خودش نابود شد

ولی توکتابم نوشته سیل اونارو غرق میکنه اگه اشتباه نکنم من منظورم این نبود که حتماباید حلقه نابود شه بعد اونا خب مسلمه یه والار یامایار قوی تر ازسایرون وارد سرزمین میانه میشد مسلما اشباح حلقه کارشون تموم بود

ولی توکتابم نوشته سیل اونارو غرق میکنه اگه اشتباه نکنم من منظورم این نبود که حتماباید حلقه نابود شه بعد اونا خب مسلمه یه والار یامایار قوی تر ازسایرون وارد سرزمین میانه میشد مسلما اشباح حلقه کارشون تموم بود

پس با این اوصاف به نظرم وسیله ای میتونه ویچ کینگ رو بکشه که از جنس خودش و دنیای خودش باشه مثل سائورون

به ایوب:راستش فکرکنم قیافه و تیپ ویچ کینگ تابلوه دیگه:دی

نه اصلا مشخص نیست!! امکان داره کاره سارومان باشه و تو شورا عمدا انکار میکرده که همچین چیزی امکان نداره!! شاید میخوان فاسد شدن سارومان را نشان بدن مشخص نیست!

بعیده سارومان این قدرتوداشته باشه توجاییم اینواشاره نکرده ها من یادم نیست حداقل مگراین که پیتر خلاقیت داشته باشه بعد قدرت سایرون هیچوقت دست کم نگیر اگه قدرتش کم بود که بغل گوش گالادریل تواستحکامات نه چندان محکم دول گولدور پایگاه نمیزد

این قسمت رو من ترجمه کردم توی زیرنویس. اصل کلمه body هست. اما از معناش میشه نتیجه گرفت که جسد هست. شما جمله رو اینجوری بخون: "زماني که "آنگمار" سقوط کرد ،انسان‌هاي شمال پیکر او و تمام دارايي‌هايش را بردند و در مقبره ای دفن کردند" از این جمله چه نتیجه ای میشه گرفت؟ آنگمار سقوط کرده، پیکر ویچ کینگ دست انسانهای شماله و اونو با همه داراییهاش دفن کردن! چرا وقتی میخوان یه نفر زنده رو محبوس کنن شمشیرش رو میذارن کنارش؟ که وقتی اومد بیرون بتونه باهاش بجنگه؟ آدم مرده رو با شمشیر و داراییهاش دفن میکنن. من از این جمله چیزی جز کشته شدن ویچ کینگ برداشت نمیکنم.

پس مشخص شد اصل کلمه معنی پیکره به هرحال نظرتوام درسته ازیه جهت ولی شاید جسدش به اغماوبیهوشی رفته توبعضی افسانه هاهمچین چیزایی هست که یارو نمیمیره وفقط توحالت بیهوشی میره

پس با این اوصاف به نظرم وسیله ای میتونه ویچ کینگ رو بکشه که از جنس خودش و دنیای خودش باشه مثل سائورون

به ایوب:راستش فکرکنم قیافه و تیپ ویچ کینگ تابلوه دیگه:دی

من با قیافه ی ویچ کینگ چیکار دارم داداش :دی

بعیده سارومان این قدرتوداشته باشه توجاییم اینواشاره نکرده ها من یادم نیست حداقل مگراین که پیتر خلاقیت داشته باشه بعد قدرت سایرون هیچوقت دست کم نگیر اگه قدرتش کم بود که بغل گوش گالادریل تواستحکامات نه چندان محکم دول گولدور پایگاه نمیزد

من نمیگم سایرون قدرت نداره!! اتفاقا قدرتش زیاده اما میگم همچین احتمالی هستش!! اما درکل تحریفی بود این مسله که من اصلا دوسش نداشتم!! کاملا قدرت ویچ کینگ را برد زیر سوال!! پیش گویی را هم که زیر پاش له کرد!!

خب میتراندیر و سارومان و سائورون هرسه مایا بودند و تقریبا هر سه میتونستند کارهایی مثل هم بکنند سارومان هم مایایی قدرتمند بود

به ایوب:خب از روی قیافه میدونستن که این جسد ویچ کینگه!:دی

بچه ها خواهشا یکم همتون کوتاه بیاین. حالا دوستمون جناب دیتا لایف تازه وارده وجدید , وهنوز راه نیفتاده ویکم عجولانه قضاوت کردند ایشون . ان شاالاه یکم مطالعاتشون رو بیشتر کنن می تونن به صورت مطلوب ومفید برای سایت فعالیت کنن.

الان من نمیدونم جریان چیه؟

کاش مدیر پستارو زود حذف نمیکرد تا بفهمیم چه اتفاقی افتاده

آخرین پستی که دادم این بود که از کاربر R-FAARAZON تعریف کردم بخاطر اطلاعات کاملشون

نمیدونم یهو چی شده اینجا رفتمو برگشتم مثل اینکه جنجال شده بوده

خب یه بحث که به نظرم جالب اومد ماهیت سارومان در هابیته

در یاران حلقه سارومان کاملا نقشی منفی داره: در اونجا شاید زیادی ناامیده و سائوورن رو بیش از حد قدرت شو جدی گرفته و بجای مقاومت خودشو تسلیم میکنه اونم بخاطر اینکه قبلش قدرت سائورون رو جدی نگرفته بود و شاید بخاطر غرورش و بااستفاده از پلان تیر توسط سائورون اغوا شد

در هابیت هم سارومان همون سارومان ارباب حلقه هاست:

مغروره،دیدش نسبت به راداگاست و گندالف اشتباست و خیلی براشون رییس بازی در میاره،براوردش از اوضاع اشتباهه،سائورون رو دست کم گرفته و.....

میخوام بدونم چون در هابیت قضایای نکرومانسر رو تقریبا سریع ازش گذشته،بالاخره سارومان در هابیت مثبته یا منفی؟

به نظرم با توجه به اینکه رییس شورای سپید بوده(البته این پست به گندالف هم پیشنهاد شده بود) و با توجه به تمام جریانات اون مثبت بوده

من که تفاوتی بین کورونیر لوتر و هابیت نمیبینم

الان من نمیدونم جریان چیه؟

کاش مدیر پستارو زود حذف نمیکرد تا بفهمیم چه اتفاقی افتاده

آخرین پستی که دادم این بود که از کاربر R-FAARAZON تعریف کردم بخاطر اطلاعات کاملشون

نمیدونم یهو چی شده اینجا رفتمو برگشتم مثل اینکه جنجال شده بوده

ببین دوست عزیز، بنده معمولا عادت ندارم راجع به چنین مسائل پیش پا افتاده ای صحبت کنم، اما در حال حاضر مسائلی در این چند روز به وجود اومده که خواسته یا ناخواسته باعث شده شما در کانون توجه عده ای از کاربران قرار بگیرید ، به طوری که با هر پستی که ارسال می کنید، بلافاصله 7، 8 امتیاز منفی دریافت می کنید! 113 امتیاز منفی از 41 ارسال، به نظر معقول نمیاد! ابتدا قصد داشتم با پیغام خصوصی این موضوع رو مطرح کنم اما صلاح دیدم که در این تاپیک بذارم!

بنده وقتی پروفایل شما رو دیدم و با این امتیاز عجیب مواجه شدم، با وجود تمام مشغله هایی که داشتم، نشستم تک تک پست هایی که قرار دادید رو خوندم تا ببینم دلیل اینکه نظرات شما مورد اقبال سایر کاربران قرار نگرفته چی هست!!!

انصافاً بعضی از امتیازهای منفی که دوستان دادند بجا و درست بود، البته در بعضی از پست ها هم سلیقه ای امتیاز منفی داده شد!

به هر حال بنده نمیخوام وارد این مسائل جزئی بشم، اما باید خدمتتون عرض کنم که چیزی که بنده از نظرات شما متوجه شدم این بود که شما علاقه ی بسیار زیادی به سه گانه ی ارباب حلقه ها دارید و تمام معیار و میزان شما برای سنجش زیبایی هر فیلم، مقایسه ی اون با فیلم ارباب حلقه هاست. شما هابیت رو دیدین و مورد پسند شما واقع نشد ؛ خب در اینکه شما فیلم هابیت رو به هر دلیلی نپسندیده باشید، قابل احترامه و کسی نمیتونه به سلیقه ی شما ایرادی بگیره، اما چیزی که مهم هست ادبیاتی هست که موقع بیان نظرات و انتقادات باید ازش استفاده بشه!

به عنوان مثال شما شخصیت تائوریل رو به طرز عجیبی به باد انتقاد گرفتید و وجودش رو باعث ضعف کل فیلم بیان کردید، و یا چهره ی اسماگ رو بسیار بچه گانه دونستید و فرمودید به هیچ وجه ابهت نداشت! اما آیا واقعاً اینطور بود؟! کاربران این سایت از لحاظ نظری،قوی ترین افراد در زمینه ی دنیای تالکین در ایران هستند، مطمئن باشید اگر همینجا در مورد ابهت صورت اسماگ و یا نوع بازی تائوریل نظرسنجی گذاشته بشه، اکثر قریب به اتفاق کاربران نظر مثبت روی این دو مورد خواهند داشت! اگر هم شما از یه سری مسائل فیلم هابیت خوشتون نیومد، فقط و فقط باید در قالب ادبیات منتقدانه باشه، نه ادبیات تخریبی ؛ چون اگر از ادبیات تخریبی استفاده کنید(که کردید)، با موج امتیازات منفی کاربران مواجه میشید؛ اما اگر از ادبیات منتقدانه استفاده کنید، چه بسا همون کاربرانی که به شما امتیاز منفی دادند، امتیاز مثبت میدند!

لازمه اینرو عرض کنم که علاقه ی بنده به سه گانه ی ارباب حلقه ها بسیار بسیار بیشتر از شماست، به طوری که مطمئنم تا اخر عمرم،هیچ فیلمی رو به اون ترجیح نمیدم، حتی فیلم هابیت رو! به عنوان مثال، ما هنوز قسمت سوم هابیت رو ندیدیم، ولی این احتمال وجود داره که به واسطه ی نبرد بزرگ 5سپاه، این قسمت بتونه از هر لحاظ(چه از لحاظ فروش، چه از لحاظ اسکار، چه از لحاظ منتقدان و طرفداران، و چه از لحاظ جذابیت) یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینمای جهان بشه، اما من همین الان به ضرس قاطع عرض میکنم که قسمت سوم هابیت هرچی هم که باشه، باز نمیتونه جای لوتر رو در قلب من بگیره! در مقابل حتی اگر مجموع سه گانه ی هابیت بسیار بسیار افتضاح از آب در بیاد(که نیومده و نمیاد)، من فقط به عنوان یک بیننده که مقداری هم اطلاعات از دنیای تالکین داره، نقاط ضعفش رو با ادبیات منتقدانه(نه ادبیات تخریبی) بیان می کنم و قطعا درمقابل از نقاط قوتش هم حرف میزنم! اما شما از روزی که قسمت دوم هابیت رو دیدین، به طرز عجیبی سکانس به سکانس فیلم رو زیر چرخ انتقاد له کردید! اما آیا واقعاً اینطور بوده؟! آیا واقعاً قسمت دوم هابیت تا این اندازه ضعیف بود؟! قطعاً اینطور نیست! با دیدن نسخه ی پرده ای با اون کیفیت صدا و تصویر فوق العاده ضعیف و افتضاح، شما نمیتونید در مورد جلوه های ویژه ی فیلم(مثل همون به قول شما بچه گانه بودن چهره ی اسماگ) نظر بدید! بنده شخصاً یکی از انتقادهای بزرگم به این قسمت و قسمت اول، بحث افراط در CG بودن چهره اکثر ارک ها به خصوص چهره ی بولگ در این قسمت هست! روی چهره ی بولگ انتقاد دارم چون چهره ی گریمش رو دیده بودم و بسیار بسیار هیجان انگیز تر از این چهره ی مصنوعی از آب در اومده بود! البته بنده بعد از دیدن نسخه ی با کیفیت، در تاپیک مربوط به نقد کاربران، نظرات کاملترم رو در مورد فیلم بیان میکنم، اما با دیدن همین نسخه ی پرده ای، حس خوبی نسبت به این قسمت داشتم، در صورتی که این حس رو نسبت به قسمت اول نداشتم! هر چند که قسمت اول یه برتری تقریبا محسوس نسبت به قسمت دوم داشت و اون وفاداری به کتاب بود!

به هر حال امیدوارم از امروز به بعد شاهد پست های متحول شده ی شما باشیم، به طوری که با خوندنشون، چیزهای مفیدی دستگیر همه ی کاربران بشه!

با عرض پوزش از همه ی دوستان.

موفق و مؤید باشید.

خب میتراندیر و سارومان و سائورون هرسه مایا بودند و تقریبا هر سه میتونستند کارهایی مثل هم بکنند سارومان هم مایایی قدرتمند بود

به ایوب:خب از روی قیافه میدونستن که این جسد ویچ کینگه!:دی

من یه سوالی برام پیش اومده ایاهمه پیش گویی هادردنیای تالکین به حقیقت پیوسته مثل پیشگویی گلورفیندل؟

ببین دوست عزیز، بنده معمولا عادت ندارم راجع به چنین مسائل پیش پا افتاده ای صحبت کنم، اما در حال حاضر مسائلی در این چند روز به وجود اومده که خواسته یا ناخواسته باعث شده شما در کانون توجه عده ای از کاربران قرار بگیرید ، به طوری که با هر پستی که ارسال می کنید، بلافاصله 7، 8 امتیاز منفی دریافت می کنید! 113 امتیاز منفی از 41 ارسال، به نظر معقول نمیاد! ابتدا قصد داشتم با پیغام خصوصی این موضوع رو مطرح کنم اما صلاح دیدم که در این تاپیک بذارم!

بنده وقتی پروفایل شما رو دیدم و با این امتیاز عجیب مواجه شدم، با تمام مشغله هایی که داشتم، نشستم تک تک پست هایی که قرار دادید رو خوندم تا ببینم دلیل اینکه نظرات شما مورد اقبال سایر کاربران قرار نگرفته چی هست!!!

انصافاً بعضی از امتیازهای منفی که دوستان دادند بجا و درست بود، البته در بعضی از پست ها هم سلیقه ای امتیاز منفی داده شد!

به هر حال بنده نمیخوام وارد این مسائل جزئی بشم، اما باید خدمتتون عرض کنم که چیزی که بنده از نظرات شما متوجه شدم این بود که شما علاقه ی بسیار زیادی به سه گانه ی ارباب حلقه ها دارید و تمام معیار و میزان شما برای سنجش زیبایی هر فیلم، مقایسه ی اون با فیلم ارباب حلقه هاست. شما هابیت رو دیدین و مورد پسند شما واقع نشد ؛ خب در اینکه شما فیلم هابیت رو به هر دلیلی نپسندیده باشید، قابل احترامه و کسی نمیتونه به سلیقه ی شما ایرادی بگیره، اما چیزی که مهم هست ادبیاتی هست که موقع بیان نظرات و انتقادات باید ازش استفاده بشه!

به عنوان مثال شما شخصیت تائوریل رو به طرز عجیبی کوبوندید و وجودش رو باعث ضعف کل فیلم بیان کردید، و یا چهره ی اسماگ رو بسیار بچه گانه دونستید و فرمودید به هیچ وجه ابهت نداشت! اما آیا واقعاً اینطور بود؟! کاربران این سایت قوی ترین افراد در زمینه ی دنیای تالکین در ایران هستند، مطمئن باشید اگر همینجا در مورد ابهت صورت اسماگ و یا نوع بازی تائوریل نظرسنجی گذاشته بشه، اکثر قریب به اتفاق کاربران نظر مثبت روی این دو مورد خواهند داشت! اگر هم شما از یه سری مسائل فیلم هابیت خوشتون نیومد، فقط و فقط باید در قالب ادبیات منتقدانه باشه، نه ادبیات تخریبی ؛ چون اگر از ادبیات تخریبی استفاده کنید(که کردید)، با موج امتیازات منفی کاربران مواجه میشید؛ اما اگر از ادبیات منتقدانه استفاده کنید، چه بسا همون کاربرانی که به شما امتیاز منفی دادند، امتیاز مثبت میدندد!

لازمه اینرو بیان کنم که علاقه ی بنده به سه گانه ی ارباب حلقه ها بسیار بسیار بیشتر از شماست، به طوری که مطمئنم تا اخر عمرم،هیچ فیلمی رو به اون ترجیح نمیدم، حتی فیلم هابیت رو! به عنوان مثال، ما هنوز قسمت سوم هابیت رو ندیدیم، ولی این احتمال وجود داره که به واسطه ی نبرد بزرگ 5سپاه، این قسمت بتونه از هر لحاظ(چه از لحاظ فروش، چه از لحاظ اسکار، چه از لحاظ منتقدان و طرفداران، و چه از لحاظ جذابیت) یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینمای جهان بشه، اما من همین الان به ضرس قاطع عرض میکنم که قسمت سوم هابیت هرچی هم که باشه، باز نمیتونه جای لوتر رو در قلب من بگیره! در مقابل حتی اگر مجموع سه گانه ی هابیت بسیار بسیار افتضاح از آب در بیاد(که نیومده و نمیاد)، من فقط به عنوان یک بیننده که مقداری هم اطلاعات از دنیای تالکین داره، نقاط ضعفش رو با ادبیات منتقدانه(نه ادبیات تخریبی) بیان می کنم و قطعا درمقابل از نقاط قوتش هم حرف میزنم! اما شما از روزی که قسمت دوم هابیت رو دیدین، به طرز عجیبی سکانس به سکانس فیلم رو زیر چرخ انتقاد له کردید! اما آیا واقعاً اینطور بوده؟! آیا واقعاً قسمت دوم هابیت تا این اندازه ضعیف بود؟! قطعاً اینطور نیست! با دیدن نسخه ی پرده ای با اون کیفیت صدا و تصویر فوق العاده ضعیف و افتضاح، شما نمیتونید در مورد جلوه های ویژه ی فیلم(مثل همون به قول شما بچه گانه بودن چهره ی اسماگ) نظر بدید! بنده شخصاً یکی از انتقادهای بزرگم به این قسمت و قسمت اول، بحث افراط در CG بودن چهره اکثر ارک ها به خصوص چهره ی بولگ در این قسمت هست! روی چهره ی بولگ انتقاد دارم چون چهره ی گریمش رو دیده بودم و بسیار بسیار هیجان انگیز تر از این چهره ی مصنوعی از آب در اومده بود! البته بنده بعد از دیدن نسخه ی با کیفت، در تاپیک مربوط به نقد کاربران، نظرات کاملترم رو در مورد فیلم بیان میکنم، اما با دیدن همین نسخه ی پرده ای، حس خوبی نسبت به این قسمت داشتم، در صورتی که این حس رو نسبت به قسمت اول نداشتم! هر چند که قسمت اول یه برتری تقریبا محسوس نسبت به قسمت دوم داشت و اون وفاداری به کتاب بود!

به هر حال امیدوارم از امروز به بعد شاهد پست های متحول شده ی شما باشیم، به طوری که با خوندنشون، چیزهای مفیدی دستگیر همه ی کاربران بشه!

با عرض پوزش از همه ی دوستان.

موفق و مؤید باشید.

میشه یه جایزه ی تمشک طلایی ایجادوبه این دوستمون بدیم ازبس امتیاز منفی گرفتن

من یه سوالی برام پیش اومده ایاهمه پیش گویی هادردنیای تالکین به حقیقت پیوسته مثل پیشگویی گلورفیندل؟

بهتر در این مورد خاص صحبت کنیم بله مطابق با پیشگویی گلورفیندل هیچ مردی قادر به کشتن ویچ کینگ نبود و در نهایت ائووین ایشون رو در نبرد دشت پله نورکشت

البته پیش گویی اگه به واقعیت تبدیل نشه که دیگه پیش گوی نیست اونوقت میشه پیش بینی @-)

این تاپیک ها هم در زمینه پیشگویی هایی در دنیای تالکین بسیار مفیده

پیشگویی مالبت در مورد آخرین شاه آرتداین

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=1551&st=60&p=42082&hl=%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C&fromsearch=1&#entry42082

پیشگویی و معرفی ماندوس

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=966

پیشگویی در مورد نام آراگورن

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=1485&st=0&p=32562&hl=%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C&fromsearch=1&#entry32562

پیشگویی در مورد هوان

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=835&st=0&p=22314&hl=%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C&fromsearch=1&#entry22314

و....

کدوم پیشگویی

؟؟

کدوم کشک ؟ کدوم ماست ؟

مگه اصلا گلورفیندل توی فیلم ارباب حلقه ها بود که بخواد پیشگویی کنه خودتون دیدید که پیترجکسون راحت به جای گلورفیندل عزیز اون آرون رو وارد ماجرا کرد

!!!!

مگه فیلم ارباب حلقه ها شبیه کتاب بود که حالا بخواد هابیت هم شبیه کتاب باشه

درسته ارباب حلقه ها یه شاهکاره توی دنیای سینما ولی در کل از فضای کتاب خیلی فاصله داره

وقتی خبری از گلورفیندل توی فیلم ارباب حلقه ها نبود پس پیشگویی هم معنی نداره

اسماگ قرمز بود نمی دونم چرا اومدن رنگشو تغییر دادن

از نظر من ارباب حلقه ها و هابیت فیلم های خیلی خوبی هستند

ولی اصلا نتونستند سرزمین میانه رو اون طور که باید باشه نشون بدن

علتشم اینه پیتر سلیقه شخصی خودشو وارد این دنیا کرده و هر چیزی رو که ازش خوشش نیومده تغییر داده

!!!

ولی با این حال هنوز هم ارباب حلقه ها و هابیت بهترین فیلم های من هستند

گلور فیندل در فرار فرودو از دست سواران سیاه و... نبود ولی دلیلی نداره کلا حذف شده باشه از دنیای تالکین

اینجا منبعی که سر اون بحث میکنیم کتاب های تالکینه و نه فیلم ارباب حلقه ها .چون ارباب حلقه ها نمودی از سلیقه شخصی پیترجکسونه و نمیتونه معیاری برای وفاداری یا عدم وفاداری هابیت به کتاب و دنیای تالکین باشه و نمی تونیم این فیلم رو منبع برای صحبت هامون قرار بدیم .بحث ما بر سر این نیست که در لوتر چی وجود داشته و چی نداشته بلکه این مقایسه ایه بین تطابق هابیت با کتاب و دنیای تالکین

در مورد فرمایش دوم شما ،سه گانه ارباب حلقه ها بهترین اقتباس از یک کتاب فانتزی بوده که من تا الان دیدم .مساله روح کتابه که در فیلم کاملا وجود داره نه تبعیت صرف از جز به جز مطالب کتاب اگه قرار بر تقلید صرف بود که هری پاتر نمونه بهتری بود ولی پیتر جکسون با اینکه شاید در اضافه یا حذف شخصیت ها کارش ایراد داشت ولی خیلی خوب تونست پتانسیل بالقوه کتاب رو تبدیل به تریلوژی ای درخشان و بی نظیر کنه

بچه ها یه سوال : واسه چی اینا بارد رو زندانی کردن ؟!

ای کاش تراین تو ورژن تیَتریکال فیلم میبود، ولی "فیلیپا بوینز" در پاسخ به "رایان لَمبی" اعلام کرده که ما اونو تو اکستندد خواهیم دید!

So are we in for an extended edition?

There’s more! I think it’s really good. Thrain, Thorin’s father, we get to meet him in the extended cut, hopefully.

لینک کامل مصاحبه:

http://www.denofgeek.com/movies/the-desolation-of-smaug/28639/philippa-boyens-on-adapting-the-hobbit-deleted-scenes-and-more

خدا رو شکر که عمری بود و موفق شدم قسمت دوم رو هم ببینم. دانشگاهم و انشاءالله تا شب یه کلاسمو جیم میزنم و دوباره میبینمش! بچه های دانشگاه دیگه این اواخر فیلم دورم جمع شده بودن و میگفتن این چیه که داره نگاه میکنه و اشک میریزه! @-)

عالی بود. در یک کلام واقعا خوب بود...گرچه همینقدر هم ازش انتظار داشتم اما در برخی اوقات فراتر از انتظارم رفت و البته گاهی زیر انتظار. با تمام نقاط قوتی که آقا مهدی فرمودن موافقم. و تا حدودی نقاط ضعف رو هم قبول دارم. صحنه های مربوط به اسماگ کاملا خوب دراومده بود. ورود بیلبو به تنها کوه دقیقا مشابه تصورات من بود از وقتی کتاب رو خوندم. هنوز یادمه...فرار با بشکه ها هم دقیقا همینطور. اکشن عالی بود. هیجان از سرتاسر اون صحنه می بارید به طوری که مخاطب احساس میکنه خیلی زود و تند درگیر ماجرا شده. سرعت پیشروی داستان از نظر من در ابتدای فیلم خیلی تند بود. اما از نصفه های فیلم به بعد تصحیح میشه که البته فکر میکنم همون یک ساعت اول هم در اکستندد درست بشه. لگولاس هم عالی بود. تراندویل فوق عالی بود اصن فعلا نمیتونم حق مطلب رو ادا کنم. میرک وود خیلی خوب بود. مریضی در میرک وود رو خوب نشون داده بودن اما خب کم بود. بی صبرانه منتظر زنبور های بئورن بودم و فکر نمیکردم نشون بده و با دیدنشون تقریبا از جا پریدم! اما تو نسخه پرده ای یکم به نظرم نامطلوب اومد...تاثیر حلقه بر بیلبو مثل اونچه در لوتر سر فرودو اومد رو به خوبی دیدیم با این تفاوت که به نظرم مارتین فریمن خیلی بهتر ادا کرد. صحنه های سائورون خیلی خوب بود! اگر سائورون رو فیزیکی نشون میدادن من خودمو حلق آویر میکردم! :دی

مثل دوبرج، داستان فیلم ابتدای برهوت اسماگ به خوبی سه شقه میشه. و آخر فیلم سرعت بین صحنه ها سریع میشه و فیلم تقریبا میتونه بیننده رو خوب تا آخر با داستان همراه کنه. از این بابت به نظرم تدوین از فسمت اول قوی تر عمل کرده بود. اونچه ضعیف تر از قسمت قبل بود وفاداری به کتاب و منبع بود. اجازه بدید فعلا از مثلث عشقی هم چیزی نگم! حالا وقتتونو نمیگیرم به نقد این صرفا نظراتم بودن بلافاصله بعد دیدن فیلم. منتظر نقد مفصل من از قسمت دوم باشید...

جناب تور واقعا شما با دیدن این فیلم اشک تو چشاتون جمع شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

گلور فیندل در فرار فرودو از دست سواران سیاه و... نبود ولی دلیلی نداره کلا حذف شده باشه از دنیای تالکین

اینجا منبعی که سر اون بحث میکنیم کتاب های تالکینه و نه فیلم ارباب حلقه ها .چون ارباب حلقه ها نمودی از سلیقه شخصی پیترجکسونه و نمیتونه معیاری برای وفاداری یا عدم وفاداری هابیت به کتاب و دنیای تالکین باشه و نمی تونیم این فیلم رو منبع برای صحبت هامون قرار بدیم .بحث ما بر سر این نیست که در لوتر چی وجود داشته و چی نداشته بلکه این مقایسه ایه بین تطابق هابیت با کتاب و دنیای تالکین

در مورد فرمایش دوم شما ،سه گانه ارباب حلقه ها بهترین اقتباس از یک کتاب فانتزی بوده که من تا الان دیدم .مساله روح کتابه که در فیلم کاملا وجود داره نه تبعیت صرف از جز به جز مطالب کتاب اگه قرار بر تقلید صرف بود که هری پاتر نمونه بهتری بود ولی پیتر جکسون با اینکه شاید در اضافه یا حذف شخصیت ها کارش ایراد داشت ولی خیلی خوب تونست پتانسیل بالقوه کتاب رو تبدیل به تریلوژی ای درخشان و بی نظیر کنه

من فیلم رو منبع قضاوت نذاشتم

من فقط گفتم که این قضیه تحریف و دگرگونی از پایه به وجود اومده و هابیت هم چون ادامه دهنده همون پایه فیلم ارباب حلقه ها هستش پس این قضیه اصلا عجیب نیست

حالا شما میگید که روح کتاب ارباب حلقه ها توی فیلم بوده ولی من میگم اصلا نبوده حتی ذره ای

!!!!!!

چطور انتظار میره وقتی حتی دیالوگ ها رو هم عوض می کنند یه فیلم روح کتاب رو نگه داره

همونطور که پیشگویی گلورفیندل یه تیری توی قلب یکی از دوستامونه

عوض کردن دیالوگ گندالف و آراگورن آخر فیلم هم تیری توی قلب من هستش هنوز

اونجا که گندالف توی کتاب میگه که بریم به طرف دروازه سیاه که حواس سائورون رو پرت کنیم

اما توی فیلم اینو آراگورن میگه

این واقعا احمقانه هستش و معنی دلیلی واسه این کار نمی بینم

تحریف های ارباب حلقه از عوض کردن دیالوگ ها تا تغییر صحنه ها و شخصیت ها و حوادث فراتر می ره که حتی روح داستان رو عوض میکنه

این سرزمین میانه از دیدگاه پیتر جکسونه نه از دیدگاه تالکین

حتی قدرت و جادوی بعضی از صحنه ها رو هم یا نشون ندادن یا نابود کردن مثل صحنه ورود ویچ کینگ به شهر و برداشتن بالاپوشش چقدر منتظر این صحنه شکوهمند بودم اما هیچ

!!!!!!

علتش فقط اینه که پیتر جکسون از اون صحنه خوشش نیومد و از این جور تغییر ها زیاد هستش

الانم توی هابیت میاد دست اسماگ رو حذف میکنه تحریف هم حدی داره نه اینکه بزنی تمام توصیفات تالکینو تغییر بدی

فیلم ارباب حلقه فقط یه شاهکار سینمایی هستش من با دیدنش اصلا یاد دنیای تالکین نمی افتم یاد دنیای پیتر جکسون می افتم

من با اون قسمت های صحبت های آقای فرهاد پور که میگه فیلم از کتاب خیلی فاصله داره کاملا موافقم چون قبلا هم خودم بهش رسیدم

ولی با اون قسمت که میگه ارباب حلقه ها فیلمی صرفا هالیوودی هستش اصلا موافق نیستم چون در نوع خودش یه شاهکاره و منم ازش لذت بردم اما حس کتاب رو به من نداد

اینا فقط نظرهای شخصی منه پس اگه شما نظرتون متفاوته من بهش احترام می ذارم

والا انتقادات شما خیلی تند هست و خیلی هاشو قبول ندارم

هابیت و ارباب حلقه ها از نظر اقتباس در مرتبه ی خیلی خوبی هستند اگه تفاوتی بین این دو هست در پرداخت سینماییه

در مورد سواران سیاه این تاثیر حلقه هست برو روی اونها. نمونه های دیگه ای هم از دست در سینما هست و این اولین مورد نیست مثل نفرین مروارید سیاه که باعث شد دزدان دریایی نه مرده باشن و نه زنده محسوب شن یعنی این حالتیه بین مرگ و زندگی

در مورد به چالش کشیدن سائورون فکرکنم این نظر دوست گرامیم مهدی اه البته این تغییری که پیترجکسون داده به نظرم ایرادی نداره و باعث جذاب تر شدن روند فیلم میشه

روح کتاب اصلا نبوده؟واقعا بی انصافیه این صحبت

فکرکنم اگه خود تالکین هم زنده بود از ارباب حلقه ها راضی بود حتی در خیلی از موارد مثل هلمز دیپ انصافا نسخه سینمایی از روایت کتاب هم جذاب تره

پیترجکسون چه در ارباب حلقه ها و چه در هابیت باید دستش باز باشه تا بتونه داستانو گسترش بده

اون دیالوگ گندالف و آراگورن که مسئله مهمی نیست مثل همین رو در یاران حلقه سراغ داریم که باز کردن دروازه مخفی موریا کار گندالف بود و نه فرودو ولی این لطمه ای به اصل ماجرا نزد

واقعا تلاش قابل تحسین پیترجکسون برای خلق یک تریلوژی خوب از داستانی 300-400 صفحه ای رو حیفه بخاطر دست داشتن یا نداشتن اسماگ زیر سوال ببریم.امیدوارم در بحث جانب اعتدال رو رعایت کنیم و از نکات مثبت بی شمار ارباب حلقه ها و هابیت بگیم

باید بخاطر این دو پروژه که این همه پیتر جکسون ریسک کرده و عمر و وقتشو صرف اون کرده بهش دست مریزاد گفت

خب هر کس با خوندن کتاب ارباب حلقه ها و یا هابیت دنیای تالکین رو در ذهن خودش خلق میکنه و امکان داره ورسیون سینمایی مثل این ذهنیت باشه و امکان هم داره نباشه

ولی از نظر اقتباس به نظرم هابیت و ارباب حلقه ها اقتباس هایی درخشان هستند

اگه صرف تقلید مد نظر باشه که دیالوگ ها مثل کتاب باشه که شاید هری پاتر مورد نزدیک تری باشه

انگاری بحث من رو متوجه نشدید من نگفتم ارباب حلقه ها و هابیت شاهکار نیستند

من فقط گفتم که حس کتاب رو به من نمیدن ولی اگر حس کتاب رو به شما می دن چه بهتر

!!!

وگرنه منم با دیدن فیلم هابیت به خصوص قسمت دومش لذت بردم

من فقط دارم میگم ما نباید خودمونو محدود به دنیای پیتر جکسون کنیم و فکر کنیم این دیگه آخرشه و دیگه امکان نداره یکی بتونه از این بهتر سرزمین میانه رو نشون بده

شاید در آینده یه کارگردان دیگه بیاد و خیلی بهتر از پیتر جکسون مثلا یکی از داستان های سیلماریلیون رو فیلم کنه

سلام.البته ببخشید که بین بزرگانی مثل شما دارم اظهار نظر میکنم.اما فکر کنم یه چیزایی لازمه بگم.خب دوستان اول یه سوال:شما چند بار سفر غیر منتظره رو نگاه کردید؟

من خودم 5-6 بار نگاه کردم و باید بگم فیلمی که دفعه اول چندان خوب به نظر نمیومد کم کم منو به خودش جذب کرد ازش خوشم اومد.ویژگی لوتر و هابیت اینه که بعد از چند بار دیدن باز دلت میخواد ببینیو بیشتر بهت میچسبه.خودم حدود بیست بار ارباب حلقه هارو دیدم واین یعنی حدود دویست ساعت.ولی ازش زده نشدم.به نظر من هابیت نباید با ارباب حلقه ها مقایسه بشه.همینطور که نباید کتاباشونو مقایسه کرد.من خودم برهوت اسماگ ندیدم ولی از تریلراش خوشم اومد.بیاید کمتر به جزءیات گیر بدیم مانند افراد عادی از تماشای شاهکار های سینمایی ساخته شده لذت ببریم

سلام.البته ببخشید که بین بزرگانی مثل شما دارم اظهار نظر میکنم.اما فکر کنم یه چیزایی لازمه بگم.خب دوستان اول یه سوال:شما چند بار سفر غیر منتظره رو نگاه کردید؟

من خودم 5-6 بار نگاه کردم و باید بگم فیلمی که دفعه اول چندان خوب به نظر نمیومد کم کم منو به خودش جذب کرد ازش خوشم اومد.ویژگی لوتر و هابیت اینه که بعد از چند بار دیدن باز دلت میخواد ببینیو بیشتر بهت میچسبه.خودم حدود بیست بار ارباب حلقه هارو دیدم واین یعنی حدود دویست ساعت.ولی ازش زده نشدم.به نظر من هابیت نباید با ارباب حلقه ها مقایسه بشه.همینطور که نباید کتاباشونو مقایسه کرد.من خودم برهوت اسماگ ندیدم ولی از تریلراش خوشم اومد.بیاید کمتر به جزءیات گیر بدیم مانند افراد عادی از تماشای شاهکار های سینمایی ساخته شده لذت ببریم

دوست عزیز به نظر من هر دو قسمت فیلم هابیت عالی بودند و من هر روز یه قسمتی رو ازشون نگاه می کنم یعنی اگه نگاه نکنم شبم روز نمیشه

بحث منم همینه مقایسه نکردن کتاب با فیلم

من دارم میگم این همه تحریف توی فیلم هستش بعد شما امدید گیر دادید به قضیه پیشگویی که اصلا به چشم نمیاد توی فیلم

اصلا پیشگویی رو تحریف کرده که کرده اصلا مهم نیست این قضیه

چون ما داریم یه فیلم از دیدگاه پیتر جکسون نگاه می کنیم نه از دیدگاه تالکین

اما دوستان به اشتباه فکر می کنند من دارم فیلم رو می کوبم

ببخشید وسط میپرم من نبودم پس سوالمو الان مطرح میکنم،قضیه ی صورت تراندویل درسته؟

راستش من سفر غیز منتظره رو بالغ بر 22-23 بار دیدم و هر کدوم از قسمت های سه گانه ارباب حلقه ها رو بیش از 100 مرتبه

والا در مورد هر دو بخصوص ارباب حلقه ها از همون اولین بار دز زمستان 80 که اونو دیدم دیگه در این 12 سال منو لحظه ای رها نکرد

راستش حتی هابیت دلزدگی نداره بخصوص فیلمی که در مورد سرزمین میانی اه

حیفه بخاطر دست و پا داشتن یا نداشتن اسماگ ارزش هابیت رو زیر سوال ببریم

البته این تاپیک ،تاپیک بحث بر سر جزییات هابیته و بحث در مورد جزییات ایرادی نداره

راستش من سفر غیز منتظره رو بالغ بر 22-23 بار دیدم و هر کدوم از قسمت های سه گانه ارباب حلقه ها رو بیش از 100 مرتبه

والا در مورد هر دو بخصوص ارباب حلقه ها از همون اولین بار دز زمستان 80 که اونو دیدم دیگه در این 12 سال منو لحظه ای رها نکرد

راستش حتی هابیت دلزدگی نداره بخصوص فیلمی که در مورد سرزمین میانی اه

حیفه بخاطر دست و پا داشتن یا نداشتن اسماگ هابیت ارزش هابیت رو زیر سوال ببریم

البته این تاپیک ،تاپیک بحث بر سر جزییات هابیته و بحث در مورد جزییات ایرادی نداره

هیچی کسی به خاطر دست و پا نداشتن اسماگ فیلم رو زیر سوال نمی بره

ببخشید وسط میپرم من نبودم پس سوالمو الان مطرح میکنم،قضیه ی صورت تراندویل درسته؟

کدوم قضیه

؟؟

اینکه صورتش سوخته

؟

آره اون قضیه درسته

اما علتشو نمی دونم که چرا صورتش سوخته !!! البته بقیه یه حدس هایی زدند و منم یه حدس هایی می زنم ولی ترجیح می دم که نگم

هیچی کسی به خاطر دست و پا نداشتن اسماگ فیلم رو زیر سوال نمی بره

الان توی هابیت با کمال وقاحت دست اسماگ رو حذف میکنه تحریف هم حدی داره نه اینکه بزنی تمام توصیفات تالکینو تغییر بدی

این جملات بالا عین صحبت های شماست در پست قبلی

فکر نکنم هیچ کدوم از ماها در حدی باشیم که به پیترجکسون وقیح بگیم

شما در مورد نقاشی اسماگ گفتید و اینکه اونو با دست و پا تصور کردید و کشیدید حالا پیترجکسون سلیقه و نظر خودشو مقدم کرده و اسماگی هم که من دیدم خیلی قابل قبول خوب بود

قبلا هم در این مورد بحث کردیم

الان توی هابیت با کمال وقاحت دست اسماگ رو حذف میکنه تحریف هم حدی داره نه اینکه بزنی تمام توصیفات تالکینو تغییر بدی

این جملات بالا عین صحبت های شماست در پست قبلی

فکر نکنم هیچ کدوم از ماها در حدی باشیم که به پیترجکسون وقیح بگیم

شما در مورد نقاشی اسماگ گفتید و اینکه اونو با دست و پا تصور کردید و کشیدید حالا پیترجکسون سلیقه و نظر خودشو مقدم کرده و اسماگی هم که من دیدم خیلی قابل قبول خوب بود

قبلا هم در این مورد بحث کردیم

این قضیه در مورد اسماگ بود نه در مورد شاهکار بودن یا نبود فیلم

وقتی تالکین میگه اسماگ دست داره یعنی دست داره حالا می خواد هر کسی دستشو حذف کنه این کار درست نیست

اسماگ فیلم خوب بود به خصوص صورتش عالی بود و صداشم بی نظیر بود

اما بحث در مورد اینه که تالکین معلوم کرده اسماگ دست داره حذف دستش عملی عجیبه واسه من

مثلا اکه رنگ موهای گالادریل رو از طلایی می کردند سیاه اون موقع واسه شما مهم نبود

؟؟؟؟؟

مثلا اکه رنگ موهای گالادریل رو از طلایی می کردند سیاه اون موقع واسه شما مهم نبود

؟؟؟؟؟

همین الانشم موهای گالادریل باید مخلوط نقره ای و طلایی باشه و به سان مخلوط شدن نور دو درخت والینور دوست عزیز

این قضیه در مورد اسماگ بود نه در مورد شاهکار بودن یا نبود فیلم

وقتی تالکین میگه اسماگ دست داره یعنی دست داره حالا می خواد هر کسی دستشو حذف کنه این کار درست نیست

اسماگ فیلم خوب بود به خصوص صورتش عالی بود و صداشم بی نظیر بود

اما بحث در مورد اینه که تالکین معلوم کرده اسماگ دست داره حذف دستش عملی عجیبه واسه من

مثلا اکه رنگ موهای گالادریل رو از طلایی می کردند سیاه اون موقع واسه شما مهم نبود

؟؟؟؟؟

والا بهتره از بحث اسماگ بگذرید چون من اسماگ رو دیدم و خیلی هم خوب بود و اینجا سلیقه پیترجکسون خوب بود

در موارد دیگه ای هم بوده که جکسون سلیقشو ترجیح داده و کار هم خوب در اومده

در مورد دست و پای اسماگ بهتره اون قضیه نقاشی رو بزاری کنار و پیش فرض منفی رو حذف کنی و با لذت به تماشای فیلم بشینی

این حق مسلم یک کارگردانه که جزییات فیلمشو انتخاب کنه وگرنه باید کریستوفر تالکین کارگردان لوتر و هابیت میشد

در مورد کیت بلانشت صدای جادویی اش و بازی زیباش خیلی برای من مهم تره تا رنگ موهاش .و البته همونطور که الوه عزیز اشاره کرد رنگ موی گالادریل طلایی خالص نیست

مورد دیگه ای رو خدمت شما مثال میزنم

لرد الروند:بعد از دیدن ماتریکس هوگو ویوینگ به عنوان مامور اسمیت در ذهن من بود

کلا به نظرم هوگو ووینگ شاید به نقش لرد الروند نمیخورد ولی بازی مسلط و عالی ایشون کاری کرد که الان لرد الروند و بازی هوگو ویوینگ یکی از عناصر قدرت لوتر و هابیت است

همین الانشم موهای گالادریل باید مخلوط نقره ای و طلایی باشه و به سان مخلوط شدن نور دو درخت والینور دوست عزیز

موهای بانو به رنگ طلایی سیر بود

این جمله توصیفی خود کتابه نگو که رنگ طلایی سیر رو نمی شناسی

حالا من خواستم یه مثال بیارم اصلا فرض کنید موی الروند به جای سیاه زرد بود حالا خوبه

؟؟؟

والا بهتره از بحث اسماگ بگذرید چون من اسماگ رو دیدم و خیلی هم خوب بود و اینجا سلیقه پیترجکسون خوب بود

در موارد دیگه ای هم بوده که جکسون سلیقشو ترجیح داده و کار هم خوب در اومده

در مورد دست و پای اسماگ بهتره اون قضیه نقاشی رو بزار کنار و پیش فرض منفی رو حذف کنید و با لدت به تماشای فیلم بشینیم

این حق مسلم یک کارگردانه که جزییات فیلمشو انتخاب کنه وگرنه باید کریستوفر تالکین کارگردان لوتر و هابیت میشد

در مورد کیت بلانشت صدای جادویی اش و بازی زیباش خیلی برای من مهم تره تا رنگ موهاش .و البته همونطور که الوه عزیز اشاره کرد رنگ موی گالادریل طلایی خالص نیست

مورد دیگه ای رو خدمت شما مثال میزنم

لرد الروند:بعد از دیدن ماتریکس هوگو ویوینگ به عنوان مامور اسمیت در ذهن من بود

کلا به نظرم هوگو ووینگ شاید به نقش لرد الروند نمیخورد ولی بازی مسلط و عالی ایشون کاری کرد که الان لرد الروند و بازی هوگو ویوینگ یکی از عناصر قدرت لوتر و هابیت است

این بحث جز درگیری هیچ نتیجه ای نداره من خودم این بحث رو از همین جا می بندم

و یه بحث دیگه ای رو باز می کنم

اگه باعث کدورت خاطر شدم ببخشید اینا فقط نظر شخصیه من بود

یکی از دوستان گفت اونجا که گندالف و سائورون می جنگند سائورون تبدیل به یک شکل زیبای آتشین میشه (یه الف آتشین طبق گفته دوستمون) اما من هر چی دقت کردم نتونستم چیزی رو تشخیص بدم به نظر شما چطور بود

؟؟؟؟

موهای بانو به رنگ طلایی سیر بود

این جمله توصیفی خود کتابه نگو که رنگ طلایی سیر رو نمی شناسی

حالا من خواستم یه مثال بیارم اصلا فرض کنید موی الروند به جای سیاه زرد بود حالا خوبه

؟؟؟

این بحث جز درگیری هیچ نتیجه ای نداره من خودم این بحث رو از همین جا می بندم

و یه بحث دیگه ای رو باز می کنم

اگه باعث کدورت خاطر شدم ببخشید اینا فقط نظر شخصیه من بود

یکی از دوستان گفت اونجا که گندالف و سائورون می جنگند سائورون تبدیل به یک شکل زیبای آتشین میشه (یه الف آتشین طبق گفته دوستمون) اما من هر چی دقت کرده بودم نتونستم چیزی رو تشخیص بدم به نظر شما چطور بود

؟؟؟؟

مسئله ای نیست خواهش میکنم

بحث بر سر رنجش و یا بخشیدن و یا نبخشیدن من نیست.بحث بر سر چندین و چند ساله زحمت پیترجکسون و تیم اونه

به نظرم تمام کسایی که به سایت آردا میان بخاطر خلق رویایی بنام ارباب حلقه ها و هابیت به پیترجکسون بدهکارن

بی انصافی دیدم که به پیترجکسون گفتید وقیح

البته سائوورن در اونجا بیشتر مخوف اتشین بود تا زیبای آتشین

مسئله ای نیست خواهش میکنم

بحث بر سر من نبود بحث بر سر چندین و چند ساله زحمت پیترجکسون و تیم اونه

به نظرم تمام کسایی که به سایت آردا میان بخاطر خلق رویایی بنام ارباب حلقه ها و هابیت به پیترجکسون بدهکارن

به انصافی دیدم که به پیترجکسون گفتید وقیح

البته سائوورن در اونجا بیشتر مخوف اتشین بود تا زیبای آتشین

من این موضوع رو قبول دارم که پیتر جکسون کار بزرگی کرده و همه بهش مدیون هستند و آدم با استعدادی هم هستش

در ضمن بهترین کارگردان منم هم هستش اما این دلیل نمیشه بهش انتقاد نکنم چون واقعا بعضی جاها یه دنده میشه مثل استفاده بیش از حد سی جی آی

مثلا من دلمو خوش کرده بودم بولگ رو با گریم ببینم اما آرزو به دل موندم

خدا رو شکر که عمری بود و موفق شدم قسمت دوم رو هم ببینم. دانشگاهم و انشاءالله تا شب یه کلاسمو جیم میزنم و دوباره میبینمش! بچه های دانشگاه دیگه این اواخر فیلم دورم جمع شده بودن و میگفتن این چیه که داره نگاه میکنه و اشک میریزه! @-)

عالی بود. در یک کلام واقعا خوب بود...گرچه همینقدر هم ازش انتظار داشتم اما در برخی اوقات فراتر از انتظارم رفت و البته گاهی زیر انتظار. با تمام نقاط قوتی که آقا مهدی فرمودن موافقم. و تا حدودی نقاط ضعف رو هم قبول دارم. صحنه های مربوط به اسماگ کاملا خوب دراومده بود. ورود بیلبو به تنها کوه دقیقا مشابه تصورات من بود از وقتی کتاب رو خوندم. هنوز یادمه...فرار با بشکه ها هم دقیقا همینطور. اکشن عالی بود. هیجان از سرتاسر اون صحنه می بارید به طوری که مخاطب احساس میکنه خیلی زود و تند درگیر ماجرا شده. سرعت پیشروی داستان از نظر من در ابتدای فیلم خیلی تند بود. اما از نصفه های فیلم به بعد تصحیح میشه که البته فکر میکنم همون یک ساعت اول هم در اکستندد درست بشه. لگولاس هم عالی بود. تراندویل فوق عالی بود اصن فعلا نمیتونم حق مطلب رو ادا کنم. میرک وود خیلی خوب بود. مریضی در میرک وود رو خوب نشون داده بودن اما خب کم بود. بی صبرانه منتظر زنبور های بئورن بودم و فکر نمیکردم نشون بده و با دیدنشون تقریبا از جا پریدم! اما تو نسخه پرده ای یکم به نظرم نامطلوب اومد...تاثیر حلقه بر بیلبو مثل اونچه در لوتر سر فرودو اومد رو به خوبی دیدیم با این تفاوت که به نظرم مارتین فریمن خیلی بهتر ادا کرد. صحنه های سائورون خیلی خوب بود! اگر سائورون رو فیزیکی نشون میدادن من خودمو حلق آویر میکردم! :دی

مثل دوبرج، داستان فیلم ابتدای برهوت اسماگ به خوبی سه شقه میشه. و آخر فیلم سرعت بین صحنه ها سریع میشه و فیلم تقریبا میتونه بیننده رو خوب تا آخر با داستان همراه کنه. از این بابت به نظرم تدوین از فسمت اول قوی تر عمل کرده بود. اونچه ضعیف تر از قسمت قبل بود وفاداری به کتاب و منبع بود. اجازه بدید فعلا از مثلث عشقی هم چیزی نگم! حالا وقتتونو نمیگیرم به نقد این صرفا نظراتم بودن بلافاصله بعد دیدن فیلم. منتظر نقد مفصل من از قسمت دوم باشید...

جناب تور پس نقد چی شد ؟! ما منتظر نقدتونیم :دی

من این موضوع رو قبول دارم که پیتر جکسون کار بزرگی کرده و همه بهش مدیون هستند و آدم با استعدادی هم هستش

در ضمن بهترین کارگردان منم هم هستش اما این دلیل نمیشه بهش انتقاد نکنم چون واقعا بعضی جاها یه دنده میشه مثل استفاده بیش از حد سی جی آی

مثلا من دلمو خوش کرده بودم بولگ رو با گریم ببینم اما آرزو به دل موندم

انتقاد شما در اون پست راستش دیگه از حد گذشت و کلماتی رو بکار بردید که در شان پیتر جکسون نبود.ما باید سعی کنیم در یک فروم تخصصی بر ادبیامون مسلط باشیم

در مورد استفاده زیاد جلوه های ویژه موافقم

در مورد بولگ هم بله اگه مثل ارباب حلقه ها از گریم استفاده میشد به نظرم بهتر و طبیعی تر بود

ببخشید وسط میپرم من نبودم پس سوالمو الان مطرح میکنم،قضیه ی صورت تراندویل درسته؟

تو فیلم، تورین از حمله اسماگ و آتش اژدها میگه تراندویل عصبانی میشه و بهش میگه جلوی من از آتش اژدها حرف نزن! و صورت زخمیشو آشکار میکنه.

حالا این که این آتش اسماگه آیا (که حتما باید باشه) و کِی اسماگ به تراندویل حمله کرده رو من نمیدونم شایدم تو کتاب هست و من به یاد نمیارم! حمله اسماگ به میرک وود که صحیح نیست حمله تراندویل به اره بور هم با گفته خود بیلبو در ابتدای فیلم که میگه تراندویل نه اون روز (روز حمله اسماگ به اره بور) و نه روزهای بعد به کمک دورف ها نیومدن تناقض داره! پس کلا یک گیجی در من به خاطر این صحنه هست!!! @-)

جدا از اون یکی میتونه به من بگه جدا اسماگ رو چه به سائورون؟! که در فیلم از گسترش تاریکی حرف میزنه؟! اصن مگه اسماگی که 60 سال خواب بوده از سائورون چی میدونه؟! پیتر هدفش از این دیالوگ چی بوده نمیدونم...

از اسماگ که حالا بحثش مطرح شد میتونم بگم که خیلی راضی ام! اصن انگار زنده بود و در چشمانش زندگی و وجود داشت و اون خباثت درونش از چهره اش می بارید و آتش درونش قابل باور بود! تو هیچ فیلم و تصویر دیگه ای من اژدها رو تا این حد زنده ندیده بودم...اصن من که دو بار اون صحنه ها رو دیدم بعدش تو خیابون تمام ماشینا رو به شکل اسماگ میدیدم و سعی میکرم نقش بیلبو رو بازی کنم!!! :))

به ایوب عزیز:

فعلا که سرم خیلی شلوغه از ون گذشته باید فیلم رو چند بار دیگه با کیفیت بهتر ببینم!

در نباید حال پخته هیچ خام

ما به کسانی که با دنیای تالکین ارتباط برقرار نمیکنند و سلیقه اونا احترام میزاریم روی دیگر این سکه اینه که به امثال تور که ارباب حلقه ها و هابیت برای اونا یک دنیاست و نه یک فیلم ساده باید احترام گذاشت

این گریه ناشی از طبع لطیف ایشونه که این میتونه ناشی از غلیان احساسات و تجدید خاطره با دنیای تالکین باشه

و اما نکاتی که در مورد فیلم باید بگم:

شاید بی کیفیت ترین نسخه ی پرده ای که در عمرم دیدم در مورد قسمت دوم هابیت بود

و علیرغم این کیفیت فوق العاده بد بازم لذت بردم

در ابتدا ای کاش در برخورد گندالف و بئورن اون ماجرای طنز تعریف گندالف از چاله به چاه و وارد کردن دورف ها اینجا هم وجود داشت

در مورد میرک وود و ماجراهای بعد اون واقعا انگار مثل برق و باد گذشت بخصوص فرار از اقامت گاه جنگلی و تقابل با کمین اورک ها و بولگ و رسیدن لگولاس و تائوریل عالی بود

بخصوص تائوریل انرژی زیادی به فیلم وارد کرد

به نوعی برام تائوریل یادآور لطافت آرون و سلحشوری لیدی ائووین بود

در مورد عنکبوت ها شاید چه در داستان و چه فیلم باهاش ارتباط برقرار نکردم ولی در مورد اسماگ واقعا گمون نمیکردم این قدر بخصوص صحبت کردن اسماگ طبیعی باشه

گرفتاری گندالف در دول گولدور و برخورد گندالف با سائورون هم خوب بود و نقطه اوج خوبی برای یک فیلم

بخصوص گسیل نیروهای شر به سوی تنهاکوه از دید گندالف عالی بود

ریتم فیلم خیلی سریع بود و داستان به درستی گسترده شده بود

ولی شاید بهتر بود که سرنوشت اسماگ در قسمت دوم مشخص میشد

فعلا نوشتن نقد و بحث بر جلوه های ویزه و چهره پردازی و فیلمبرداری با این کیفیت زوده

ان شالله با دیدن نسخه دی وی دی ریپ نقد کامل رو مینویسم

دوتا از پستهای اخیر حذف شدن. کاربر datalife به خاطر توهین به کاربران اخطار نوع 2 دریافت کرد.

سلام.البته ببخشید که بین بزرگانی مثل شما دارم اظهار نظر میکنم.اما فکر کنم یه چیزایی لازمه بگم.خب دوستان اول یه سوال:شما چند بار سفر غیر منتظره رو نگاه کردید؟

من خودم 5-6 بار نگاه کردم و باید بگم فیلمی که دفعه اول چندان خوب به نظر نمیومد کم کم منو به خودش جذب کرد ازش خوشم اومد.ویژگی لوتر و هابیت اینه که بعد از چند بار دیدن باز دلت میخواد ببینیو بیشتر بهت میچسبه.خودم حدود بیست بار ارباب حلقه هارو دیدم واین یعنی حدود دویست ساعت.ولی ازش زده نشدم.به نظر من هابیت نباید با ارباب حلقه ها مقایسه بشه.همینطور که نباید کتاباشونو مقایسه کرد.من خودم برهوت اسماگ ندیدم ولی از تریلراش خوشم اومد.بیاید کمتر به جزءیات گیر بدیم مانند افراد عادی از تماشای شاهکار های سینمایی ساخته شده لذت ببریم

آفرین دوست عزیز @-)

این دنیا هرچقدر سخت بگیری برات سخت میگیره ! هرچقدر از فیلم هابیت ایراد بگیری ، ایراد های بیشتری رو میبینی !

بقول دوستمون فیلم رو ببینید و لذت ببرید !

البته با این حرف های ناین هم موافقم :

من فقط گفتم که حس کتاب رو به من نمیدن ولی اگر حس کتاب رو به شما می دن چه بهتر

!!!

وگرنه منم با دیدن فیلم هابیت به خصوص قسمت دومش لذت بردم

من فقط دارم میگم ما نباید خودمونو محدود به دنیای پیتر جکسون کنیم و فکر کنیم این دیگه آخرشه و دیگه امکان نداره یکی بتونه از این بهتر سرزمین میانه رو نشون بده

شاید در آینده یه کارگردان دیگه بیاد و خیلی بهتر از پیتر جکسون مثلا یکی از داستان های سیلماریلیون رو فیلم کنه

یه چیز رو باید بگم:

تو اوا انجلین لیلی بازی خوب و کاراکتر دوست داشتنی ای داشت.نامزدی جایزه انجمن منتقدین واقعا حقش بود

انتخاب پیترجکسون بسیار هوشمندانه بود

یه چیز رو باید بگم:

تو اوا انجلین لیلی بازی خوب و کاراکتر دوست داشتنی ای داشت.نامزدی جایزه انجمن منتقدین واقعا حقش بود

انتخاب پیترجکسون بسیار هوشمندانه بود

داداش اینو تازه فهمیدی ؟! :دی

جکسون همیشه تو انتخاب بازیگرهاش فوق العاده عمل کرده و همیشه هم دوتا بازیگر هستن که تو فیلم هاش خیلی خوش میدرخشن

مثلا تو فیلم مخلوقات آسمانی : کیت وینسلت و ملانی لینسکی

تو سری ارباب حلقه ها : ایان مک کلن ، گالوم (البته همه بازیگرا خیلی عالی بودن ولی این دو یه چیز دیگست)

کینگ کونگ : جک بلک و نائومی واتس

استخوان های دوست داشتنی : استنلی توچی و سوزان ساراندون

هابیت : مارتین فریمن و ایان مک کلن و ریچار آرمیتاژ

داداش اینو تازه فهمیدی ؟! :دی

جکسون همیشه تو انتخاب بازیگرهاش فوق العاده عمل کرده و همیشه هم دوتا بازیگر هستن که تو فیلم هاش خیلی خوش میدرخشن

مثلا تو فیلم مخلوقات آسمانی : کیت وینسلت و ملانی لینسکی

تو سری ارباب حلقه ها : ایان مک کلن ، گالوم (البته همه بازیگرا خیلی عالی بودن ولی این دو یه چیز دیگست)

کینگ کونگ : جک بلک و نائومی واتس

استخوان های دوست داشتنی : استنلی توچی و سوزان ساراندون

هابیت : مارتین فریمن و ایان مک کلن و ریچار آرمیتاژ

بله داداش بخاطر موج مثبت و انرژی زیادی که وارد فیلم کرد میگم.انتظار این بازی قدرتمند و تاثیر گذارو ازش نداشتم

در مورد موجودات بهشتی ،لوتر و هابیت موافقم

در مورد استخوان های دوست داشتنی هم

واقعا حیفه جای استنلی توچی با بازیهای قدرتمندش در هابیت خالیه

جالبه این قضیه تائوریل و همچنین برخورد نفس گیر گندالف با سائورون واقعا قسمت دومو نفس گیر کرد

راستی یه سوال چرا راداگاست گندالف رو تنها گذاشت؟دونفری با هم که شانسشون مقابل سائورون بیشتر بود؟

بله داداش بخاطر موج مثبت و انرژی زیادی که وارد فیلم کرد میگم.انتظار این بازی قدرتمند و تاثیر گذارو ازش نداشتم

در مورد موجودات بهشتی ،لوتر و هابیت موافقم

در مورد استخوان های دوست داشتنی هم

واقعا حیفه جای استنلی توچی با بازیهای قدرتمندش در هابیت خالیه

جالبه این قضیه تائوریل و همچنین برخورد نفس گیر گندالف با سائورون واقعا قسمت دومو نفس گیر کرد

راستی یه سوال چرا راداگاست گندالف رو تنها گذاشت؟دونفری با هم که شانسشون مقابل سائورون بیشتر بود؟

والا این قضیه راداگاست هم واسم نامعلوم بود ... کلا یه پرسش هایی هست که باید با زیرنویس فارسی ببینیمش یه سوال دیگه هم اینکه چرا بارد زندانی شد ؟! :دی

استنلی توچی هم بازیگر قدرتمندیه ... فکر کنم واسه بازی بسیار خوبش تو استخوان های دوست داشتنی هم نامزد شده بود...

والا این قضیه راداگاست هم واسم نامعلوم بود ... کلا یه پرسش هایی هست که باید با زیرنویس فارسی ببینیمش یه سوال دیگه هم اینکه چرا بارد زندانی شد ؟! :دی

استنلی توچی هم بازیگر قدرتمندیه ... فکر کنم واسه بازی بسیار خوبش تو استخوان های دوست داشتنی هم نامزد شده بود...

اولش که در مخالف با تورین صحبت کرد ولی بعدشو متوجه نشدم. آره باید منتظر نسخه باکیفیت تر و زیرنویس بمونیم

آره بازیگر فوق العادیه توچی

توی تریلر یه صحنه بود که آزوگ یهو می پره بالای دیوار! فکر کنم مربوط به سکانسی میشه که دورف ها داخل بشکه ها از راه رودخونه فرار میکردند و اورک ها بهشون حمله می کنند.

این صحنه ی پریدن آزوگ رو توی فیلم ندیدم! کسی دیده؟ اگر این صحنه توی فیلم نباشه پس احتمالا توی اکستندد پخش میشه!

توی تریلر یه صحنه بود که آزوگ یهو می پره بالای دیوار! فکر کنم مربوط به سکانسی میشه که دورف ها داخل بشکه ها از راه رودخونه فرار میکردند و اورک ها بهشون حمله می کنند.

این صحنه ی پریدن آزوگ رو توی فیلم ندیدم! کسی دیده؟ اگر این صحنه توی فیلم نباشه پس احتمالا توی اکستندد پخش میشه!

فکرنکنم.فکرکنم در اون سکانس فرار داخل بشکه ها بولگ بود نه آزوگ

نه منم ندیدم .آره احتمالا در نسخه گسترش یافته فیلم باشه

بله در اون تبلیغ به نظر میرسه که آزوگ هم در فرار با بشکه دورف ها باشه.فضاش که شبیه همون صحنه بود

در مورد شخصیتش بولگ بگم که درسته که اصلا به خوفی اون گریمی که براش درست کرده اند نبود ولی تصوری که در مورد بولگ در حین خوندن رمان هابیت داشتم دقیقا همین شکلی بود و مو نمیزد باهاش :دی

فکرنکنم.فکرکنم در اون سکانس فرار داخل بشکه ها بولگ بود نه آزوگ

نه منم ندیدم .آره احتمالا در نسخه گسترش یافته فیلم باشه

بله در اون تبلیغ به نظر میرسه که آزوگ هم در فرار با بشکه دورف ها باشه.فضاش که شبیه همون صحنه بود

فکر نکنم اون صحنه ی آزوگ حتی تو نسخه ی اکستند هم باشه چونکه ما تو فیلم دیدیم که آزوگ تو دولگلدور هست و داره برای سایرون یه ارتش مهیا میکنه و بولگ رو واسه کشتن تورین میفرسته ...

در مورد شخصیتش بولگ بگم که درسته که اصلا به خوفی اون گریمی که براش درست کرده اند نبود ولی تصوری که در مورد بولگ در حین خوندن رمان هابیت داشتم دقیقا همین شکلی بود و مو نمیزد باهاش :دی

فکر نکنم اون صحنه ی آزوگ حتی تو نسخه ی اکستند هم باشه چونکه ما تو فیلم دیدیم که آزوگ تو دولگلدور هست و داره برای سایرون یه ارتش مهیا میکنه و بولگ رو واسه کشتن تورین میفرسته ...

آره ولی اگه دقت کرده باشی اون نگهبانان مثل الف های سبز بیشه فیلم لباس یکسان و طلایی داشتند و اون منظره هم مثل رودخونه ای بود که تورین وشرکا ازش فرار کردند

دلیلی برای حضور نگهبانان در دول گولدور وجود نداشت

آره ولی اگه دقت کرده باشی اون نگهبانان مثل الف های سبز بیشه فیلم لباس یکسان و طلایی داشتند و اون منظره هم مثل رودخونه ای بود که تورین وشرکا ازش فرار کردند

دلیلی برای حضور نگهبانان در دول گولدور وجود نداشت

فکر کم اون صحنه فقط مختص تریلر بوده باشه و نه چیز دیگه ای ...

فکر نکنم اون صحنه ی آزوگ حتی تو نسخه ی اکستند هم باشه چونکه ما تو فیلم دیدیم که آزوگ تو دولگلدور هست و داره برای سایرون یه ارتش مهیا میکنه و بولگ رو واسه کشتن تورین میفرسته ...

توی این پوستر که جدیدا منتشر شده، دقیقاً آزوگ داره مثل اون تریلر میپره بالای دیوار.

روبروی عکس، بالای اون پل رو ببینید ؛ اون آزوگ هست.

http://upload7.ir/im...14444564995.jpg

توی این پوستر که جدیدا منتشر شده، دقیقاً آزوگ داره مثل اون تریلر میپره بالای دیوار.

روبروی عکس، بالای اون پل رو ببینید ؛ اون آزوگ هست.

http://upload7.ir/im...14444564995.jpg

آره آزوگه

بله باید نسخه گسترش یافته رو ببینیم تا قضاوت کنیم

خوب بالاخره فیلمو دیدم به نظرم پیتر جکسون دوباره هنر واقعی خودشو به نمایش گذاشت . فیلم هابیت و برهوت اسماگ به نسبت فیلم قبلی پیشرفت چشمگیری داشته اوایل فیلم داستان خیلی تند و سریع پیش میره اما اواسط فیلم روند متعادلی رو در پیش میگیره . اکشن فیلم فوق العادست مخصوصا صحنه های مربوط به فرار با بشکه ها، لگولاس و تائوریل هم تو این صحنه ها عالی ظاهر شدند . پیتر جکسون در معرفی شخصیت بارد خوب عمل کرد و بازی لوک اونس هم در این نقش باور پذیر بود و همچنین شهر دریاچه که به نظرم جلوه های ویژه ی با شکوهی داشت ( البته با کیفیت بالا با شکوه تر هم دیده میشه ). و صد البته اسماگ که بسیار بسیار عالی کار شده ، واقعا موقع دیدن صحنه های مربوط به بیلبو و اسماگ نفسم داشت بند میومد. به نظرم نقطه اوج فیلم هابیت و برهوت اسماگ همین صحنه های آخرشه که نوید صحنه های باشکوه تری رو در قسمت بعد میده . البته فیلم نقاط ضعفی هم داشت مثلا صحنه های مربوط به بئورن که خیلی کوتاه و گذرا بود و همچنین که کمی پیتر میتونست بیشتر رو شخصیت پردازیها کار کنه که ما رو بیشتر درگیر داستان کنه . ولی در کل از فیلم راضی بودم و به نظرم یه فیلم فانتزی فوق العاده زیباییه که ارزش چند بار دیدن رو داره . امیدوارم هر چه زودتر کیفیت بالاش بیاد. ما منتظریم @-)

واقعا متاسف میشم وقتی اینجور پستها رو میبینم. پستهای اخیر پاک شدن، کاربر datalife مسدود شد و کاربر ayub_s هم اخطار نوع 2 دریافت کرد.

اگه میبینید که کسی داره از قوانین تخطی میکنه باید گزارش کنید نه اینکه خودتون با همون ادبیات جوابش رو بدید.

1505616_730954100263182_2029563292_n.jpgفیلمو ندیدم ولی فک میکنم اینا پرچینای خونه ی بئورنن!

فیلمو ندیدم ولی فک میکنم اینا پرچینای خونه ی بئورنن!

فکر کنم اینجای فیلم گندالف قصد سُکسُک کردن داره ! قبل از اینکه بئورن اونو بخوره :دی _ اه ببخشید ! عجب اسپویلی دادم :دی

اووووفففففففففففف منقلب شدم :'|

کلیپ 11 دقیقه ای برای معرفی فیلم دوم!

(البته اونایی که فیلمو ندیدن مثل من ، واسشون جذابیت این کلیپ 100 برابره)


http://www.youtube.com/watch?v=c6NRcXVMSrY

میشه یه لینکه دیگه هم بزارید ؟

اووووفففففففففففف منقلب شدم :'|

کلیپ 11 دقیقه ای برای معرفی فیلم دوم!

(البته اونایی که فیلمو ندیدن مثل من ، واسشون جذابیت این کلیپ 100 برابره)


http://www.youtube.com/watch?v=c6NRcXVMSrY

وای خدا بود! یعنی هرچی بیشتر این کلیپ ها و تریلر ها رو میبینم بیشتر به این نتیجه میرسم که نباید این فیلم رو بی کیفیت دید...

میشه یه لینکه دیگه هم بزارید ؟

http://www.rodfile.com/ondu86mn6k6b

میشه یه لینکه دیگه هم بزارید ؟

لینک دیگه ای پیدا نکردم، خود این لینک، فیلم ضبط شده از تلوزیون ایتالیاس ولی کیفیت قابل قبولی داره! فردا یا پس فردا به صورت رسمی فک کنم میاد رو یوتیوب.

ممنون دوست عزیز واقعا زیبا بود

اینا به چی نگاه میکنن ؟ ! :دی

post-1521-0-48707000-1388009609_thumb.jp

اینا به چی نگاه میکنن ؟ ! :دی

post-1521-0-48707000-1388009609_thumb.jp

فک میکنم سربازای لیک تان دنبالشونن!

این صحنه ـش ته خنده بود! @-)

post-1262-0-68494900-1388167506_thumb.jp

بعد دختر بارد میگه Why are the dwarves coming out ftom toilet?! :))

فقط من موندم بومبور چطور از این ابعاد گذر کرد؟! نه جدی اصن پیتر تو هابیت خیلی کم به معضلات بومبور پرداخته!

تو کتاب چقدر مشکلات ایجاد کرده بود ابعاد بومبور؟!

قیافه بیلبو رو! post-1262-0-50715800-1388167724_thumb.jp

این صحنه ـش ته خنده بود! @-)

post-1262-0-68494900-1388167506_thumb.jp

بعد دختر بارد میگه Why are the dwarves coming out ftom toilet?! :))

فقط من موندم بومبور چطور از این ابعاد گذر کرد؟! نه جدی اصن پیتر تو هابیت خیلی کم به معضلات بومبور پرداخته!

تو کتاب چقدر مشکلات ایجاد کرده بود ابعاد بومبور؟!

قیافه بیلبو رو! post-1262-0-50715800-1388167724_thumb.jp

اونجایی جالب بود بومبور اگه اشتباه نکنم داخل بشکه در مبارزه با ارک ها مثل فرفره بود و در فرار از اقامت گاه الف ها ارک هارو قلع و قمع کرد

یکی از موارد دیگه ای که از حذفش ناراحت شدم گذر گروه از رودخانه وسط سیاه بیشه بود. سیاه بیشه رو خیلی کم نشون دادن و مشقات گروه اصلا به چشم نیومد. کول کردن بومبور خیلی میتونست جالب باشه.

مهدی: سیاه بیشه به نظرم تو اکستندد خیلی بیشتر بهش پرداخته خواهد شد. من دوست داشتم بالا بردن بومبور از تنها کوه رو نشون بده...

فارازون: آره با یه حرکت آکروباتیک همه رو از سد راه برداشت! مثل این لاک پشت های توی قارچ خور که حولشون میدادی تا آخر همه رو کله پا میکردن! @-)

این صحنه ـش ته خنده بود! @-)

post-1262-0-68494900-1388167506_thumb.jp

بعد دختر بارد میگه Why are the dwarves coming out ftom toilet?! :))

فقط من موندم بومبور چطور از این ابعاد گذر کرد؟! نه جدی اصن پیتر تو هابیت خیلی کم به معضلات بومبور پرداخته!

تو کتاب چقدر مشکلات ایجاد کرده بود ابعاد بومبور؟!

قیافه بیلبو رو! post-1262-0-50715800-1388167724_thumb.jp

موافقم این صحنه خودش خیلی باحاله ...

راستی یه جای دیگه بین گلوئین و لگولاس یه بحثی هم میشه که ته خنده است ...

لگولاس یه عکسی رو از جیب ها گلوین در میاره و یه شخص رو تو اون عکس میبینه بعدش به گلوئین میگه : « این دیگه کیه ؟! برادرته ؟! » بعد گلوین هم جواب میده : « اون زن منه » :(

یهنی واقعا این صحنه خیلی باحال بودش :| :|

به آقا مهدی : آقا مهدی اینقدر گیر ندین دیگه !! فیلمه دیگه ! همش که نباید مو به مو از روی کتاب ساخته بشه که ! جکسون بیچاره باید به فکر اون منتقدا هم باید باشه دیگه :دی

موافقم این صحنه خودش خیلی باحاله ...

راستی یه جای دیگه بین گلوئین و لگولاس یه بحثی هم میشه که ته خنده است ...

لگولاس یه عکسی رو از جیب ها گلوین در میاره و یه شخص رو تو اون عکس میبینه بعدش به گلوئین میگه : « این دیگه کیه ؟! برادرته ؟! » بعد گلوین هم جواب میده : « اون زن منه » @-)

یهنی واقعا این صحنه خیلی باحال بودش :)) :(

به آقا مهدی : آقا مهدی اینقدر گیر ندین دیگه !! فیلمه دیگه ! همش که نباید مو به مو از روی کتاب ساخته بشه که ! جکسون بیچاره باید به فکر اون منتقدا هم باید باشه دیگه :دی

اره اون دورف های ریشو جالب بود کلا شوخی های فیلم خوب بود

در مورد عبور از میرک وود نه بابا این که گیر نیست منم با گذر سریع از میرک وود مخالف بودم چون یکی از بهترین بخش های کتاب بود

من که خواننده کتاب بودم از گذر در میرک وود خسته شدم چه برسه به اون دورف ها و بیلبوی بیچاره

دوست داشتم این خستگی و مشکلات عبور از میرک وود بیشتر به چشم بیاد

فیلمبرداری و تکنیک های سینمایی در نشون دادن مریضی در میرک وود خیلی خوب بود. اونجا که بیلبو پایینو نگاه میکنه و حرکت برعکس خودشو میبینه اصن بیننده هم گیج میشه! ولی اگر از قاب کوبریک استفاده میکردن مثل الگو های تکرار شونده ای که تو درخشش وجود داره؛ اونطوری دیگه صحنه میرک وود خفن بیننده رو درگیر خودش میکرد...

من خودم خیلی دوست داشتم که این هابیت رو آلفونسو کوارن بسازه :دی ای کاش بهش یه درخواستی میداد جکسون ... فیلم های ، فرزندان بشر ، جاذبه و هری پاتر زندانی آزکابان رو ببینید تا پی به هنر کارگردانیش ببرین ... یا اقلا خوده جکسون کمی یکجورایی شبیه فیلم های کوارن میساخت ... مثلا اون سکانس بومبور سوار بر بشکه رو ببینید ... اون سکانس بدون کات هستش و شاتش کمی طولانیه ... سبک فیلمسازی آلفونسو کوارن هم بدون کات هستش و شات های بسیار طولانی رو میگیره ... مثل اگه جکسون اون صحنه ی میرکوود رو بدون کات نمایش میداد ... مثلا وقتی که دورف ها و بیلبو وارد جنگل میشوند و تا خارج شدنشون از اونجا رو بدون کات میساخت و تمام جزئیات جنگل میرکوود رو نشون میداد اینطوری خیلی عالی از آب در میمود ، اگه اینطور میساخت میتونست سکانس میرکوود رو هم خیلی بیشتر از اینی که ساخته بود نشون بده و اینطوری هم منتقدین از فیلمه لذت میبردن و هم اینکه طرفداران رو میتونست راضی نگه بداره ... ولی حیف که جکسون گوش نمیده ، چیکار میشه کرد :دی البته منظورم هم این نیست که دقیقا مثل آلفونسو کوارن نوع فیلمبرداریش رو بسازه ها ، فقط اگه اون سکانس میرکوود رو تا حضور الف ها یا مبارزه با عنکبوت هارو بدون کات نمایش میداد به نظرم خیلی بهتر و خیلی خوف تر میشد

هر کارگردانی یه امضا و یه شیوه ی فیلم ساختنی رو داره! چیزایی در سینمای جکسون هست که کوارن نداره و چیزایی کوارن داره که جکسون نداره، همین باعث تمایزشونه و جذابیتشون، هرچند که گاهی اوقات همه از هم الهامانی میگیرن :دی

برداشت طولانی یا همون "سکانس_پلان" موجب برتری و مزیت یه فیلم نیست، این برداشت ها بیشتر واسه فیلمای درام خوبه به نظرم!

در فانتزی ساختن به نظرم جکسون حرف اولو میزنه و بعدش گیلرمو دل تورو با فیلم بینظر :هزارتوی افسانه ای"ش! کوارن با هری پاتر3 نتونست کمترین رقابتی با فیلمای فانتزی این دو مرد داشته باشه، هرچند که کوارن واسه خودش استاده.

ناگفته نماند "کادرهای" جکسون، قاب بندی و فضاسازیاش به نظر من تا ندارن! هیچ وقت من هابیتون رو اونجوری نمیدیدم که جکسون و گروهش دیدن و خلق کردن...

به آقا مهدی: افتادن بومبور تو رودخونه تو اکستندد قطعا هس چون تو پشت صحنه ها دیدم که فیلمبرداریش میکردن، دقیقا بومبور رو روی یه تخته ی چوبی بزرگ میبردن... تو اکستندد حتی تراین در دال گولدور هست و یه ماجرای جدا داره... (هرچند هنوزم من فیلمو ندیدم)

یکی از موارد دیگه ای که از حذفش ناراحت شدم گذر گروه از رودخانه وسط سیاه بیشه بود. سیاه بیشه رو خیلی کم نشون دادن و مشقات گروه اصلا به چشم نیومد. کول کردن بومبور خیلی میتونست جالب باشه.

به نظرم اون صحنه توی نسخه اکستند هستش

!!!!

حتی صحنه افتادن بومبور توی رودخانه طلسم شده هم باید باشه

توی این تصویر مشاهده می کنید که دارن بومبور رو حمل می کنند

http://www.thelandof...664764974_o.jpg

دوستان من هر چی فک میکنم نمیشه،داریم در مورد آتیش اژدها حرف میزنیم نه در مورد فندک گازی آخه چطور میشه ک نصف صورت تراندویلو اونقد داغون بکنه نصفه ی دیگش اونقد صاف باشه؟@-)

دوستان من هر چی فک میکنم نمیشه،داریم در مورد آتیش اژدها حرف میزنیم نه در مورد فندک گازی آخه چطور میشه ک نصف صورت تراندویلو اونقد داغون بکنه نصفه ی دیگش اونقد صاف باشه؟ @-)

بهمون دلیل که در بتمن دقیقا نصف صورت هاروی دنت سوخت و نصف دیگش سالم موند

این بخاطر شکیل کردن کاره

فکر نکنم تراندویلی که صورتش کلا سوخته باشه حتی دیدنش برای یه لحظه چندان جذاب باشه

البته این صحنه ی چندان مهمی نیست چون خیلی گذراست فقط چند لحظه است

دوستان من هر چی فک میکنم نمیشه،داریم در مورد آتیش اژدها حرف میزنیم نه در مورد فندک گازی آخه چطور میشه ک نصف صورت تراندویلو اونقد داغون بکنه نصفه ی دیگش اونقد صاف باشه؟ @-)

به همان دلیل که شنل تورین توی فیلم آتش اسماگ خورد بهش و نصفش سوخت و نصفش نسوخت!

به نظرم اون صحنه توی نسخه اکستند هستش

!!!!

حتی صحنه افتادن بومبور توی رودخانه طلسم شده هم باید باشه

توی این تصویر مشاهده می کنید که دارن بومبور رو حمل می کنند

http://www.thelandof...664764974_o.jpg

ایول! دمت گرم. به اکستندد امیدوارم شدم! :دی

با سلام

یه سوال:

چرا صورت تراندویل موقع صحبت با تورین عوض شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

دقیقه 39 فیلم بود فکر می کنم.

با سلام

یه سوال:

چرا صورت تراندویل موقع صحبت با تورین عوض شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

دقیقه 39 فیلم بود فکر می کنم.

حالا یا عمدی و از سر خشم اونکارو کرد یا سهوی بود ولی کلا بخاطر این بود که یه لحظه اون طلسمی که صورتشو سالم نشون میداد اثرش از بین رفت

منظورت کدوم طلسمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

مگه صورتش موردی داشته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این صورت CGI بولگ هم واقعا خوفه ها ... البته به خوفی اون گریمش نیست ولی اگه اون بولگ گریمی رو فراموش کنیم و بی خیالش بشیم :دی این یکی هم واقعا خوفه ...ولی یه چیزی رو نمیفهمم اونم اینکه چرا کله اش شبیه ترمیناتوره ؟!! :دی

این صورت CGI بولگ هم واقعا خوفه ها ... البته به خوفی اون گریمش نیست ولی اگه اون بولگ گریمی رو فراموش کنیم و بی خیالش بشیم :دی این یکی هم واقعا خوفه ...ولی یه چیزی رو نمیفهمم چرا اینکه کله اش این شکلی شبیه ترمیناتوره :دی

چون روی سرش جراحی موردوری صورت گرفته! جراحی کردنش!

منظورت کدوم طلسمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

مگه صورتش موردی داشته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نصف صورتش با اتش اسماگ سوخته!

ببخشید این جریان سوختن صورت ما تو کتاب نخوندیم یا کلا تو کتاب نیستش؟

یعنی پیتر خودش اینو به داستان اضافه کرده؟

صرف نظر از سیر اصلی کتاب ولی به نظر من این کار یه هیجان چطور بگم یهحال و هوایی دیگه به داستان میده که فکر کنم زیادم بد نباشه!

ببخشید این جریان سوختن صورت ما تو کتاب نخوندیم یا کلا تو کتاب نیستش؟

یعنی پیتر خودش اینو به داستان اضافه کرده؟

صرف نظر از سیر اصلی کتاب ولی به نظر من این کار یه هیجان چطور بگم یهحال و هوایی دیگه به داستان میده که فکر کنم زیادم بد نباشه!

درسته توی کتاب نیست و پیتر خودش اضافه کرده! منم با شما موافقم کار خوبی کرده

به نظرم ایم قضیه صورت تراندویل توجیه ناپذیره همونطور که قبلا گفتم!

تو فیلم، تورین از حمله اسماگ و آتش اژدها میگه تراندویل عصبانی میشه و بهش میگه جلوی من از آتش اژدها حرف نزن! و صورت زخمیشو آشکار میکنه.

حالا این که این آتش اسماگه آیا (که حتما باید باشه) و کِی اسماگ به تراندویل حمله کرده رو من نمیدونم شایدم تو کتاب هست و من به یاد نمیارم! حمله اسماگ به میرک وود که صحیح نیست حمله تراندویل به اره بور هم با گفته خود بیلبو در ابتدای فیلم که میگه تراندویل نه اون روز (روز حمله اسماگ به اره بور) و نه روزهای بعد به کمک دورف ها نیومدن تناقض داره! پس کلا یک گیجی در من به خاطر این صحنه هست!!! @-)

به نظرم ایم قضیه صورت تراندویل توجیه ناپذیره همونطور که قبلا گفتم!

البته شما گفتید:حمله اسماگ به میرک وود که صحیح نیست حمله تراندویل به اره بور هم با گفته خود بیلبو در ابتدای فیلم که میگه تراندویل نه اون روز (روز حمله اسماگ به اره بور) و نه روزهای بعد به کمک دورف ها نیومدن تناقض داره! پس کلا یک گیجی در من به خاطر این صحنه هست!!! @-)

ولی باید دقت کنیم تراندویل از اون کار قصدش کمک به دورف ها نبوده

اینکه دزدکی خواسته به گنج اره بور ناخنک بزنه اسمش حرص و طمعه و نه کمک به دورف ها

پس این کارش نقض سخن بیلبو نیست

به نظرم ایم قضیه صورت تراندویل توجیه ناپذیره همونطور که قبلا گفتم!

احتمال داره این اتفاق برای تراندویل حتی قبل از حمله اسماگ به اربور افتاده باشه و یکی از دلایلی که تراندویل برگشت و به کمک دوارف ها نرفت یاد صورت سوخته شدش توسط اسماگ افتاده باشه!

فارازون: درسته اما اون سوختگی آتش اژدها نبوده پس...

استرایدر: خب چطوری! اسماگ به جنگل حمله کرده یا تراندویل به اژدها که بعید میدونم...

فارازون: درسته اما اون سوختگی آتش اژدها نبوده پس...

استرایدر: خب چطوری! اسماگ به جنگل حمله کرده یا تراندویل به اژدها که بعید میدونم...

هیچ کدام! امکان داره پیتر توی داستان های گذشته تحریفی کرده باشه و میخواسته بگه که این اتفاق حالا توی یک جنگی که به گذشته مربوط میشه برای تراندویل افتاده و یکی از دلایل کمک نکردنش همین خاطره بد گذشته بوده!

این صورت CGI بولگ هم واقعا خوفه ها ... البته به خوفی اون گریمش نیست ولی اگه اون بولگ گریمی رو فراموش کنیم و بی خیالش بشیم :دی این یکی هم واقعا خوفه ...ولی یه چیزی رو نمیفهمم اونم اینکه چرا کله اش شبیه ترمیناتوره ؟!! :دی

h اي بابا اين ديگه چيه شب مياد تو خواب آدم. اين كه ترسناك تر از قبليه

هیچ کدام! امکان داره پیتر توی داستان های گذشته تحریفی کرده باشه و میخواسته بگه که این اتفاق حالا توی یک جنگی که به گذشته مربوط میشه برای تراندویل افتاده و یکی از دلایل کمک نکردنش همین خاطره بد گذشته بوده!

بعيد ميدونم مربوط به اتفاقات گذشته باشه, شايد تو نسخه ي اكستندد نشون بده كه چه اتفاقي واسه صورت تراندويل ميفته

تراندویل میگه من مزه آتش اژدهای شمال رو چشیدم. اسمی از اسماگ نمیاره. شاید منظورش یه اژدهای دیگه است. عمر تراندویل خیلی زیاده و خیلی نبردها رو ممکنه دیده باشه.

پیتر جکسون دوباره در نقش مرد هویج خور!

post-1032-0-05528800-1388259138_thumb.jp

چطور یه آدم میتونه 75 سال هویج بخوره؟!

کتی جکسون در نقش خدمتکار مهمانخانه:

post-1032-0-52820900-1388259140_thumb.jp

پیتر جکسون دوباره در نقش مرد هویج خور!

post-1032-0-05528800-1388259138_thumb.jp

چطور یه آدم میتونه 75 سال هویج بخوره؟!

اگر از هویج خور های دونه داین باشه میتونه!... :دی

اگر از هویج خور های دونه داین باشه میتونه!... :دی

نه بابا احتمالا این نوه همون باشه از خاندان هویج خورها!

با سلام

قطعا این صورت تراندویل جای بحث داره.

یک سوال دیگه هم داشتم :

جریان عشقی تاوریل با کیلی چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگه لگولاس عاشق تاوریل نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

با سلام

قطعا این صورت تراندویل جای بحث داره.

یک سوال دیگه هم داشتم :

جریان عشقی تاوریل با کیلی چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگه لگولاس عاشق تاوریل نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خب مثلث و رقیب عشقی به همین میگن دیگه

هیجان انگیزترین لحظه برهوت اسماگ:

57623075973965725005.png

33825672265924593536.png

خداوکیلی جکسون تو این قسمت خیلی از سرزمین میانه ای که تو ارباب حلقه ها و قسمت اول هابیت بود دور شده ... منکه اینطور حس میکنم ...

خداوکیلی جکسون تو این قسمت خیلی از سرزمین میانه ای که تو ارباب حلقه ها و قسمت اول هابیت بود دور شده ... منکه اینطور حس میکنم ...

قلمروها و سرزمینهای جدیدی رو نشون میده که قبلا ندیدیم! چون داستان مارو به اونجا میبره و قرار نیست جکسون همش یادآور فیلمای قبلیش باشه چون اگه قرار باشه این اتفاق بیفته هابیتو نسازه بهتره و همش میشه تکرار وکلیشه! هر چیز جدیدی که تا الان دیدم میخکوبم کرده... فیلمو شب خواهم دید @-)

بله حق با جناب سپر بلوطه ما تو ارباب حلقه ها و هابیت سیاه بیشه رو ندیدیم البت تو هابیت یکم سیاه بیشه و اره بور رو نشون داد ولی طوری نبود که ماباهاشون خوب اشنا بشیم از لحاظ تصویری میگم.خب واضحه که برامون تازگی داره اگه به قول جناب تورین فضاش مثل لوتر می بود یه حس تکراری به وجود میاورد هرچند برای ما خاطره ها رو زنده میکرد ولی در کل یه فیلم ضعیف محسوب میشد.به نظرم هابیت یک یکم از ارباب حلقه ها بیشتر حال و هوای سرزمین میانه رو داشت.

اخي تراندويل بيچاره صورتش كه هيچ يه چشمشم كور شده بود!!! ولي به نظر من تراندويل هيچ

بدي در حق دورف ها نكرده!!چون توي قسمت اول ترور كه اون جواهراتو بهش نداد ديگه چرا بخواد بهشون كمك كنه @-) ؟ اونجايي كه تراندويل به تورين ميگه ميزارم بري به شرطي كه چيزي كه مال منه پس بدي تورين به چي نميتونه اعتماد كنه؟؟؟ چون تراندويل بايد اول اونو ازادكنه بعد جواهراتو ازش بگيره!!!

استینگ پلاستیکی در نمای نزدیک استفاده شده. نمیدونم چطور متوجهش نشدن:

post-1032-0-91326000-1388334232_thumb.jp

امشب برای من شبی فراموش نشدنی بود... خانه ی بئورن، میرکوود، دال گولدور، تالارهای تراندوییل، لیک تان ، اره بور و "فراسوی جنگل" رو دیدم و باور کردم که میدل ارث در همین یک قدمیست! تا بحال این اتفاق نیفتاده بود که سرزمین میانه اینقدر برام ملموس باشه، انگار پرده رو کنار میزنم میتونم اون دوردست تنها کوه رو ببینم که با حالتی تهدید آمیز به من چشم دوخته... دنیایی مثل همین دنیا و فقط و فقط نمادین... حس و حال خیلی عجیبی که با شروع فیلم به من دست داد، در پایان تیتراژ با موسیقی شاهکا ر"فراسوی جنگل" از هاوارد شور به اوج رسید و چندین بار از اتاق کارم منو به آنسوی کوهستان مه آلود برد... هوفففف... هوووف... دیدن "هابیت: برهوت اسماگ" قطعا شیرین ترین (ونه بهترین) اتفاق زندگیم تا حال حاضر بود! حتی شیرین تر از اون لحظه که وقتی اول دبیرستان بودم و نسخه ی اکستندد ارباب حلقه ها رو دیدم... نمیدونم شاید حرفام به نظر افراطی بیاد ولی این تنها گوشه ای کوچک از احساسی هس که بعد از دیدن فیلم بروز دادم... چطور یک کارگردان میتونه اثری رو چنین با عشق خلق کنه و من برای لحظه به لحظش نمیرم... چطور یک نفر اینقد تو این دنیای فانتزی غرق میشه و افتخار میده و منم با خودش میبره... آقای جکسون، لطفا پیر نشو...

آره منم امشب دیدم و هنوز تو فکرشم و دلم میخواد دوباره ببینم @-) اصلا خیلی جذاب بود ! اسماگ حرف نداشت ! اصلا عاشق اسماگ شدم ، باید زودتر اسماگ رو دعوت میکردن و تو فیلم های لوتر و هر سه قسمت هابیت اسماگ رو میذاشتن ، چون خیلی باحال بود ! نازشو بخورم خیلی باحال بود اسماگ :))

وقتی فیلمو با زیرنویس آقا امیر و آقا مهدی دیدم تو تاپیک مربوطه نقد و تحلیل و بررسی میکنم !

متشکرم پیتر جکسون :(

ما نیز به دیدار اسماگ کبیر و غیر قابل وصف مفتخر شدیم . خیلی خوب بود و به نظرم این قسمت به نسبت قسمت قبل رشد قابل توجهی داشته و حقیقتا که ریتم و زمانبندی مشکلات قسمت قبل رو نداره . دیدار اسماگ مخصوصا زمانی که طلایی شده بود بینظیر بود اما بیش از هرچیزی نبرد گندالف و نکرومانسر بود که منو میخکوب کرد طوری که از حیرت و لذت اشک از چشمم جاری شد .

به نظرم بیشترین چیزی که میتونسته به فیلم ضربه بزنه پایان بدون نتیجشه که در اوج رها همیشه . نیاز بود که یه جمع بندی صورت بگیره تا مخاطب عام احساس نکنه سرکار بوده . این ماییم که میدونیم همه خوبی ها و غافلگیری ها برای قسمت بعد نگهداشته شده.

اما در کل با وجود این نسخه بی کیفیت لذت کاملی بردم . ریش و موی ژولیده پیتر جکسون بلند باد !‌

به نظرم بیشترین چیزی که میتونسته به فیلم ضربه بزنه پایان بدون نتیجشه که در اوج رها همیشه . نیاز بود که یه جمع بندی صورت بگیره تا مخاطب عام احساس نکنه سرکار بوده . این ماییم که میدونیم همه خوبی ها و غافلگیری ها برای قسمت بعد نگهداشته شده.

منهم دقیقا مشکلم با این قسمت همین بود . ای کاش جکسون یه پایان بندی واسه قسمت دوم میزاشت. مثلا میتونست نابود شدن اسماگ رو تو این قسمت نشون بده .

منهم دقیقا مشکلم با این قسمت همین بود . ای کاش جکسون یه پایان بندی واسه قسمت دوم میزاشت. مثلا میتونست نابود شدن اسماگ رو تو این قسمت نشون بده .

در نوشته ای که برای تاپیک نقد مینویسم، جواب این رو خواهم داد :دی

وقتی که بیلبو حلقه رو دستش میکنه صدای حرف زدن های عنکبوت ها رو میشنوه و فقط در موقعی میتونه حرفشون رو بشنوه که حلقه تو دستش باشه . ولی تو این صحنه بیلبو حلقه رو در میاره و شمشیرش رو میکوبه به صورت عنکبوته ولی در کمال تعجب ما هنوزم صدای عنکبوته رو که میگه : " استینگ " رو میشنویم !!!

بچه ها حالا این سوتیه یا نه ... چونکه جکسون اولش جوری نشون داد که وقتی حلقه رو دستت بکنی صدای حرف زدن های عنکبوت هارو میشنوی!!

وقتی که بیلبو حلقه رو دستش میکنه صدای حرف زدن های عنکبوت ها رو میشنوه و فقط در موقعی میتونه حرفشون رو بشنوه که حلقه تو دستش باشه . ولی تو این صحنه بیلبو حلقه رو در میاره و شمشیرش رو میکوبه به صورتش ولی در کمال تعجب ما هنوزم صدای عنکبوته رو که میگه : " استینگ " رو میشنویم !!!

بچه ها حالا این سوتیه یا نه ... چونکه جکسون اولش جوری نشون داد که وقتی حلقه رو دستت بکنی صدای حرف زدن های عنکبوت هارو میشنوی!!

حالا از اون جالبتر زیرنویس بود که استینگ رو سوراخ کن ! ترجمه کرده بود یا آندرهیل( زیر تپه) رو ته جهنم!

حالا از اون جالبتر زیرنویس بود که استینگ رو سوراخ کن ! ترجمه کرده بود یا آندرهیل( زیر تپه) رو ته جهنم!

حالا جالبیش هم اینجاست یه جا به جای نوشتن : " مرگ در مقابل شما قرار گرفته است " نوشته " مرگ بر شما " زیرش هم نوشته " مرگ بر امریکا " @-) :)) :(

در نوشته ای که برای تاپیک نقد مینویسم، جواب این رو خواهم داد :دی

داداش منتظر نوشته ات هستیم :دی

حالا جالبیش هم اینجاست یه جا به جای نوشتن : " مرگ در مقابل شما قرار گرفته است " نوشته " مرگ بر شما " زیرش هم نوشته " مرگ بر امریکا " @-) :)) :(

نمردیم و معنای زیرنویس بدون غلط رو هم دونستیم!

ولی خودش صاحب زیرنویس گفت که امیدوارم از هیچی بهتر باشه و باید به همین تلاش هم دست مریزاد گفت

ولی جدای از این دیالوگ ها واضح بود و تقریبا بدون زیرنویس میشد ماجرا رو حدس زد

برهوت اسماگ فیلم خوبی بود و خیلی هم بموقع و روحیه بخش بود.ان شالله بتونم فردا نقدمو میزارم تو تاپیک

کسانی که برای دیدن فیلم عجله دارند یک زیرنویس بسیار خوب اومده ...

http://subscene.ee/subtitles/the-hobbit-the-desolation-of-smaug/farsi_persian/840517

qc6hhpso8mev3n9jf97.jpg

Stephen Colbert در فیلم هابیت

مجری معرف برنامه

The Colbert Report

پیتر جکسون قول داده بود توی هابیت یه نقش کوتاه بهش بده و به قولش هم عمل کرد

کسانی که برای دیدن فیلم عجله دارند یک زیرنویس بسیار خوب اومده ...

http://subscene.ee/s..._persian/840517

دوست عزیز اگه ممکنه زیرنویس انگلیسی صحیح و خوبی هم از فیلم بدستتون رسید بگذارید... سپاس

بفرمائین زیرنویس عربی انگلیسی همه شون هستند اینجا

http://subscene.ee/subtitles/the-hobbit-the-desolation-of-smaug

جناب مهدی گفته اند :

نمیدونم چرا پیتر میخواد عین ارباب حلقه ها بکنه فیلم رو! مثلث عشقی آرون-ائوون-آراگورن شده تائوریل-لگولاس-کیلی! صحنه درمان کردن کیلی توسط تائوریل شده صحنه رسیدن آرون به فرودو و درمانش! اسارت گندالف در اورتانک شده اسارت گندالف در دول گولدور! احتمالا باید منتظر تاکسی سرویس عقابها هم باشیم! مباشر ارباب دریاچه دقیقا مثل گریمای مار زبان هست!

در مورد تاکسی سرویس عقاب ها . تو قسمت بعدی فکر نکنم که عقاب ها بیان به کمک گندالف . تو فیلم قبل از اینکه گندالف وارد دولگدور بشه به راداگاست میگه که : " راداگاست ازت میخوام یه پیام به بانو گالادریل برسونی بهش بگو که ما باید دستشو رو کنیم " که احتمال میدم که بانو گالادریل بیاد و گندالف رو از اسارت نجات بده و احتمال هم میدم که جنگ بانو گالادریل رو هم تو قسمت بعدش شاهد باشیم. و یه حدس دیگم اینه که شایدم بئورن بیاد و گندالف رو نجات بده . چونکه تو اوایل فیلم بئورن به دورف ها در مورد به اسارت گرفته شدنش و اسیر شدنش توسط اورک ها رو بهشون توضیح میده و به خاطر همین ممکنه بئورن گندالف رو نجات بده...

جناب سعید گفته اند :

من خودم 5-6 بار نگاه کردم و باید بگم فیلمی که دفعه اول چندان خوب به نظر نمیومد کم کم منو به خودش جذب کرد ازش خوشم اومد.ویژگی لوتر و هابیت اینه که بعد از چند بار دیدن باز دلت میخواد ببینیو بیشتر بهت میچسبه.

من وقتی که اولین بار قسمت دوم هابیت رو با اون کیفیت افتضاح پرده ای دیدمش زیاد به دلم ننشت ولی وقتی که فیلمه رو با کیفیت خیلی خوب و با زیرنویس فارسی تماشایش کردم واقعا نهایت لذت رو ازش بردم ، همچنین گفته ی جناب سعید رو بسیار تایید میکنم. هر چه فیلم های سرزمین میانه رو بیشتر ببینی بیشتر به دلت میشینه. =))

مگر اینکه به دول گولدور لشکرکشی بشه وگرنه گالادریل و لرد الروند با همم از پس سائورون بر نمیان

اینکه عقاب بیاد گندالف رو نجات بده و راداگاست هم بقیه رو خبر کنه و به دول گول دور لشکر کشی بشه میتونه خوب باشه مثل ایزنگارد در دوبرج که سارومان نیروهاشو به هلمز دیپ فرستاد و در ضد حمله روهان و گندالف سقوط کرد

با سلام

به نظر من سوالی که در مورد نکرومنسور در شورای سفید مطرح شد تا حدودی درهابیت 2 داره پاسخ داده میشه. نظر دوستان چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام دوستان یه زیرنویس فارسی جدید اومده که اینبار اسم شخصیت ها رو درست بیان کرده و خیلی از اون زیرنویس قبلی بهتره.

واو...واااوووو....(چه والپیپر خوفی میشه ازش درست کرد!)

!!Behold Smaug the Stupendous

post-1262-0-30648000-1388575122_thumb.jp

واقعا چطور میتونید اینو با اژدهای دیگه ای مقایسه کنید؟؟؟؟

من همون موقع هم که گفتم اسماگ دست نداره

!

واقعا ضد حال خوردم

!

نمی دونم پیتر با خودش چی فکر کرده که اینطوری طراحی کرده اسماگ رو

؟!

من نابود شدم الان

!!!

=))

در مورد اسماگ اصلا نگران نباشین، چیزی که اصلا کم نداره شکوه و جبروته. نقطه ی قوت فیله.

دوستان من یک نکته رو متذکر بشم. همونطور که برای قسمت قبل هم گفتم خیلی از صحنه ها مخصوص تریلر درست میشن. چون تریلر هدفش به سینما آوردن مردمه و لازمه که خیلی صحنه ها تغییر کنن تا بیننده جذب بشن. مثلا اون صحنه ای که الف ها روی درختا به دنبال دورف ها در رودخانه میرن، در تریلر فکر میکنیم که دارن به دورف ها تیر میزنن چون اونجا اورکی نیست! اما در فیلم اورک ها رو هم میبینیم که مورد حمله الف ها واقع میشوند. قسمت آزوگ هم همینه. ما در تریلر آزوگ رو دیدیم در روخانه، اما احتمال میدم در فیلم به جای آزوگ، بولگ باشه چون اصلا در اون موقع آزوگ توی دولگولدور بود.

حالا که برخی صحنه ها رو از نسخه با کیفیت دیدم:

باید بگم که صدای سائورون جالب نبود. ای کاش صداش همون صدای ارباب حلقه ها بود. اما هیئتش به خاطر این که پیتر میخواست ایده چشم رو پیاده کنه مجبور بود کمی لاغر تر نشون بده. اما هیچی از خوفش کم نشده بود!

بازی اورلاندو بلوم مثل ارباب حلقه ها عالی بود اما متاسفانه گریمش خوب نبود. اون چهره پاک و معصوم یک الف در ارباب حلقه ها رو نتونسته بودن در گریم جدید حفظ کنن.

من گندالف هابیت 2 رو بیشتر دوست داشتم. گریم و بازیش خیلی بهتر بود.

گریم آزوگ هم بهتر بود. توی قسمت اول من هرموقع اورک رنگ پریده رو میدیدم یاد آواتار میفتادم! :دی

جلوه های ویژه در فرار در رودخانه گاهی تو ذوق میزد مخصوصا جاهایی که بازیگران شبیه سازی شده بودند.

اول فیلم پیتر جکسون خیلی ضایع میاد تو کادر! =))

پ.ن

چرا نسخه Complete Recording موسیقی متن ها منتشر نمیشه؟! :((

دوستان من یک نکته رو متذکر بشم. همونطور که برای قسمت قبل هم گفتم خیلی از صحنه ها مخصوص تریلر درست میشن. چون تریلر هدفش به سینما آوردن مردمه و لازمه که خیلی صحنه ها تغییر کنن تا بیننده جذب بشن. مثلا اون صحنه ای که الف ها روی درختا به دنبال دورف ها در رودخانه میرن، در تریلر فکر میکنیم که دارن به دورف ها تیر میزنن چون اونجا اورکی نیست! اما در فیلم اورک ها رو هم میبینیم که مورد حمله الف ها واقع میشوند. قسمت آزوگ هم همینه. ما در تریلر آزوگ رو دیدیم در روخانه، اما احتمال میدم در فیلم به جای آزوگ، بولگ باشه چون اصلا در اون موقع آزوگ توی دولگولدور بود.

حالا که برخی صحنه ها رو از نسخه با کیفیت دیدم:

باید بگم که صدای سائورون جالب نبود. ای کاش صداش همون صدای ارباب حلقه ها بود. اما هیئتش به خاطر این که پیتر میخواست ایده چشم رو پیاده کنه مجبور بود کمی لاغر تر نشون بده. اما هیچی از خوفش کم نشده بود!

بازی اورلاندو بلوم مثل ارباب حلقه ها عالی بود اما متاسفانه گریمش خوب نبود. اون چهره پاک و معصوم یک الف در ارباب حلقه ها رو نتونسته بودن در گریم جدید حفظ کنن.

من گندالف هابیت 2 رو بیشتر دوست داشتم. گریم و بازیش خیلی بهتر بود.

گریم آزوگ هم بهتر بود. توی قسمت اول من هرموقع اورک رنگ پریده رو میدیدم یاد آواتار میفتادم! :دی

جلوه های ویژه در فرار در رودخانه گاهی تو ذوق میزد مخصوصا جاهایی که بازیگران شبیه سازی شده بودند.

اول فیلم پیتر جکسون خیلی ضایع میاد تو کادر! =))

پ.ن

چرا نسخه Complete Recording موسیقی متن ها منتشر نمیشه؟! :((

در مورد سائورون موافقم .در موقع صحبتش با آزوگ کلامش اون هیبت رو نداشت ولی در تقابل با گندالف دوباره اون زمزمه های ترسناک ارباب حلقه ها زنده شد

بله گندالف برهوت اسماگ سرحال تر بود در قسما اول خیلی لب و لوچه اش آویزون بود

لگولاس که در اینجا قرار بود که سرد و مغرور به تصویر کشیده بشه مثل پدرش .اصلا قرار نبود که معصوم باشه اینجا

اتفاقا این کار جکسون خیلی موفق در اومد

خب کلا فضای هابیت مثل آواتاره

نه بابا خیلی باحال جکسون اومد تو کادر

کلا برهوت اسماگ خاطره یاران حلقه رو زنده کرد

کلا برهوت اسماگ خاطره یاران حلقه رو زنده کرد

به نظر من مشکل اصلی همینه. پیتر مدام به لوتر رفرنس میده و سعی داره هابیت رو همتراز و مشابه لوتر بکنه اما با اینکارش هابیت رو زیر سایه لوتر میبره. اگه هابیت رو به صورت مستقل میساخت خیلی بهتر بود. الان هابیت همش با لوتر مقایسه میشه و هیچ شانسی در برابرش نداره اما اگه مستقل بود قضیه خیلی فرق میکرد.

به نظر من مشکل اصلی همینه. پیتر مدام به لوتر رفرنس میده و سعی داره هابیت رو همتراز و مشابه لوتر بکنه اما با اینکارش هابیت رو زیر سایه لوتر میبره. اگه هابیت رو به صورت مستقل میساخت خیلی بهتر بود. الان هابیت همش با لوتر مقایسه میشه و هیچ شانسی در برابرش نداره اما اگه مستقل بود قضیه خیلی فرق میکرد.

در مورد یک سفر غیر منتظره صحبت شما درسته ولی در برهوت اسماگ نه

چون در قسمت دوم هابیت تا حدی از زیر سایه ارباب حلقه ها در اومد

گذشته از اون خب این دو سه گانه اشتراکاتی هم با هم دارن و نمیشه کاملا جدا از هم باشن

در مورد یک سفر غیر منتظره صحبت شما درسته ولی در برهوت اسماگ نه

چون در قسمت دوم هابیت تا حدی از زیر سایه ارباب حلقه ها در اومد

گذشته از اون خب این دو سه گانه اشتراکاتی هم با هم دارن و نمیشه کاملا جدا از هم باشن

نظر من برعکسه. توی قسمت دوم خیلی بیشتر به لوتر وابسته شد. نشون دادن سائرون در دول-گولدور. صحبتهای بئورن و از همه مهمتر اسماگ که تبدیل شد به یکی از خدمتکاران سائرون که از نقشه های اربابش با خبره! ماهیت مستقل بودن اسماگ توی این قسمت زیر سوال رفت و همه چیز متصل شد به سائرون و لوتر.

نظر من برعکسه. توی قسمت دوم خیلی بیشتر به لوتر وابسته شد. نشون دادن سائرون در دول-گولدور. صحبتهای بئورن و از همه مهمتر اسماگ که تبدیل شد به یکی از خدمتکاران سائرون که از نقشه های اربابش با خبره! ماهیت مستقل بودن اسماگ توی این قسمت زیر سوال رفت و همه چیز متصل شد به سائرون و لوتر.

خب قضیه شورای سفید و دول گول دور کاملا مرتبط با لوتره

در مورد اسماگ موافقم اون پیشگوییش اصلا محلی از اعراب نداشت مگر اینکه سائورون یه سر مهمون اسماگ بوده باشه

ولی آزوگ حالا موجه تر بود

لگولاس که در اینجا قرار بود که سرد و مغرور به تصویر کشیده بشه مثل پدرش .اصلا قرار نبود که معصوم باشه اینجا

اتفاقا این کار جکسون خیلی موفق در اومد

خب کلا فضای هابیت مثل آواتاره

نه بابا خیلی باحال جکسون اومد تو کادر

کلا برهوت اسماگ خاطره یاران حلقه رو زنده کرد

قرار بود چیه؟! الف الفه دیگه تغییر که نمیکنه! یعنی لگولاس تو هابیت قراره فرق داشته باشه با لگولاس تو لوتر؟! من زیاد موافق نیستم...

منظورم از آواتار ظاهرشون بود. اون چهره آبی و رنگ پریده و صاف آواتار ها منظورم بود!

موقع اومدن جکسون یه لحشه فکر کردم اومده جلو پرده سینما! تو لوتر گریم میشد و با برنامه میومد اینجا انگار یهو اومد تو کادر بعد فهمید اشتباه کرده ازونور دررفت! :دی

آره برهوت اسماگ تاریک تر بود و از این بابت بیشتر به لوتر نزدیک شد.

مهدی اون چیزی که شما منظورته به نظرم تو سفری غیرمنتظره بیشتر بود. چقدر شباهت پیدا کرده بودن بین سفری غیر منتظره و یاران حلقه! پلان هایی کاملا منطبقه بر هم! اما برهوت اسماگ به نظر من مستقل تر شد مخصوصا با ورود بارد و شهر دریاچه به فیلم.

اما به صورت کلی به نظر من باید یکی که هابیتو میبینه یاد لوتر بیفته و لوتر رو میبینه یاد هابیت! هر دو در سرزمین میانه هستند و نباید تصویر سازی ها فرق کنه که فرق هم نکرده. همین تک و توک گریم ها که فرق کرده چقدر طرفداران واکنش منفی نشون دادن! چه برسه به این که هابیتو کلا مستقل و متفاوت با لوتر بسازه...

قرار بود چیه؟! الف الفه دیگه تغییر که نمیکنه! یعنی لگولاس تو هابیت قراره فرق داشته باشه با لگولاس تو لوتر؟! من زیاد موافق نیستم...

منظورم از آواتار ظاهرشون بود. اون چهره آبی و رنگ پریده و صاف آواتار ها منظورم بود!

موقع اومدن جکسون یه لحشه فکر کردم اومده جلو پرده سینما! تو لوتر گریم میشد و با برنامه میومد اینجا انگار یهو اومد تو کادر بعد فهمید اشتباه کرده ازونور دررفت! :دی

الف ها که مجسمه نیستن که از نظر رفتار ثابت باشن.مگه اختیار و فکر و قدرت تصمیم ندارن؟تائوریل و احتمالا مرگ اون باعث تغییر در نگرش لگولاس میشه

کلا صورت رنگ پریده آزوگ خوب در اومده بود

کلا این اومدن پسترجکسون خیلی باحال بود به نوعی شوخی با هواداران و تجدید خاطره ای بود

خاطره ای به نام یاران حلقه که هیچ وقت نظیرش تکرار نمیشه!

آزوگ برهوت اسماگ بهتر بود! =))

بازی این تائوریل زیاد جالب نبود به نظرم...وقار و سنگینی یک الف بانو رو نداشت. شما مثلا آرون رو مقایسه کنید با تائوریل؟! خیلی این تائوریل میشنگید با خودش و ورجه وورجه زیاد میکرد!

خاطره ای به نام یاران حلقه که هیچ وقت نظیرش تکرار نمیشه!

100 درصد موافقم. هیچوقت نظیرش تکرار نخواهد شد...

بله لگولاس قرار بوده که تو این فیلم با اون لگولاسی که تو لوتر بود فرق داشته باشه (از نظر گریمش نمیگم ها ، از نظر خصوصیات اخلاقیش میگم :دی)

لگولاس هابیت شخصیتی هستش که مانند لرد الروند هستش و مثل پدرش تراندویل رفتار خواهد کرد نگرشش خیلی شبیه به پدرش و لرد الروند هستش. شخصیت او در این فیلم بسیار خشن و یک قاتل درجه یک است که احساس ترحمی نداره ولی بنا به دلایلی که تائوریل بر این عقیده هستش که اونها هم جزوی از این دنیا هستند و باید به دیگران هم کمک بکنند و فقط به فکر خودشون نباشند ، مهربان خواهد شد و به دیگران کمک خواهد کرد که این تغییر شخصیتی لگولاس تو قسمت سوم هابیت و تریلوژی ارباب حلقه ها دیده میشه.

برهوت اسماگ هم بنطرم چندان شباهتی با دوبرج نداره . قسمت اولش شباهت هاش خیلی زیاد بود با یاران حلقه ، بیشتر قسمت اولش بنظر میمود که جکسون فقط اون حس نوستالژی رو به بیننده وارد کنه و از این طریق وارد دنیای سرزمین میانه بشه .

آزوگ برهوت اسماگ بهتر بود! =))

بازی این تائوریل زیاد جالب نبود به نظرم...وقار و سنگینی یک الف بانو رو نداشت. شما مثلا آرون رو مقایسه کنید با تائوریل؟! خیلی این تائوریل میشنگید با خودش و ورجه وورجه زیاد میکرد!

به نظرم بازی اوانجلین لیلی خیلی از لیوتایلر سرتر بود

همچنانکه بازی مارتین فریمن از الیجاوود سر بود

خب تائوریل یک بانوی مبارز و از رده ای پایین تره مثل آرون نیست یا گالادریل که کارش فقط خرامیدن و سخنرانی باشه

به نظرم بازی اوانجلین لیلی خیلی از لیوتایلر خیلی سرتر بود

همچنانکه بازی مارتین فریمن از الیجاوود سر بود

خب تائوریل یک بانوی مبارز و از رده ای پایین تره مثل آرون نیست یا گالادریل که کارش فقط خرامیدن و سخنرانی باشه

من واقعا با این حرف شما موافقم بازی مارتین فریمن واقعا خیلی عالی بود

چهار تا هابیت لوتر روی هم دیگه بذاریم به پای مارتین فریمن نمی رسند

من از بازی بارد هم بیشتر از آراگورن خوشم اومد آدم بعضی جاها دلش واسه بارد می سوخت به خصوص وقتی صورتش حالت معصومانه می گرفت

بازی تائوریل هم خیلی خیلی بهتر از آرون بود

تراندویل هم بهترین الفی بود که تا حالا دیدم قدرتمند و مغرور مثل یه پادشاه الف

اخلاقش منو یاد فیانور مینداخت

من واقعا با این حرف شما موافقم بازی مارتین فریمن واقعا خیلی عالی بود

چهار تا هابیت لوتر روی هم دیگه بذاریم به پای مارتین فریمن نمی رسند

من از بازی بارد هم بیشتر از آراگورن خوشم اومد آدم بعضی جاها دلش واسه بارد می سوخت به خصوص وقتی صورتش حالت معصومانه می گرفت

بازی تائوریل هم خیلی خیلی بهتر از آرون بود

تراندویل هم بهترین الفی بود که تا حالا دیدم قدرتمند و مغرور مثل یه پادشاه الف

اخلاقش منو یاد فیانور مینداخت

تراندویل برهوت اسماگ واقعا جذاب بود و مثلا قابل مقایسه با کلبورن ضعیف یاران حلقه نبود

بخصوص اون تیکه ای که به لگولاس گفت:چیزی دیگهای نداشت که به من بگه

ایوب: اگر اینطوری باشه خوبه و درست میشه و دیگه اینکه کلا خیلی خوب میشه! =))

فارازون: مخالفم!

صدالبته مارتین فریمن یک هابیت و بگینز (و توک) مادرزادیه اما الیجا وود نه. اما اوانجلین لیلی نتونسته وقار یک الف رو داشته باشه. اکشنش فوق العادست. دیالوگ ها عالیه و در کل خوب بازی میکنه اما میگم نتوسته خوب رفتار الف ها رو هضم کنه. کاری به این نداشته باش که آرون در چه مرتبه ایه و فرقش با تائوریل چیه! هر دو الف هستند و خرد و عمقی که در چشمان آرون لوتر بود در چشمان تائوریل هابیت نیست. سرکشی و شرارت در چشمان تائوریل بیشتر از خرد و وقار بود بنظرم...اگر بخوام مثال بزنم میتونم به صحنه ای اشاره کنم که با تراندویل صحبت میکنه و گزارش میده. یک لحظره آروم و قرار نداره همش ازاین ور به اون ور میجنبه! بعدم که تراندویل بهش میگه لگولاس بهت علاقه داره مثل این عقب مونده ها دهنش وا میمونه! من بعنوان یه طرفدار دوست داشتم وقتی به بانوی الفی پیشنهاد ازدواج داده میشه یکم با متانت بیشتری رفتار کنه حالا فرقی نداره سرباز باشه یا خانه دار!!

ایوب: اگر اینطوری باشه خوبه و درست میشه و دیگه اینکه کلا خیلی خوب میشه! =))

فارازون: مخالفم!

صدالبته مارتین فریمن یک هابیت و بگینز (و توک) مادرزادیه اما الیجا وود نه. اما اوانجلین لیلی نتونسته وقار یک الف رو داشته باشه. اکشنش فوق العادست. دیالوگ ها عالیه و در کل خوب بازی میکنه اما میگم نتوسته خوب رفتار الف ها رو هضم کنه. کاری به این نداشته باش که آرون در چه مرتبه ایه و فرقش با تائوریل چیه! هر دو الف هستند و خرد و عمقی که در چشمان آرون لوتر بود در چشمان تائوریل هابیت نیست. سرکشی و شرارت در چشمان تائوریل بیشتر از خرد و وقار بود بنظرم...اگر بخوام مثال بزنم میتونم به صحنه ای اشاره کنم که با تراندویل صحبت میکنه و گزارش میده. یک لحظره آروم و قرار نداره همش ازاین ور به اون ور میجنبه! بعدم که تراندویل بهش میگه لگولاس بهت علاقه داره مثل این عقب مونده ها دهنش وا میمونه! من بعنوان یه طرفدار دوست داشتم وقتی به بانوی الفی پیشنهاد ازدواج داده میشه یکم با متانت بیشتری رفتار کنه حالا فرقی نداره سرباز باشه یا خانه دار!!

امان از تعصب نژادی.بابا دوره این حرفا گذشته بخصوص درمورد الف ها که آخر مخ زنی اند:دی(بخصوص گالادریل)

تا خرد و عمق رو چی تعریف کنیم

تائوریل همون خرد و عمق چشمان آرون رو داشت ولی فضای ملتهب داستان از تائوریل این رو میطلبید که دست روی دست نزاره

نوع بازی اوانجلین لیلی می طلبید که برون گرا باشه در صورتی که در مورد لیوتایلر این حالت مصداق نداشت

خب تائوریل که جنگوجویی ساده اس از نظر نژاد فرق داره با گوهر الفی و دختر لرد الروند

معلومه که باید ذوق کنه که پسر حاکمشون اونومیخواد:دی

منم تائوریل رو به آرون ترجیح میدم. بازی اوانجلین لی لی خیلی بهتر از لیو تایلر بود. لیو تایلر مثل ماست بود! =))

به تور: آرون یه نولدور بود و تائوریل یه الف سیلوان. آرون یه نجیب زاده بود که دست سنگینتر از میل بافندگی بلند نکرده بود اما تائوریل یه جنگجوئه و فرمانده گارد محافظین! این دو نمیتونن مثل هم باشن. تائوریل هم خرد رو داشت و هم جنگاوری اما آرون فقط خرد رو داشت.

یه نکته دیگه اینکه الفهای هابیت خیلی خیلی با الفهای لوتر فرق دارن. اگه پیرتر میخواست به کتاب وفادار باشه باید الفها رو مثل انیمیشن 1977 درست میکرد! :دی

در مورد صدای سائورون ، منکه خیلی از صداش خوشم اومد اون خون خواهی و هولناک و پلیدیش رو خیلی خوب به مخاطب نشون میداد.

بازی اوانجلی لیلی هم خوب بود و ولی وقتی که اونجا که میخواد به تراندویل گزارش بده و همش اینور و اونور میره کمی تو مخ میره ولی در کل بازیش خوب بود و مقایسه ی اون با آرون از بیخ غلطه . آرون کجا و این تائورل کجا !!!!!!!!!!!

اینم Lawrence Makoare بازیگر نقش بولگ

مهدی: اونچه که در سرشت الف ها هست که با تغییر تیره و طایفشون تغییر نمیکنه! اصلا من نمیگم تائوریل بیاد و مثل آرون باشه یا مثل اون بازی کنه! مقایسه هم برای این بود که تعریف و تمیز خرد رو بهتر بفهمیم. شما بقیه الف ها رو نگاه کن هم توی لوتر و هم توی هابیت. تائوریل با همشون انگار فرق داشت. مشخص بود که اوانجلین لیلی به درکی که مثلا کیت بلانشیت یا لیو تایلر از الف ها رسیده بودند نرسیده بود! در نتیجه علی رغم بازی خوبش نمیتونه یکی مثل من رو قانع کنه که واقعا یک دوشیزه الفه! جنگجو باشه یا نباشه، فرمانده باشه یا نباشه، در درجه اول یک الفه! که فانی نیست و نگاهش به دنیا با فانیان فرق داره. خردمند و زیباست در عین شکوه و وقار. این چیزیه که در تمام الف های هم لوتر و هم هابیت ما میبینیم اما در تائوریل خوب اجرا نشده...

به نظرم بازی اوانجلین لیلی خیلی از لیوتایلر سرتر بود

همچنانکه بازی مارتین فریمن از الیجاوود سر بود

خب تائوریل یک بانوی مبارز و از رده ای پایین تره مثل آرون نیست یا گالادریل که کارش فقط خرامیدن و سخنرانی باشه

از نظر سینمایی ؟ من فکر نمی کنم اینطور باشه

لیو تایلر اصلاً بازیگر تراز اول و خوبی نیست ! اما نقش بانو آرون رو به نظر من بی نقص بازی کرد ! شاید خصوصیات اخلاقی ـه خودش مثل آرون ـه ! حالا در هر صورت ممنون می شم نقطه نظراتی که راجع به بازی بهتر اواجلین لیلی نسبت به لیو تایلر دارید بگید

با تشکر

در مورد صدای سائورون ، منکه خیلی از صداش خوشم اومد اون خون خواهی و هولناک و پلیدیش رو خیلی خوب به مخاطب نشون میداد.

بازی اوانجلی لیلی هم خوب بود و ولی وقتی که اونجا که میخواد به تراندویل گزارش بده و همش اینور و اونور میره کمی تو مخ میره ولی در کل بازیش خوب بود و مقایسه ی اون با آرون از بیخ غلطه . آرون کجا و این تائورل کجا !!!!!!!!!!!

اینم Lawrence Makoare بازیگر نقش بولگ

این عجب موجدیه =))) بدون گریم هم یه پا ارک ـه :دی

این بازیگر توسط خود آقای جکسون انتخاب شده ؟ :دی هر کی انتخاب کرده دمش گرم :((

منم تائوریل رو به آرون ترجیح میدم. بازی اوانجلین لی لی خیلی بهتر از لیو تایلر بود. لیو تایلر مثل ماست بود! :((

به تور: آرون یه نولدور بود و تائوریل یه الف سیلوان. آرون یه نجیب زاده بود که دست سنگینتر از میل بافندگی بلند نکرده بود اما تائوریل یه جنگجوئه و فرمانده گارد محافظین! این دو نمیتونن مثل هم باشن. تائوریل هم خرد رو داشت و هم جنگاوری اما آرون فقط خرد رو داشت.

یه نکته دیگه اینکه الفهای هابیت خیلی خیلی با الفهای لوتر فرق دارن. اگه پیرتر میخواست به کتاب وفادار باشه باید الفها رو مثل انیمیشن 1977 درست میکرد! :دی

بانو آرون باید مثل ماست باشه !

کسی که مجذوب عشق آراگورن می شه و فقط با یه نگاه 20 سال بهش پایبند می مونه تا دیدار بعدیشون ، نباید ماست باشه ؟! ( البته 20 سال همچین هم برای الف ها زیاد نیست :دی )

نظر من اینه که لیو تایلر اثر ماندگاری از خودش گذاشته ، با اینکه حتی در حد بازیگرای B Movie هم نیست !

به تور:

مگه قراره همه الفها یه جور باشن؟ مگه ائول و مایگلین که از نژاد دیگه بودن مثل فینگولفین و فینرود بودن؟

الفهای جنگلی کاملا با بقیه الفها متفاوت هستن. مثلا تو میتونی تصور کنی که الروند یا خدمتکارهاش مست کنن و بیهوش بشن و بیلبو بیاد کلیدها رو ازشون بدزده؟ نه! این کاری نیست که نولدور بکنن اما الفهای جنگلی میکنن. اونها بیشتر متخاصم هستند و خرد و حکمت کمتری دارن اما توی کار با گیاهان داریویی بهتر از نولدور هستن و دانش زمین رو بیشتر میدونن. برای همین من از تائوریلی که توی فیلم میگه 600 سالش هست انتظار ندارم خرد و وقار آرونی که 2800 سال عمر کرده یا گالادریل که حداقل 10000 سالش هست و نور دو درخت رو دیده باشه. الفهای سیلوان نه نور دو درخت رو دیدن و نه شاهد جنگهای بلریاند بودن. از اول عمرشون دور همه زندگی کردن و اونقدر از نظر حکمت از بقیه پایینتر هستن که الفهای سیندار رو به عنوان شاهشون انتخاب کردن. با اینحال درک تائوریل از وقایع دنیا از لگولاس و تراندویل بیشتر بود و لگولاس رو راضی کرد که تنها به فکر خودشون نباشن و وسیعتر فکر کنن.

حالا خوب شد...تا حدود زیادی قانع شدم. قانع شدم که اوانجلین لیلی نقششو فهمیده و خوب بازی کرده.

درواقع بازم نمیشه گفت خرد و حکمت ندارند، کم تر هست نسبت به الف هایی که نور دودرخت دیدند...

حالا میفهمم فلسفه عاشق یه دورف شدن رو! =))

در ضمن، لی پیس از تمام الف های هابیت 2 بهتر بازی کرد...

پ.ن

گریم رو مقایسه کنید؟!

سمت چپی گریم فعلیش در هابیته اما اگر سمت راستی میبود چقدر عالی میشد...


http://fc07.deviantart.net/fs71/i/2013/328/6/9/legolas__the_hobbit_2__modified_by_xuan_starvortex-d6vj4qh.jpg

از نظر سینمایی ؟ من فکر نمی کنم اینطور باشه

لیو تایلر اصلاً بازیگر تراز اول و خوبی نیست ! اما نقش بانو آرون رو به نظر من بی نقص بازی کرد ! شاید خصوصیات اخلاقی ـه خودش مثل آرون ـه ! حالا در هر صورت ممنون می شم نقطه نظراتی که راجع به بازی بهتر اواجلین لیلی نسبت به لیو تایلر دارید بگید

با تشکر

بازی کردن با اینکه چهره ات به نقش بخوره فرق داره

چهره لیوتایلر مناسب ارون بود ولی بازی اش معمولی بود و کیت بلانشت بهتر از اون بازی کرد

مثال دیگه اش فرودو بود و بازیش خوب بود ولی نه در حد مارتین فریمن

در مورد نژاد و تبار هم بگم که پنج انگشت مثل هم نیستند چطور میتونیم قبول کنیم که تمام الف ها یک مرام و منش و خلق و خو رو داشته باشند؟

البته من که چیز خاصی از گالادریل و آرون ندیدم

گالادریل که جز الف هایی بود که سرکشی کرد و در کل ماجراها بیشتر بی طرف بود

قدرت گالادریل و محبوبیتش بیشتر به نظرم مدیون بازی و نریشن جادویی کیت بلانشته و نه صرفا شخصیت گالادریل

آرون هم تنها کار مفیدی که درلوتر کرد فرار با فرودو از دست سواران سیاه بود که اصولا در کتاب این کارو یکی دیگه انجام داده!

بازی کردن با اینکه چهره ات به نقش بخوره فرق داره

چهره لیوتایلر مناسب ارون بود ولی بازی اش معمولی بود و کیت بلانشت بهتر از اون بازی کرد

مثال دیگه اش فرودو بود و بازیش خوب بود ولی نه در حد مارتین فریمن

در مورد نژاد و تبار هم بگم که پنج انگشت مثل هم نیستند چطور میتونیم قبول کنیم که تمام الف ها یک مرام و منش و خلق و خو رو داشته باشند؟

خب مشخصاً بازیگری چهره نیست ، اما اینکه شخصیت به بهترین نحو ساخته شده ، مهمه که طرف بازیگر نبوده و فقط چهرش خوب بوده ؟

خودمم گفتم ، لیو تایلر اصلاً بازیگر نیست ! اما بانو آرون ـه ارباب حلقه ها ، هیچ نقصی نداره !

طبیعتاً کار خانم لیلی خیلی سخت تر بوده ، تحویل دادن نقشی تازه ، حتی شخصیتی تازه که تو کتاب نبوده و ...

با تشکر

ویرایش اول : کاملاً موافقم :دی کیت بلانشت محشر بود !

خب مشخصاً بازیگری چهره نیست ، اما اینکه شخصیت به بهترین نحو ساخته شده ، مهمه که طرف بازیگر نبوده و فقط چهرش خوب بوده ؟

خودمم گفتم ، لیو تایلر اصلاً بازیگر نیست ! اما بانو آرون ـه ارباب حلقه ها ، هیچ نقصی نداره !

طبیعتاً کار خانم لیلی خیلی سخت تر بوده ، تحویل دادن نقشی تازه ، حتی شخصیتی تازه که تو کتاب نبوده و ...

با تشکر

ویرایش اول : کاملاً موافقم :دی کیت بلانشت محشر بود !

والا اینکه از کسی خوشمون بیاد با اینکه بازیش بی نقص باشه فرق داره

بله کیت بلانشت بازیش در لوتر بی نقص بود

اصولا کل الف هایی که تا قبل از تائوریل دیدم خیلی شق و رق بودند و گاهی بی رمق بودنشون تو ذوق میزد

نمونه اش کلبورن در یاران حلقه که دیالوگاش خیلی خشک و مصنوعی بود

ولی به نظرم تائوریل این انحصار رفتاری و این تصویر همیشگی از الف ها که در ذهنمونه رو عوض کرد و این میتونه برای پیترجکسون و اوانجلین لیلی موفقیت خوبی باشه

بومبور هم مثل قسمت قبل اصلا یه کلوم هم حرف نزد! امیدوارم که تو قسمت سوم یه چیزی بگه :دی

آره آدم فکر میکنه لاله! نمیدونم قراردادش به چه صورته! :دی

البته کلام که نه اما یه واکنش به بئورن نشون داد و یه صدای حاکی از ترس از خودش درآورد! :دی

آره آدم فکر میکنه لاله! نمیدونم قراردادش به چه صورته! :دی

البته کلام که نه اما یه واکنش به بئورن نشون داد و یه صدای حاکی از ترس از خودش درآورد! :دی

آره یه " اوء اوء " کردش ولی قبول نیست باید حرف بزنه و اقلا بگه " بابا منم دورفم (آدمم) " D:

بومبور هم مثل قسمت قبل اصلا یه کلوم هم حرف نزد! امیدوارم که تو قسمت سوم یه چیزی بگه :دی

البته در قسمت اول حرف زد

فکرکنم توی مهمونی گفت به من گفتی کودن؟

بالین:اما ما فقط 13 نفریم

ونه 13 نفر از بهترین و باهوش ترین

بومبور:هی کی رو احمق صدا زدی؟

البته در قسمت اول حرف زد

فکرکنم توی مهمونی گفت به من گفتی کودن؟

بالین:اما ما فقط 13 نفریم

ونه 13 نفر از بهترین و باهوش ترین

بومبور:هی کی رو احمق صدا زدی؟

نه داداش فقط دهنش یخورده تکون میخوره وگرنه این حرف رو یکی دیگه میزنه :دی

بعد کلی انتظار کیفیت نسبتا خوبشو گرفتم و دیدم , به طور کلی میتونم بگم انتظار خیلی بیشتری داشتم ولی کلا رضایت بخش بود !

اولش که فیلم شروع شد , بد نبود =)) تا وسطاش جدا خوشم نیومد و فقط دعا میکردم فیلم تا آخرش خوب از آب در بیاد آخرشم بعد از اون صحنه هایی که اسماگ توشون بود واقعا از فیلم خوشم اومد !

البته از صحنه رویارویی گندالف با سائورون هم خیلی خوشم اومد , عالی بود ! :((

اگر بخوام نقاط قوت و ضعف فیلمو از دیدگاه خودم بگم , به نظرم فیلم از نظر جلوه های ویژه و صحنه های اکشن کم نداشت ! و انصافا هم خوب و سطح بالا بودن و شانس بردن جایزه در این زمینه ها رو داره .

ولی در زمینه فیلمنامه جدا خوشم نیومد ! خیلیییییییییییییییییییییییییییی بهتر میتونست باشه ! طبق معمول هم اگر یکم وفادار تر به کتاب میموند بازم بهتر میشد ! و یه چیزی که اعصابمو خرد کرد مقیاس ها تو فیلم بود : واقعا از شهر دریاچه تا اره بور یه روز ؟؟؟؟!!!! تو کتاب روز ها داشتن میرفتن بازم نمیرسیدن ! اون شهرداره و مشاورشم یکم رو مخ بودن ! و اینکه زد تو ذوقم وقتی دیدم چهار تا از دورفا باهاشون نرفتن اره بور ! و اینکه به خیلی از شخصیت ها فضای کافی برای بازی کردن تو فیلم نداده بود , مثلا دورف ها و بئورن و الف های بیشه . بقیه نکاتم از نظرم خوب بودن . همون طور که گفتم انتظار بیشتر داشتم ... .

در مورد اسماگ اصلا نگران نباشین، چیزی که اصلا کم نداره شکوه و جبروته. نقطه ی قوت فیله.

جدا موافقم و باهاش خیلی حال کردم !!!

به نظر من مشکل اصلی همینه. پیتر مدام به لوتر رفرنس میده و سعی داره هابیت رو همتراز و مشابه لوتر بکنه اما با اینکارش هابیت رو زیر سایه لوتر میبره. اگه هابیت رو به صورت مستقل میساخت خیلی بهتر بود. الان هابیت همش با لوتر مقایسه میشه و هیچ شانسی در برابرش نداره اما اگه مستقل بود قضیه خیلی فرق میکرد.

تو این مورد موافق نیستم , رفرنس دادن به لوتر آردا رو توی هابیت هم زنده نگه میداره !

ولی البته از گریم ها (مخصوصا اورک ها!) لوتر راضی تر بودم , طبیعی تر از این انیمیشنیا بودن !!!

والا اینکه از کسی خوشمون بیاد با اینکه بازیش بی نقص باشه فرق داره

بله کیت بلانشت بازیش در لوتر بی نقص بود

اصولا کل الف هایی که تا قبل از تائوریل دیدم خیلی شق و رق بودند و گاهی بی رمق بودنشون تو ذوق میزد

نمونه اش کلبورن در یاران حلقه که دیالوگاش خیلی خشک و مصنوعی بود

ولی به نظر تائوریل این انحصار رفتاری و این تصویر همیشگی از الف ها که در ذهنمونه رو عوض کرد

بنده از بازيگر خاصي خوشم نمي آد :دي فقط دارم مي گم همه چيز دست به دست هم داد تا شخصيت آرون خوب دراومد !

من هنوز برهوت اسماگ رو نديدم ، اميدوارم بتونم زودتر ببينم

با تشكر فراوان

بنده از بازيگر خاصي خوشم نمي آد :دي فقط دارم مي گم همه چيز دست به دست هم داد تا شخصيت آرون خوب دراومد !

من هنوز برهوت اسماگ رو نديدم ، اميدوارم بتونم زودتر ببينم

با تشكر فراوان

بنده کلا از تیپ فرود و آرون خوشم میومد ولی باید قبول کنیم اصلا ارون خیلی در لوتر نبود که بگیم شخصیت کاملا موفقی بوده

کلا در قسمت دوم و سوم ایشون رهسپار کشتی بودند تا عازم دریاها بشن و بعدش یک شمشیر ساختند و در نهایت در تاجگذاری اله سار هم حضور داشت

در مقایسه با آرون ،ائووین حضور بیشتر و موثرتری در قسمت دوم و سوم داشت

چه نکات خوبی اشاره شده اینجا =))

خب ما نیز بدیدیم و بشنیدیم. راستش الان به فکر دیدن دوباره فیلم هستم.

بار اول خبری از لذتی که تو دیدن فیلم اول داشتم نبود . {بار هفتم قسمت اول هم نمیتونم باهاش مقایسه کنم :((} اصلا نمیدونم چرا اینجوری شد، هر کاری کردم بیشتر به سمت لذت بردن سوق پیدا کنم نمیشد که نمی.. و آخرش هم یه فیلم ضعیف رو به پایان رسوندم

منم معتقدم وقتی نسخه با کیفیت رو ببینیم یه سری فاکتور ها جایگزین میشن. اما تو این کیفیت تا وقتی به سیاه بیشه برسن کلا تو ذوق بود. انتخاب دیالوگ و رفتارهای بئورن {خودش رو دوست داشتم.} + مانور کم سیاه بیشه نیمه اول فیلم رو خیلی سست و بی هدف پیش میبره. {الان منم وقتی فهمیدم برای سیاه بیشه نسخه اکستند هست حالم بهتر شد}

جلوه های ویژه هم تا حدی جدید و جالب شدن بودن ولی وقتی قسمت فرار با بشکه ها طولانی شد، جلوه ها خیلی پیوستگی پیدا کردن؛ دیگه فیلم نبود واقعا!

با رسیدن به شهر دریاچه ذوق هابیتی من برانگیخته شد. بیشتر سکانس هاش رو دوست داشتم. دول گولدور هم خیلی خوب شده بود واقعا. احساس متفاوت و قوی ای بود. همراه شدن جادو با گندالف و همه اتفاق هایی که میافته ذره به ذره برام دلنشین بود.

اوایل حضور خودم در کنار اسماگ رو هم به شدت دوست داشتم.

در کل به عنوان یه هابیت خیلی فیلم بهم نچسبید:(( امیدوارم برای بقیه لذت بخش باشه. ممنون پیتر

یه سوال وقتی آزوگ گاندولف رو پرت میکنه عصا و شمشیرش میفتن بعد عصاش برمیداره ولی شمشیر رو نه ولی اگه دقت کنید شمشیرش توی غلافشه شاید هم نه نظر شما چیه؟

منکه هر وقت یه قسمت های هابیت 2 رو نگاه میکنم باید یه نیم نگاهی هم به اون مبارزه ی لگولاس و بولگ بندازم :دی

خدائیش خیلی باحاله اون صحنه . مخصوصا اونجایی که لگولاس شمشیر بازی میکرد :دی

ولی من فقط موندم چرا تیرهای تیرکمونش اصلا تموم نمیشه . تو ارباب حلقه ها هم که دیگه اوجش بود هر چه تیر میندازخت تمومی نداشت . نکنه اینم یه خاصبت الفیه و ما خبر نداریم ؟!!!!! :دی

فکر کنم این لگولاس اون حرکات آکروباتیکی که تو ارباب حلقه ها انجام میداد از تائوریل یاد گرفته باشه :دی باباش که همینطور قدم میزد و میگفت : " من تراندویلم " :دی

اتفاقا من اصلا از مبارزه لگولاس و بولگ خوشم نیومد. مدام یاد مبارزه بتمن و بین میافتم! اونجا از عبارت مبارزه کند دو گنده بک استفاده کردم. فکر کنم اینجا هم بکار بیاد.

اون صحنه که خیلی خوب بود که . اوج هیجان بودش :دی خصوصا اون لحظه ای که بولگ و لگولاس رودروی هم قرار گرفته بودن و اندام بولگ که زیر تاریکی دیده میشد . مبارزه ی این دو هم به هیچ عنوان به بتمن و بین شباهت نداره. منی که داشتم نگاهش میکردم اصلا بتمن و بین به فکرم خطور نمیکرد چه برسه به مبارزاتشون :دی

به نظر من ضعیفترین قسمت فیلم اونجای بشکه سواری بودش که لگولاس از روی سرهای دورف ها میدوه . واقعا ضعیف کار شده بود.

راستی من هیچوقت ندیده بودم که لگولاس آسیب ببینه تا اینکه اون صحنه اومد و از دمغش خون چکید ... فکر کنم یه حس فانی بودن بهش دست داد :دی

یه سوال وقتی آزوگ گاندولف رو پرت میکنه عصا و شمشیرش میفتن بعد عصاش برمیداره ولی شمشیر رو نه ولی اگه دقت کنید شمشیرش توی غلافشه شاید هم نه نظر شما چیه؟

درست میگی اینم برامن سواله فکرکنم پیتر تواین صحنه گاف داده

من موندم این گندالف کارخونه عصاسازی داره؟

یکبار که در برخورد با نکرومانسر عصاش دود شد،یکبار سارومان عصاشو گرفت

یکبار هم ویچ کینگ اونو تبدیل به پودر کرد

من موندم این گندالف کارخونه عصاسازی داره؟

یکبار که در برخورد با نکرومانسر عصاش دود شد،یکبار سارومان عصاشو گرفت

یکبار هم ویچ کینگ اونو تبدیل به پودر کرد

خب مورد اول و سوم که از تراوشات ذهن عمو پیتره و تالکین بنده خدا همچین چیزی نگفته

من موندم این گندالف کارخونه عصاسازی داره؟

یکبار که در برخورد با نکرومانسر عصاش دود شد،یکبار سارومان عصاشو گرفت

یکبار هم ویچ کینگ اونو تبدیل به پودر کرد

ساختن عصا کارخاصی نمیخواد مهم اون قدرت مایاری وجادورودانش اون فرده گالادریلو والروندبراش خب ساختن دیگه

خب مورد اول و سوم که از تراوشات ذهن عمو پیتره و تالکین بنده خدا همچین چیزی نگفته

خب این جا هم داریم در مورد هابیت و ارباب حلقه ها بحث میکنیم که عمو پیتر ساخته! و کاری به کتاب نداریم

ساختن عصا کارخاصی نمیخواد مهم اون قدرت مایاری وجادورودانش اون فرده گالادریلو والروندبراش خب ساختن دیگه

والا فکر کنم این عصا هم متناسب با درجه ایستاری قدرت خاصی داشته باشه

غیر از اون عصای گندالف نورافکن هم داره!

خب این جا هم داریم در مورد هابیت و ارباب حلقه ها بحث میکنیم که عمو پیتر ساخته! و کاری به کتاب نداریم

والا فکر کنم این عصا هم متناسب با درجه ایستاری قدرت خاصی داشته باشه

غیر از اون عصای گندالف نورافکن هم داره!

من یادمه تویکی ازمنابع خارجی خوندم که نوشته بود خود عصاهیچ قدرتی به ذات خودش نداره درسته که اگه ایستاری عصا نداشته باشن قدرتشون خیلی پایین میاد نه کاملاولی خود ساخت عصا دانش خیلی زیادی نمیخواد اگه اینطور بود هر ایستاری دوتاعصاداشتن که قدرتشون بیشترشه لااقل بهتر ازشمشیره که ضمنا اگه منظورت ازنورافکن تولید نور توسط عصا باشه که اینو فکرکنم تمام عصاهامتناسب باقدرت فرد داشته باشند

خب این یکی از کلیشه های داستان فانتزی اه که جادوگر و در اینجا مایا/ایستار قدرتشو یا با ورد نشون بده یا با دستاش یا عصا

عصا بیشتر یک کاتالیزوره برای این کار

اتفاقا این دوعصایی رو سارومان خوب اومد و عصای گندالف رو گرفت و گندالف رو در یاران حلقه کله پا کرد!

خب می گم این تناقض ایجاد شده شاهکار استاد جکسونه خوب شد تو لوتر حد اقل اون صحنه رو حذف کرد!

خداییش من یواش یواش دارم به پیتر شک می کنم که نکنه اینم مثل بعضی از همین کاربرای خودمون که میان کلی افاضه فضل می کنن و داد سخن سر می دن بعد پنج شیش ماه می فهمیم طرف تا حالا لای کتابا رو هم باز نکرده؛ باشه!

تو اون لوتر به اون بزرگی شتر با بارش گم میشه چه برسه به عصای گندالف

نه پیتر واقعا احاطه داره به داستان

فیلم سینمایی هم با نمایشنامه فرق داره و پیتر دوس داره هرطور شده به هیجان فیلم اضافه کنه مثل تقابل گندالف و نکرومانسر

بله بعضی ها واقعا اخرشن!

یه بنده خدایی میگقت من بیشترین اطلاعات رو از دنیای آردا دارم و تازه میگفت ادعایی هم ندارم

من مونده بودم با 15-16 سال سن چطور این احاطه رو به دنیای تالکین پیدا کرده؟

بنظر من باید همانطور که به ارباب حلقه ها میگیم ارباب فیلم ها باید به هابیت هم بگیم ارباب شخصیت پردازی :دی

شخصیت پردازی هابیت فوق العاده عالی بود...

مثلا شخصیت بالین رو ببینید ، از نظر فقط یه پیرمرد مهربون میاد ولی اگه کمی به دیالوگ هایی که میگیم دقت کنیم میفهیم که واقعا دانا و عاقل هستند ولی به خاطر اینکه یه حس شوخ طبعی داره اون دانا بودنش رو پنهان میکنه . و این یعنی زیرکی و هوش بسیار بالای جکسون .

و یا بیلبو رو میبینم ما تو فیلم حس میکنیم که ایشون فقط یک هابیت ساده هستش و قهرمان فیلم هابیته ولی اگه کمی دقت کنیم قلب بیلبو کمی تاریک و سیاه شده و البته هوش و ذکاوت بسیار بالایی رو هم داره که بطور بسیار باور پذیری از دست اسماگ و با استفاده از حلقه ی تاریکی و هوش خود ، خودش رو نجات میده. ولی از بس که شخصیت طنزی داره این هوش بسیار بالاش و اون تاریکی ای که تو دلش هست رو به عقب میرانه و مخاطب فکر میکنه فقط باید یه شخصیت کاملا ساده طرفه.

یا تائوریل رو میبینم که یه الف جنگجو و کله شق هستش ولی اگه به دیالوگ هایش گوش بدیم اوج خرد اونو درک خواهیم کرد.

یا تراندویل و یا اسماگ و گندالف و تورین هم یک شخصیت پنهانی رو دارند. مثلا ما تو فیلم تورین رو میبینیم که بنظر میرسه آدم خوبی باشه و قهرمانه ولی تورین شخصیت سیاه و سفید رو داره یا تراندویل هم فوق العاده پیچیده هستش یک جا بنظر میرسه که حرص و طمع وجودش رو گرفته ولی یه جای دیگه بنظر میرسه که آدم مهربونیه .

کلا شخصیت پردازی فیلم هابیت فوق العاده عالیه و قابل تحسینه. حتی نوع گریم هاشون هم به مخاطب نشون میده که شخصیت هاشون چجورین ...

هابیت هر چقدر که از ارباب حلقه ها ضعیف باشه ولی نمیتوان کتمان کرد که شخصیت پردازی بسیار بسیار بهتر از ارباب حلقه ها هستش و با تیزبینی و دقت فراوانی بر رویشان کار شده است.

من هم از مبارزه بولگ و لگولاس خوشم نیومد. جالب نبود. اما تونست اون خوی جنگلی لگولاس رو نشون بده.

درباره تیرهای لگولاس هم باید بگم اتفاقا در سه قسمت لوتر لگولاس تو اوج جنگ ها تیرهاش تموم میشد و دست به شمشیر میشد و میدیدیم تیردانش خالیه.

و درباره اختلافات فیلم و کتاب هم (لوتر مخصوصا چون برخی تحریفات هابیت از نظر من غیر اصولی بود) توجه داشته باشید که ما داریم درباره یه اقتباس صحبت میکنیم. یک اقتباس خوب کپی برداری از منبع اقتباس نیست! فیلمنامه اصول و چهارچوب های خودشو داره وو یک داستان بلند فانتزی هم همچنین. صد البته هم پیترو هم استاد تالکین شاهکارهای خودشون رو (لوتر) در بهترین شکل ممکن خلق کردن...

هابیت هر چقدر که از ارباب حلقه ها ضعیف باشه ولی نمیتوان کتمان کرد که شخصیت پردازی بسیار بسیار بهتر از ارباب حلقه ها هستش و با تیزبینی و دقت فراوانی بر رویشان کار شده است.

ایوب با پستت موافق بودم

ولی امیدوارم این جملات اخر ناشی از ذوق هابیت نباشه

مگه شخصیت های ارباب حلقه ها رو فراموش کردی؟

گتدالف،فرودو،سائورون،سارومان ،تئودن،ائووین ،سم وایز گمجی،بارومیر و....

شاید درست باشه شخصیت پردازی فرودو و گندالف و بارومیر و سم خوب باشند ولی بنظرم بپای هابیت نمیرسن . مثلا اون بازی مارتین فریمن و الجا وود رو ببین ... کدوم یکی وقتی که حلقه رو میبینن بنظرت خیلی خوب ادای طلسم شدن به حلقه رو نشون میدن ؟! مسلما بازی مارتین فریمن بهتره از الیجا ووده ، چونکه وقتی حلقه اونو طلسم میکنه و اون ادا بازی هاش واقعا باور پذیره .

یا تقابل اسماگی که مکار و قاتل هست و اون هوش بسیار بالایش با بیلبویی که حلقه تسخیرش کرده و با اون حرکات طنز گونه اش و هوش بسیار بالایش بسیار دیدنی و عالی هستش . بنظر منکه شخصیت پردازی هابیت خیلی سرتر از ارباب حلقه ها هستش .

نه داداش این حرف ها رو هم ناشی از ذوق هابیت نمیزنم . :دی

خب بالاخره منم فیلم رو دیدم و شدیدا ازش راضیم. =))

ضرب آهنگ فیلم اولین نکته ای بود که منو درگیر خودش کرد (البته قبل از پیتره هویج خوار :دی). خیلی نسبت به فیلم اول بهتر بود و من وقایع و نحوه ی اتفاق افتادنشون رو دوست داشتم و لحظه ای از فیلم نبود که بخوام زودتر تموم بشه! کاملا در طول فیلم مجذوب شده بودم.

مورد بعدی بازی فوق عالی مارتین فریمن بود. واقعا خوب بازی می کنه و تمام حرکات و واکنش هاش واقعی و بدون نقص هستن. حتی می تونم بگم هیچ بازیگری در هابیت (و شاید ارباب حلقه ها) به این خوبی بازی نمی کنه! ممنونم از کسی که مارتین رو به عنوان بیلبو انتخاب کرده.

همون طوری که بعضیا اشاره کردن قسمت بئورن خیلی کوتاه بود و امیدمون به اکستندده!

در مورد بولگ چون با دیدن اون عکس تصورم رو عوض کرده بودم زیاد از این مدلش خوشم نیومد! با آزوگ هم از همون قسمت اول نتونستم ارتباط برقرار کنم :(( اصلا این اورک ها رو دوست ندارم! :/

الان در مورد تائوریل نمی تونم منطقی نظر بدم! بی حیا خودشو تو دل لگولاس عزیز جا میده بعد با کیلی می پره :(( با یه دورف؟ کیدینگ؟!

نسبت به بارد احساس خوبی دارم هر چند به نظرم به اندازه ی کافی بهش پرداخته نشد!

و اما اسماگ عزیز! یعنی عالی بود! بهترین بخش فیلم! از صدای فوق العاده ی بندیکت و افکت های به کار رفته شده که بگذریم اصلا توقع نداشتم این قدر طبیعی موقع حرف زدن دهنش تکون بخوره! اصلا حقیقتش فکر نمی کردم دهنش تکون بخوره یا کلا هنگام حرف زدن صورتشو نشون بدن :دی : |

نکرومنسر جالب در اومده بود. یه جور خوف خاصی داشت، مخصوصا وقتی که با گندالف مبارزه می کرد. در کل قابل قبول بود.

راجع به عنکبوت ها هم چون اصلا توقع نداشتم حرف بزنن خیلی سورپرایز شدم و چیز جالبی بود :دی صداشون به نظرم خیلی شبیه صدای گالوم بود! کار اندی سرکیس نبوده؟ :دی

و اما سوالاتی که با دیدن فیلم به ذهنم رسید:

۱- مهدی توی پستش در مورد فیلم گفته بود اونایی که توی اسبچه ی راهوار در کمین تورین بودن Squinted-eye بودند. من هنوز فرصت نکردم قصه های ناتمام رو بخونم. اگه میشه یه توضیحی در موردش بدین!

۲- اون جایی که بیلبو توی سیاه بیشه بعد از این که اون عنکبوته رو می کشه و حلقه رو بر میداره اولش مشکلی نیست ولی بعد یهو نمی دونم چی میشه، ناراحت میشه (؟) دستش رو می گیره جلوی دهنش؛ قضیه چیه؟

۳- بخش صورت سوخته ی تراندویل هم که از نکات مبهم فیلمه و توی این تاپیک چند بار بحث شده که من دیگه بهش نمی پردازم!

۴- (البته این مورد سوال نیست در اصل) می دونم نباید این فیلم رو با کتاب و قواعدش مقایسه کرد ولی به نظرم توی مبارزه ی گندالف با سائورون، نکرومنسر دیگه خیلی قوی نشون داده شده. کسی که جسم نداره فقط با جادو (آره؟) می زنه اون طوری گندالف رو بی دفاع می کنه و کل بنای پشت سرش رو نابود می کنه! والا اگه سائورون همچین قدرتی داشت که دیگه با جسم با یه اشاره کل سرزمین میانه رو نابود می کرد :دی

در کل به نظرم این فیلم از فیلم قبلی بهتر بود و بیشتر دوستش داشتم، با این که هنوز فقط ۱ بار دیدمش و کیفیت هم چشم گیر نبود! (اصلا هم از این که با این کیفیت دیدمش ناراضی نیستم :دی)

حالا هم باید برم یه چند بار دیگه فیلم رو نگاه کنم تا به نکات جدیدی برسم!

راستی به خاطر زیرنویس خوبی که تدارک دیده شده بود دوباره تشکر می کنم. :)

موافق نیستم

مثلا گندالف ارباب حلقه ها خیلی از گندالف هابیت بهتر بود

یا سارومان سپید اونجا درخشان تر بود و اینجا سک سکی کرد و رفت...

یا سائورون که رکن اصلی لوتر بود ولی اینجا حضوری سایه وار داره

شخصیت های هابیت در نهایت میتونن قدرت کاراکتر های لوتر رو داشته باشن و نه بیشتر ...

بازی مارتین فریمن به نسبت از الیجا وود بهتره ولی اینو نمیتونیم به کل شخصیت ها تعمیم بدیم

۲- اون جایی که بیلبو توی سیاه بیشه بعد از این که اون عنکبوته رو می کشه و حلقه رو بر میداره اولش مشکلی نیست ولی بعد یهو نمی دونم چی میشه، ناراحت میشه (؟) دستش رو می گیره جلوی دهنش؛ قضیه چیه؟

۴- (البته این مورد سوال نیست در اصل) می دونم نباید این فیلم رو با کتاب و قواعدش مقایسه کرد ولی به نظرم توی مبارزه ی گندالف با سائورون، نکرومنسر دیگه خیلی قوی نشون داده شده. کسی که جسم نداره فقط با جادو (آره؟) می زنه اون طوری گندالف رو بی دفاع می کنه و کل بنای پشت سرش رو نابود می کنه! والا اگه سائورون همچین قدرتی داشت که دیگه با جسم با یه اشاره کل سرزمین میانه رو نابود می کرد :دی

2) چون اونجا بیلبو اون عنکبوت رو بخاطر دفاع از خودش نمیکشه بلکه بیشتر اون کارش بخاطر حلقه اس و ناراحت میشه که چرا بخاطر حلقه اینکارو کرده و متوجه تاثیر بد حلقه بر روی خودش میشه

4)بله کلا در لوتر هم در همون پرولوگ و نبرد سائورون با ارتش متحد که جثه ای بزرگ داشت و با هر ضربه اش چند نفرو پرت میکرد این اغراق وجود داشت

البته سائورون و میتراندیر هردو مایا هستند ولی میزان قدرتشون ممکنه متفاوت باشه

فکرنکنم قدرت یک مایا خیلی به جسم انسانی اش متکی باشه

منم موافق نیستم ، بیشتر بحثم سر کاراکترهای جدید بود نه کاراکترهایی که از ارباب حلقه ها پریده باشن به هابیت :دی

خب ما میتونیم شخصیت های مشترک رو مقایسه کنیم

که در لوتر درخشان تر بودند

حتی گیملی ارباب حلقه ها از گلوین پدرش در هابیت بهتر در اومده بود!

خب اگه اینطور باشه :دی

تراندویل با لرد الروند : تراندویلی پادشاه الفی که ما اینجا میبینم شخصیت خاکستری ای داره و شخصیتش کاملا پیچیده است ، هم مخالف و فرار از جنگه ، هم حرص و طمع داره و هم اینکه فوق العاده بی رحمه و هم اینکه دانا و خردمند بود و هم اینکه کمی مهربونه :دی ولی لرد الروند چی بود ، الفی بود که از جنگ فراری بود و هم اینکه خردمند بودش

تورین با آراگورن : تورین شخصیت خاکستری داره. با اینکه قهرمان فیلمه ولی هیچوقت در فیلم شاهد قهرمان بازی از ایشون نیستیم اون مثل آراگورن میمونه که میخواد بر سر تخت پادشاهی بشینه. مغروره و همین غرورش باعث میشه دست به کارهای احمقانه بزنه و ریسک پذیر هستش ولی آراگورن چی بود یه شخصیت که قهرمان پروری میکرد.

تائوریل با آرون و ائووین : شاید درست باشه که مقایسه ی این دو درست نباشه ولی بازهم مقایسه میکنیم :دی تائوریل هم مثل آرون عاشقه و هم حرف های خردمندانه میزنه و هم مثل ائووین جنگ طلب هستش ، بازیگر تائوریل باید دو نقش رو باید تو وجود یک شخصیت قرار بده و بنظرم خیلی خوب کار کرده.

ما تو فیلم ارباب حلقه ها اورک ها رو میبینیم که به زبان خودشون صحبت نمیکنند و همش حتی باهمدیگه انگلیسی حرف میزنن :دی ولی تو فیلم هابیت اصلا اینگونه نیست و اورک هایی رو شاهد هستیم که به زبان های خودشون حرف میزنن و این یکی از نکات مثبت فیلم هابیت بر ارباب حلقه ها هستش.

ارباب شهر دریاچه و آلفرد با تئودن و گریما مارزبان : گریمای مار زبان بنظرم خیلی بهتر از آلفرد بود ولی بنظرم بازیگر شهر دریاچه خیلی خوب تو نقشش بازی کرده بود تا تئودن.

حتی نوع گریم هایی که بر روی شخصیت های هابیت هستش یکجورایی به مخاطب معرفی میکنه که اینا چجور شخصیت هایی هستند . مثلا از قیافه ی اوری کاملا میشه حدس زد که چجور آدمیه . و یا وقتی که تورین شمشیرش ره بطرف بیلبو میکشه و اون بادی که از روبرویش میاد و موهاش از پشت سرش تاب میخوره :دی اون موقع میشه حدس زد که چقدر حرص و طمع کاره و یا وقتی که بیلبو تو این صحنه چشمایی هم به طرف چشم میچرخونه و هم به راست کاملا مشهوده که هم داره از تورین میترسه و ترس دیگه اش هم اینه که داره اسماگ میاد.

(به نظر منکه خیلی خوبه بقیه ی دوستان هم به این بحث ما دونفر وارد بشن ، همش که نباید فیلمه رو با کتاب مقایسه اش کنیم بیایین روی اینا هنوز بحث کنیم :دی)

۱- مهدی توی پستش در مورد فیلم گفته بود اونایی که توی اسبچه ی راهوار در کمین تورین بودن Squinted-eye بودند. من هنوز فرصت نکردم قصه های ناتمام رو بخونم. اگه میشه یه توضیحی در موردش بدین!

squint-eyed توی بخش دوران سوم قصه های ناتمامه و توی کتاب ترجمه شده نیست. اونجا دو نسخه از داستان جستجو برای حلقه گفته میشه. توی یکی این شخص یکی از جاسوسان ویچ-کینگ در بری هست و اهل دونلند. توی نسخه دیگه جاسوس سارومان و اهل جنوب. توی کتاب ارباب حلقه هازمانی که فرودو و بقیه بری رو ترک میکنن اونو میبینن و بهش مشکوک میشن.

یا همچنین بیلبو بگینز حدودا پانزده دقیقه فقط با اسماگ اژده ها گفتگو میکنه خب مارتین فریمن تو این صحنه باید با موجودی حرف بزنه که وجود خارجی نداره و طوری با ادا کنه انگار اون اژده ها واقعا هست . بماند که باید قدرت طلسم حلقه و اون طنزش رو هم باید تو اون سکانس نگه داره و همچنین بندیکت کمبریج هم مثل مارتین فریمن بازی کرده و در جلوی خود کسی رو نداشته که باهاش بازی کنه او هم مثل ماریتن فریمن باید شخصیت اسماگ رو طوری معرفی کند که به روایت داستان لطمه ای وارد نکند ، مثلا مکار بودنش و همچنین انیکه زیرک و قاتل بودنش رو باید در حین روایت فیلم معرفی کنه که الحق و انصاف واقعا عالی باز کرده و نتیجه ی کار هر دو نفر خیلی خوب از آب در اومده و فوق العاده باور پذیر شده چونکه همه قبول دارند که این سکانس یکی از بهترین سکانس های سری هابیته و همه قبول کردن که بازی مارتین فریمن تو این صحنه با بندیکت کامبریج (که هر دو سر صحنه هیچوقت قیافه ی خود رو ندیده اند) عالی بوده اند و طوری بازی کرده اند که انگار رو در روی هم قرار گرفته اند. نظرت الیجا وود میتونست همچین بازی ای نمایش بده ؟! بنظر منه که نه !!!

به ایوب : اتفاقا شخصیت پردازی های فیلم هابیت به شدت ضعیفن ! همین شخصیت تورین برای نمونه کافیه تا مشخص بشه چقدر کارگردان تو پرداخت بد عمل کرده . این شخصیت نه ثبات داره و نه کنش ها و واکنش هاش به مسائل طبیعی و معقول و روی یه طیف مشخصه، شخصیت پردازی زمانی قویه که شخصیت ملموس باشه و با توجه به شناختی که حاصل میشه اعمالش قابل پیش بینی باشه . اما مثلا همین تورین وقتی وارد داستان میشه گندالف طوری میگه " اون اینجاست " که انگار یه هیولا اومده جلوی در خونه بگینز، یه بار به حرف گندالف گوش نمیده و جایی میمونه که نباید بمونه، یه بار گوش میده و نقشه رو به الروند نشون میده، یه بار دیگه گوش نمیده وارد تنها کوه میشه . معلوم نیست چرا انقدر به بیلبو شک داره و ... زمانی یه شخصیت خوب پرداخته شده است که ما احساس کنیم داریم واقعا به یه فرد واقعی نگاه میکنیم نه یه بازیگر که هر لحظه به خواست کارگردان به مدلی رقصیده.

ضمن این که به نظرم ایفای نقش با پرداخت شخصیت فرق داره ! ایفا مربوط به بازیگره اما پرداخت بیشتر مربوط به فیلم نامه و کارگردانه که روی بازیگر پیاده میشه .

به ایوب : اتفاقا شخصیت پردازی های فیلم هابیت به شدت ضعیفن ! همین شخصیت تورین برای نمونه کافیه تا مشخص بشه چقدر کارگردان تو پرداخت بد عمل کرده . این شخصیت نه ثبات داره و نه کنش ها و واکنش هاش به مسائل طبیعی و معقول و روی یه طیف مشخصه، شخصیت پردازی زمانی قویه که شخصیت ملموس باشه و با توجه به شناختی که حاصل میشه اعمالش قابل پیش بینی باشه . اما مثلا همین تورین وقتی وارد داستان میشه گندالف طوری میگه " اون اینجاست " که انگار یه هیولا اومده جلوی در خونه بگینز، یه بار به حرف گندالف گوش نمیده و جایی میمونه که نباید بمونه، یه بار گوش میده و نقشه رو به الروند نشون میده، یه بار دیگه گوش نمیده وارد تنها کوه میشه . معلوم نیست چرا انقدر به بیلبو شک داره و ... زمانی یه شخصیت خوب پرداخته شده است که ما احساس کنیم داریم واقعا به یه فرد واقعی نگاه میکنیم نه یه بازیگر که هر لحظه به خواست کارگردان به مدلی رقصیده.

خب شخصیت پردازی خوب به این میگن دیگه ... شخصیت پردازی تورین پیچیده است و خوب بودن شخصیت پردازی اینکه مخاطب نتونه حدس بزنه که این شخصیت واقعا کیست ؟! مثلا شما سریال بازی تاج و تخت رو تاحالا نگاه کردین ؟! خصوصیات شخصیت هاشو دیدین که اصلا مخاطب نمیتونه حدس بزنه با چجور شخصیتی سرکار داره ؟! مخاطب امروزی دیگه با اینجور شخصیت ها حال میکنن . یه شخصیت که معلوم نیست میخواد چیکار کنه و کارهایش غیر قابل پیش بینی هست . نه یه کاراکتر بچه مثبت که حرف گوش کن باشه و فوق العاده کلیشه ای. همین سریال بازی تاج و تخت به خاطر داشتن شخصیت های غیر قابل پیش بینی اینقدر معروف و محبوب شده . بنظر منکه کارگردان نه تنها تو این معقوله ضعیف عمل نکرده بلکه بسیار هم عالی عمل کرده.

در مورد ایفای شخصیت و پرداخت شخصیت من هر دوش رو باهم تو پست های بالا اشاره کردم و گفتم.

در مورد اینکه هم میگین چرا به بیلبو شک داره هم تورین فکر میکنه که بیلبو گوهر آرکن رو برداشته به خاطر همین بهش شک میکنه درست مثل رمانش . داداش جکسون همیشه تو انتخاب بازیگرها و پرداخت به شخصیت هاش فوق العاده عمل کرده اینو تو مخلوقات آسمانی ، استخوان های دوست داشتنی و کینگ کونگ ثابت کرده.

منم با آرون موافقم. شخصیت پردازی باید منطقی باشه. اگه تورین تو قسمت سوم بیاد عاشق تائوریل بشه و بگه بیخیال تنها کوه بیا با هم بریم توی جنگل زندگی کنیم میشه غیرمنتظره. آیا این درسته؟

تورین تو قسمت اول حاضر نیست نقشه رو به الروند بده تا براش رمز گشایی بکنه و بهش کمک بکنه، کمکی که اگه نمیکرد راه ورود رو پیدا نمیکردن اما برای چیز به اون مهمی باید بالین و گندالف به زور راضیش میکردن. بعد تو قسمت دوم صاف میاد به بئورنی که نصف روز دیده و نصف اون مدت هم میخواسته بکشدش نقشه رو میگه، بعد میاد با تراندویل که دشمنش هست درباره نقشه حرف میزنه(اصلا تراندویل از کجا فهمید قضیه رو؟!).

بئورن رو اول خیلی عصبانی و وحشی معرفی میکنه و گندالف میگه شاید بشه یه جورایی راضیش کرد اما همون بئورن شب میاد خونه و قبل از اینکه گندالف باهاش صحبت بکنه کاملا پایه است! اصلا نمیاد ببینی چندتا دورف تو خونه اش خوابیدن و انگار نه انگار که چیزی شده.

من الان نفهمیدم توی فیلم بولگ مقام بالاتر داره یا آزوگ! اولش بولگ به صورت تهدید آمیز با وارگش میاد توی صورت آزوگ و بهش دندون نشون میده و میگه احضار شدی اما صحنه بعد آزوگ بهش دستور میده!

از این موارد زیاده

مخالفم جناب مهدی

تورین تو قسمت اول حاضر نیست نقشه رو به الروند بده تا براش رمز گشایی بکنه و بهش کمک بکنه، کمکی که اگه نمیکرد راه ورود رو پیدا نمیکردن اما برای چیز به اون مهمی باید بالین و گندالف به زور راضیش میکردن. بعد تو قسمت دوم صاف میاد به بئورنی که نصف روز دیده و نصف اون مدت هم میخواسته بکشدش نقشه رو میگه، بعد میاد با تراندویل که دشمنش هست درباره نقشه حرف میزنه(اصلا تراندویل از کجا فهمید قضیه رو؟!).

تورین به این دلیل حاضر نمیشه نقشه رو به لرد الروند بده چونکه از الف جماعت خوشش نمیاد ، اینارو که خودتون بهتر از من میدونین که !!! گندالف گفت میشه با بئورن منطقی حرف زد به خاطر همین به بئورن بیشتر از الف ها اعتقاد داره . در مورد تراندویل هم ، تراندویل میبینه که دورف ها تا اینجا اومده ان و به خاطر همین میفهمه که تورین دنبال چی میگرده ، مگه نمیگین الف ها خردمند هستند ؟! خب تراندویل هم نفهم نیست که ندونه اینا برای چه تا جنگل میرکوود اومدن !!!

بئورن رو اول خیلی عصبانی و وحشی معرفی میکنه و گندالف میگه شاید بشه یه جورایی راضیش کرد اما همون بئورن شب میاد خونه و قبل از اینکه گندالف باهاش صحبت بکنه کاملا پایه است! اصلا نمیاد ببینی چندتا دورف تو خونه اش خوابیدن و انگار نه انگار که چیزی شده.

اگه وقتی که اولین بار بئورن وارد خانه اش میشه ببینید ، اونجایی که بیلبو خوابیده و بئورن میاد داخل خونه متوجه میشید که سریع کات میخوره و اسب ها رو نشون میده . این صحنه بدون شک تو نسخه ی اکستند هست . همچنین تو فیلم هم اصلا تورین در مورد سفرشون به بئورن چیزی نگفته بود و به نظر میرسه که گندالف بوده که به بئورن گفته . چونکه ما تو فیلم میبینیم که بئورن یکسره میگه که : " باید قبل از آخرین روزهای پائیز به اون کوهستان برسین . " بعد گندالف هم جواب میده : " البته. قبل از روز دورین. بله " که بعدش تو این لحظه ی قیافه ی تورین رو نشون میده که انگار از یه چیزی ناراحت هستش.همچنین منظور گندالف این بودش که بئورن تو حالت حیوانیش عصبی و وحشی هست ولی تو حالت انسانیش منطقیه . نه اینکه منظورش تو حالت انسانی وحشی باشه :دی

من الان نفهمیدم توی فیلم بولگ مقام بالاتر داره یا آزوگ! اولش بولگ به صورت تهدید آمیز با وارگش میاد توی صورت آزوگ و بهش دندون نشون میده و میگه احضار شدی اما صحنه بعد آزوگ بهش دستور میده!

این دلیلتون هم که دیگه ... !!! بولگ پسر آزوگه این رو که خودتون میدونین ، اگه با تهدید آمیز بیاد و یا آروم بیاد فرقی نمیکنه . آزوگ ترسی از وارگ ها نداره . خب این دندون نشون دادن هم فقط واسه چاشنی بوده نه چیز دیگه ای ، به بولگ هم دستور دادن که بره و آزوگ رو بیاره و اون فقط کارش رو انجام داده .

البته آقا مهدی این چیزهایی که گفتین اصلا ربطی به بازی بازیگرها و شخصیت پردازی های اون نداشت :دی

در مورد آزوگ و بولگ نوع برخوردشون چه زمانی که بولگ وارگ سوار بود و چه زمانی که آزوگ صداش زد اصلا معلوم نمیکرد که پدر و پسرن!

بعضی روابط کمی متناقض شد حتی آزوگ هم سر سائورون داد میزد که تو قول سر تورین رو من دادی!

به ایوب:آقا کلا در این زمینه باهات مخالفم

واما در مورد مقایسه هایی که کردی:

در مورد تراندویل چی باعث شده اونو خاکستری بدونی؟خاکستری در صورتی که کاراکتر مخلوطی از ویژگی های مثبت و منفی رو داشته در صورتی که تراندویل کاملا منفیه.شما نکته مثبتی در تراندویل دیدی؟

در صورتی که در همین مقایسه ای که کردی الروند اینطور نیست با اینکه گوشه گرفته ولی باز در مواقع لازم مثل گرفتاری فرودو در مواجهه با نه سوارو یا در ساختن آندوریل و رسوندن اون به اراگورن و در شکل گیری یاران حلقه نقش داره

نه به نظرم تئودن خیلی بهتر و جوندارتر از حاکم شهر دریاچه دراومده بود کلا از حاکم شهر دریاچه که چیز خاصی ندیدیم

تائوریل از آرون به نظرم بهتر بود ولی از ائووین نه!

نمیدونم چطور آراگورن رو مغرور میدونی برخلاف کتاب که آراگورن تا حدودی غرور و با اعتماد به نفس بود توی فیلم خاکی و فروتن در اومده!

نمونه اش برخورد با ائومر در ابتدای دوبرج که در کتاب کلی از نسبش میگه ولی در فیلم در جواب ائومر صبوری به خرج میده

البته در مورد تورین هم این قهرمان بازیها وجود داره مثل ازانول بیزار یا از چاله به چاه که به سمت ازوگ میره یا وقتی روی مجسمه اس که این تیکه به نظرم خوب در نیومد چون اسماگ راحت میتونست با یه نفس دودش کنه

وارد بحث گریم نشیم که خودت میدونی اظهر من الشمسه !

لورتز و گوتموگ کجا واورک های رایانه ای هابیت کجا؟

به ایوب:نمیخوام از بحث خارج شیم ولی در همین بازی تاج و تخت که مثال زدی تغییرات ناگهانی کمی منطق داستان رو زیر سوال برده

هر تغییری لازمه اش مقدمه چینیه چیزی که در آثار تالکین وجود داره ولی گاهی پیترجکسون کمرنگش کرده

در مورد تراندویل چی باعث شده اونو خاکستری بدونی؟خاکستری در صورتی که کاراکتر مخلوطی از ویژگی های مثبت و منفی رو داشته در صورتی که تراندویل کاملا منفیه.شما نکته مثبتی در تراندویل دیدی؟

وقتی که تراندویل به تائوریل با حالت مهربان گونه میگه : " اون بهت علاقه پیدا کرده " کاملا میشه به اون سیرت دیگه اش پی برد.

نمیدونم چطور آراگورن رو مغرور میدونی برخلاف کتاب که آراگورن تا حدودی غرور و با اعتماد به نفس توی فیلم خاکی و فروتن در اومده!

من آراگورن رو مغرور ندونستم داداش ، منظورم تورین بود .

لورتز و گوتموگ کجا واورک های رایانه ای هابیت کجا؟

من در مورد گریم و سی جی ای صحبت نکردم داداش . بحثم در مورد نوع گویششون بود .

به ایوب:نمیخوام از بحث خارج شیم ولی در همین بازی تاج و تخت که مثال زدی تغییرات ناگهانی کمی منطق داستان رو زیر سوال برده

کجا غیرمنطقی میشد داداش :دی ... مثلا تا حالا برای خودتون پیش نیومده که مثلا یه روز دوست دارین یه چیزی رو بخرین ولی روز بعدش از خریدن اون منصرف بشین. مثلا شما یه روز دوست دارین بستنی بخرین . بستنی رو میخرین و میخورین و خیلی دوستش دارین ولی فردا میگین بستی واسه آدم مضره و یا اینکه میگین امروز دلم نمیخواد بخورمشون . شخصیت های این سریال و هابیت هم اینگونه هستش دیگه :دی همینکه بازی تاج و تخت به خاطر داشتن چنین شخصیت هایی کلی طرفدار واسه خودش جمع کرده.

ایوب:

من فیلمی رو که دیدم دارم در موردش صحبت میکنم. فیلم تو خونه بئورن مشکل داره. اینکه بگیم نصفش توی اکستندد هست میشه دلیل؟ فیلمی که توی سینما نمایش داده میشه ملاک هست. منتقدها اونو میبینن، داوران اسکار اونو میبینن. نسخه اکستندد ربطی به این نداره، توی فیلمی که نشون مردم میده باید همه چی منطقی باشه. اینکه میگید "من توی چهره اش اینو دیدم و نتیجه گرفتم نمیدونه" دلیل موجهی نیست.

من میدونم توی کتاب بولگ پسر آزوگ هست اما توی فیلم چی؟ کجای فیلم اینو گفته؟ بیننده ای که کتاب رو نخونده از کجا بدونه؟ اینهمه تغییر در داستان داده شده، اگه مثل کتاب بود آزوگ 7 کفن پوسونده بود!

یه چیز دیگه: آثار تالکین رو نمیتونی با بازی تاج و تخت مقایسه بکنی. توی کتاب بازی تاج و تخت همه شخصیتها خاکستری هستن و همه کاری ازشون برمیاد اما توی آثار تالکین اینجوری نیست. ما یه سری اشخاص ثابت داریم که یا خیر هستن یا شر. شخصیت خاکستری خیلی کم توش پیدا میشه. کسی هم که فیلمی از روی کتاب هابیت میسازه باید اینو قبول کنه نه اینکه بگه من تورینی که تالکین گفته میسازم اما اونو تبدیل میکنم به یه شخصیت غیر قابل پیشنینی چون ملت الان این چیزا رو بیشتر دوست دارن!

واقعا جمله "اون بهت علاقه پیدا کرده" رو مهربانانه میدونی؟!!! اون جملات از نظر من خلاصه اش اینه: "یه بار دیگه ببینم طرف پسر من میپلکی حسابت با منه!"

عجب حالت مهربانانه ای!

اون اینو میگه منظورش اینه تویی که از نژاد پایین تری پسرم چطور بهت علاقه پیدا کرده

اینو تائوریل در دیالوگ بعدی میگه

تائوریل: فکر نميکنم تو به پسرت اجازه ميدي که دل در گروي يه الف "سيلوان" ساده بذاره

تراندویل:نه، درست ميگي ،چنين کاري نميکنم

واو واو واو آقا مهدی یکم آرومتر . دلیل عصبانیتون رو من درک نمیکنم خدائیش

من فیلمی رو که دیدم دارم در موردش صحبت میکنم. فیلم تو خونه بئورن مشکل داره. اینکه بگیم نصفش توی اکستندد هست میشه دلیل؟ فیلمی که توی سینما نمایش داده میشه ملاک هست. منتقدها اونو میبینن، داوران اسکار اونو میبینن. نسخه اکستندد ربطی به این نداره، توی فیلمی که نشون مردم میده باید همه چی منطقی باشه. اینکه میگید "من توی چهره اش اینو دیدم و نتیجه گرفتم نمیدونه" دلیل موجهی نیست.

شما تو حرف اولتون میگین که تورین بی چون و چرا دلیل سفرشون رو به بئورن میگه در حالی که اصلا اونطور که من میبینم نیست . چونکه بئورن خودش این جمله رو میگه :

" باید قبل از آخرین روزهای پائیز به اون کوهستان برسین . " و کاملا معلومه که هدفشون رو گندالف گفته به بئورن.

من میدونم توی کتاب بولگ پسر آزوگ هست اما توی فیلم چی؟ کجای فیلم اینو گفته؟ بیننده ای که کتاب رو نخونده از کجا بدونه؟ اینهمه تغییر در داستان داده شده، اگه مثل کتاب بود آزوگ 7 کفن پوسونده بود!

شما تو حرف اولتون میگین که ملاک مخاطبان و منتقدان هستش نه طرفداران ولی اینجا میگین که پدر و پسر رو درست معرفی نمیکنه . خب اگه نظرتون این باشه پس واسه منتقدا و مخاطبان هم فرقی نمیکنه که این دو پدر و پسر باشن یا نباشن.

یه چیز دیگه: آثار تالکین رو نمیتونی با بازی تاج و تخت مقایسه بکنی. توی کتاب بازی تاج و تخت همه شخصیتها خاکستری هستن و همه کاری ازشون برمیاد اما توی آثار تالکین اینجوری نیست. ما یه سری اشخاص ثابت داریم که یا خیر هستن یا شر. شخصیت خاکستری خیلی کم توش پیدا میشه. کسی هم که فیلمی از روی کتاب هابیت میسازه باید اینو قبول کنه نه اینکه بگه من تورینی که تالکین گفته میسازم اما اونو تبدیل میکنم به یه شخصیت غیر قابل پیشنینی چون ملت الان این چیزا رو بیشتر دوست دارن!

شخصیت تورین هم تو رمانش کاملا غیر قابل پیش بینی هستش. وقتی که تو رمان تورین بقیه ی بیلبو رو میگیره و از فرط عصبانیت رو سرش داد میزنه و حتی تو رمانش میخواد حتی شرکاش رو هم بکشتن بده کاملا معلومه که شخصیتی غیر قابل پیش بینی رو داره. در ضمن من آثار تالکین رو با آثار مارتین به هیچ عنوان مقایسه نکردم.

واقعا جمله "اون بهت علاقه پیدا کرده" رو مهربانانه میدونی؟!!! اون جملات از نظر من خلاصه اش اینه: "یه بار دیگه ببینم طرف پسر من میپلکی حسابت با منه!"

این جمله رو که وقتی که تراندویل داره میزنه و شما دارین انکارش میکنین . دیگه من باید چی بگم آخه .

فکر میکنم دلیل ناراحتی بچه ها این باشه که من گفتم شخصیت پردازی هابیت بهتر از ارباب حلقه ها هستش باشه . بخدا من قصد ناراحت کردن دوستان رو نداشتم .

عجب حالت مهربانانه ای!

اون اینو میگه منظورش اینه تویی که از نژاد پایین تری پسرم چطور بهت علاقه پیدا کرده

اینو تائوریل در دیالوگ بعدی میگه

تائوریل: فکر نميکنم تو به پسرت اجازه ميدي که دل در گروي يه الف "سيلوان" ساده بذاره

تراندویل:نه، درست ميگي ،چنين کاري نميکنم

تراندویل هم یک بخشش مهربان خواهد بود همونطور که تو خوده رمانش شخصیت بسیار مهربانی را داشت . البته من منظورم اونجایی هست که یه لبخند میزنه و از اونجا معلوم میشه که بخشی از وجودش نشون میده که خوش قلبی هم توش هست.

من عصبانیتی ندیدم ایوب

ببین وقتی تماشاگر وارد سینما میشه باید فرض بگیریم که هیچ کدوم داستان رو نخوندن و باید براشون همه چیو بازتعریف کنیم

در مورد بئورن یک جا میخواد گروه رو تکه پاره کنه و شب یهو بدون مقدمه میاد و صبح هم مشاور میشه و تازه از تاریکی میگه

من نمیدونم چطور در قسمت دوم همه پیشگو شدن؟

این به نظرم بر میگرده به تفاوت روایت پیترجکسون با کتاب

کاملا مشخصه که تراندویل اون جمله رو از باب تحقیر میگه مثلا اگه به جای تائوریل ،آرون وجود داشت این طور صحبت نمیکرد

همین نیش و تحقیر تراندویله که باعث میشه مخاطب با تائوریل همذات پنداری کنه

والا ایوب اون لبخندی که شما میگی بیشتر به نظرم پوزخنده و اثری از خوش قلبی توش نیست

شاید این ذهنیت شما از مهربانی و خوش قلبی در مورد داستان باشه که به فیلم هم سرایت کرده .وگرنه من اثری از خوش قلبی و مهربانی در تراندویل نمیبینم با توجه به ادبیات گفتاری

اصلا مسئله ناراحت کردن نیست..اینجا همه طرفدار تالکین و جکسون هستند

در مور بیلبو و اسماگ نظراتمون یکیه ولی در مورد بقیه اختلاف نظر داریم

دوطرف هم دلایلشون رو ارائه میدن این که دیگه رنجش نداره اتفاقا بحث خیلی خوب و پخته و در مسیر خودشه

من فکر میکنم جناب مهدی از حرفهام بد برداشت کرده باشن R-FAARAZON جان ... چونکه جوری حرف زدن که انگار واقعا ناراحت شدن ... والا من هم قبول دارم که ارباب خیلی خیلی سرتر از هابیت هستش ولی فقط نظرم این بود که تو شخصیت پردازی ها هابیت بسیار موفق بوده تا ارباب حلقه ها ... این رو هم منتقدا هم گفته ان ... مثلا حتما شنیدی که " داستان بسیار منسجم ارباب حلقه ها چنان قوی است که زمانی برای درخشش بازیگرها نمیدهد ". ولی حتما برای هابیت این رو هم شنیده ای که " بازی بازیگران بسیار عالی بوده است خصوصا بازی مارتین فریمن و ریچارد آرمیتاژ کهی که قهرمان ساده را به نمایش نگذاشته اند یا مثلا گفته اند صدای بندیکت کامبریج واقعا فوق العاده هست " نقدهای منتقدان هم گویای این است . درست شاید بعضی ها با خانه ی بئورن مشکل داشته باشند ولی اولش گندالف میگه اون یا کمکمون میکنه یا ما رو میکشه ... که وقتی که بئورن میفهمه اورک ها میخوان اونارو بکشن و دلیل تنفر بسیار شدیدش از اورک ها که حتی خیلی بیشتر از دورف ها ازشون متنفره بهشون کمک میکنه و اونارو نمیکشه ...

مهدی معمولا جدی هست ولی اثری از عصبانیت در کلامش ندیدم .نمیشه که پشت هر کلاممون دی بزاریم که

تو دلایلی که میگی خیلی هاشون منطقیه و احساسی نیست پس از منتقدین دیگه نگو .چون خودت دیگه یه پا منتقدی و احتیاجی به ارجاع به اونا نداری

البته در مورد تورین و بیلبو انصافا شخصیت هردو در کتاب درخشانه و برگردان پیترجکسون هم عالی بوده

در مورد بندیکت کامبربچ بخش اسماگشو کاملا موافقم که عالی بوده ولی در مورد نکرومانسر راستش در اون حد نبود

نه دشمنی با ارک ها دلیل نمیشه که از حالت بی طرف یهو تبدیل به متحد و پیشگو بشه

خب ما نباید زیاد اینقدر گیر بدیم که چرا بئورن اول میخواست اونارو بکشه ولی بعد به اونا کمک کرد ؟!! بئورن تو حالت خرسی اش موجود خطرناکیه ولی تو حالت انسانیش منطقی هستش . و نباید بگیم که چرا پیشگو در اومد چونکه برای مخاطب عادی فرقی نداره که چی باشه !! :دی

اینجور اشکالات تو فیلم ارباب حلقه ها هم بود مثلا اونجایی گالوم نون فرودو و سم رو ریخت و گردن سم انداخت و سم هم بی هیچ دلیلی از اونها جدا میشه . اینجا هم خدائیش اصلا منطقی نیست . پس بنظرم نباید زیاد به هابیت سخت گرفت . تو فیلم هم بئورن دلایلشو میگه که چرا اینقدر از اورک ها متنفره و هم اینکه منطقیه که به اونها کمک میکنه و نیازی به بیشتر منطقی نشون دادن نیست .

چرا فرقی نداره؟

اسماگ و بئورن و همه از تاریکی میگن در صورتی که سارومان خردمند از این تاریکی خبر نداره!

در مورد بئورن اتفاقا در حالت خرسیش کارایی رو در نبرد پنج سپاه انجام میده که درک میکنیم حتی در حالت خرسی هم قدرت تمایز داره

ببین اونجا سم میگه فرودو بهتره حلقه رو بده من حمل کنم و فرودو هم با توجه به ماجرای نان و این خواسته سم و القا اسمیگل بهش سوظن داره و میگه که باید برگردی

این اجبار فرودوه و حتی سم گریه میکنه و وقتی پایین میفته و نونارو میبینه برمیگرده به کمک فرودو

خب دوست عزیز همین مقدمه چینی در سینماست که باعث تفاوت بین تیپ و شخصیت میشه

در مورد بئورن الان خودم به اشتباه کوچیکم پی بردم :دی چونکه فکر میکردم بئورن تو حالت خرسیش یه موجود نفهمه ولی در اصل اینطور نیست اون تو فیلم به این دلیل دورف ها رو دنبال میکنه که بشدت از دورف ها بدش میاد و تو حال حیوانیش کاملا میفهمه که داره چیکار میکنه ولی وقتی که حالت انسانی پیدا میکنه به علت اینکه اورک ها در سرزمین زیاد شده ان حاضر میشه به دورف ها کمک کنه ، که بعدا میبینیم که بئورن تو حالت خرسیش گندالف و دورف ها رو تا جنگل میرکوود همراهی کرده بود. من اولش فکر میکردم که بئورن تو حالت خرسی اش هیچی نمیفهمه و فقط یک حیوون وحشیه.

در مورد سارومان هم بگم که اگه به قسمت اولش نگاه بندازیم پیتر جکسون سارومان رو یکجورایی فردی بی خیال معرفی میکنه (البته لرد الروند هم یکجورایی با سارومان هم عقیده بود) . فکر کنم شاید به همین خاطر باشه که بقیه ی افراد از حضور تاریکی آگاه شدن ولی سارومان هنوز نشده ، همچنین لرد الروند:دی البته اتفاقات برهوت اسماگ یک سال بعد از یک سفرغیرمنتظره میوفته و امکان داره که خردمندان تازه الان متوجه ی حضور تاریکی شده باشند. شاید هم سارومان تو همون قسمت هم آدم پلیدی شده باشه و تسلیم سائورون شده باشه و میخواد یکجورایی بر کارهایی که سائورون داره انجام میده سرپوش بزاره و گندالف رو منحرف کنه !!

در مورد شخصیت پردازی و اینا من هنوزم سر حرفم هستم :دی

(واقعیتش هم الان واقعا سردرد گرفتم :دی)

درسته که سارومان اتفاقی بوسیله پلانتیر توسط سائورون اغوا میشه ولی سارومان خردمند که رییس شورای سپید و ایستاری ها هست دیگه اینقدر حواس پرت نیست

لرد الروند هم شک داشت ولی به نظر میاد با دیدن تیغ مورگول قانع شد ولی سارومان نه

اتفاقا این بحث رو که میکنی من در پستهای قبلی همین تاپیک گفتم https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=1706&view=findpost&p=43364

به نظرم سارومان در هابیت هنوز شخصیتی مثبته ولی چیزی که من دیدم دقیقا همون سارومان لوتر بود

غیر از احوالپرسی حتی رفتارش با گندالف هم مثل لوتر بود

درسته که سارومان اتفاقی بوسیله پلانتیر توسط سائورون اغوا میشه ولی سارومان خردمند که رییس شورای سپید و ایستاری ها هست دیگه اینقدر حواس پرت نیست

لرد الروند هم شک داشت ولی به نظر میاد با دیدن تیغ مورگول قانع شد ولی سارومان نه

اتفاقا این بحث رو که میکنی من در پستهای قبلی همین تاپیک گفتم https://arda.ir/forum...indpost&p=43364

به نظرم سارومان در هابیت هنوز شخصیتی مثبته ولی چیزی که من دیدم دقیقا همون سارومان لوتر بود

غیر از احوالپرسی حتی رفتارش با گندالف هم مثل لوتر بود

بنظر من سارومان هابیت مثل سارومان ارباب حلقه ها بود. مثل گفته ی خودت مغروره و حرفهای راداگاست و گندالف رو قبول نداره. بیشتر شبیه یه آدم سمج میومد که هر طور شده میخواد حرف خودشو ثابت کنه .

میخوام بدونم چون در هابیت قضایای نکرومانسر رو تقریبا سریع ازش گذشته،بالاخره سارومان در هابیت مثبته یا منفی؟

منم دقیقا همین سوال برام پیش اومده ؟! ولی حدس میزنم که سارومان هابیت هم پلیده و نیت بدی تو وجودش داره و یکجورایی آگاهه و فقط میخواد سرپوش بزاره . و با توجه به اینکه رئیس شورای سفید هست میخواد این قضیه ی نکرومانسر رو سریع تموم بکنه . البته این فقط یک حدسه و پیتر باید تو قسمت سوم به این سوال پاسخ بده .

بله موافقم به نظرم صحبت های سارومان مبنی بر خل و چل بودن راداگاست بیشتر بهانه و لجبازی بود

این ماهیت سارومان میتونه بحث خوبی باشه

تو شورای سفید سارومان به گندالف می گه که : " اما مسئله ی این گروه دورف ها خیلی منو آزار میده "

اگه تو قسمت دومش یادمون باشه سائورون ارتشش رو داره به اره بور میفرسته و واسه جنگ پنج سپاه داره آمادشون میکنه . فکر کنم سارومان نمیخواد تورین به اره بور بره ... چونکه از قرار معلوم سائورون میخواد اره بور رو تصرف کنه و همچنین اسماگ رو هم به طرف خودش بیاره ... به خاطر همین فکر کنم سارومان سعی داره گندالف و تورین رو از این سفرشون منصرف کنه. چونکه اگه تورین بره تو اره بور و گوهر آرکن رو بدست بیاره میتونه ارتش دورف ها رو هدایت کنه .

اینا حدس هایی بود که من دارم امیدوارم که حدس هام درست از آب در بیاد :دی و امیدوارم که جکسون فیلم خودش رو با یه اشتباه بزرگ تمومش نکنه .

اینا فرضیه هاست البته بر مبنای فیلم

اون قسمتی که شما گفتی به نظرم سارومان خواست برای گندالف رییس بازی کنه

چون رییس ایستاری هاست دلش نمیخواست گندالف پنهونی و بدون اجازه اش کاری انجام بده

دوستان به نظر شما یکم غیر طبیعی نیست که سوتی هایی که توی فیلم هستش رو کسی از عوامل و حتی خود بازیگر متوجه نشده باشه؟! مثلا همین شمشیر گاندلف در دولگولدور

دوستان به نظر شما یکم غیر طبیعی نیست که سوتی هایی که توی فیلم هستش رو کسی از عوامل و حتی خود بازیگر متوجه نشده باشه؟! مثلا همین شمشیر گاندلف در دولگولدور

دوستان به نظر شما یکم غیر طبیعی نیست که سوتی هایی که توی فیلم هستش رو کسی از عوامل و حتی خود بازیگر متوجه نشده باشه؟! مثلا همین شمشیر گاندلف در دولگولدور

دوستان به نظر شما یکم غیر طبیعی نیست که سوتی هایی که توی فیلم هستش رو کسی از عوامل و حتی خود بازیگر متوجه نشده باشه؟! مثلا همین شمشیر گاندلف در دولگولدور

منظورتون دقیقا کدوم بخشش هست؟ میشه بیشتر توضیح بدین؟

واو! از دیشب تا حالا چثدر بحث شده اینجا!

به ایوب:

نمیدونم چرا احساس کردی من عصبانی یا ناراحت هستم در صورتی که اصلا اینجوری نیست. من توی بحثهای جدی، جدی صحبت میکنم و توی نمایه ها با شوخی. اینکه جدی پست میدم دلیل نمیشه عصبانی یا ناراحت باشم. در ثانی صحبتهای شما چیزی نداشت که بخواد منو ناراحت بکنه. یه چیزی رو هم بگم، من طرفدار کتابم و فیلم ارباب حلقه ها یا هابیت اصلا در قله علایق من قرار ندارن که اگه کسی ازشون بد بگه ناراحت بشم. خودم خیلی اشکالات به لوتر میگیرم و توی تاپیکهای مربوط به اون درباره اش صحبت کردم. اینجا هم اصلا هابیت رو با لوتر مقایسه نمیکنم. برای من هابیت یه چیز کاملا متفاوت و غیر قابل مقایسه با لوتره و اتفاقا یکی از انتقادات من به هابیت(مخصوصا قسمت دوم) اینه که چرا انقدر شبیه لوتر ساخته شده.

گندالف بدون اجازه تورین هیچ چیزی به الروند که در شورای سفید هست و از جیک و پوک همه چی خبر داره و گندالف هم 100% بهش اعتماد داره نمیگه. اونوقت میاد همون اطلاعات رو (+اطلاعاتی که الروند بهش اضافه کرده) بدون مشورت با تورین به بئورن میگه؟ اگه اینجوری باشه شخصیت پردازی گندالف هم خراب میشه!

در مورد بولگ و آزوگ ما دو نوع مخاطب داریم بیاید این قضیه رو برای هر دو بررسی کنیم:

مخاطب عام: هیچی از بولگ و آزوگ نمیدونه و این مشکل براش پیش میاد که الان کدوم مقام بالاتر دارن. چون یه جا بولگ آزوگ رو تهدید میکنه و یه جا ازش دستور میگیره

طرفدارا: میدونن توی کتاب بولگ پسر آزوگ هست اما توی فیلم صحبتی ازش نمیشه. بعد یهو بولگ با وارگش میاد تو صورت آزوگ و اونو میخواد بترسونه. قیافه این طرفدارا موقع دیدن این صحنه اینجوری میشه: =))

در مورد جمله تراندویل هم من هرچی نگاه میکنم غیر از تحقیر و تهدید نمیبینم. اشک تائوریل تو اون صحنه داره در میاد اونوقت شما برداشت مهربانانه ازش میکنید؟

بنظر من سارومان هابیت مثل سارومان ارباب حلقه ها بود. مثل گفته ی خودت مغروره و حرفهای راداگاست و گندالف رو قبول نداره. بیشتر شبیه یه آدم سمج میومد که هر طور شده میخواد حرف خودشو ثابت کنه .

منم دقیقا همین سوال برام پیش اومده ؟! ولی حدس میزنم که سارومان هابیت هم پلیده و نیت بدی تو وجودش داره و یکجورایی آگاهه و فقط میخواد سرپوش بزاره . و با توجه به اینکه رئیس شورای سفید هست میخواد این قضیه ی نکرومانسر رو سریع تموم بکنه . البته این فقط یک حدسه و پیتر باید تو قسمت سوم به این سوال پاسخ بده .

تو سیلماریلیون میگه که سارومان از همون اولین مرتبه تشکیل شورایسفید همه چیو میدونه حتی اینکه حلقه کجاس و اینکه با قیا م سایرون دو باره قد علم میکنه و پید ا میشه واسه همین شورا رو از حمله به دول

گالدور منصرف میکنه تا حلقه پیدا شه و با کمک جاسوساش پیداش کنه.

بنظر منکه خیلی قشنگه فقط تهش زیاد جالب نبود حالگیری بود

در ضمن درمورد اسماگ هم اژدها بی دست اصن مگه وجود داره خیلی خنده داره بدون دست و ضایه واقعا واسه کارگردان متاسفم با این اژدها ساختنش =)) :((

تو سیلماریلیون میگه که سارومان از همون اولین مرتبه تشکیل شورایسفید همه چیو میدونه حتی اینکه حلقه کجاس و اینکه با قیا م سایرون دو باره قد علم میکنه و پید ا میشه واسه همین شورا رو از حمله به دول

گالدور منصرف میکنه تا حلقه پیدا شه و با کمک جاسوساش پیداش کنه.

سلام

دقیقا اینا کجای سیلم نقل شدن؟

ممنون

چن تا سوال دارم که هم به فیلم ربط دارن و هم به کتاب:

(شرمنده از این سوال الآن شک میکنین که من طرفدار تالکین هستم یانه؟:دی)

1-ثراندویل از کدوم الفهاست؟ من همه ش فکر میکردم که سیلوانه. چجوری شده شاه الفهای جنگلی؟

2-راجع به پوست اندازها کجا میتونم بیشتر بخونم؟ واقعا در گذشته تعدادشون زیاد بوده یا اینم یه تحریفی توی فیلمه؟

3-تائوریه ل میگه که الفهای سیلوان عاشق ستارگان هستن؟ واقعا همینطوره؟ من فکر میکردم که الدار بیشتر به آسمان عشق میورزن و الفهایی که آمان رو ندیدن بیشتر به خود طبیعت زمینی روی میارن مثل دانش گیاهان و پرندگان و سایر جانداران.

4-منظور کیلی از ماه سرخ چیه؟ خود ماه رو به رنگ سرخ دیده یا یه چیز دیگه ست؟ مثلا یه اعتقاد دورفیه؟

5-راجع به زیرنویس:بعضی از صحبتهای بیلبو ترجمه نشدن.قبل اینکه بیلبو با اسماوگ روبرو بشه، حرف میزنه اما ترجمه نشدن.

ممنون

بله موافقم به نظرم صحبت های سارومان مبنی بر خل و چل بودن راداگاست بیشتر بهانه و لجبازی بود

این ماهیت سارومان میتونه بحث خوبی باشه

سارومان توهابیت دنبال اینه که قدرت سایرون به طورموقت افزایش پیدا کنه تاحلقه خودشو نشون بده وگرنه خودشم میدونه که سایرون بازگشته واین طورنیس که حالیش نباشه

منظورتون دقیقا کدوم بخشش هست؟ میشه بیشتر توضیح بدین؟

منظورش اینه که وقتی ازوگ گاندالفو پرت میکنه شمشیرشم پرت میشه اماوقتی ازعصاش استفاده میکنه شمشیرش توغلافه واین امکان نداره ویه سوتیه

سلام بحث جالبی بود. درباره دست اسماگ فکر کنم یه سوتی بزرگ پیتر جکسون داده.

اول قسمت یک هابیت اونجا که اسماگ حمله میگه تنها کوه اگر دقت کنید اسماگ دست داره و رنگش تقریبا سرخه. چرا یه دفعه تغییرش داده؟!

البته این نظر منه شاید اشتباه کرده باشم. خوشحال میشم نظر دوستان رو بدونم.

سلام بحث جالبی بود. درباره دست اسماگ فکر کنم یه سوتی بزرگ پیتر جکسون داده.

اول قسمت یک هابیت اونجا که اسماگ حمله میگه تنها کوه اگر دقت کنید اسماگ دست داره و رنگش تقریبا سرخه. چرا یه دفعه تغییرش داده؟!

البته این نظر منه شاید اشتباه کرده باشم. خوشحال میشم نظر دوستان رو بدونم.

من همین الان لحظه ورود اسماگ به اره بور رو دیدم (هابیت یک) درسته اونجا دست داره ولی اگه توجه کنید دقیقا مثل اسماگ توی هابیت برهوت اسماگه.یعنی دستش متصل به بال هاشه !

ولی اسماگ تو سفر غیر منتظره زیاد نشون داده نمیشه بجز صحنه ی که تقریبا در اخر فیلم هست که اون پرنده داره نک میزنه ورنگش هم چنان تغیری نکرده که یه گاف محسوب بشه.

آخه بابا اژدهایی که آتش داره دیگه دست نداره که ! اگر دست داشت خودشو تعمیر میکرد دیگه :دی همونجایی که سپر نداره رو میگم !

فکر کنید اگر دست داشت دورف ها رو یا بیلبو رو با دستش میگرفت و میاور بغل دهنش و بعد فوت میکرد و اون تبدیل به خاکستر میشد !

چن تا سوال دارم که هم به فیلم ربط دارن و هم به کتاب:

(شرمنده از این سوال الآن شک میکنین که من طرفدار تالکین هستم یانه؟:دی)

1-ثراندویل از کدوم الفهاست؟ من همه ش فکر میکردم که سیلوانه. چجوری شده شاه الفهای جنگلی؟

2-راجع به پوست اندازها کجا میتونم بیشتر بخونم؟ واقعا در گذشته تعدادشون زیاد بوده یا اینم یه تحریفی توی فیلمه؟

3-تائوریه ل میگه که الفهای سیلوان عاشق ستارگان هستن؟ واقعا همینطوره؟ من فکر میکردم که الدار بیشتر به آسمان عشق میورزن و الفهایی که آمان رو ندیدن بیشتر به خود طبیعت زمینی روی میارن مثل دانش گیاهان و پرندگان و سایر جانداران.

4-منظور کیلی از ماه سرخ چیه؟ خود ماه رو به رنگ سرخ دیده یا یه چیز دیگه ست؟ مثلا یه اعتقاد دورفیه؟

5-راجع به زیرنویس:بعضی از صحبتهای بیلبو ترجمه نشدن.قبل اینکه بیلبو با اسماوگ روبرو بشه، حرف میزنه اما ترجمه نشدن.

ممنون

1- تراندویل از الفهای سیندار هست. در مورد اینکه چطور الفهای سیندار شدن شاه الفهای سیلوان به ضمیمه ب داستانهای ناتمام(امیران سینداری الفهای جنگلی) رجوع کنید

2- اطلاعات زیادی نیست. همون چیزهایی که توی لوتر و هابیت اومده. در گذشته بیشتر بودن اما ما فقط بئورن و پسرش(گریم بئورن) رو میشناسیم

3- همه الفها ستارگان رو دوست دارن. الفهایی که به آمان رفتن نور دو درخت، سیلماریلها و چراغهای نولدور رو هم دیدن اما الفهای سیلوان فقط ستارگان و ماه و خورشید رو دیدن.

4- نمیدونم. اگه کسی چیزی میدونه به منم بگه.

5- کدوم قسمت؟ زمانش رو توی پیغام خصوصی بهم بدید تا توی نسخه بلو-ری تصحیح کنیم.

آخه بابا اژدهایی که آتش داره دیگه دست نداره که ! اگر دست داشت خودشو تعمیر میکرد دیگه :دی همونجایی که سپر نداره رو میگم !

فکر کنید اگر دست داشت دورف ها رو یا بیلبو رو با دستش میگرفت و میاور بغل دهنش و بعد فوت میکرد و اون تبدیل به خاکستر میشد !

اگه اژد ها دست داشت ... این شکلی میشد :دی

شبیه یه مارمولک که بال داره |:

پیتر قبلا خودش خواسته بود که اسماگ رو با دست نشون بده اصلا قصدش اول این بود که اژدها رو با دست نشون بده اگه نسخه ی سینمایی یک سفر غیرمنتظره رو ببینیم هست ولی انگار بعدا خودشم فهمیده که اگه اژده ها رو با دست نشون بده اون ابهت لازم رو نشون نمیده و یا شایدم شبیه مارمولک بشه بنابراین دستاشو به بال ها چسبوند ...

آخه اژدها بدون دست میشه مار بالدار! انگار یه چیزیش کمه!

آخه اژدها بدون دست میشه مار بالدار! انگار یه چیزیش کمه!

کجاش شبیه مارمولکه؟ !

مشکل اینجاست که پیتر اسماگ رو تو نور روز در آسمان نشان نداده ! اگر اینکارو بکنه به عظمت اسماگ پی میبرید =))

من مشکلم با فیلم هابیت همینه!

پیتر داره به جای همه و خصوصا خود تالکین تشخیص می ده!

تشخیص می ده اسماگ دست نداشته باشه!

تشخیص می ده یه الف بانو عاشق یه دورف بشه!

تشخیص می ده سائورون جسم فیزیکی نداشته باشه!

تشخیص می ده آزوگ برای سائورون شاخ بازی در بیاره!

تشخیص می ده چهارتا از دورف ها اصلا به اره بور نرن!

...

خفه شدیم از این همه تشخیص نابجا!

کجاش شبیه مارمولکه؟ !

مشکل اینجاست که پیتر اسماگ رو تو نور روز در آسمان نشان نداده ! اگر اینکارو بکنه به عظمت اسماگ پی میبرید =))

من مگه حرفی از مارمولک زدم؟ :((

آخه اژدها بدون دست میشه مار بالدار! انگار یه چیزیش کمه!

خب ماره که خیلی خوف تر از مارمولکه که !!!!! :دی

خب ماره که خیلی خوف تر از مارمولکه که !!!!! :دی

آره خوفناکتره! اما من یکی ک اژدها های توی ذهنم همیشه دست داشتن. البته دستهاشون خیلی کوچیک بوده. دستای این عکسه خیلی بزرگه. شده دایناسور!

یه دلیل دیگشم همونیه ک حمید آقا گفتن.

من مگه حرفی از مارمولک زدم؟ =))

فرقی نمیکنه ! هردوتا توهین به اسماگه !

یه سازمان تشکیل بدیم بنام : سازمان حمایت از اسماگ :دی

اسماگ اثر تالکین:

http://static3.wikia.../4/42/Smaug.jpg

اسماگ اثر جان هو:

https://arda.ir/wp...-7721/Smaug.jpg

اسماگ اثر تد نسمیت:

http://tolkienilu.ch...aug_nasmith.jpg

http://tednasmith.my...e_Destroyer.jpg

http://tednasmith.my..._with_Smaug.jpg

اسماگ اثر Einen:

http://static1.wikia...ug_by_Einen.png

اسماگی که نمیدونم اثر کیه(از حمید بپرسید):

http://static2.wikia.../e/e0/SMAUG.jpg

و جالبتر از همه اسماگ در نقشه استفاده شده برای فیلم هابیت!

http://fc09.devianta...ron-d5kbcbs.jpg

توی همین نقشه که وتا برای فیلم بازسازی کرده دوجا اژدها وجود داره که هر دو هم دست دارن.

اسماگ روی پیراهن دست اندرکاران فیلم در زمان فیلمبرداری هابیت!

post-1032-0-04715400-1389116562_thumb.jp

اسماگهای طلایی!

http://annarepp.com/images/Smaug.jpg

http://cdn.designrsh...-designs-01.jpg

و این یکی که خیلی دوستش دارم!

post-1032-0-25863200-1389116569_thumb.jp

بنظرم کلا دنیای کتاب با دنیای فیلم فرق میکنه و نباید همه چیز شبیه کتاب باشه ! خب پیتر که اهل نسخه های متفاوت هست ! دو نسخه از فیلم میداد بیرون ! با دست و بی دست :دی

اسماگی که نمیدونم اثر کیه(از حمید بپرسید):

http://static2.wikia.../e/e0/SMAUG.jpg

این یه Fan art هستش تو همون سایت lotr.wikia.com

فکرکنم دوستان در مورد پیترجکسون دارن مقداری از جاده انصاف خارج میشن

نمیشه بخاطر چند ایراد کل زحمات پیترجکسون رو زیر سوال ببریم

روایت سینمایی با نمایشنامه و تئاتر فرق داره لزومی داره تک تک جزییات از کتاب تقلید بشه

نمونه اش همین دست اسماگ که پیترجکسون درست تشخیص داده یا زنده موندن آزوگ

اون روایتی که مدنظر دوستانه قسمت اول هابیته یعنی یک داستان شوخ و شنگ که در اون گابلین کبیر ده دقیقه آواز بخونه

یادمون رفته رکن اصلی ارباب حلقه ها و هابیت پیترجکسونه

وگرنه یانوش کامینسکی میتونه جای اندرو لزنی رو بگیره

هانس زیمر جای هاوارد شور رو

و استیو زیلیان و دیوید بنیوف جای فیلیپا بوینز و فرن والش رو

ولی کسی نمیتونه اون نبوغ پیترجکسون رو در لوتر و حتی در هابیت داشته باشه

بخصوص قسمت دوم که تا حدودی نقاط ضعف قسمت اول رو پوشش داده و نکات مثبت رو هم تکرار کرده

این نبوغ پیترجکسون که باعث شده ارباب حلقه ها با نارنیا و هری پاتر فرق داشته باشه

دوستان باید بدونن که خیلی از جاهای داستان خلاصه است و برای برگردان سینمایی احتیاج به بسط داره نمونه اش اسماگ

نمیشه که با اولین تیر از آسمون به زمین بیاد و یا حضور لگولاس و تائوریل که یکی از بهترین کاراکترهای برهوت اسماگ هست

در مورد تائوریل و کیلی این عشق تفات چندانی با مثلا حکایت برن و لوتین نداره هرچی باشه از ماجرای الوتینگول و ملیان که عجیب غریب تر نیست!(الف+مایا)

خیلی خوشحال میشم دوستانی که ارباب حلقه ها یا هابیت رو اقتباس موفقی نمیدونن یک فانتزی که هم فیلم قابل اعتنایی باشه و هم اقتباس درخشانی رو معرفی کنند

اسماگ اثر تالکین:

http://static3.wikia.../4/42/Smaug.jpg

اسماگ اثر جان هو:

https://arda.ir/wp...-7721/Smaug.jpg

اسماگ اثر تد نسمیت:

http://tolkienilu.ch...aug_nasmith.jpg

http://tednasmith.my...e_Destroyer.jpg

http://tednasmith.my..._with_Smaug.jpg

اسماگ اثر Einen:

http://static1.wikia...ug_by_Einen.png

اسماگی که نمیدونم اثر کیه(از حمید بپرسید):

http://static2.wikia.../e/e0/SMAUG.jpg

و جالبتر از همه اسماگ در نقشه استفاده شده برای فیلم هابیت!

http://fc09.devianta...ron-d5kbcbs.jpg

توی همین نقشه که وتا برای فیلم بازسازی کرده دوجا اژدها وجود داره که هر دو هم دست دارن.

اسماگ روی پیراهن دست اندرکاران فیلم در زمان فیلمبرداری هابیت!

post-1032-0-04715400-1389116562_thumb.jp

اسماگهای طلایی!

http://annarepp.com/images/Smaug.jpg

http://cdn.designrsh...-designs-01.jpg

و این یکی که خیلی دوستش دارم!

post-1032-0-25863200-1389116569_thumb.jp

اینا که چیزی نیستند توی فیلم اول هم اسماگ دست داشت

اونجا که از دروازه میاد تو

!!!!

من نمی دونم چرا یه دفعه تصمیم گرفتن بدون دست طراحیش کنند

؟؟؟

اما اگه نظر منو بپرسید من میگم که سلیقه ای بوده

!!!

فارازون:

خب من قسمت اول هابیت رو بیشتر دوست دارم.

الان همین یه مشکله. چرا قسمت اول یه سه گانه باید اونقدر شوخ و شنگ باشه اما قسمت دوم انقدر تاریک؟! مگه این یه سه گانه نیست؟ چرا باید انقدر تفاوت فاحش باشه؟

52:34 - دورف ها دارند بشکه سواری می کنند، یک اورک از بالای یک تنه ی درخت می خواد روی بالین بپره، تورین تبرش رو می اندازه سمت اورکه، اورک می میره و اسلحه اش میفته، و قبل از این که اسلحه ی اورک بیفته توی آب اون رو می گیره، اسلحه رو می اندزه عقب برای دوالین، دوالین رد می کنه برای دوری و دوری می اندازه برای فیلی، در همین لحظه یک اورک می خواد بپره روی کیلی که کیلی با اون اسلحه ساق پاش رو قلم می کنه -52:44

خب حالا سوال من اینه، تورین از کجا می دونست که فیلی کمتر از ده ثانیه ی دیگه به اون اسلحه نیاز داره؟ اصلا تورین می دونست، دوری و دوالین چرا اون اسلحه رو انداختند عقب در حالی که خودشون سلاحی نداشتند؟ چه منطقی پشت این صحنه ی فیلمه؟

کاش فقط همین صحنه بود، ولی متاسفانه جکسون صحنه های اکشن دو تا فیلم هابیت رو پر کرده از چنین اتفاقات بی منطقی، اون هم برای افزایش جذابیت فیلم، ولی در عوض ارزش منطقی و هنری فیلم زیر پا گذاشته شده. از این نظر در تقابله با ارباب حلقه ها، که صحنه های اکشن فیلم کندتر، ولی در عوض منطقی تر بود. توی ارباب حلقه ها چیزی که باعث زیبایی اکشن فیلم شده بود، توجه به جزئیات در کنار خلق صحنه هاتی باشکوه بود، که باعث می شد با ذره بین هم نشه اشتباهات فیلم رو پیدا کرد. توی هابیت جزئیات که رسماً نابود شده، "چند ثانیه همین سکانس بعد دوباره تورین تبرش رو داره، و بقیه ی دورف ها هم نفری یک تبر دیگه دارند و با اون تنه ی یک درخت رو که اورک ها روش هستند خرد می کنند و اون ها رو می اندازند توی رودخونه" از منطق هم خبری نیست.

از این نظر فکر می کنم هابیت بیشتر دنباله روی فیلم های دزدان دریایی کارائیبه که اکشنی سریع، پر هیجان، آمیخته به طنز ولی در نهایت بی معنا داره. من خودم از فیلم های دزدان دریایی کارائیب خوشم میاد ولی اگه هزار بار بخوام انتخاب کنم هر هزار بار لوتر رو به دزدان دریایی کرائیب ترجیح می دم. البته دزداند دریایی کارائیب توی گیشه اندازه لوتر فروش کرده، ولی تا ده پونزده سال دیگه از یاد همه میره، ولی تا پنجاه سال دیگه هم کسی بخواد از سینمای اون دوره فیلمی رو ببینه ارباب حلقه ها جز گزینه های اصلیش خواهد بود.

فارازون:

خب من قسمت اول هابیت رو بیشتر دوست دارم.

الان همین یه مشکله. چرا قسمت اول یه سه گانه باید اونقدر شوخ و شنگ باشه اما قسمت دوم انقدر تاریک؟! مگه این یه سه گانه نیست؟ چرا باید انقدر تفاوت فاحش باشه؟

چون این شوخ و شنگی در قسمت دوم زیاد خوب نبود و پیترجکسون روایت رو جدی تر کرده

فکر نکنم اون اواز خوندن گابلین کبیر یا دورف ها در ریوندل یا چنگ نوازی الف ها چندان بود یا نبودش در فیلم فرقی میکرد

در خود کتاب هم اول روایت طنزه ولی کم کم جدی میشه و در نبرد پنج سپاه تا حدودی غمگین میشه

دوستان چقد سخت برخورد میکنید؟!ما با یه دنیای فانتزی و خیالی روبه رو هستیم از این رو نباید انتظار داشته باشیم که تمام قواعدش مث واقعیت باشه.

در ضمن این یک اقتباسه،لزومی نداره دقیقا عین کتاب باشه،اگه بخوایم همه چیزو با معیار منطق بررسی کنیم خیلی ایراد میشه گرفت

4-منظور کیلی از ماه سرخ چیه؟ خود ماه رو به رنگ سرخ دیده یا یه چیز دیگه ست؟ مثلا یه اعتقاد دورفیه؟

مسعود جان فکرکنم منظور کیلی یک ستاره دنباله دار باشه

یکی از موارد دوست داشتنی کتاب هابیت همین فضای معصوم و به قولی شوخ و شنگه همین که خیلی توش از این آب زیر کاه بازیهای معمول داستان های این چنینی خبری نیست شخصیت ها خیلی ساده هستن و در عین حال کلی مفهوم بلند پشتش نهفته. حالا این که ما بخوایم به صرف وارد کردن یه سری جذابیت های سینمایی یا کسب منافع اقتصادی اون فضا رو به مسلخ ببریم برای من حداقل پذیرفته نیست.

ماهایی که اینجا جمع شدیم اکثریت قریب به اتفاقمون فیلم هابیت رو می بینیم در درجه اول به خاطر اینکه از روی کتاب نویسنده محبوبمون ساخته شده و وقتی این همه اختلاف فاحش که منجر به عوض شدن فضای کلی داستان می شه رو می بینیم حق بدین که یه کم تو ذوقمون بخوره

البته ما هم اونقدرا ازسینما سرمون می شه که بدونیم تو یه اقتباس سینمایی قرار نیست همه چی مو به مو عین کتاب باشه کما اینکه من با خیلی از تغییراتی که تو لوتر داده شد مشکلی ندارم مثل حذف فاصله زمانی تولد بیبو تا سفر فرودو یا حذف تام بامبادیل یا جایگزینی آرون به جای گلروفیندل اما وقتی این تغییرات در خلاف منطقی که تالکین بر دنیاش مسلط کرده اتفاق میفته من موضع دارم در مقابلش مثل اون صحنه شکست گندالف از ویچ کینگ یا ورود سپاه مرده ها به پله نور در مورد هابیت هم همینه و متاسفانه تعداد این گونه تغییرات به طرز فزاینده ای داره زیاد می شه.

پ.ن : عاشق ورزی یک الف بانو به یک دورف مثل اون یارو تو فیلم وودی آلنه که عاشق گوسفند ماده ـش شده بود!

خب کلا ما مقداری در بحث مصلحت سنجی میکنیم از نقاط قوت فیلمها نمیگیم و فقط به نقاط ضعف بعضا میپردازیم

هممون میدونیم که کتاب ارباب حلقه ها کتاب شاد و شوخ و شنگیه و اگه قرار بود پیترجکسون مو به مو براساس کتاب فیلم رو بسازه که این فیلم اینقدر حماسی نمیشد صحبت های زیادی در این باره هست که سعی کردم اونو در تاپیکی مستقل ارائه بدم

در مورد هابیت هم وقتی قراره از کتابی سیصد وچند صفحه ای یک سه گانه خلق بشه لازم هست که بعضی جاها بسط پیدا کنه یا بعضی جزییات تغییر کنه و صد البته ضعف هایی هم هست

ولی خیلی از مسائل سلیقه ایه

اسماگی که دستاش مثل انسان باشه میشه همون اژدهای قسمت سوم نارنیا که کمی مضحک بود.الان هم اسماگ دست داره ولی به باله اش وصله

نمیخوام بحث رو به لوتر بکشونم وقتی گندالف به همون دلیلی از ویچ کینگ شکست خورده بود که ملکور از تولکاس شکست خورد یعنی محدودیت کالبد و جسم

سپاه مردگان رو قبول دارم

من عشق کیلی و تائوریل رو از ماجرای بین الوتینگول و ملیان عجیب تر نمیبینم!

بنظر منکه بچه ها دارن خیلی سخت گیرانه گیر میدن و یادشون رفته که کی اولین بار دنیای تالکین رو بهشون شناسونده که حالا اومدیم داریم از فیلمش ایراد میگیریم.

هابیت یه فیلم اقتباسیه و یه فیلم اقتباسی برای اینکه خوب بشه نیازمنده که تحریف هایی رو از روی رمانش بکنه . درسته اشکالاتی هم داره همونطور که جناب مهدی گفته اند ولی به قول وودی آلن فیلمی که توش ایراد نداشته باشه اصلا فیلم حساب نمیشه و یا به قول یکی از دوستانم " اگه یه کارگردان بیاد بنا به سلیقه ی طرفداراش فیلم بسازه من اونو فقط یک کارگردان مهربان خواهم شناخت نه یه کارگردان کاربلد و شجاع "

دوست عزیزمون میگن که منطق تو فیلم هابیت نیست باید بگم که دوست عزیزم اگر دنبال منطق میگردین اصلا نباید فیلم فانتزی تماشا کنید . چونکه تمام چیزهایی تو فیلم های فانتزی میوفته همشون بی منطق هستش . تو ارباب حلقه ها هم از اینجور چیزها کم هم نبود مثلا تو قسمت دوم آراگورن به الف ها دستور میده که تیرهارو پرتاب کنند و اونوقت تیرها درست از پشت سرش عبور میکنن و حتی یه تیر هم بهش نمیخوره . و یا گیملی میتونه با دو یا 20 تا اورک با اون قدش مبارزه کنه یا اسب سواران روهان به طرف اورک ها یورش میبرن و هر چه اورک هست رو جلوی راهشون میزنن و... آیا اینها منطقی هستند ؟! خیر !!! ولی آیا این ها ایراد هم محسوب میشن ؟! اینهم خیر ، چونکه فیلمه فانتزیه و وقتی که پاش نشستی باید حتی بی منطقی ترین چیز رو هم باید باور کرد. این رسم سینمای فانتزیه .

بچه ها میگن چرا تاریک کرده ولی انگار یادشون رفته که رمان هابیت هم رفته رفته تاریک و تاریکتر میشه . باز صد رحمت پیتر جکسون تو این قسمت طنزش رو حتی بیشتر از قسمت قبلش کرده ولی بازهم بچه ها ناراضین ازش !!! همچنین این رو هم بگم که یکی از ایراداتی که به قسمت دوم هابیت گرفتن همین طنزش بوده ... شما یه نگاهی به نقد میثم کریمی بندازین ... ایرادی که از فیلم گرفته بود فقط طنزش بوده و به خاطر همین که طنز داشته 3 امتیاز ازش کم کرده ...

دوست عزیزمون میگن که منطق تو فیلم هابیت نیست باید بگم که دوست عزیزم اگر دنبال منطق میگردین اصلا نباید فیلم فانتزی تماشا کنید . چونکه تمام چیزهایی تو فیلم های فانتزی میوفته همشون بی منطق هستش . تو ارباب حلقه ها هم از اینجور چیزها کم هم نبود مثلا تو قسمت دوم آراگورن به الف ها دستور میده که تیرهارو پرتاب کنند و اونوقت تیرها درست از پشت سرش عبور میکنن و حتی یه تیر هم بهش نمیخوره . و یا گیملی میتونه با دو یا 20 تا اورک با اون قدش مبارزه کنه یا اسب سواران روهان به طرف اورک ها یورش میبرن و هر چه اورک هست رو جلوی راهشون میزنن و... آیا اینها منطقی هستند ؟! خیر !!! ولی آیا این ها ایراد هم محسوب میشن ؟! اینهم خیر ، چونکه فیلمه فانتزیه و وقتی که پاش نشستی باید حتی بی منطقی ترین چیز رو هم باید باور کرد. این رسم سینمای فانتزیه .

کی گفته دنیای فانتزی منطق نداره، اتفاقا دنیای فانتزی زمانی جالبه، که در دل اون قواعدی که نویسنده یا کارگردان خلق می کنه، منطق وجود داشته باشه. وگرنه اگه بخواد بی منطقی محض توی داستان حکم فرما باشه که داستان هیچ ارزش نداره.

صحنه ی تیراندازی هلمز دیپ چه مشکلی داشت؟ اون الف هایی که از پشت دیوار هدف گیری می کنند، حواسشون هست که افراد بالای دیوار رو نزنند. زاویه ی کمانشون رو از زمین بیشتر می کنند تا احیانا تیر به سر کسی نخوره. وگرنه اگه قرار بود آراگورن حتما تیر بخوره که بقیه ی افرد بالای دیوار هم باید تیر می خوردند، اون وقت اون کسایی که پشت دیوارند می شدند قاتل افراد بالای دیوار. در مورد گیملی یا اسب سواران روهان هم من مشکلی نمی بینم. گیملی قد کوتاهی داره ولی از قوه و استقامت دورف ها برخوداره، همین طور که تورین و دوالین هم با همین قوه اورک های هابیت رو می کشند و من هم مشکلی ندارم.

گندالف بدون اجازه تورین هیچ چیزی به الروند که در شورای سفید هست و از جیک و پوک همه چی خبر داره و گندالف هم 100% بهش اعتماد داره نمیگه. اونوقت میاد همون اطلاعات رو (+اطلاعاتی که الروند بهش اضافه کرده) بدون مشورت با تورین به بئورن میگه؟ اگه اینجوری باشه شخصیت پردازی گندالف هم خراب میشه!

در مورد بولگ و آزوگ ما دو نوع مخاطب داریم بیاید این قضیه رو برای هر دو بررسی کنیم:

مخاطب عام: هیچی از بولگ و آزوگ نمیدونه و این مشکل براش پیش میاد که الان کدوم مقام بالاتر دارن. چون یه جا بولگ آزوگ رو تهدید میکنه و یه جا ازش دستور میگیره

طرفدارا: میدونن توی کتاب بولگ پسر آزوگ هست اما توی فیلم صحبتی ازش نمیشه. بعد یهو بولگ با وارگش میاد تو صورت آزوگ و اونو میخواد بترسونه. قیافه این طرفدارا موقع دیدن این صحنه اینجوری میشه: =))

در مورد جمله تراندویل هم من هرچی نگاه میکنم غیر از تحقیر و تهدید نمیبینم. اشک تائوریل تو اون صحنه داره در میاد اونوقت شما برداشت مهربانانه ازش میکنید؟

در مورد گفتن نقشه برای بیورن جواب کاملا واضحه، چون الروند یه الف بود (البته در اصل که نیمه الفه :دی) و وقتی گندالف گفت از الفای دره ی پنهان کمک بخوایم تورین دست رد به سینش زد و گفت الفها همونایین که به پدر و پدربزرگم خیانت کردن و دلیل داشت واسه کارش، حتی خود گندالف هم حاضر نبود به الروند چیزی بگه ولی بیورن شخصیه که خودش دشمن کینه ای با آزوگ هست و از همه مهمتر الف نیست و میتونه با توجه به دیالوگ گندالف در اول فیلم بهشون کمک کنه (یا بکشدشون) که کمکشون میکنه اونم وقتی میفهمه دورفا از دست آزوگ فرار میکنند، همون آزوگی که بنا به دیالوگ خود بیورن خانوادشو قتل عام کرده و کمکش به گروه خیلی منطقی به نظر میاد و ایرادی به کاراکتر تورین وارد نیس چون علاوه بر این چیزی که گفتم جلو بیورن خیلی سرکشانه دست به سینه ایستاده و مثل قبل نافذ نگاه میکنه!

در مورد پرداخت کاراکتر تورین در روند فیلم و دچار شدنش به یه اژدها صفت جکسون بی هیچ نقصی عمل کرده، ذره ذره میبینیم که تورین واسه رسیدن به خواستش به کیلی که خواهر زادشه میگه "یک دورف"، به گندالف میگه "یه جادوگر" و از همه بدتر به جناب بگینز میگه "یک عیار"! تورین همچنان مثل فیلم قبل که در قسمت فوقانی غار گابلینها منتظر گندالف نشد، در نزدیکی اره بور هم این کاررو تکرار میکنه...

در مورد بولگ: در این سکانس شب ، جکسون عامدانه بیورن خرس رو نشون میده و بعد به آزوگ میرسه بعد که آزوگ به جمع میرسه یه چی از بین بوته ها سریع به سمت آزوگ میاد و کارگردان خواسته این توهم رو ایجاد کنه که بیورن به گروه شبیخون زده که به نظرم موفق عمل کرده ولی میبینیم که بولگ سوار بر وارگه! کارگردان نمیخواسته بگه بولگ اومده آزوگ رو بترسونه با وارگش فقط ازین لحظه برای یه استرس کوچیک استفاده کرده، اینکه اون وارگ میاد جلو صورت آزوگ دندون نشون میده و آزوگ خیره بهش نگاه میکنه تا وارگ سرشو پایین بندازه به نظرم خیلی خوب خوی وحشی و خوفناک آزگ رو نشون میده.

در مورد اینکه اینا پدر و پسرن: تو فیلم هم کاملا معلومه، فقط دو اورک خیلی قد بلند و زال بین تمام اورکهای کوتاه و سیاه هستن، اونم آزگ و بولگ... فقط 2 اورک در فیلم اینقد مهمن که نامشون به زبان میاد واسه معرفی، آزوگ و بولگ! دو اورگ سفید و مجهز به آهن، آهنهایی که به بدنشون دوخته شده و آزوگ که آرمورشو کنده هنوز جاش رو بدنش به شکل خطهای منظم وجود داره، آزوگ هم برای نبرد 5 سپاه اون آرمور رو خواهد پوشید و چه شود 5 سپاه... فک میکنم پله نور به چشم نمیاد بعد اون...

کی گفته دنیای فانتزی منطق نداره، اتفاقا دنیای فانتزی زمانی جالبه، که در دل اون قواعدی که نویسنده یا کارگردان خلق می کنه، منطق وجود داشته باشه. وگرنه اگه بخواد بی منطقی محض توی داستان حکم فرما باشه که داستان هیچ ارزش نداره.

صحنه ی تیراندازی هلمز دیپ چه مشکلی داشت؟ اون الف هایی که از پشت دیوار هدف گیری می کنند، حواسشون هست که افراد بالای دیوار رو نزنند. زاویه ی کمانشون رو از زمین بیشتر می کنند تا احیانا تیر به سر کسی نخوره. وگرنه اگه قرار بود آراگورن حتما تیر بخوره که بقیه ی افرد بالای دیوار هم باید تیر می خوردند، اون وقت اون کسایی که پشت دیوارند می شدند قاتل افراد بالای دیوار. در مورد گیملی یا اسب سواران روهان هم من مشکلی نمی بینم. گیملی قد کوتاهی داره ولی از قوه و استقامت دورف ها برخوداره، همین طور که تورین و دوالین هم با همین قوه اورک های هابیت رو می کشند و من هم مشکلی ندارم.

کلا با این دید بسیا فیزیکی و منطقی این فیلما رو دیدن درست نیست، در هیچ فیلمی هم تماما همه چیز واقعی و منطقی نیست... ببینید، قرار بود من این حرفا رو تو یادداشتم برای نقد بزنم ولی اینجا تکرار میکنمشون... ذات سینما سرگرمیه، سینما خلق شد برای اینکه داستانی رو بگه و تجربه ی جدیدی برای بشر باشه! چیزی هست که ما کمی هم از دنیای الانمون فاصله بگیریم، هر چند سینما میتونه زندگی واقعی رو هم بهمون نشون بده و چه خوش اون سینمایی که هم شبیه به دنیای ما باشه و هم دنیای دیگه ای با خصوصیات دیگه ای رو بهمون معرفی کنه! در عالم سینما همه چیز ممکنه دوست عزیز! همانطور که لگولاس از تیرهای ساخته شده از چوب در پای ماموت، بالا میره، با گرفتن بند برجک پشت ماموت، رو شکمش راه میره و بعد با رها کردن 3 تیر در سر ماموت میکشدش و از خرطومش سر میخوره و پایین میاد! بله همه چیز ممکنه، آیا این سکانس منطقیه؟؟ خیر ولی پر از جذابیتهای بصری هست همانطور که در اسماگ هابیت یا بشکه سواریش هست که نظیرش دیده نشده که نبوغ و استعداد یک کارگردان عاشق با کودک درون زنده رو میرسونه و اونقدر قدرت داره این زیبایی که منو هم با خودش عاشق کنه...

(پلان تیراندازی الفها رو در هلمزدیپ دوباره تماشا کنید، چند تیر از کنار گوش و موی آراگورن رد میشه و این ایراد نیس و فقط خواسته مهارت الفها رو نشون بده... در مورد بشکه ها اون چیزی که گفتید نادرسته، تورین گرز رو پرت میکنه واسه دوالین، دوالین میبینه نیازی نداره و پرت میکنه واسه نوری، نوری هم که میبینه کسی اطرافش نیس پرت میکنه واسه فیلی، فیلی همین که یه اورک رو میبینه، کله پاش میکنه... میگم اینجور شکافتن فیلم بیهودس و مهم حس ناگهانی بعد از دیدن کل فیلمه)

الان همین یه مشکله. چرا قسمت اول یه سه گانه باید اونقدر شوخ و شنگ باشه اما قسمت دوم انقدر تاریک؟! مگه این یه سه گانه نیست؟ چرا باید انقدر تفاوت فاحش باشه؟

این اتفاقی هست که در کتاب هم شاهدشیم، داستان رفته رفته جدی تر میشه و در فیلم 3 تلخ، خیلی تراژدی!و با جدایی های بسیار همه چیز تموم میشه... هابیت، سرزمین میانه و پیتر جکسون که دیگه واسه آردا فیلم نخواهد ساخت...

در مورد شخصیت پردازی:

هیچوقت در شخصیت پردازی و فیلمنامه جکسون شک نکردم. برنده اسکاری که فیلمنامه و شخصیت پردازی فوق العادش رو فدای هیچ چیزی نمیکنه. پیترجکسونی رو داریم اینجا که حتی در فیلم استخوان های دوست داشتنی که هیچ چیز شاخصی نداره منتقدان رو وادار به تحسین فیلمنامه خصوصا شخصیت پردازی کرده. پیتر جکسون با فیلمنامه لوتر یک ایده آل در صنعت سینما خصوصا فلمنامه رو به جهان معرفی کرد. همین پیتر جکسون در قسمت اول هابیت با اون دقت و حوصله روی شخصیت تک تک دورف ها تو طول فیلم کار میکنه. و در قسمت دوم به اون زیبایی بارد، تراندویل و تائوریل رو به مخاطب میقبولونه! چه کسی جز پیتر جکسون میتونه چنین شخصیت پردازی شاهکاری روی یک اژدها که موجودیست خیالی که هیچ کس تو عمرش یه نمونه واقعیشو ندیده انجام بده؟! چه کسی جز پیتر جکسون میتونه به اون زیبایی از تالار های تراندویل و حکومت شهر دریاچه که تالکین کمترین توصیفات رو ازش داشته تصویر سازی کنه؟! چه کسی جز پیتر جکسون عامل آشنایی شما با تالکین بوده؟!

اونوقت ما به همین راحتی میایم و میگیم آقا پیتر جکسون چون تشخیص داده اژدهای فیلمش نباید دست داشته باشه یا سائورونش جسم فیزیک نداشته باشه مقتول الدمه!! حال این که به گفته سارومان در قسمت اول لوتر، سائورون بدون حلقه از به دست آوردن جسم فیزیکی عاجزه اما همچنن روحش قدرتمنده! یا اسماگ! دست داره اگر دقت کرده باشید فقط دست رو به بال وصل کرده که واقعا تشخیص هوشمندانه و با ابهتیه! درسته در دنیای فانتزی و نقاشی های روی کاغذ اژدهای دست دار تالکین خیلی زیباست و ما اونو باور کردیم اما شما به ذائقه مخاطب که میره سینما توجه کنید! اگر پیتر جکسون در اقتباسش به ذائقه مخاطب و پیوستگی اثر سینماییش توجهی نکنه نصف مخاطبین و طرفدارانش رو از دست میده! نصفی که میتونستن با خوندن کتاب ها به جمع عاشقان آردا بپیوندند. فراموش نکنید که همین تشخیص های هوشمندانه پیتر جکسون 17 اسکار روانه کارنامه لوتر کرد! و ما رو جذب فیلم ها کرد! جذب شدن به فیلم = آشنا شدن با آردا! اونوقت خودت بگیر کتاب ها رو بخون و تصور شخصی خودتو از داستان داشته باش! فیلم هابیت یک دریچه برای آشنایی مردم با داستان های تالکینه پس تا حد مکن باید مخاطب پسند باشه!

ضمن این که وقتی وارد دنیای سینما و صنعت فیلمنامه نویسی میشیم خیلی مفاهیم فانتزی مفهوم خودشون رو از دست میدن. نویسنده ناچاره خیلی چیز ها رو تغییر بده. من کتابی میخوندم تحت عنوان قلب جوهری. اقتباس سینماییش هم هست که دیدمش. این فیلم تنها سه چهار تا اسم رو از منبع اقتباسش برداشت کرده! خب اینو بگذارید کنار فیلم هابیت! که ما داریم میگیم یکی دو صحنه اش بله پیتر جکسون حالا به اعتقاد ما تشخیص نادرست داده! از حق نگذریم...

در آردایی بودن و انطباق کتاب و فیلم در قسمت اول که حرفی نیست تقریبا...اما قسمت دوم. صحبتای بیلبو و اسماگ، بارد و شهر دریاچه، فرار با بشکه ها، میرک وود با این که کم بود و بری در نهایت انطباق با کتاب تصویر شدند و از این بابت ممنون پیتر جکسونم. پیتر جکسون در فیلمنامه میاد و به قول دوستان شخصیتی خاکستری از تورین تصویر میکنه حال اون که این اسمیه که ما بهش میدیم وگرنه اینطوری نیست! توجه داشته باشید که در قسمت آخر پیتر میخواد اشک همه مردم سینما رفته رو در بیاره و باید به نوعی و با بازی بازیگر و دیالوگ هایی که مینویسه بتونه این شخصیت رو در دل مردم جا کنه که ما دیدیم موفق هم شده و واکنش ها به تورین در قسمت دوم مثبت تر بوده. اسماگ! اگر مثل کتاب یهو میزد بیرون به قصد شهر دریاچه، خب این غیر قابل باور و خالی از هیجان برای مخاطب بود و خلا بزرگی در فیلمنامه به وجود می آورد. اما در فیلم در یک ساعت پایانی وقتی که تورین به کوه رسیده و همه منتظر اتفاقات غیر منتظره ای هستند، با جنگی کور مقابل اسماگ، میبینیم که اژدها رو در حد مرگ عصبانی میکنند و همه منتظرن که این اژدها آتش درون خودشو یک جا خالی کنه، حالا اگر اسماگ به قصد خاکستر کردن شهر دریاچه بزنه بیرون برای مخاطب قابل باور و دوست داشتنیه.

یک دلیل تاریک تر شدن فضای دوم داستان وارد شدن سائورونه. که در میرک وود در حال جنبشه. این در کتاب هابیت هم بود اما چون استاد تالکین هوشمندانه ازش یادی نمیکنه، فقط گندالف رو بهش میپردازه که در میرک وود جدا میشه و در آخر برمیگرده، اما در ضمایم و در شورای الروند ارباب حلقه ها به خاطر فضای کتاب ازش پرده برداری میکنه. که گندالف وارد دولگولدور میشه و...پیتر جکسون موفق به تاریک تر کردن فضای داستان بود ضمن این که اون طنز کتاب هم به قوت خودش باقی موند نمیدومن دوستان نمیتونن طنز رو در کنار تاریکی داستان قبول کنن؟!

خیلی مطالب دیگه هم هست که به همین سادگی براشون جواب های منطقی هست اما سخن کوتاه میکنم همین پست رو هم خیلی ها ازش رد میشن. اما بگم که تیمی از سایت های باران مووی، نقد فارسی و IMDb-dl دور هم جمع شدن برای گمانه زنی اسکار بدون در نظر گرفتن این که تالکین کیه و هابیت چیه، همه یک صدا هابیت 2 رو از شانس های اسکار فیلمنامه دونستن. دوستانی که در نقد فارسی فعالیت دارن میتونن تصدیق کنن یا اگر اشتباهی میگم تصحیح.

پ.ن

البته که بعضی از ایراداتی که مهدی عزیز و سایر دوستان بر فیلم و تحریفات گرفتند، وارد هست. مثل کم بودن و ضعف در شخصیت بئورن، رابطه اسماگ و تاریکی که گسترش پیدا میکنه و امیدواریم منظورش سائورون نبوده باشه، جنگ لگولاس و بولگ و...

دوستان تو نظری که این زیر دادم . اصلا قصدم این نیست که ارباب حلقه ها رو ضعیف بدونم . ارباب حلقه ها فیلم شاهکاری است و منهم جزو طرفداران پروپاقرص و سفت و سخت اون هستم . پس یه موقع اشتباه برداشت نکنید ، دمتون گرم

کی گفته دنیای فانتزی منطق نداره، اتفاقا دنیای فانتزی زمانی جالبه، که در دل اون قواعدی که نویسنده یا کارگردان خلق می کنه، منطق وجود داشته باشه. وگرنه اگه بخواد بی منطقی محض توی داستان حکم فرما باشه که داستان هیچ ارزش نداره.

صحنه ی تیراندازی هلمز دیپ چه مشکلی داشت؟ اون الف هایی که از پشت دیوار هدف گیری می کنند، حواسشون هست که افراد بالای دیوار رو نزنند. زاویه ی کمانشون رو از زمین بیشتر می کنند تا احیانا تیر به سر کسی نخوره. وگرنه اگه قرار بود آراگورن حتما تیر بخوره که بقیه ی افرد بالای دیوار هم باید تیر می خوردند، اون وقت اون کسایی که پشت دیوارند می شدند قاتل افراد بالای دیوار. در مورد گیملی یا اسب سواران روهان هم من مشکلی نمی بینم. گیملی قد کوتاهی داره ولی از قوه و استقامت دورف ها برخوداره، همین طور که تورین و دوالین هم با همین قوه اورک های هابیت رو می کشند و من هم مشکلی ندارم.

دوست عزیز ... اگر دقت کنی تو جنگ هلمز دیپ تیر درست از بیخ گوش آراگورن رد میشن ... ارباب حلقه ها هم تو صحنه های نبرد بی منطقیش کم هم نبودن ...

یکی در مورد این صحنه که تو جنگ هلمز دیپه و تئودن و آراگورن دارن با اسب هاشون اورک هارو میزنن

یا یکی دیگه اش تو همین سکانسه که ائووین کله ی اون اژده های مار شکل رو فقط با دو ضربه قطع میکنه ؟! بنظرتون این منطقی و باورپذیره ؟! ما که میخواییم یه گاو رو قربانی بکنیم 7 نفر مرد میاد تا گاوه رو کنترل کنن تا قصاب گلوی اونو ببره ، هفت نفر فقط روی گاوه نشستن تا کنترلش کنن . قصاب هم با هزار زحمت میتونه گلوی گاوه رو ببره ... اونوقت ائووین میاد و با دوضربه کله ی اینو از جا میکنه !!

اینجور صحنه های غیرمنطقی تو ارباب حلقه ها هم زیاد بودن ... ولی متاسفانه کسی ازش گله مند نیست ولی وقتی که به هابیت میرسه همه میخوان ازش یه ایرادی بگیرن !!!

دوست عزیز تو دنیای فانتزی اصلا چیزی به نام منطق وجود نداره . منکه تاحالا فیلمی ندیدم که همش ژانرش فانتزی باشه و هم توش اتفاقات منطقی بیوفته !!

به تور : داداش من تو نقد فارسی فعالیت میکنم ولی کسی تاحالا نگفته فیلمنامه اش واقعا خوبه و لیاقت اسکار رو داره ولی بعضیا که دیده ان گفتند که خیلی بهتر از سفرغیرمنتظره بود. همه هم از دیدن اسماگ شگفت زده شده بودند.

کلا دلیلش اینه که بیننده اینقدر درگیر ریتم جذاب فیلم میشه که این اشکالات خیلی به چشمش نمیاد

در مورد ائووین و فل بیست این در کتاب هم اشاره شده که با ضربه ای سر اونو جدا میکنه

در مورد هلمز دیپ موافقم مثلا انفجار دیوار و اینکه هیچ اسیبی به اراگورن نرسید و یا کمین وارگ ها که آراگورن از اون پرتگاه افتاد و نه تنها تکه تکه نشد بلکه با اون شانه زخمی از شب تا صبح هم جنگید.

در مورد اسکار فیلمنامه واقعا باید بگم قسمت دوم نسبت به قسمت اول بهتر بود ولی با حضور 13 سال بردگی،یاسمن آبی و ... عملاهابیت شانس چندانی رو برای اسکار بهترین یا بهترین فیلمنامه و یا حتی با وجود کارگردانی درخشان جکسون برای کارگردانی هم نداره

حالا از همه ي اين مسائل كه بگذريم به نظر من شخصيت بارد خيلي بيشتر شبيه آراگورن هست تا تورين نسبت به آراگورن. نظر بقيه ي دوستان چيه؟ البته درسته كه تورين و آراگورن هر دو تقريبا يك هدف دارن ولي خب بارد منو بيشتر به ياد آراگورن ميندازه تا تورين

حالا از همه ي اين مسائل كه بگذريم به نظر من شخصيت بارد خيلي بيشتر شبيه آراگورن هست تا تورين نسبت به آراگورن. نظر بقيه ي دوستان چيه؟

به نظرم بارد و تورین در فیلم خصوصیاتی شبیه به هم دارند یعنی هرکدوم منافع سرزمینشونو در نظر میگیرن حالا یکی عاقلانه این فکرو داره و تورین هم با لجاجت وسرسختی دورفی میخواد به هدفش برسه

در صورتی که اراگورن یک تکاوره که چندین و چند سال به طرق مختلف با عمال سائورون میجنگه از این نظر با بارد تفاوت داره و هدفش در ابتدا نیکبختی سرزمین میانه است تا احیای حکومت شکوهمند نومه نور و دونه داین ها

و ازنظر اینکه کارش در کل یک نوع فداکاریه آراگورن و بارد شبیه هم هستند

البته مقایسه ای که من میکنم براساس شخصیت های فیلم هست

یه یادآوری در مورد شانس هابیت برهوت اسماگ در اسکار

امسال هم مثل سالهای گذشته عده ای از منتقدین و طرفدارهای جدی سینما تعدادی فیلم رو که شانس بیشتری برای گرفتن اسکار داشتن رو انتخاب کردن . معیارشون هم این بود که این فیلم‌ها معمولا فلیمنامه و جنبه روایی مستحکم‌تری دارند، ستارگان نامدارتری در آنها بازی می‌کنند و کارگردان‌های مشهورتری آنها را می‌سازن.

فیلم هایی مثل 12 سال بردگی ، کتاب دزد ، گرگ وال استریت ، جاذبه و ...

و با وجود این فیلمها کسی شانسی برای هابیت در اسکار نمیدید ؛ ( حداقل در رشته ای مثل فیلمنامه )

ولی بعد از اکران و دیدن فیلم عده ی زیادی نظرشون نسبت به فیلم تغییر کرد ، چون فیلمنامه با اضافه شدن جزئیات و بخش هایی از طرف نویسنده در نظر خیلی ها جذاب تر و کامل تر شد . البته درسته که کاستی هایی در بعضی از قسمتها بود ولی فیلمنامه نکات مثبت زیادی داشت که همین ها باعث میشه بتونیم شانسی در بخش فیلمنامه برای هابیت برهوت اسماگ در نظر بگیریم .

گاهی وقتا معیار قدرت یک فیلم نیست و باید رقبا رو هم در نظر بگیریم

یاسمن آبی وودی الن که میگن از بهترین فیلماشه

12 سال بردگی استیو مک کویین که موضوع جالبی داره

جاذبه که جلوه های ویژه اش عالیه و...

سلایق جشنواره ای کلا کمی خاص هستند

این شانسو ما در نظر میگیریم ولی در مورد فیلمهای فانتزی باید خیلی از فیلمهای رقیب بهتر باشن تا شانس داشته باشن نمونه اش یاران حلقه که فیلم به نظر من متوسط یک ذهن زیبا جوایزشو گرفت!

دوستان سر و کله ی اسماگ از کجا پیدا شد؟!!و به چه دلیل؟؟!

راستی صداپیشه ی اسماگ هم همون بازیگره نقش شرلوک قرن 21 بود.دکتر واتسون هم که بیلبوعهD:.این دو تا همیشه با هم بازی میکنن؟!!!

دوستان سر و کله ی اسماگ از کجا پیدا شد؟!!و به چه دلیل؟؟!

راستی صداپیشه ی اسماگ هم همون بازیگره نقش شرلوک قرن 21 بود.دکتر واتسون هم که بیلبوعهD:.این دو تا همیشه با هم بازی میکنن؟!!!

اسماگ تو کتاب هابیت بوده و در نتیجه در فیلمش هم هست !

نه این دوتا فعلا فقط تو سریال شرلوک و سه گانه هابیت با هم بازی کردند ! صداپیشه ی اسماگ هم همون بازیگر شرلوک (بندیکت) هستش ! دکتر واتسون هم بیلبو هستش در فیلم هابیت =))

Sauron نمیخواستم بهت امتیاز منفی بدم اشتباهی شد ببخشید

فدای سرت!

Peejack منظورم اینه که کلا اسماگ چه تو فیلم یا توی کتاب به چه دلیل به سرزمین دورف ها حمله کرد؟و اصلا از کدوم سرزمین اومد؟؟

سلام دوستان

راستش با شنیدن حرف های شما خیلی وسوسه شدم که فیلم رو دانلود کنم .اما باز هم دندون رو جیگر می زارم تا نسخه با کیفیت فیلم بیاد .فکر کنم اواسط بهمن 92 نسخه با کیفیت فیلم بیاد؟؟؟ .

این اسماگ چطور اینقدر مطلع و پیشگو شده؟مگه روی گنج ها نخوابیده ؟

چطور میدونه تورین به لقب سربلوط معروف شده و یا میخواد با آرکن استون هفت خاندان رو دور هم جمع کنه و پادشاهی رو احیا کنه و یا بیلبو مزدور تورینه ؟

چرا تائوریل و لگولاس کنار رودخونه یه بار به زبان الفی صحبت میکنند و یه دفعه هی وسطش انگلیسی (بخونید وسترنس!:دی) صحبت می کنند ؟

این آزوگ هم دیدارش با نکرومانسر چقدر جالب بود .اون چماق چیه موقع ملاقات با نکرومانسر دستشه .انگار که سائورون مشاورشه

طوری ازوگ صحبت میکنه که احتمال میدی هر لحظه با سائورون دعوا کنه

جالب بود اون دست مصنوعی و اون سیخی که تو آرنجش فرو کردن تاحالا در این دوقسمت کاربردی نداشته

موافقم . منم واسم سواله که اسماگ از کجا میدونه لقب تورین ، سپر بلوط هستش ؟!! این لقبی که تورین گرفته بود بعد از ماجرای حمله ی اسماگ به اره بور هستش !! شاید یه کسی یا چیزی به اسماگ خبر چینی میکرده و ما خبر نداریم :دی ...

در مورد اون دست مصنوعی آزوگ باهات مخالفم :دی تو قسمت اول فوایدشو نشون داد :دی ( اون صحنه ای که گلوی یه اورک بدبخت رو گرفت و پرتش کرد )

موافقم . منم واسم سواله که اسماگ از کجا میدونه لقب تورین ، سپر بلوط هستش ؟!! این لقبی که تورین گرفته بود بعد از ماجرای حمله ی اسماگ به اره بور هستش !! شاید یه کسی یا چیزی به اسماگ خبر چینی میکرده و ما خبر نداریم :دی ...

در مورد اون دست مصنوعی آزوگ باهات مخالفم :دی تو قسمت اول فوایدشو نشون داد :دی ( اون صحنه ای که گلوی یه اورک بدبخت رو گرفت و پرتش کرد )

آره پیترجکسون خواسته اسماگ و ازوگ رو با سائورون و قضایای شورای سپید ترکیب کنه

در مورد ازوگ منطقیه که ارتشی برای سائورون فراهم کنه و ارک ها و وارگ ها رو دور هم جمع کنه ولی اسماگ نه

چون در این صورت بهتر بود سائورون پیش اسماگ رحل اقامت بیفکنه چون هم امنیتش بیشتره و هم ازوگ و سپاهش میتونن اونجا جمع شن

ولی فکر کنم ذات طماع و خودخواه اسماگ و سائورون اجازه داشتن شریکی رو به اونا نده

در مورد دست مصنوعی درسته اون صحنه روی خرابه با چنگک دست مصنوعی اونو گرفت و پرت کرد

منظورم اینه که کلا اسماگ چه تو فیلم یا توی کتاب به چه دلیل به سرزمین دورف ها حمله کرد؟و اصلا از کدوم سرزمین اومد؟؟

اژدها ها در خلنگ زار های شمال کوهستان مه آلود زندگی می کردند و از قدیم الایام با دورف ها درگیری داشتند. دلیل عمده اش هم علاقه زاید الوصف اژدها ها به طلا و جواهر بود و از اونجا که دورف ها معمولا درگیر استخراج طلا و جواهر بودند همیشه با هم درگیری داشتند . اسماگ هم به طمع تصاحب ثروت اره بور به اونجا حمله کرد

آره پیترجکسون خواسته اسماگ و ازوگ رو با سائورون و قضایای شورای سپید ترکیب کنه

در مورد ازوگ منطقیه که ارتشی برای سائورون فراهم کنه و ارک ها و وارگ ها رو دور هم جمع کنه ولی اسماگ نه

چون در این صورت بهتر بود سائورون پیش اسماگ رحل اقامت بیفکنه چون هم امنیتش بیشتره و هم ازوگ و سپاهش میتونن اونجا جمع شن

ولی فکر کنم ذات طماع و خودخواه اسماگ و سائورون اجازه داشتن شریکی رو به اونا نده

در مورد دست مصنوعی درسته اون صحنه روی خرابه با چنگک دست مصنوعی اونو گرفت و پرت کرد

من در مورد اسماگ اینطور فکر میکنم :

ما تو فیلم میبینیم که سائورون داره ارتشش رو به اره بور داره میفرسته . وقتی که خودش میدونه اونجا یه اژدها خوابیده واسه چی باید ریسک کنه و ارتشش رو بفرسته اونجا ؟! خب بنظرم تنها یه دلیل واسه اینکارش هست . شاید سائورون یا یکی از خدمتکاران ور پریده اش رفته باشه به اره بور و اونجا مذاکره ای با اسماگ کرده باشه . و شاید هم لقب تورین و همچنین نیتش رو اونجا گفته باشه .

ما اگه یه سر به قسمت اولش بندازیم تو شواری سپید گندالف این جمله رو میگه : " اسماگ به هیچ کس دین وفاداری نداره اما اگه با دشمن هم پیمان بشه حضور اژدها در طرف مقابل عواقب هولناکی داره "

من در مورد اسماگ اینطور فکر میکنم :

ما تو فیلم میبینیم که سائورون داره ارتشش رو به اره بور داره میفرسته . وقتی که خودش میدونه اونجا یه اژدها خوابیده واسه چی باید ریسک کنه و ارتشش رو بفرسته اونجا ؟! خب بنظرم تنها یه دلیل واسه اینکارش هست . شاید سائورون یا یکی از خدمتکاران ور پریده اش رفته باشه به اره بور و اونجا مذاکره ای با اسماگ کرده باشه . و شاید هم لقب تورین و همچنین نیتش رو اونجا گفته باشه .

ما اگه یه سر به قسمت اولش بندازیم تو شواری سپید گندالف این جمله رو میگه : " اسماگ به هیچ کس دین وفاداری نداره اما اگه با دشمن هم پیمان بشه حضور اژدها در طرف مقابل عواقب هولناکی داره "

نه با توجه به قدرت مهیب سائورون تنها کسی که میتونه نزدیک تنهاکوه بره و با اسماگ مذاکره کنه و زنده برگرده سائورونه

کسی که خیلی هم از سرزمین میانی مطلع باشه و ریز حوادث رو بدونه

آره دقیقا براساس گندالف میگه نداره ولی در قسمت دوم عملا پیتر روایت رو طوری که چیده که اسماگ متحد سائورون در نظر گرفته بشه و یا حداقل دشمن نباشه

و فکرنکنم صحبت با اسماگ درتوان کسی مثل ازوگ با اون خشونت و غروش باشه یا امثال او

کلا این سوالات از اونجا ناشی می شه که جناب جکسون مجددا تشخیص فرمودن جنگ پنج سپاه رو به تحریک سائورون نشون بدن!

در حالیکه می دونیم این جنگ یه جور انتقام گیری شخصی بود.

کلا این سوالات از اونجا ناشی می شه که جناب جکسون مجددا تشخیص فرمودن جنگ پنج سپاه رو به تحریک سائورون نشون بدن!

در حالیکه می دونیم این جنگ یه جور انتقام گیری شخصی بود.

اگه قرار بود نبرد پنج سپاه جدا بشه و یه انتقام گیری شخصی بشه و قضایای دول گولدور و شورای سپید کمرنگ بشه مسلما هیجان فیلم کمتر میشد

این ترکیب حوادث به نظرم منطقی تر بوده

موقع کتاب خوندن از این نظر ناراحت بودم که چرا به نکرومانسر و دول گولدور کمتر پرداخته میشه

با تمام احترام برای پیتر جکسون عزیز به عنوان یک سینما گر دیگه فکر نکنم تشخیصش از شخص شخیص تالکین قوی تر باشه!

اگه قرار بود نبرد پنج سپاه جدا بشه و یه انتقام گیری شخصی بشه و قضایای دول گولدور و شورای سپید کمرنگ بشه مسلما هیجان فیلم کمتر میشد

این ترکیب حوادث به نظرم منطقی تر بوده

موقع کتاب خوندن از این نظر ناراحت بودن که چرا به نکرومانسر و دول گولدور کمتر پرداخته میشه

البته جنگ پنج سپاه فیلم هابیت هم یکجورایی شبیه انتقام گیری هست . مثلا سائورون یه ارتش واسه آزوگ مهیا کرده که هم آزوگ به انتفامش برسه و هم اینکه خودش به اون هدفی که میخواد برسه و همچنین اینکه بولگ هم تشنه ی خون دورف هاست .

فقط امیدوارم که بولگ هم تو جنگ پنج سپاه باشه و تو اواسط فیلم توسط لگولاس کشته نشه . من از این میترسم که تو همین قسمت دوم لگولاس ، بولگ رو تعقیب میکنه و امکان داره جکسون اواسط فیلم بولگ رو حذف کنه (که امیدوارم نکنه)!!

آره دقیقا براساس گندالف میگه نداره ولی در قسمت دوم عملا پیتر روایت رو طوری که چیده که اسماگ متحد سائورون در نظر گرفته بشه و یا حداقل دشمن نباشه

داداش خوب این دیالوگی که بین سارومان و گندالف رد و بدل میشه رو بخون :

گندالف : اسماگ به هیچکس دین وفاداری نداره اما اگه با دشمن هم پیمان بشه حضور اژدها در طرف مقابل عواقب هولناکی داره

سارومان : کدوم دشمن ؟! گندالف دشمن شکست خورده. سائورون مغلوب شده. دیگه هرگز نمیتونه تمام قدرتش رو بدست بیاره.

با تمام احترام برای پیتر جکسون عزیز به عنوان یک سینما گر دیگه فکر نکنم تشخیصش از شخص شخیص تالکین قوی تر باشه!

فکرکنم ما تالکین رو مصون از خطا میدونیم

من این بحثو گذاشتم برای یه تاپیک دیگه

ولی دوبرج رو در نظر بگیر سفرفرودو جداست و بقیه حوادث.اون نوع روایت بهتره یا روایت پیترجکسون در دوبرج

نبرد هملزدیپ کتاب باشکوهتر و بهتر در اومده یا هلمز دیپ دوبرج؟

پیترجکسون در هابیت برای هر چیزی مقدمه چینی کرده حالا بعضی جاها خوب در اومده بعضی جاها کمی نگرفته

فکرکنم ما تالکین رو مصون از خطا میدونیم

من این بحثو گذاشتم برای یه تاپیک دیگه

ولی دوبرج رو در نظر بگیر سفرفرودو جداست و بقیه حوادث.اون نوع روایت بهتره یا روایت پیترجکسون در دوبرج

نبرد هملزدیپ کتاب باشکوهتر و بهتر در اومده یا هلمز دیپ دوبرج؟

پیترجکسون در هابیت برای هر چیزی مقدمه چینی کرده حالا بعضی جاها خوب در اومده بعضی جاها کمی نگرفته

تایید ...

مثلا تو رمان هابیت هم تالکین عزیز هیچوقت اشاره ای به سفر گندالف نکرده بود .

گندالف : اسماگ به هیچکس دین وفاداری نداره اما اگه با دشمن هم پیمان بشه حضور اژدها در طرف مقابل عواقب هولناکی داره

سارومان : کدوم دشمن ؟! گندالف دشمن شکست خورده. سائورون مغلوب شده. دیگه هرگز نمیتونه تمام قدرتش رو بدست بیاره.

خب همین دیالوگ اتحاد نکرومانسر با ازوگ و اسماگ رو تایید میکنه چون تمام قدرتشو نداره و میخواد اسماگ و ازوگ رو تهییج کنه که جلو بیان

البته در نظر بگیر تموم اون صحبت ها گمانه زنیه چون نه میتراندیر و نه کورونیر با اسماگ ملاقات نکردن که قصدشونو بدونن

تایید ...

مثلا تو رمان هابیت هم تالکین عزیز هیچوقت اشاره ای به سفر گندالف نکرده بود .

اشاره کرده بود ولی خیلی خیلی گذرا و نه با این ابهت و هیجان فیلم.

طوری که اگه از داستان حذف میشد به داستان لطمه ای وارد نمیشد

به نظرم اون رفت وامد توی داستان برای عجیب و غریب نشون دادن شخصیت گندالفه

در صورتی که جکسون در هابیت برای این غیبت ها ماجرا رو خوب تعریف میکنه

فکرکنم ما تالکین رو مصون از خطا میدونیم

من این بحثو گذاشتم برای یه تاپیک دیگه

معنی این جمله رو نفهمیدم. یعنی تالکین که داستان رو نوشته، نفهمیده چی نوشته اما جکسونی که کتاب رو خونده بهتر از تالکین منظور تالکین رو فهمیده؟!!

معنی این جمله رو نفهمیدم. یعنی تالکین که داستان رو نوشته، نفهمیده چی نوشته اما جکسونی که کتاب رو خونده بهتر از تالکین منظور تالکین رو فهمیده؟!!

نه منظورمو نگرفتی

میگم خیلی از حوادث یا گره افکنی یا گره گشایی ها یا شخصیت های تالکین امکان داره مشکل داشته باشه یا قابلیت فیلم شدن نداشته باشه

نمونه اش تام تامبادیل ،اولین برخورد گندالف با تئودن،مرگ سارومان و قضایای شایر بعد از جریان حلقه

خیلی از جاها پیترجکسون بهتر عمل کرده

حمید هرچیزی که تالکین گفته رو اصل میدونه و هر تغییری که پیترجکسون انجام داده رو اشتباه میدونه

چه ربطی به مصونیت از خطا داره!؟

من می گم تالکین یه داستانی نوشته به عنوان هابیت و توش نوشته گابلین ها به انتقام شکست در نبرد مقابل دورف ها و ویرانی شهرهاشون با وارگ ها متحد شدن و یه جنگ جدید می خواستن راه بندازن این روایت چه چیز غیر منطقی توش هست که ما باید تغییرش بدیم؟

چه ربطی به مصونیت از خطا داره!؟

من می گم تالکین یه داستانی نوشته به عنوان هابیت و توش نوشته گابلین ها به انتقام شکست در نبرد مقابل دورف ها و یرانی شهرهاشون با وارگ ها متحد شدن و یه جنگ جدید می خواستن راه بندازن این روایت چه چیز غیر منطقی توش هست که ما باید تغییرش بدیم؟

خب در این صورت اگه بخواهیم براساس کتاب پیش بریم حضور سائورون،سارومان،الروند،گالادریل و... بی معنی میشه و نصف جذابیت فیلم از دست میره و فیلم تا حد یه ماجراجویی و انتقام شخصی پایین میاد

واقعا به نظر شما اون سک سک کردن گندالف در کتاب ایا میتونست به همون صورت در فیلم دربیاد؟

انتقام شخصی ازوگ بهتر بود یا تبدیل این موضوع به چیزی که کل سرزمین میانه رو به خطر میندازه؟

بعد حمید ازانول بیزار رو در نظر نگرفتی

بعد از اون جریان در فیلم ازوگ در فکر انتقامه و این اونو به سائورون نزدیک میکنه

چه ربطی به مصونیت از خطا داره!؟

من می گم تالکین یه داستانی نوشته به عنوان هابیت و توش نوشته گابلین ها به انتقام شکست در نبرد مقابل دورف ها و یرانی شهرهاشون با وارگ ها متحد شدن و یه جنگ جدید می خواستن راه بندازن این روایت چه چیز غیر منطقی توش هست که ما باید تغییرش بدیم؟

دوست عزیز شاید درست باشه از نظر کسی که رمان هابیت رو خونده این روایتی که تو کتاب هابیت بود واسش منطقی باشه ...

ولی بیاییم از دید یه مخاطب عادی بنگریم ، مخاطب ممکنه بعدا بگه که : " هه اینهمه جنگ فقط واسه انتقامه ، چه مزحک . گابلین هایی که حتی به خودشون هم رحم نمیکنند و حتی یک ذره ای به هم نژادهای خودشون اهمیت نمیدن حالا واسه چی باید بیان انتقام گیری کنن ؟! "

امکان داره مخاطب عادی همچین حرفی بزنه . بنظر منهم جکسون کاملا خوب عمل کرده و اون جنگی که کمی غیرمنطقی امکان داشت رخ بده رو منطقی ترش کرده ...

اگر آزانول بیزار رو در نظر بگیریم که آزوگ باید مرده باشه!

بعدشم اینکه ماجرای گندالف و شورای سفید به تفصیل در داستانهای نا تمام شرح داده شده جناب جکسون شق القمر نکرده که اینها رو وارد قصه کرده اینها در قصه هستن!!

اگر آزانول بیزار رو در نظر بگیریم که آزوگ باید مرده باشه!

بعدشم اینکه ماجرای گندالف و شورای سفید به تفصیل در داستانهای نا تمام شرح داده شده جناب جکسون شق القمر نکرده که اینها رو وارد قصه کرده اینها در قصه هستن!!

در مورد ازانول بیزار تو متن تاکید کردم که در فیلم و در فیلم ازوگ کشته نشد.

خب فکر نکنم وارثین تالکین اجازه استفاده از بقیه داستانها رو به پیترجکسون داده باشن که روایت فیلم رو غنی تر کنه

این رو مهدی در مورد جادوگران آبی گفت بخاطر اجازه ندادن وارثین تالکین گندالف در فیلم مجبور شده بگه اسمشونو یادم نیست!

بعد این در داستانهای ناتمام هست و در کتاب نیست .ما الان داریم فیلم هابیت رو با کتابش مقایسه میکنیم نه با مجموعه آثار تالکین که در اونا به سفر دورف ها و اسماگ و شورای سپید اشاره شده

این موارد شورای سفید توی ضمیمه های بازگشت شاه هم هست. جکسون از اونجا برداشته تا مشکل قانونی نداشته باشه.

الان کلا جنگ 5 سپاه تغییر کرده. اصلا سپاه وارگ دیگه نداریم. سپاه گابلین و وارگ ادغام شده و شده سپاه اورکهای دول-گولدور به فرماندهی سائرون. الفها، دورفها و انسانهای شهر دریاچه هم توی جنگ هستن. یعنی جنگ 4 سپاه داریم نه 5 سپاه! از اون که بگذریم انگیزه جنگ هم عوض شده. گابلینها به خاطر انتقام کشته شدن گابلین بزرگ میان و وارگها هم که کلا حذف شدن. انگیزه تراندویل هم که کلا عوض شده. امیدوارم تغییری توی سپاه داین و مردم دریاچه نده!

این موارد شورای سفید توی ضمیمه های بازگشت شاه هم هست. جکسون از اونجا برداشته تا مشکل قانونی نداشته باشه.

الان کلا جنگ 5 سپاه تغییر کرده. اصلا سپاه وارگ دیگه نداریم. سپاه گابلین و وارگ ادغام شده و شده سپاه اورکهای دول-گولدور به فرماندهی سائرون. الفها، دورفها و انسانهای شهر دریاچه هم توی جنگ هستن. یعنی جنگ 4 سپاه داریم نه 5 سپاه! از اون که بگذریم انگیزه جنگ هم عوض شده. گابلینها به خاطر انتقام کشته شدن گابلین بزرگ میان و وارگها هم که کلا حذف شدن. انگیزه تراندویل هم که کلا عوض شده. امیدوارم تغییری توی سپاه داین و مردم دریاچه نده!

خب به نظرم همین تغییر که پیترجکسون وارگ ها رو از حالت سخنگو در آورده خیلی خوبه .بخصوص در دوبرج بیننده پیش فرضی هم در مورد وارگ ها داره و اینکه یه دفعه در هابیت دارای قدرت حرف زدن و نیروی مستقل باشند شاید جالب ازآب درنیاد

امیدوارم که این نبرد پرشکوه باشه حالا میخواد 5 سپاه باشه یا 4 سپاه یا 3 سپاه

در مورد انگیزه تراندویل کمی بیشتر توضیح بده

بیایین فرض کنیم جکسون عین رمان هابیت فیلمشو میساخت مثلا

گالادریل - سارومان - آزوگ - فرودو - لگولاس - راداگاست- سائورون - دالگلدور - سفر گندالف و... تو فیلم نبودند . و روایت فیلم درست شبیه کتابش میبود. فکر میکردید فیلم چی از آب در میمومد : فیلمی شبیه به بنجلی فیلم اوز 2013 و فوق العاده بچه گانه با یک داستان بسیار آبکی که از کارگردان نامداری مثل جکسون بعید بود ، این رو من نخواهم گفت . کسایی که فیلم رو دیده ان خواهند گفت.

پیتر جکسون اگر کمی خلاقیت نشون نمیداد تو این فیلم اعتبار کوچیکی که الان هابیت هم داره به کل فنا میرفت . شاید اگه هابیت تبدیل به انیمیشن میشد و مو به مو از رمانش برداشت میشد ، میشد کمی این اتفاقات غیرمنطقی اش رو قبول کرد . ولی بحث فیلم فرق میکنه .مثلا یه مخاطب معمولی نگاهش میکنه و میگه : " اه چقدر بچه گانه بود " (بماند که به قست اول هابیت هم تو نقد فارسی با اینکه مو به مو از روی رمانش ساخته شده بود کلی ایراد گرفته اند و حتی گفته اند که این فیلم واسه بچه کوچولو هاست) مخاطب فیلم بزرگساله و نیاز داره که تمام اتفاقات فیلم منطقی باشه . شاید ماجرای انتقام گیری تو جنگ پنج سپاه منطقی باشه ولی وقتی که تبدیل به فیلم قضیه فرق میکنه و تبدیل به منطقی میشه که ضعیفه و فیلمه نیازمند اینه که منطقش قوی تر باشه .

به آقا مهدی : جکسون تو یه مصاحبه ای گفته بود که جنگ پنج سپاه امکان داره تبدیل به جنگ 6 یا هفت سپاه هم بشه . پس نه تنها تعداد لشکر ها کم نمیشه بلکه بیشتر هم میشه :دی

بیایین فرض کنیم جکسون عین رمان هابیت فیلمشو میساخت مثلا

گالادریل - سارومان - آزوگ - فرودو - لگولاس - راداگاست- سائورون - دالگلدور - سفر گندالف و... تو فیلم نبودند . و روایت فیلم درست شبیه کتابش میبود. فکر میکردید فیلم چی از آب در میمومد : فیلمی شبیه به بنجلی فیلم اوز 2013 و فوق العاده بچه گانه با یک داستان بسیار آبکی که از کارگردان نامداری مثل جکسون بعید بود ، این رو من نخواهم گفت . کسایی که فیلم رو دیده ان خواهند گفت.

اینو قبول ندارم حتی اگه اونا هم حذف میشدن بازم کتاب پتانسیل کاری درخور رو داشت ولی همون طور که اشاره کردم شاید 50% هیجانش از بین میرفت

جدای از این این شخصیت ها واقعا برای طرفداران دوست داشتنی اند و پیترجکسون اونا رو با تلاش فراوان به روایت اضافه کرده

این روایت گسترده و سه گانه شاید از نظر سینمایی کارو سخت کرده باشه ولی برای طرفداران سرزمین میانی یه هدیه اس که روایت کامل تری از سرزمین میانی ببینن

همین فرودو به نظرم چه فرودو و چه بیلبوی پیر خیلی هوشمندانه به یک سفر غیر منتظره اضافه شدن و کارکترشون دست و پاگیر و زیادی به نظر نمیاد

یا اشاره پیترجکسون به بری که یاد اور یاران حلقه اس و اتفاقا دیدار تورین و گندالف هم زمان خوبی در داره در قسمت دوم

یا واقعا به نظر دوستان به تصویر کشیدن شورای سپید با سارومان و گالادریل جالب تر بود یا اینکه گندالف تو یه جمله بگه رفتم شورای سپید و کارو نکرومانسر رو ساختیم و از سبز بیشه فراری اش دادیم؟

آقایون گیریم همه بگن مخاطب فیلم بچه هان چه اشکالی داره؟

مگه بچه ها نمی تونن داستان خوب داشته باشن!؟

با این استدلال هر کی خواست از قصه های هانس کریستین آندسن فیلم بسازه یه M4 یا اره برقی هم بده دست هر کاراکتری که مخاطبش بزرگسال هم بشه!

اطلاق لفظ بنجل به داستان هابیت یا حتی جادو گر شهر اوز(فارغ از سطح کیفی فیلمش) نشان از عدم درک صحیح از این گونه داستان ها (fairytale) داره!

یا واقعا به نظر دوستان به تصویر کشیدن شورای سپید با سارومان و گالادریل جالب تر بود یا اینکه گندالف تو یه جمله بگه رفتم شورای سپید و کارو نکرومانسر رو ساختیم و از سبز بیشه فراری اش دادیم؟
یادم نمیاد جایی گفه باشم اینا باید حذف می شدن اتفاقا خیلی هم خوب بود حضورشون کسی با شورای سفید کاری نداره اینجا چون شورای سفید در متن کارهای تالکین هست ما مشکلمون با اون چیزاییه که نیست!

آقایون گیریم همه بگن مخاطب فیلم بچه هان چه اشکالی داره؟

مگه بچه ها نمی تونن داستان خوب داشته باشن!؟

بچه ها اره ولی حمید تمام مخاطبان فیلم که بچه ها نیستن .

خیلی ها ارباب حلقه ها رو دیدن و انتظار کاری جدی و تیره از هابیت دارن

برای اینکه پیترجکسون بخواد یک سه گانه جدی و کامل از اب دربیاره لازم بودن لحن فیلم کمی نسبت به داستان تیره تر و جدی تر باشه

این باعث شده فیلم هابیت تا حدودی شبیه به لوتر باشه و نمیدونم این جز خصوصیات مثبت فیلم هست یا منفی (به نظر من مثبت ولی میدونم حتی در این زمینه هم بین علما اختلافه:دی)

ولی نمیدونم من وقتی کتاب هابیت رومی خوندم جو کتاب تا حدودی با کتاب ارباب حلقه ها فرق داشت و ساده تر و شوخ و شنگ تر بود

همین دیگه هابیت فدای سود جویی شد!

داستانی که فضای کودکانه داره چون آقایون رویای درآمدی نجومی مشابه لوتر رو داشتند تیره شد!

بیایین فرض کنیم جکسون عین رمان هابیت فیلمشو میساخت مثلا

گالادریل - سارومان - آزوگ - فرودو - لگولاس - راداگاست- سائورون - دالگلدور - سفر گندالف و... تو فیلم نبودند . و روایت فیلم درست شبیه کتابش میبود. فکر میکردید فیلم چی از آب در میمومد : فیلمی شبیه به بنجلی فیلم اوز 2013 و فوق العاده بچه گانه با یک داستان بسیار آبکی که از کارگردان نامداری مثل جکسون بعید بود ، این رو من نخواهم گفت . کسایی که فیلم رو دیده ان خواهند گفت.

پیتر جکسون اگر کمی خلاقیت نشون نمیداد تو این فیلم اعتبار کوچیکی که الان هابیت هم داره به کل فنا میرفت . شاید اگه هابیت تبدیل به انیمیشن میشد و مو به مو از رمانش برداشت میشد ، میشد کمی این اتفاقات غیرمنطقی اش رو قبول کرد . ولی بحث فیلم فرق میکنه .مثلا یه مخاطب معمولی نگاهش میکنه و میگه : " اه چقدر بچه گانه بود " (بماند که به قست اول هابیت هم تو نقد فارسی با اینکه مو به مو از روی رمانش ساخته شده بود کلی ایراد گرفته اند و حتی گفته اند که این فیلم واسه بچه کوچولو هاست) مخاطب فیلم بزرگساله و نیاز داره که تمام اتفاقات فیلم منطقی باشه . شاید ماجرای انتقام گیری تو جنگ پنج سپاه منطقی باشه ولی وقتی که تبدیل به فیلم قضیه فرق میکنه و تبدیل به منطقی میشه که ضعیفه و فیلمه نیازمند اینه که منطقش قوی تر باشه .

به آقا مهدی : جکسون تو یه مصاحبه ای گفته بود که جنگ پنج سپاه امکان داره تبدیل به جنگ 6 یا هفت سپاه هم بشه . پس نه تنها تعداد لشکر ها کم نمیشه بلکه بیشتر هم میشه :دی

پیتر جکسون باید یا سعی می کرد طرفداران تالکین رو راضی کنه یا مخاطبان عادی رو. اما به جاش خواسته هر دوتا رو داشته باشه، و نتیجه اش هم این شده که هیچ کی اون طور که باید راضی نیست، نه طرفداران و نه مخاطبان عامه!

ببخشید چی گفتید؟! اعتبار کوچیکی که الان هابیت داره؟! هابیت کم اعتباره؟!!!

به 6مین کتاب پرفروش تاریخ میگی کم اعتبار؟!

http://en.wikipedia....t-selling_books

بچه ها اره ولی حمید تمام مخاطبان فیلم که بچه ها نیستن .

خیلی ها ارباب حلقه ها رو دیدن و انتظار کاری جدی و تیره از هابیت دارن

خب مگه میشه به زور کتابی رو که این طوری نیست جدی و تیره کرد؟! نتیجه اش همین میشه دیگه!

بلاخره تکلیفتون رو معلوم کنید، هابیت باید شبیه ارباب حلقه ها باشه یا نباشه؟

همین دیگه هابیت فدای سود جویی شد!

داستانی که فضای کودکانه داره چون آقایون رویای درآمدی نجومی مشابه لوتر رو داشتند تیره شد!

حمید اینارو برای من نگو که میشناسمت !:دی

میدونم که کتاب هابیت رو از کتاب ارباب حلقه ها هم حتی بیشتر دوس داری

ولی قبول کن که روی جزییات کتاب خیلی حساسی

وقتی در اون مورد میگی پیترجکسون شق القمر نکرده حتما در مورد گفتگوی بیلبو و اسماگ هم میگی از دستش در رفت!:دی

خب نوش جونش .کسی که روزی 21 ساعت کار کنه و حتی کارش به مشکل معده و بیمارستان بکشه باید نتیجه زحمتشو ببینه

تازه این موفقیت هابیت که بخاطر ریسک پیترجکسون بود کار رو برای اقنباس های آینده از کتاب های تالکین آسون تر میکنه

آقایون گیریم همه بگن مخاطب فیلم بچه هان چه اشکالی داره؟

مگه بچه ها نمی تونن داستان خوب داشته باشن!؟

با این استدلال هر کی خواست از قصه های هانس کریستین آندسن فیل بسازه یه M4 یا اره برقی هم بده دست هر کاراکتری که مخاطبش بزرگسال هم بشه!

اطلاق لفظ بنجل به داستان هابیت یا حتی جادو گر شهر اوز(فارغ از سطح کیفی فیلمش) نشان از عدم درک صحیح از این گونه داستان ها (fairytale) داره

در مورد مخاطبان که مخالفم . بیشتر مخاطبها که بچه نیستن که .

بیشترین انتقاد هایی که به هابیت از نگاه مخاطبان وارد شد رو من عرض میکنم :

1) فیلم اصلا جدی نیست و جدیت ارباب حلقه ها رو نداره

2)سکانس های اضافی زیادی رو داره و روند فیلم غیر منطقیست

الان هم کاملا میشه از فروش قسمت دوم فیلم حدس که بیشتر مخاطبان از قسمت اول اون ناراضی بودند. مثلا من یه دوست دارم تو نقد فارسی به اسم م.اف که تو نیوزلند زندگی میکنه ایشون با اصرار ما رفتن فیلم هابیت رو تو سینما دیدن ولی وقتی که نظرشو خواستیم فقط گفتن که فیلم خوبی بود ولی صحنه های اضافی زیادی رو داشت و همچنین اینکه بیشتر کسایی که تو سالن سینما حضور داشتند از بس که خسته شده بودند اینور و اونور میرفتن !!!!

در ضمن دوست عزیز گفتین که اطلاق لفظ بنجل به داستان هابیت یا جادوگر شهر اوز نشان از عدم درک صحیح از اینگونه داستان هارو داره !! ببینید من اصلا نگفتم که داستان رمان هابیت بنجله . من منظورم این بود که اگه قرار بود فیلمه مو به مو از روی رمان ساخته میشد . فیلمی بنجل از آب در میمود. یک رمان با یک فیلم میلیون ها باهمدیگه اختلاف دارند.

به تورامبار : دوست عزیز . شما از کجا میدونین که قسمت دوم هابیت مخاطبین عام رو راضی نکرده والا ما که تو نقد فارسی هستیم همه اون کسایی از قسمت اول راضی نبودند با دیدن این قسمت کاملا ازش خوششون اومده بود. و گفته بودن که بهتر از قسمت اولشه .

رمان هابیت هم کم کم تیره و تاریک میشه . خصوصا تو جنگ پنج سپاه هم اوجشه .

خب مگه میشه به زور کتابی رو که این طوری نیست جدی و تیره کرد؟! نتیجه اش همین میشه دیگه!

بلاخره تکلیفتون رو معلوم کنید، هابیت باید شبیه ارباب حلقه ها باشه یا نباشه؟

آره میشه و همین اتفاقا به نظرم برهوت اسماگ خیلی روان تر و بهتر از یک سفر غیر منتظره در اومده

این تاریکی خیلی بهتر ازآواز چند دقیقه ای گابلین کبیر و چنگ زدن الف ها در اومده

تازه در کنار این تاریکی زبان طنزفیلم هم حفظ شده

خب این میتونه بحث خوبی باشه .لزومی نداره که هابیت شبیه ارباب حلقه ها نباشه

اینو قبول ندارم حتی اگه اونا هم حذف میشدن بازم کتاب پتانسیل کاری درخور رو داشت ولی همون طور که اشاره کردم شاید 50% هیجانش از بین میرفت

جدای از این این شخصیت ها واقعا برای طرفداران دوست داشتنی اند و پیترجکسون اونا رو با تلاش فراوان به روایت اضافه کرده

این روایت گسترده و سه گانه شاید از نظر سینمایی کارو سخت کرده باشه ولی برای طرفداران سرزمین میانی یه هدیه اس که روایت کامل تری از سرزمین میانی ببینن

همین فرودو به نظرم چه فرودو و چه بیلبوی پیر خیلی هوشمندانه به یک سفر غیر منتظره اضافه شدن و کارکترشون دست و پاگیر و زیادی به نظر نمیاد

یا اشاره پیترجکسون به بری که یاد اور یاران حلقه اس و اتفاقا دیدار تورین و گندالف هم زمان خوبی در داره در قسمت دوم

یا واقعا به نظر دوستان به تصویر کشیدن شورای سپید با سارومان و گالادریل جالب تر بود یا اینکه گندالف تو یه جمله بگه رفتم شورای سپید و کارو نکرومانسر رو ساختیم و از سبز بیشه فراری اش دادیم؟

خب درسته که کتاب بدون اون ها پتانسیلش رو داره ولی همانطور که خودتون هم گفتید 50 درصد از هیجانش افت میکرده ...

مثلا بیائین به امتیازات منتقدین بندازیم : جکسون با اون داستان های دیگه که واسه هابیت گذاشت امتیازش شد : 58 از 100 ... ولی اگه جکسون اونارو هم نمیزاشت و فیلمشو مو به مو از روی رمان میساخت امتیازش فکر میکردین چند میشد ؟!! گفتیم 50 درصدش کم میشد پس امکان داشت فیلمه امتیازش 28 از 100 هم بشه ...

در مورد مخاطبان که مخالفم . بیشتر مخاطبها که بچه نیستن که .

بیشترین انتقاد هایی که به هابیت از نگاه مخاطبان وارد شد رو من عرض میکنم :

1) فیلم اصلا جدی نیست و جدیت ارباب حلقه ها رو نداره

2)سکانس های اضافی زیادی رو داره و روند فیلم غیر منطقیست

خب کی گفته از رو کتابی که برای مخاطب کودک و نوجوان نوشته شده باید فیلمی ساخت که بزرگسالان بپسندند!؟

کی گفته که هابیت رو باید لوتر مقایسه کرد با این استدلال باید گفت شازده کوچولو داستان چرندیه چون جدیت شرلوک هلمز رو نداره!

خب درسته که کتاب بدون اون ها پتانسیلش رو داره ولی همانطور که خودتون هم گفتید 50 درصد از هیجانش افت میکرده ...

مثلا بیائین به امتیازات منتقدین بندازیم : جکسون با اون داستان های دیگه که واسه هابیت گذاشت امتیازش شد : 58 از 100 ... ولی اگه جکسون اونارو هم نمیزاشت و فیلمشو مو به مو از روی رمان میساخت امتیازش فکر میکردین چند میشد ؟!! گفتیم 50 درصدش کم میشد پس امکان داشت فیلمه امتیازش 28 از 100 هم بشه ...

آره 50% جذابیت کم میشد ولی هیچ وقت بنجل یا بسیار آبکی که گفتی نمیشد

نمیخوای توبه کنی که اینقدر صحبتتو به منتقدین ارجاع ندی؟:دی

در مورد مخاطبان که مخالفم . بیشتر مخاطبها که بچه نیستن که .

بیشترین انتقاد هایی که به هابیت از نگاه مخاطبان وارد شد رو من عرض میکنم :

1) فیلم اصلا جدی نیست و جدیت ارباب حلقه ها رو نداره

2)سکانس های اضافی زیادی رو داره و روند فیلم غیر منطقیست

الان هم کاملا میشه از فروش فیلم حدس که بیشتر مخاطبان از قسمت اول اون ناراضی بودند. مثلا من یه دوست دارم تو نقد فارسی به اسم م.اف که تو نیوزلند زندگی میکنه ایشون با اصرار ما رفتن فیلم هابیت رو تو سینما دیدن ولی وقتی که نظرشو خواستیم فقط گفتن که فیلم خوبی بود ولی صحنه های اضافی زیادی رو داشت و همچنین اینکه بیشتر کسایی که تو سالن سینما حضور داشتند از بس که خسته شده بودند اینور و اونور میرفتن !!!!

به تورامبار : دوست عزیز . شما از کجا میدونین که قسمت دوم هابیت مخاطبین عام رو راضی نکرده والا ما که تو نقد فارسی هستیم همه اون کسایی از قسمت اول راضی نبودند با دیدن این قسمت کاملا ازش خوششون اومده بود. و گفته بودن که بهتر از قسمت اولشه .

رمان هابیت هم کم کم تیره و تاریک میشه . خصوصا تو جنگ پنج سپاه هم اوجشه .

برید تک تک نقدای بینندگان تو آردا و نقد فارسی و سایت های مشابه رو بخونید. همشون بلا استثنا گفتن: فیلم خوبی بود، اما به ارباب حلقه ها نمی رسید! این یعنی چی؟! یعنی توقع داشتن ارباب حلقه ها رو ببینن و حالا که دیدن این مثل اون نیست ناراضی هستن! این مثل این میمونه که من بگم مثلا از فیلم مرد آهنی 3 راضی بودم و خوب بود، اما آیا منظورم از این راضی بودن اینه که این فیلم به خوبی پدرخوانده بوده؟!! یا منظورم اینه که صرفا سرگرم شدم و برای یه بار دیدن بد نبوده؟!

آره میشه و همین اتفاقا به نظرم برهوت اسماگ خیلی روان تر و بهتر از یک سفر غیر منتظره در اومده

این تاریکی خیلی بهتر ازآواز چند دقیقه ای گابلین کبیر و چنگ زدن الف ها در اومده

تازه در کنار این تاریکی زبان طنزفیلم هم حفظ شده

خب این میتونه بحث خوبی باشه .لزومی نداره که هابیت شبیه ارباب حلقه ها نباشه

من هنوز برهوت اسماگ رو ندیدم. وقتی ببینم میام جدی درباره اش بحث می کنم.

اما با این حرفتون مخالفم. کی گفته فیلم هر چی تیره تر باشه قشنگ تره؟! به نظر من (نظره دیگه، سلیقه ایه!) آواز خوندن دورف ها و گابلین بزرگ و حرف ترول ها خیلی خوب بود، چون منطبق بر داستان تالکین بود و همون چیزی بود که من توقع داشتم! ما یا طرفدار تالکین هستیم یا نیستیم، اگه طرفدار تالکینیم که اصولا باید اینو قبول داشته باشیم که تالکین خودش بهتر می دونسته چجوری داستانشو بنویسه!

منم نظرم همینه که هابیت نباید شبیه به ارباب حلقه ها ساخته بشه. اما شما گفتی کسانی که ارباب حلقه ها رو دیدن توقع دارن هابیت هم مثل اون تیره باشه و کار پیتر تو تیره کردن هابیت درست بوده! من بلاخره نفهمیدم فارازون به نظر شما هابیت شبیه ارباب حلقه ها باشه یا نباشه؟!

یادم نمیاد جایی گفته باشم اینا باید حذف می شدن اتفاقا خیلی هم خوب بود حضورشون کسی با شورای سفید کاری نداره اینجا چون شورای سفید در متن کارهای تالکین هست ما مشکلمون با اون چیزاییه که نیست!

نه .ولی من این بسط قضایای شورای سپید و دور گولدور رو از امتیازات فیلم نسبت به کتاب هابیت(و نه تمام آثار تالکین) میدونم

این حالت سوالی بود نه نقل قول از شما

پس قبول داری اینجا تشخیص پیترجکسون درست بوده؟

من هنوز برهوت اسماگ رو ندیدم. وقتی ببینم میام جدی درباره اش بحث می کنم.

اما با این حرفتون مخالفم. کی گفته فیلم هر چی تیره تر باشه قشنگ تره؟! به نظر من (نظره دیگه، سلیقه ایه!) آواز خوندن دورف ها و گابلین بزرگ و حرف ترول ها خیلی خوب بود، چون منطبق بر داستان تالکین بود و همون چیزی بود که من توقع داشتم! ما یا طرفدار تالکین هستیم یا نیستیم، اگه طرفدار تالکینیم که اصولا باید اینو قبول داشته باشیم که تالکین خودش بهتر می دونسته چجوری داستانشو بنویسه!

منم نظرم همینه که هابیت نباید شبیه به ارباب حلقه ها ساخته بشه. اما شما گفتی کسانی که ارباب حلقه ها رو دیدن توقع دارن هابیت هم مثل اون تیره باشه و کار پیتر تو تیره کردن هابیت درست بوده! من بلاخره نفهمیدم فارازون به نظر شما هابیت شبیه ارباب حلقه ها باشه یا نباشه؟!

جناب حمید پریم من واضح در پست 490 این تاپیک گفتم که اینو از امتیازهای قسمت دوم هابیت میدونم

قسمت دوم رو ندیدی؟پس چطور تو بحث شرکت کردی ؟:دی

اول برو ببین تابیای ما بحثو گرم نگه میداریم

نه به نظر من آواز خوانی گابلین کبیر و الف ها و دروف ها در ریوندل خوب نبود

بعد مگه نمیدونی قسمت اول بیشتر پتانسیل طنز داشت و حتی در داستان هم کم کم فضا تیره میشه و حتی در اخر داستان فضا غمباره

یعنی انتظار داشتی این فضای قسمت اول هابیت در قسمت های بعدی اون هم تکرار بشه؟در این مورد به نظرم پیترجکسون سیر منطقی فضای داستان رو ادامه داده

فکرنکنم کسی از تیره و تار بودن ارباب حلقه ها شکایتی کرده باشه حالا نمیدونم چی شده که در مورد هابیت اینقدر رو این مورد دوستان کلید کردن؟

نه .ولی من این بسط قضایای شورای سپید و دور گولدور رو از امتیازات فیلم نسبت به کتاب هابیت(و نه تمام آثار تالکین) میدونم

این حالت سوالی بود نه نقل قول از شما

پس قبول داری اینجا تشخیص پیترجکسون درست بوده؟

اینکه مسلمه! وقتی شما قراره از رو کتابی به حجم هابیت سه گانه یا حتی دو گانه بسازی نیاز به متریال داستانی بیشتری داری!

من کاری به تیره و روشن ندارم ! من طرفدار تالکینم و دوست دارم داستان تالکین رو روی پرده ببینم با همون فضا و همون text و همون context !

بهترین صحنه فیلم یک مهمونی غیر منتظره بود چون با فضای داستان انطباق داشت هرچند مو به مو مثل کتاب نبود مثلا ترتیب ورود دورف ها فرق داشت ولی انقدر در انتقال فضای کتاب موفق بود که اگر 20 دقیقه دیگه هم ادامه داشت من خسته نمی شدم. تو فیلم دو هم صحنه مکالمه بیلبو و اسماگ همین ویژگی رو داشت.

جناب حمید پریم من واضح در پست 490 این تاپیک گفتم که اینو از امتیازهای قسمت دوم هابیت میدونم

قسمت دوم رو ندیدی؟پس چطور تو بحث شرکت کردی ؟:دی

اول برو ببین تابیای ما بحثو گرم نگه میداریم

نه به نظر من آواز خوانی گابلین کبیر و الف ها و دروف ها در ریوندل خوب نبود

بعد مگه نمیدونی قسمت اول بیشتر پتانسیل طنز داشت و حتی در داستان هم کم کم فضا تیره میشه و حتی در اخر داستان فضا غمباره

یعنی انتظار داشتی این فضای قسمت اول هابیت در قسمت های بعدی اون هم تکرار بشه؟در این مورد به نظرم پیترجکسون سیر منطقی فضای داستان رو ادامه داده

فکرنکنم کسی از تیره و تار بودن ارباب حلقه ها شکایتی کرده باشه حالا نمیدونم چی شده که در مورد هابیت اینقدر رو این مورد دوستان کلید کردن؟

صبر کردم کیفیت خوبش بیاد!

نه دیگه تا دوماه دیگه که 1080 بیاد بحثا کامل خوابیده، بهتره همین الان تو بحث شرکت کنم!

آره هابیت به تدریج کمی تاریک تره میشه، اما هیچ وقت تاریکیش به لوتر نمیرسه!

و لزومی نداره که برای تاریک شدن فیلم گندالف تبدیل به هری پاتر بشه و پاترونوم (سپر دفاعی) درست کنه! یا اسماگ با سائورون همدست بشه!

فارازون جان شما تو پست 495 گفتین "لزومی نداره که هابیت شبیه ارباب حلقه ها نباشه " اما تو پست 490 گفتین: "این باعث شده فیلم هابیت تا حدودی شبیه به لوتر باشه و نمیدونم این جز خصوصیات مثبت فیلم هست یا منفی (به نظر من مثبت ولی میدونم حتی در این زمینه هم بین علما اختلافه:دی)"

انگار دوستان نظر منو غلط خونده اند ... ببینید من نگفتم که رمان هابیت بنجله . اگر از نظرم بنجل بود نمیومدم و از اول تا آخرش رو نمیخوندم ، من فقط منظورم این بود که اگه فیلمه مو به مو از روی رمان هابیت ساخته میشد ، بدون شک از این هم بدتر کوبیده میشد. منهم دوست داشتم که فضای فیلمه شاد و شنگولیش بیشتر باشه ولی منظورم اینه که باید به جکسون هم حق داد. اولا اینکه من از همون روز اولی که خبر ساخت فیلم هابیت رو شنیدم مخالفش بودم چونکه برام خیلی غیر قابل هضم بود که چطور جکسون میخواد این رمان 300 صفحه ای رو تبدیل به فیلم کنه ، چونکه بنظرم هابیت پتاسیل خوبی رو برای فیلم شدن نداره. ولی حالا جکسون ساخت و کاریش هم نمیشه باهاش کرد دوما که قسمت دوم فیلم هم اونقدرها هم فضاش جدی نیست که بعضی از دوستان میگن . لحظات طنز زیادی رو داره ولی این طنزش با سیاهی و تاریکی ادغام شده ...

دوستان میگن ما فقط طرفداریم و نباید نظرات منتقدها و اینا رو بیاریم ، من میگم چرا نباید بیاریم ؟! مگه منتقدا و بقیه ی مخاطبان که فقط فیلم ارباب حلقه ها رو دیدن و عاشقش هستن آدم نیستند. یعنی فکر میکنین جکسون فقط واسه دل ما میخواسته فیلم بسازه ؟! نه خیرم. با اینکه تالکین طرفدار زیاد داره ولی در کنارش جکسون هم بیش از اندازه از تالکین طرفدار داره و باید به فکر اونهاهم باشه. مخاطبین عام در مورد قسمت دوم گفتند که راضی بودند و گفتند که خیلی از قسمت اولش بهتره و تنها ایرادی که گرفته بودند بهش این بود که این قسمت هم مثل قسمت قبلش هیچ پایانی رو نداره. و این بدان معناست که با دیدن قسمت اول بکل ناامید شده بودند از این سری.

فیلم خوبی بود، اما به ارباب حلقه ها نمی رسید! این یعنی چی؟!

دوست عزیز نکنه شما انتظار داشتین فیلم هابیت هم در حد و اندازه ی ارباب حلقه ها بشه ؟! :دی

کسانی هستند که فقط با ارباب حلقه ها خاطره دارند و دوست دارند هابیت بیاد و یاد اون دوران هارو واسشون زنده نگه داره و اینکه فضاش شاد باشه ممکنه بدجوری تو ذوقشون بخوره (نمونه اش پسر عموی خودم :دی) جکسون باید به فکر طرفداران خودش هم در کنار طرفداران تالکین هم باشه . اینطوری که نمیشه که فیلمه فقط مختص طرفدارای تالکین باشه . (البته این رو هم بگم که وارثین تالکین از دیدن هابیت ها راضی بوده اند) .

راستی این رو هم برای صدمین بار میگم خوده رمان هابیت هم رفته رفته تاریک و تاریکتر میشه و تو آخراش هم که دیگه واقعا غم انگیز تموم میشه . نمیدونم چرا همش گیر میدن به اینکه فیلمه چرا تاریکه ؟!!! وقتی که جوابش روشنه چرا گیر میدن ؟!!!

اینکه مسلمه! وقتی شما قراره از رو کتابی به حجم هابیت سه گانه یا حتی دو گانه بسازی نیاز به متریال داستانی بیشتری داری!

من کاری به تیره و روشن ندارم ! من طرفدار تالکینم و دوست دارم داستان تالکین رو روی پرده ببینم با همون فضا و همون text و همون context !

بهترین صحنه فیلم یک مهمونی غیر منتظره بود چون با فضای داستان انطباق داشت هرچند مو به مو مثل کتاب نبود مثلا ترتیب ورود دورف ها فرق داشت ولی انقدر در انتقال فضای کتاب موفق بود که اگر 20 دقیقه دیگه هم ادامه داشت من خسته نمی شدم. تو فیلم دو هم صحنه مکالمه بیلبو و اسماگ همین ویژگی رو داشت.

خب این همون بحث بود که گفتم تالکین هم مصون از خطا نیست و ممکنه تشخیص پیترجکسون از تالکین در مواردی برای فیلم بهتر باشه

خب بعضی جاها اصلا در کتاب نیست مثل تائوریل و لگولاس

این چیزی که میگی حمید میشه کپی پیست .مهمانی غیر منتظره رو دوس داشتم ولی مثلا به نظرم تقابل گندالف با سائورون که اصلا در کتاب نبود خوب در اومد

صبر کردم کیفیت خوبش بیاد!

نه دیگه تا دوماه دیگه که 1080 بیاد بحثا کامل خوابیده، بهتره همین الان تو بحث شرکت کنم!

آره هابیت به تدریج کمی تاریک تره میشه، اما هیچ وقت تاریکیش به لوتر نمیرسه!

و لزومی نداره که برای تاریک شدن فیلم گندالف تبدیل به هری پاتر بشه و پاترونوم (سپر دفاعی) درست کنه! یا اسماگ با سائورون همدست بشه!

فارازون جان شما تو پست 495 گفتین "لزومی نداره که هابیت شبیه ارباب حلقه ها نباشه " اما تو پست 490 گفتین: "این باعث شده فیلم هابیت تا حدودی شبیه به لوتر باشه و نمیدونم این جز خصوصیات مثبت فیلم هست یا منفی (به نظر من مثبت ولی میدونم حتی در این زمینه هم بین علما اختلافه:دی)"

پس بیخیال کیفیت بشو .همین کیفیت دی وی دی هم خوبه

این پاترونوم در یاران حلقه هم بود تورامبار.یادته که؟

نه اونجا گفتم دوس دارم این موضوع که این مثبت هست یا منفی رو به بحث بزاریم و اون سوالم به نوعی دعوت دوستان بحث در اون مورد بوده وگرنه داخل پرانتز اشاره کردم که به نظر من این نکته مثبتی بوده

من میگم نباید زیاد به دوستمون تورامبار دلیل بیاریم و اذیتش کنیم . چونکه ایشون فیلمه رو هنوز ندیدن و ممکنه با این نظراتمون با یه حس بد برن سراغ فیلم ...

ایوب:

کسی نمیگه اون قسمتها رو حذف بکنن. از هر کتاب که دوست داره بیاد و به داستان اضافه کنه، من با این قضیه مشکلی ندارم. مشکل من اینه که داستانی که تالکین نوشته رو تغییر میده. حتی جایی که هیچ مشکلی نداره و خیلی راحت میتونه فیلم بشه! اما جکسون اومده یه سری بنیادهای داستان رو زیر پا میذاره و باگ به داستان اضافه میکنه. ایناست که آدمو اذیت میکنه. هنوز هر چند وقت یکبار میبینم کسانی رو که میان میگن توی لوتر آراگورن چقدر احمق بود که سپاه مرده ها رو بعد از پله نور آزاد کرد. خیلی راحت میتونست بره باهاش موردور رو پاک سازی بکنه بدون اینکه خونی از دماغ نیروهاش بیاد! این مشکل از چی ناشی میشه؟ داستانی که تالکین نوشته یا تغییراتی که جکسون داده؟

فارازون:

هنوز هم با این مصون از خطا بودن مشکل دارم. مگه تالکین قرار بوده فیلمنامه بنویسه؟ تالکین کتاب نوشته. اینکه جکسون اومده و فیلمش کرده باعث میشه کار تالکین خطا بشه؟

همون مبارزه گندالف و سائرون هم مشکل داره. مگه توی کتاب نیومده که ایستاری اجازه نداشتن مستقیما سائرون رو به چالش بکشن؟ پس چرا اینجا اینجوری شد و گندالف رفت و باهاش جنگید؟ توی داستان گندالف نمیدونه که نکرومنسر سائرونه و میره ببینه اونجا چه خبره و به محض اینکه میفهمه سائرونه فرار میکنه اما توی فیلم گندالف میدونه سائرون اونجاست و میره باهاش بجنگه! خب این مشکله! ماهیت ایستاری رو زیر سوال میبره. وظیفا ایستاری این بود که مردم سرزمین میانه رو با هم متحد بکنه تا با سائرون بجنگن نه اینکه خودش بره باهاش بجنگه، والار اجازه دخالت به ایستاری رو ندادن چون قرار بر این بود بعد از نومه نور دیگه تو کار الفها و انسانها دخالت نکنن اما توی فیلم انگار یگان ویژه اومده برای جنگ!

حضور لگولاس و تائوریل در فیلم منطقیه. لگولاس پسر تراندویل هست و باید اون اطراف باشه. تالار تراندویل هم خالی نیست، باید چندتا شخصیت اونجا رو پر بکنن اما عشق یه دورف به الف هر چقدر هم که زیبا به تصویر کشیده بشه و کیلی رو دختر کش نشون بدن بازم با روح داستان تالکین مغایرت داره.

خب این همون بحث بود که گفتم تالکین هم مصون از خطا نیست و ممکنه تشخیص پیترجکسون از تالکیندر مواردی برای فیلم بهتر باشه

خب بعضی جاها اصلا در کتاب نیست مثا تائوریل و لگولاس

این چیزی که میگی حمید میشه کپی پیست .مهمانی غیر منتظره رو دوس داشتم ولی مثلا به نظرم تقابل گندالف با سائورون که اصلا در کتاب نبود خوب در اومد

بازم من ربطش به مصونیت از خطا رو نمی فهمم تالکین شورای سفید رو نوشته! جکسون که بهش وحی نشده یا یهو یه لامپ بالاسرش روشن نشده بگه اوره کا! بر و بچ برای اینکه فیلممون بهتر بشه بیاین یه شورای سفیدم اختراع کنیم!

حذف لگولاس و تائوریل کوچکترین ضربه ای به روایت داستان نمی زنه وصرفا حربه ای برای جذب دخترای تینیجره که عاشق چشم و ابروی لگولاسند!

بازم ربطی به کپی پیست نداره شما مقایسه کن اقتباس کاپولا از رمان ماریو پوزو رو با این اقتباس! کاپولا هم خیلی از جزئیات رو تغییر داده اما فضا عوض نشده!

دوست عزیز نکنه شما انتظار داشتین فیلم هابیت هم در حد و اندازه ی ارباب حلقه ها بشه ؟! :دی

کسانی هستند که فقط با ارباب حلقه ها خاطره دارند و دوست دارند هابیت بیاد و یاد اون دوران هارو واسشون زنده نگه داره و اینکه فضاش شاد باشه ممکنه بدجوری تو ذوقشون بخوره (نمونه اش پسر عموی خودم :دی) جکسون باید به فکر طرفداران خودش هم در کنار طرفداران تالکین هم باشه . اینطوری که نمیشه که فیلمه فقط مختص طرفدارای تالکین باشه . (البته این رو هم بگم که وارثین تالکین از دیدن هابیت ها راضی بوده اند) .

راستی این رو هم برای صدمین بار میگم خوده رمان هابیت هم رفته رفته تاریک و تاریکتر میشه و تو آخراش هم که دیگه واقعا غم انگیز تموم میشه . نمیدونم چرا همش گیر میدن به اینکه فیلمه چرا تاریکه ؟!!! وقتی که جوابش روشنه چرا گیر میدن ؟!!!

این دقیقا همون چیزیه که من میگم نباید باشه! من بارها به این نکته تاکید کردم که هابیت نباید با ارباب حلقه ها مقایسه بشه. اما متاسفانه جکسون کاری کرده که مقایسه بشه، و این واسه فیلمش اصلا خوب نیست! جکسون مشخصه که زور زده که هابیت رو به ارباب حلقه ها نزدیک کنه، و این بزرگ ترین اشتباهشه چون موفق نمیشه هابیت رو به لوتر برسونه! اگه این کار رو نمی کرد و هابیت رو مستقل نمی ساخت، الان هیچ کس این دوتا را با هم مقایسه نمی کرد و نمی گفت که هابیت به خوبی ارباب حلقه ها نیست!

خب این همون بحث بود که گفتم تالکین هم مصون از خطا نیست و ممکنه تشخیص پیترجکسون از تالکیندر مواردی برای فیلم بهتر باشه

خب بعضی جاها اصلا در کتاب نیست مثا تائوریل و لگولاس

این چیزی که میگی حمید میشه کپی پیست .مهمانی غیر منتظره رو دوس داشتم ولی مثلا به نظرم تقابل گندالف با سائورون که اصلا در کتاب نبود خوب در اومد

پس بیخیال کیفیت بشو .همین کیفیت دی وی دی هم خوبه

این پاترونوم در یاران حلقه هم بود تورامبار.یادته که؟

نه اونجا گفتم دوس دارم این موضوع که این مثبت باشه یا منفی رو به بحث بزاریم و اون سوالم دعوت دوستان بحث در اون مورد بوده وگرنه اشاره کردم که به نظر من این نکته مثبتی بوده

یه چیزی رو بگم، من کیفیت دی وی دی رو دانلود کردم و چندتا صحنه اش رو مختصر دیدم، اما بعد تصمیم گرفتم منتظر کیفیت خوب بمونم! یکی از اون چندتا صحنه همین تقابل گندالف و سائورون بود! و در مورد این صحنه باید بگم که (منفی ها رو آماده کنید!) واقعا مزخرف بود! و من خنده ام گرفت حتی! خیلی بد در اومده بود! اونی که میگی تو ارباب حلقه ها اصلا به این شکل نبود، یه لحظه بالروگ با شمشیرش به گندالف ضربه زد اما گندالف چیزیش نشد، انگار تو همون لحظه یه نوری از چوب دستیش زد بیرون! خیلی خیلی مختصر بود و این سپر دفاعی دیده نمی شد! اینجا اما یه کره سفید رنگ بزرگ میبینیم که دود سائورون داره بهش ضربه میزنه و کوچیکش میکنه، و من دقیقا یاد زندانی آزکابان افتادم! و بعد هم که این قضیه عصا و اینا! تالکین کلا تو داستان هاش (به جز برن و لوتین) خیلی واضح و مشخص از جادو استفاده نکرده، تو لوتر هم پیتر تقریبا این رو رعایت کرده بود، اما این صحنه واقعا بد بود به نظرم! اصلا خوشم نیومد!

دوست عزیز نکنه شما انتظار داشتین فیلم هابیت هم در حد و اندازه ی ارباب حلقه ها بشه ؟! :دی

بله، در همین فیلم دوم یه جاهاییش نظیرش در لوتر 1 و 2 نبود و فراتر هم میرفت به اقتضای داستان... بهتره که این تعصب و اینهمه خاطره از لوتر رو برداریم و منطقی تر قضاوت کنیم، اگر الان لوتر ساخته نشده بود و هابیت اولین فیلم 3 گانه ای سرزمین میانه بود قطعا همه بلا استثنا سر و دست میشکستن براش...

بازم من ربطش به مصونیت از خطا رو نمی فهمم تالکین شورای سفید رو نوشته! جکسون که بهش وحی نشده یا یهو یه لامپ بالاسرش روشن نشده بگه اوره کا! بر و بچ برای اینکه فیلممون بهتر بشه بیاین یه شورای سفیدم اختراع کنیم!

حذف لگولاس و تائوریل کوچکترین ضربه ای به روایت داستان نمی زنه وصرفا حربه ای برای جذب دخترای تینیجره که عاشق چشم و ابروی لگولاسند!

بازم ربطی به کپی پیست نداره شما مقایسه کن اقتباس کاپولا از رمان ماریو پوزو رو با این اقتباس! کاپولا هم خیلی از جزئیات رو تغییر داده اما فضا عوض نشده!

خب اشاره زیادی به شورای سپید و قضایای دول گول دور نشده و در فیلم شده همین.اینجا تشخیص پیترجکسون بهتر بوده

شاید زمان نوشتن هابیت اینقدر حلقه و نکرومانسر برای تالکین مهم نبوده

به نظرم تائوریل و لگولاس قسمت دوم رو از یکنواختی در اوردن(هرچند همین پدرخوانده برخلاف قسمت اول ودوم که شاهکار بودن قسمت سومش آبکی بود)

عجب مقایسه ای یه فیلم در مورد پدرخوانده های ایتالیایی و مافیا رو با یه فانتزی مقایسه میکنی:دی

یه مورد فانتزی مثال بزن که هم فیلمش شاهکار بوده و هم اقتباس درخشانی بوده تا بحث روشن تر بشه

این دقیقا همون چیزیه که من میگم نباید باشه! من بارها به این نکته تاکید کردم که هابیت نباید با ارباب حلقه ها مقایسه بشه. اما متاسفانه جکسون کاری کرده که مقایسه بشه، و این واسه فیلمش اصلا خوب نیست! جکسون مشخصه که زور زده که هابیت رو به ارباب حلقه ها نزدیک کنه، و این بزرگ ترین اشتباهشه چون موفق نمیشه هابیت رو به لوتر برسونه! اگه این کار رو نمی کرد و هابیت رو مستقل نمی ساخت، الان هیچ کس این دوتا را با هم مقایسه نمی کرد و نمی گفت که هابیت به خوبی ارباب حلقه ها نیست!

یه چیزی رو بگم، من کیفیت دی وی دی رو دانلود کردم و چندتا صحنه اش رو مختصر دیدم، اما بعد تصمیم گرفتم منتظر کیفیت خوب بمونم! یکی از اون چندتا صحنه همین تقابل گندالف و سائورون بود! و در مورد این صحنه باید بگم که (منفی ها رو آماده کنید!) واقعا مزخرف بود! و من خنده ام گرفت حتی! خیلی بد در اومده بود! اونی که میگی تو ارباب حلقه ها اصلا به این شکل نبود، یه لحظه بالروگ با شمشیرش به گندالف ضربه زد اما گندالف چیزیش نشد، انگار تو همون لحظه یه نوری از چوب دستیش زد بیرون! خیلی خیلی مختصر بود و این سپر دفاعی دیده نمی شد! اینجا اما یه کره سفید رنگ بزرگ میبینیم که دود سائورون داره بهش ضربه میزنه و کوچیکش میکنه، و من دقیقا یاد زندانی آزکابان افتادم! و بعد هم که این قضیه عصا و اینا! تالکین کلا تو داستان هاش (به جز برن و لوتین) خیلی واضح و مشخص از جادو استفاده نکرده، تو لوتر هم پیتر تقریبا این رو رعایت کرده بود، اما این صحنه واقعا بد بود به نظرم! اصلا خوشم نیومد!

خب ممکن بود از این صحنه یاد کتاب شیطانی از سری کتابهای دموناتا بیفتی و این شباهت ضعفی برای برهوت اسماگ به حساب نمیاد

شباهت بین فانتزی ها هست و لزومی نداره گندالف همون طوری با سائورون بجنگه که با اسماگ میجنگه

کجا در یاران حلقه مختصر بود؟اونجا هم یه دایره دور گندالف بود

به نظرم همین این برمیگرده به جلوه های ویپزه و اینکه وضوح اون دایره در نبرد گندالف با سائورون بیشتر بود

کسی نمیگه اون قسمتها رو حذف بکنن. از هر کتاب که دوست داره بیاد و به داستان اضافه کنه، من با این قضیه مشکلی ندارم. مشکل من اینه که داستانی که تالکین نوشته رو تغییر میده. حتی جایی که هیچ مشکلی نداره و خیلی راحت میتونه فیلم بشه! اما جکسون اومده یه سری بنیادهای داستان رو زیر پا میذاره و باگ به داستان اضافه میکنه. ایناست که آدمو اذیت میکنه. هنوز هر چند وقت یکبار میبینم کسانی رو که میان میگن توی لوتر آراگورن چقدر احمق بود که سپاه مرده ها رو بعد از پله نور آزاد کرد. خیلی راحت میتونست بره باهاش موردور رو پاک سازی بکنه بدون اینکه خونی از دماغ نیروهاش بیاد! این مشکل از چی ناشی میشه؟ داستانی که تالکین نوشته یا تغییراتی که جکسون داده؟

معذرت میخوام که وسط حرفها میپرم ولی این مشکل از خود بیننده و درست ندیدن فیلم ناشی میشه و اینکه اینقد حقیر به فیلم نگاه میکنه... آراگورن قول میده که اگه به عهدشون وفا کنن و در پله نور کمکشون کنن آزادشون کنه، حتی خود جکسون اونقدر باهوشه که میدونه بعضی مخاطبها اینقد سطح پایینن و ممکنه این چیزای دست پنجم واسش سوال شه اومده و یه دیالوگ به گیملی داده: فکر بدیه، آزادشون نکن، تو جنگای دیگه به کار میان!

همه چیز چوابش در فیلم هست فقط باید با دقت بیشتری دیده شه

خب اشاره زیادی به شورای سپید و قضایای دول گول دور نشده و در فیلم شده همین.اینجا تشخیص پیترجکسون بهتر بوده

شاید زمان نوشتن هابیت اینقدر حلقه و نکرومانسر برای تالکین مهم نبوده

به نظرم تائوریل و لگولاس قسمت دوم رو از یکنواختی در اوردن(هرچند همین پدرخوانده برخلاف قسمت اول ودوم که شاهکار بودن قسمت سومش آبکی بود)

عجب مقایسه ای یه فیلم در مورد پدرخوانده های ایتالیایی و مافیا رو با یه فانتزی مقایسه میکنی:دی

یه مورد فانتزی مثال بزن که هم فیلمش شاهکار بوده و هم اقتباس درخشانی بوده تا بحث روشن تر بشه

من هنوزم نمی فهمم تشخیص جکسون بهتر بوده یعنی چی؟ تالکین توضیحات تقریبا مفصلی در مورد شورای سفید داده و جکسون هم اونو به تصویر کشیده که تازه اونم با ماجرای مقبره ویچ کینگ در تپه های رودائور گند زد توش!

ربطی نداره به ژانر اقتباس اقتباسه دیگه! قواعد خودشو رو داره توصیه می کنم علاقمندان به این بحث کتاب "اقتباس برای فیلمنامه" محمد خیری رو حتما بخونند

فارازون:

هنوز هم با این مصون از خطا بودن مشکل دارم. مگه تالکین قرار بوده فیلمنامه بنویسه؟ تالکین کتاب نوشته. اینکه جکسون اومده و فیلمش کرده باعث میشه کار تالکین خطا بشه؟

همون مبارزه گندالف و سائرون هم مشکل داره. مگه توی کتاب نیومده که ایستاری اجازه نداشتن مستقیما سائرون رو به چالش بکشن؟ پس چرا اینجا اینجوری شد و گندالف رفت و باهاش جنگید؟ توی داستان گندالف نمیدونه که نکرومنسر سائرونه و میره ببینه اونجا چه خبره و به محض اینکه میفهمه سائرونه فرار میکنه اما توی فیلم گندالف میدونه سائرون اونجاست و میره باهاش بجنگه! خب این مشکله! ماهیت ایستاری رو زیر سوال میبره. وظیفا ایستاری این بود که مردم سرزمین میانه رو با هم متحد بکنه تا با سائرون بجنگن نه اینکه خودش بره باهاش بجنگه، والار اجازه دخالت به ایستاری رو ندادن چون قرار بر این بود بعد از نومه نور دیگه تو کار الفها و انسانها دخالت نکنن اما توی فیلم انگار یگان ویژه اومده برای جنگ!

حضور لگولاس و تائوریل در فیلم منطقیه. لگولاس پسر تراندویل هست و باید اون اطراف باشه. تالار تراندویل هم خالی نیست، باید چندتا شخصیت اونجا رو پر بکنن اما عشق یه دورف به الف هر چقدر هم که زیبا به تصویر کشیده بشه و کیلی رو دختر کش نشون بدن بازم با روح داستان تالکین مغایرت داره.

خب نه قرار نبود تالکین نویسنده فیلمنامه باشه پس قرارم نیست فیلمنامه دقیقا اون چیزی باشه که تالکین در کتاب نوشته

خب مهدی در نظر بگیر اصلا مخاطب با چیزی به نام والار و شرطشون برای ایستاری و برخورد نزدیک نداشتشون با سائورون آشنا نیست و بخاطر همین جکسون برای پرپروپیمان کردن روایت اینو اضافه کرده و به نسبت هیجانی که اضافه میکنه میرزه

اینجا به نظرم از دو حالت خارج نیست یا عقاب های مانوی مثل یاران حلقه گندالف رو نجات میدن

یا پای گالادریل و الروند و.. به کشمکش با سائورون باز میشه که میتونه جذاب باشه

این قضیه تائوریل که از ماجرای ملیان و الوتینگول عجیب تر که نیست.هست؟

من هنوزم نمی فهمم تشخیص جکسون بهتر بوده یعنی چی؟ تالکین توضیحات تقریبا مفصلی در مورد شورای سفید داده و جکسون هم اونو به تصویر کشیده که تازه اونم با ماجرای مقبره ویچ کینگ در تپه های رودائور گند زد توش!

ربطی نداره به ژانر اقتباس اقتباسه دیگه! قواعد خودشو رو داره توصیه می کنم علاقمندان به این بحث کتاب "اقتباس برای فیلمنامه" محمد خیری رو حتما بخونند

حمید این توضیحات مفصل تالکین در مورد شورای سپید در کتاب هابیته یا نه؟

در مورد ویچ کینگ و پیشگویی گلورفیندل قبلا بحثشو کردیم و بله اونو از ضعف های قسمت اول میدونم چون حتی در تناقض با رجز ویچ کینگ در مبارزه با ائووین بود

به نسبت هیجانی که اضافه میکنه میرزه
برای جیب برادران وارنر بله خب می ارزه!

یا پای گالادریل و الروند و.. به کشمکش با سائورون باز میشه که میتونه جذاب باشه

! God help us

یعنی می خوان دول گولدور رو قیل از جنگ حلقه خراب کنن!؟ اگر جکسون همچین خیانتی بکنه خودم با کمربند انفجاری می رم سراغش!

برای جیب برادران وارنر بله خب می ارزه!

! God help us

یعنی می خوان دول گولدور رو قیل از جنگ حلقه خراب کنن!؟ اگر جکسون همچین خیانتی بکنه خودم با کمربند انفجاری می رم سراغش!

خب قبول کن که هیجان و صحنه های پرشور قسمت دوم از قسمت اول بهتره.در قسمت اول در حسرت یه اکشن خوب موندیم

نه لازم نیست احتمالا سائورون تا اونا رو ببینه پس از نبردی جانانه فرار رو بر قرار ترجیح بده

همین الان برو:دی

احتمالا وودی آلن هابیت رو میساخت راضی تر بودی:دی

خودشو در نقش بیلبو میزاشت

اسکارلت یوهانسن رو در نقش گالادریل:دی

برای جیب برادران وارنر بله خب می ارزه!

! God help us

یعنی می خوان دول گولدور رو قیل از جنگ حلقه خراب کنن!؟ اگر جکسون همچین خیانتی بکنه خودم با کمربند انفجاری می رم سراغش!

این جنگ دال گولدور و ویران کردنش از بخشهای مورد علاقه ی جکسونه که دوست داشته به تصویر بکشه و برای خداحافظی با سرزمین میانه اینو وارد ماجرا کرده که بسیار مشتاق دیدنشم :دی
حمید این توضیحات مفصل تالکین در مورد شورای سپید در کتاب هابیته یا نه؟
شما گویا خیلی تالکینو دست کم گرفتی! فکر می کنی موقعی که تو کتاب هابیت گندالف رو از گروه جدا کرد نمی دونست که می خواد چی کار کنه!؟ تا اونجا که من می دونم تالکین به کرم آسکاریس مبتلا نبود و می دونست که اگه یه جادوگر رو ببره به تنها کوه در مقابل اژدها کلی صحنه جذاب می تونه خلق کنه! اما به خاطر طرح بزرگتری که در سر داشت بیخیال این جذابیت های ظاهری شد! قطعا واقف هستید که تالکین نگارش سیلماریلیون رو نزدیک به 20 سال قبل از هابیت شروع کرد پس اینکه بگیم در اون زمان نقش سائورون و حلقه براش مهم نبوده چندان دقیق نیست!

نه لازم نیست احتمالا سائورون تا اونا رو ببینه پس از نبردی جانانه فرار رو بر قرار ترجیح بده
این که دیگه خیلی فاجعه تره! سائرونی که آزوگ براش شاخ و شونه بکشه بعدم الروند بیاد با یه اردنگی پرتش کنه بیرون دیگه سائورون نیست!

این بزرگ ترین اشتباهشه چون موفق نمیشه هابیت رو به لوتر برسونه! اگه این کار رو نمی کرد و هابیت رو مستقل نمی ساخت، الان هیچ کس این دوتا را با هم مقایسه نمی کرد و نمی گفت که هابیت به خوبی ارباب حلقه ها نیست!

یه چیزی رو بگم، من کیفیت دی وی دی رو دانلود کردم و چندتا صحنه اش رو مختصر دیدم، اما بعد تصمیم گرفتم منتظر کیفیت خوب بمونم! یکی از اون چندتا صحنه همین تقابل گندالف و سائورون بود! و در مورد این صحنه باید بگم که (منفی ها رو آماده کنید!) واقعا مزخرف بود! و من خنده ام گرفت حتی! خیلی بد در اومده بود! اونی که میگی تو ارباب حلقه ها اصلا به این شکل نبود، یه لحظه بالروگ با شمشیرش به گندالف ضربه زد اما گندالف چیزیش نشد، انگار تو همون لحظه یه نوری از چوب دستیش زد بیرون! خیلی خیلی مختصر بود و این سپر دفاعی دیده نمی شد! اینجا اما یه کره سفید رنگ بزرگ میبینیم که دود سائورون داره بهش ضربه میزنه و کوچیکش میکنه، و من دقیقا یاد زندانی آزکابان افتادم! و بعد هم که این قضیه عصا و اینا! تالکین کلا تو داستان هاش (به جز برن و لوتین) خیلی واضح و مشخص از جادو استفاده نکرده، تو لوتر هم پیتر تقریبا این رو رعایت کرده بود، اما این صحنه واقعا بد بود به نظرم! اصلا خوشم نیومد!

حمید یک بار دیگه لحظه ای که بالروگ ضربه میزنه رو نگاه کن، جرقه های شمشیرش حتی از روی اون گوی سر میخورن و کارگردان عامدانه به گرد بودن و ماهیت داشتن اون کره ی نورانی تاکید میکنه...

خیلی خوبه که یه تاپیک زده شه و همه دلیل درست و حسابی بیارن که چرا هابیت به لوتر میرسه یا نمیرسه، بهتره دست بکار شم :دی

شما گویا خیلی تالکینو دست کم گرفتی! فکر می کنی موقعی که تو کتاب هابیت گندالف رو از گروه جدا کرد نمی دونست که می خواد چی کار کنه!؟ تا اونجا که من می دونم تالکین به کرم آسکاریس مبتلا نبود و می دونست که اگه یه جادوگر رو ببره به تنها کوه در مقابل اژدها کلی صحنه جذاب می تونه خلق کنه! اما به خاطر طرح بزرگتری که در سر داشت بیخیال این جذابیت های ظاهری شد! قطعا واقف هستید که تالکین نگارش سیلماریلیون رو نزدیک به 20 سال قبل از هابیت شروع کرد پس اینکه بگیم در اون زمان نقش سائورون و حلقه براش مهم نبوده چندان دقیق نیست!

این که دیگه خیلی فاجعه تره! سائرونی که آزوگ براش شاخ و شونه بکشه بعدم الروند بیاد با یه اردنگی پرتش کنه بیرون دیگه سائورون نیست!

جواب منو ندادی حمید .دقیقا در کتاب هابیت به ریز جزییات قضایای دول گولدور و شورای سپید اشاره میشه؟

چون قراره فیلم هابیت رو با کتاب هابیت از نظر اقتباس بسنجیم نه تموم آثارتالکین

در مورد سیل خب اون صحبت من یه احتمال بود و اینکه ایا سیلماریلیون در زمان انتشار هابیت دقیقا اون سیلی بود که چاپ شد ؟یا تغییر هم داشت ؟

نه اینو اشتباه میکنی .احتمالا وظیفه اردنگی رو به گالادریل اعطا کنند:دی

بهرحال سائورونی که آزوگ اونطور سرش داد زد همون بهتر گرفتار اردنگی الروند بشه

ولی تورامبار فیلمو خراب کردی تیکه تیکه دیدی، کارگردان صحنه ها رو چیده که به ترتیب ببینی بعد اونجوری دیدیش تو

چون قراره فیلم هابیت رو با کتاب هابیت از نظر اقتباس بسنجیم نه تموم آثارتالکین
خب اگر اینطور بود که جکسون اصلا نباید شورای سفید رو نشون می داد ولی خودش خواسته به سراغ سایر آثار تالکین هم بره!

اینکه داستان شورای سفید تو کتاب هابیت نیست ولی تو فیلم هست نه ضعف تالکینه نه نبوغ جکسون! این دو واقعه صرفا یه همزمانی تاریخی دارند که در یک عنصر به نام گندالف مشترک شدند کتاب هابیت تمرکزش بر سرنوشت گروه تورین وشرکا ست و منطقیه که کاری به دول گولدور نداشته باشه!

بهرحال سائورونی که آزوگ اونطور سرش داد زد همون بهتر گرفتار اردنگی الروند بشه
خب فکر کنم پذیرفتی که سائورون هابیت فرا افتضاحه! این جکسون که انقدر علاقه به این جور مصاف ها داشت چرا سائورون رو با جسم فیزیکی نساخت؟ هم با متن تالکین منطبق بود هم این بزن بزناش جالبتر در میومد!

خب اگر اینطور بود که جکسون اصلا نباید شورای سفید رو نشون می داد ولی خودش خواسته به سراغ سایر آثار تالکین هم بره!

اینکه داستان شورای سفید تو کتاب هابیت نیست ولی تو فیلم هست نه ضعف تالکینه نه نبوغ جکسون! این دو واقعه صرفا یه همزمانی تاریخی دارند که در یک عنصر به نام گندالف مشترک شدند کتاب هابیت تمرکزش بر سرنوشت گروه تورین وشرکا ست و منطقیه که کاری به دول گولدور نداشته باشه!

خب فکر کنم پذیرفتی که سائورون هابیت فرا افتضاحه! این جکسون که انقدر علاقه به این جور مصاف ها داشت چرا سائورون رو با جسم فیزیکی نساخت؟ هم با متن تالکین منطبق بود هم این بزن بزناش جالبتر در میومد!

خب در کتاب یا نبایددول گولدور و شورای سپید مطرح میشد و یا باید کامل بهش پرداخته میشد مثل فیلم

اینکه مثلا بگیم اینطور جریانی پیش اومده و برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به داستانهای ناتمام یا ضمائم ارباب حلقه ها خیلی حالت خوشی نداره

چیزی که پیترجکسون درک کرده و اون رو کامل به تصویر کشیده و نه صرفا مثل کتاب وسیله ای برای توجیه غیبت های گاه و بیگاه گندالف

بهرحال سائورون ایرادهایی داره مثلا خیلی نتونستم با این حضور سایه وارش کنار بیام و جسم فیزیکی داشتنش به نظرم بهتر بود ولی در مجموع قابل قبول بوده و از نکات مثبت قسمت دوم

این جنگ دال گولدور و ویران کردنش از بخشهای مورد علاقه ی جکسونه که دوست داشته به تصویر بکشه و برای خداحافظی با سرزمین میانه اینو وارد ماجرا کرده که بسیار مشتاق دیدنشم :دی

دالگلدور که تو فیلم یه خرابه بود. فکر نکنم جنگی با عنوان جنگ دالگلدور توش داشته باشه.

معذرت میخوام که وسط حرفها میپرم ولی این مشکل از خود بیننده و درست ندیدن فیلم ناشی میشه و اینکه اینقد حقیر به فیلم نگاه میکنه... آراگورن قول میده که اگه به عهدشون وفا کنن و در پله نور کمکشون کنن آزادشون کنه، حتی خود جکسون اونقدر باهوشه که میدونه بعضی مخاطبها اینقد سطح پایینن و ممکنه این چیزای دست پنجم واسش سوال شه اومده و یه دیالوگ به گیملی داده: فکر بدیه، آزادشون نکن، تو جنگای دیگه به کار میان!

همه چیز چوابش در فیلم هست فقط باید با دقت بیشتری دیده شه

موافقم...

شاید درست باشه که جکسون اشتباهاتی رو تو هابیت کرده باشه ولی جکسون تو بعضی موارد تو فیلم خیلی زیرکانه عمل کرده . مثلا ما تو رمان هابیت اصلا لگولاس و یا تائوریل رو نداریم و اصلا بحثی در مورد نکرومانسر نیست ولی اگه تو فیلم دقت کنیم بیلبو هیچوقت با تائوریل و یا لگولاس برخورد نمیکنه و یا حتی ماجرای نکرومانسر رو هم نمیدونه .

همچنین گندالف تو فیلم همش میگه نکرومانسر ، پس نمیدونه نکرومانسر همون سائورونه . و بعد از رودرو شدنش تازه میفهمه که این نکرومانسر همون سائورون هستش .

فارازون:

منظور منو بد متوجه شدی. من نمیگم فیلمنامه کپی پیست کتاب باشه. با اضافه کردن داستان از کتابهای دیگه هم هیچ مشکلی ندارم اما با تغییراتی که میاد و بنیان داستان رو خراب میکنه مخالفم. خیل عظیمی از مخاطبان فیلم، طرفداران هستن که میدونن والار و ایستاری چی هستن و ایستاری برای چی اومدن. الان پیتر توی قسمت دوم اومده و طرفداران رو فدا کرده تا مخاطب عام رو جذب بکنه. من این سوال رو دارم. آیا امکان نداشت فیلمنامه جوری نوشته بشه که هم طرفدارها رو راضی نگه داره و هم مخاطب عام رو؟ اگه جکسون نمیتونه اینکار رو بکنه بهتره فیلم رو نسازه. اومدن سمت فیلم اقتباسی برای مثله کردن داستان و نشون دادن چیزی که خیلی فرق داره رو درک نمیکنم.

الوه و ملیان هر دو در کالبد الف بودن و از لحاظ جسمانی مشکلی نداشتن. الوه یکی از سه شاه بزرگ الف بود و قدرت های جادویی داشت که اونو در برخورد اولش با ملیان میبینیم. الف ها و مایار مشکل قبلی نداشتن. اما تائوریل و کیلی چی؟ الف ها و دورفها سابقه درگیری قدیمی دارن. از لحاظ جسمی دو نژاد کاملا متفاوت هستن. این قضیه پیچیده تره. حتی ازدواج های الف ها و انسانها هم ساده تره. اونها هر دو فرزندان ایلوواتار هستن اما دورف ها خیر.

تورین اوکن شیلد:

عهد مردگان برای این بود که به فرمان آراگورن جواب مثبت بدن و بهش کمک کنن. توی کتاب وقتی آراگورن میخواد به پلارگیر حمله کنه و جلوی دزدان دریایی رو بگیره از مردگان کمک میخواد و اونا بهش جواب مثبت میدن و میجنگن و به عهدشون وفا میکنن و قضیه تموم میشه. اما توی فیلم چی؟ مردگان جواب مثبت میدن و با دزدان دریایی میجنگن اما آراگورن آزادشون نمیکنه و اونها رو برای جنگ دوم میبره و بعد از جنگ دوم آزاد میکنه. اینجا این سوال پیش میاد: اگه قرار بر وفای به عهد هست که چرا بعد از جنگ اول رها نشدن. اگر هم قرار بر یک جنگ نبوده و سوگند برای کل جنگ بوده چرا تا آخر جنگ نگه داشته نشدن؟

حالا این قضیه ربطی به هابیت نداره و نمیخوام زیاد کش بدم.

ایوب:

گندالف توی شورای سپید دقیقا به سائرون اشاره میکنه. توی تله پاتی که با گالادریل در مرز میرک وود داره بهش میگه که نکرومنسر یه جادوگر عادی نیست، توی صحبتهای قبل از وارد شدن به دول گولدور به راداگاست میگه دشمن برگشته و اینکه نزگول فقط به یه ارباب جواب میدن و منظورش سائرونه اونوقت میگی نمیدونسته؟

فارازون:

منظور منو بد متوجه شدی. من نمیگم فیلمنامه کپی پیست کتاب باشه. با اضافه کردن داستان از کتابهای دیگه هم هیچ مشکلی ندارم اما با تغییراتی که میاد و بنیان داستان رو خراب میکنه مخالفم. خیل عظیمی از مخاطبان فیلم، طرفداران هستن که میدونن والار و ایستاری چی هستن و ایستاری برای چی اومدن. الان پیتر توی قسمت دوم اومده و طرفداران رو فدا کرده تا مخاطب عام رو جذب بکنه. من این سوال رو دارم. آیا امکان نداشت فیلمنامه جوری نوشته بشه که هم طرفدارها رو راضی نگه داره و هم مخاطب عام رو؟ اگه جکسون نمیتونه اینکار رو بکنه بهتره فیلم رو نسازه. اومدن سمت فیلم اقتباسی برای مثله کردن داستان و نشون دادن چیزی که خیلی فرق داره رو درک نمیکنم.

الوه و ملیان هر دو در کالبد الف بودن و از لحاظ جسمانی مشکلی نداشتن. الوه یکی از سه شاه بزرگ الف بود و قدرت های جادویی داشت که اونو در برخورد اولش با ملیان میبینیم. الف ها و مایار مشکل قبلی نداشتن. اما تائوریل و کیلی چی؟ الف ها و دورفها سابقه درگیری قدیمی دارن. از لحاظ جسمی دو نژاد کاملا متفاوت هستن. این قضیه پیچیده تره. حتی ازدواج های الف ها و انسانها هم ساده تره. اونها هر دو فرزندان ایلوواتار هستن اما دورف ها خیر.

من تا جایی که به منطق خود فیلم ضربه نزنه(مثل قضیه رودائور) موافق تغییر هستم

بله قسمت دوم واقعا تلاشیه برای راضی کردن همزمان طرفداران تالکین و مخاطبان کتاب.قسمت اول برای طرفداران تالکین ساخته شده بود

خب فیلم که ایرادهایی داره و در اون شکی نیست ولی پیترجکسون بخاطر گسترده تر کردن کار و اینکه تبدیل به یک سه گانه بشه بعضی جاها داستانو تغییر داده ،بعضی جاها موفق بوده و بعضی جاها ناموفق

دست پیترجکسون برای هابیت به نسبت لوتر بسته تره چون هابیت موضوع محدود تری داره از اون طرف باید دم حریص برادران وارنر رو هم ببینه

در مورد ملیان و الوتینگول راستش تفاوت اونا خیلی بیشتر از تائوریل و کیلی بود

راستش برای من خیلی ازدواج و صاحب بچه شدن یک مایا قابل پذیرش نیست (بخاطر پیش فرضی که در ذهنمون نسبت به که فرشته داریم)

کیلی جثه اش کوچولوه و یه دورفه .ولی لزومی نداره تا قیامت کینه بین دورف ها و الف ها با هم باقی بمونه مثل لگولاس و گیملی که دوستان خوبی برای هم بودند

بهرحال اگه ایلوواتار قدرت مطلقه هر مخلوقی در آردا فرزند ایلوواتاره و ائوله فقط مجری این امر بوده

اگه منظور شما جدایی دوگونه دورف و الفه و اینکه از نظر طبیعی نمیتونن ازدواج کنند و بچه داربشن که این بحث جدایی اه

من تا جایی که به منطق خود فیلم ضربه نزنه(مثل قضیه رودائور) موافق تغییر هستم

بله قسمت دوم واقعا تلاشیه برای راضی کردن همزمان طرفداران تالکین و مخاطبان کتاب.قسمت اول برای طرفداران تالکین ساخته شده بود

خب فیلم که ایرادهایی داره و در اون شکی نیست ولی پیترجکسون بخاطر گسترده تر کردن کار و اینکه تبدیل به یک سه گانه بشه بعضی جاها داستانو تغییر داده ،بعضی جاها موفق بوده و بعضی جاها ناموفق

دست پیترجکسون برای هابیت به نسبت لوتر بسته تره چون هابیت موضوع محدود تری داره از اون طرف باید دم حریص برادران وارنر رو هم ببینه

در مورد ملیان و الوتینگول راستش تفاوت اونا خیلی بیشتر از تائوریل و کیلی بود

راستش برای من خیلی ازدواج و صاحب بچه شدن یک مایا قابل پذیرش نیست (بخاطر پیش فرضی که در ذهنمون نسبت به که فرشته داریم)

کیلی جثه اش کوچولوه و یه دورفه .ولی لزومی نداره تا قیامت کینه بین دورف ها و الف ها با هم باقی بمونه مثل لگولاس و گیملی که دوستان خوبی برای هم بودند

بهرحال اگه ایلوواتار قدرت مطلقه هر مخلوقی در آردا فرزند ایلوواتاره و ائوله فقط مجری این امر بوده

اگه منظور شما جدایی دوگونه دورف و الفه و اینکه از نظر طبیعی نمیتونن ازدواج کنند و بچه داربشن که این بحث جدایی اه

خود پیتر جکسون فیلم رو سه گانه کرد. اینکه بگیم جکسون به خاطر سه گانه شدن فیلم مجبور شده تغییرات داستان رو زیاد کنه برای من قابل قبول نیست. اجباری در کار نبوده بلکه صحبت سود بیشتر بوده. پیش خودشون گفتن سنگ مفت گنجیشک مفت. یه میلیارد بیشتر میارزه که بریم گند بزنیم توو داستان. اینا که بلاخره میان فیلم رو ببینن!

مایار فرشته نیستن. ملیان در کالبد الف بود. حتی اگه فرشته هم در نظر بگیریم بازم مشکلی نیست. در روایات داریم که خدا فرشته ای رو به کالبد انسان در میاره و هابیل باهاش ازدواج میکنه و همین قضیه باعث حسادت قابیل میشه و اونو میکشه.

از طرف دیگه درسته که روحی که در دورف ها وجود داره از ارو نشات گرفته اما باز هم به دلایلی که دقیق نمیدونیم اونها جزو فرزندان ارو حساب نمیشن. یه پیشگویی در میان دورف ها وجود داره که در موسیقی دوم ارو اونها رو تقدیس میکنه و جزو فرزندان خودش به شمار میاره. حدس من اینه که اونجا تغییراتی در ماهیت دورف ها داده میشه.

خود پیتر جکسون فیلم رو سه گانه کرد. اینکه بگیم جکسون به خاطر سه گانه شدن فیلم مجبور شده تغییرات داستان رو زیاد کنه برای من قابل قبول نیست. اجباری در کار نبوده بلکه صحبت سود بیشتر بوده. پیش خودشون گفتن سنگ مفت گنجیشک مفت. یه میلیارد بیشتر میارزه که بریم گند بزنیم توو داستان. اینا که بلاخره میان فیلم رو ببینن!

مایار فرشته نیستن. ملیان در کالبد الف بود. حتی اگه فرشته هم در نظر بگیریم بازم مشکلی نیست. در روایات داریم که خدا فرشته ای رو به کالبد انسان در میاره و هابیل باهاش ازدواج میکنه و همین قضیه باعث حسادت قابیل میشه و اونو میکشه.

از طرف دیگه درسته که روحی که در دورف ها وجود داره از ارو نشات گرفته اما باز هم به دلایلی که دقیق نمیدونیم اونها جزو فرزندان ارو حساب نمیشن. یه پیشگویی در میان دورف ها وجود داره که در موسیقی دوم ارو اونها رو تقدیس میکنه و جزو فرزندان خودش به شمار میاره. حدس من اینه که اونجا تغییراتی در ماهیت دورف ها داده میشه.

در مورد قسمت اول که اینو نمیگفتید چون اونجا به نسبت تغییرات کمتر بود

خب همه که نمیتونن فقط برای اجر اخروی بشینن یه سه گانه بسازن

در مورد هابیل روایاته دیگه ای هم هست که هابیل وقابیل با خواهرهای خودشون ازدواج کردند

اینکه دورف ها فرزند ارو نباشن برام پذیرشش سخته

چون هرچی در فکر ائوله بیاد ایلوواتار ازش خبر داره و با اراده ایلوواتاره که ائوله میتونه خلق کنه وگرنه ارو که دیگه یگانه و قدرت مطلق نمیشه و هرچه در آردا اتفاق بیفته با اراده ارو هست

ایوب:

گندالف توی شورای سپید دقیقا به سائرون اشاره میکنه. توی تله پاتی که با گالادریل در مرز میرک وود داره بهش میگه که نکرومنسر یه جادوگر عادی نیست، توی صحبتهای قبل از وارد شدن به دول گولدور به راداگاست میگه دشمن برگشته و اینکه نزگول فقط به یه ارباب جواب میدن و منظورش سائرونه اونوقت میگی نمیدونسته؟

پس چرا وقتی که میخوان بگن این نکرومانسر همون سائورون هستش هیچوقت بصورت مستقیم بهش اشاره نمیکنن ؟!

چرا گندالف هیچوقت نمیگه که این نکرومانسر همون سائورون بوده ؟! و وقتی که سائورون رو میبینه اسمش رو میاره ؟!

گندالف هیچوقت اشاره نمیکنه که این نکرومنسر همون سائورونه ،

اول میاد میگه : دشمن

بعد سارومان در جواب بهش میگه : دشمن شکست خورده و سائورون نمیتونه قدرت فیزیکیش رو بدست بیاره.

بعد از ماجرای سائورون هستش که گندالف بحث نکرومنسر رو میاره ! و میگه که " یک نکرومنسر " اصلا هیچکدومشون نمیدونن که این نکرومنسر کی هست ؟! گندالف هم وظیفه داره که از سرزمین میانه محافظت کنه و شرارت هارو ازش دور کنه به خاطر همین به دولگلدور میره که ببینه اونجا چه خبره و چه چیزی اونجا هست و هم اینکه وظیفه و دیوتیش رو به انجام برسونه!! که خبر نداره سائورون اونجا حضورداره. تو فیلم فقط تو دلش شک افتاده که این امکان داره سائورون باشه ولی برای اینکه به جواب برسه مجبوره که بره تحقیق کنه در موردش.

خلاصه هر کی یه برداشتی رو داره دیگه . برداشت شما اونطوری هستش و برداشت منم اینطوری :دی و فکر نکنم که بحثمون به جایی برسه :دی

در مورد قسمت اول که اینو نمیگفتید چون اونجا به نسبت تغییرات کمتر بود

خب همه که نمیتونن فقط برای اجر اخروی بشینن یه سه گانه بسازن

در مورد هابیل روایاته دیگه ای هم هست که هابیل وقابیل با خواهرهای خودشون ازدواج کردند

اینکه دورف ها فرزند ارو نباشن برام پذیرشش سخته

چون هرچی در فکر ائوله بیاد ایلوواتار ازش خبر داره و با اراده ایلوواتاره که ائوله میتونه خلق کنه وگرنه ارو که دیگه یگانه و قدرت مطلق نمیشه و هرچه در آردا اتفاق بیفته با اراده ارو هست

اجر اخروی؟ جکسون با همون لوتر بار خودش رو بست. من اسم این رو میذارم حرص.

بله توی فیلم اول این حرف رو نمیزدم چون بعد از فیلم اول بود که فیلمبرداری جدید انجام شد و این قسمتهای مشکل دار اضافه شد. فیلم اول از این لحاظ دست نخورده است.

بله در مورد هابیل و قابیل روایات زیادی هست. این روایتی که میگم اینجوریه که آدم و حوا اولین بچه شون قابیل بوده. بعد از اون 39 بار دیگه بچه دار میشن و هر بار دوقلو دختر و پسر. اینها به صورت ضربدری با خواهر های همدیگه ازدواج میکنن. قابیل با خواهر هابیل ازدواج میکنه اما قابیل خواهری نداره که هابیل باهاش ازدواج کنه و برای همین خداوند فرشته ای رو در کالبد انسان میفرسته تا هابیل باهاش ازدواج کنه. {خیلی زدم جاده خاکی}

در مورد دورف ها هم که متن سیلماریلیون میگه اینجوریه:

صفحه 57 سیلماریلیون:

آئوله به ارو: «ارو کار مرا متبرک و نقیصه هاش را بر طرف گرداناد!»

جواب ایلوواتار: «... به هیچ روی در پی حک و اصلاح ساخته دست تو نیستم، و آنان همانگونه خواهند بود که تو ساختی شان.»

صفحه 58:

«او[آئوله] به پدران کهن ایشان گفته است که ایلوواتار متبرکشان خواهد کرد و سرانجام جایی در میان فرزندان به ایشان عطا خواهد فرمود.»

پس لابد اشکالاتی هست که باید تصحیح بشه و این اشکالات ممکنه مانع ازدواجشون بشه.

ایوب:

والله همون صحبتهای گندالف و راداگاست برای من کافیه که بگم میدونسته. وقتی میگه دشمن برگشته و داره آماده جنگ میشه و ما کور بودیم و اشباح حلقه فقط به اون جواب میدن من تصوری غیر از سائرون ندارم.

اجر اخروی؟ جکسون با همون لوتر بار خودش رو بست. من اسم این رو میذارم حرص.

بله توی فیلم اول این حرف رو نمیزدم چون بعد از فیلم اول بود که فیلمبرداری جدید انجام شد و این قسمتهای مشکل دار اضافه شد. فیلم اول از این لحاظ دست نخورده است.

در مورد دورف ها هم که متن سیلماریلیون میگه اینجوریه:

صفحه 57 سیلماریلیون:

آئوله به ارو: «ارو کار مرا متبرک و نقیصه هاش را بر طرف گرداناد!»

جواب ایلوواتار: «... به هیچ روی در پی حک و اصلاح ساخته دست تو نیستم، و آنان همانگونه خواهند بود که تو ساختی شان.»

صفحه 58:

«او[آئوله] به پدران کهن ایشان گفته است که ایلوواتار متبرکشان خواهد کرد و سرانجام جایی در میان فرزندان به ایشان عطا خواهد فرمود.»

پس لابد اشکالاتی هست که باید تصحیح بشه و این اشکالات ممکنه مانع ازدواجشون بشه.

دو قسمت یا سه قسمت فرقی نداره .اصل اینه که یک قسمت بیشتر از سرزمین میانی و ماجراهاش میبینیم

یعنی منظورت اینه طرح و اجرا با ائوله بوده و ارو فقط تایید کرده و گفته بعدا اشکالات کارشو برطرف میکنه؟

یا از قبل از همه چیز خبر داشته؟

خب ممکنه خصوصیات اخلاقی دورف ها مدنظرش بوده باشه و نه خصوصیات جسمانی

خب در کتاب یا نبایددول گولدور و شورای سپید مطرح میشد و یا باید کامل بهش پرداخته میشد مثل فیلم
یعنی چی؟ فکر کنم خودتم ته دلت می دونی حرفت چقدر بی پشتوانه است ولی داری یه کم زیادی پافشاری می کنی! :دی

وقتی شما قراره یک سلسله داستان بنویسی همه چیز رو تو همون کتاب اول کامل شرح می دی ؟ خب دیگه چه مرضیه نوشتن کتاب های بعدی؟ مگه مثلا رولینگ تو همون جلد اول سیر تا پیاز ولدومورت رو می ریزه رو دایره که حالا ما از تالکین همچین انتظاری داشته باشیم ؟ تالکین دقیقا تو سه چهار صفحه آخر به شورای ساحران سفید اشاره می کنه که مخاطب رو آماده کنه برای ادامه ماجراها و اون موقع که این کتاب رو مینوشته خبر نداشته که روزی جناب جکسون قراره فقط سه تا فیلم از این کتاب در بیاره که پیش خودش بگه حتما باید ماجراها رو کامل شرح بدم! لابد اگه شورای سفید رو تا آخر ماجرای دول گولدور شرح می داد شما می گفتی :عه! پس سائورون تو این مدت که در دول گول دور نبود کجا بود؟ پس چرا ننوشت موردور و باراد دور کجان ؟ چرا ننوشت چی به سر حلقه اومد؟ و قص علیهذا! اگه اینطور بود تالکین باید همون اول یه کتب چهار پنج هزار صفحه ای یهو می داد بیرون که مخاطب وحشت می کرد بره طرفش!

دو قسمت یا سه قسمت فرقی نداره .اصل اینه که یک قسمت بیشتر از سرزمین میانی و ماجراهاش میبینیم

یعنی منظورت اینه طرح و اجرا با ائوله بوده و ارو فقط تایید کرده و گفته بعدا اشکالات کارشو برطرف میکنه؟

یا از قبل از همه چیز خبر داشته؟

خب ممکنه خصوصیات اخلاقی دورف ها مدنظرش بوده باشه و نه خصوصیات جسمانی

خب تفاوت اینجاست. من ترجیح میدم دو قسمت ناب تالکینی ببینم تا سه قسمت نصفه نیمه و بعضا متناقض با داستان تالکین.

آره، ارو دورف ها رو همونجوری که آئوله ساخته پذیرفته و فقط بهشون جان داده. یعنی جسم و خصوصیات جسمانی و اخلاقی دورف ها کار آئوله است اما موهبت زنده بودن و اختیار داشتنشون با ارو.

بله، هر چیزی ممکنه. ممکن هست که این اشکالات مانع ازدواج نشن اما با توجه به اینکه هیچ نمونه مشابه یا نزدیکی به این قضیه نداریم من احتمال میدم یه مشکل بنیادی در این قضیه وجود داشته باشه. بین الفها و انسانها علاوه بر ازدواج هایی که صورت گرفته موارد زیاد دیگه ای هم بوده که علاقه بینشون بوده اما به ازدواج ختم نشده. مثل نلاس با تورین یا فیندویلاس با تورین یا آندرت و اورودرت. اما حتی موارد اینجوری بین دورف ها با الف ها یا حتی انسانها وجود نداشته.

تورین اوکن شیلد:

عهد مردگان برای این بود که به فرمان آراگورن جواب مثبت بدن و بهش کمک کنن. توی کتاب وقتی آراگورن میخواد به پلارگیر حمله کنه و جلوی دزدان دریایی رو بگیره از مردگان کمک میخواد و اونا بهش جواب مثبت میدن و میجنگن و به عهدشون وفا میکنن و قضیه تموم میشه. اما توی فیلم چی؟ مردگان جواب مثبت میدن و با دزدان دریایی میجنگن اما آراگورن آزادشون نمیکنه و اونها رو برای جنگ دوم میبره و بعد از جنگ دوم آزاد میکنه. اینجا این سوال پیش میاد: اگه قرار بر وفای به عهد هست که چرا بعد از جنگ اول رها نشدن. اگر هم قرار بر یک جنگ نبوده و سوگند برای کل جنگ بوده چرا تا آخر جنگ نگه داشته نشدن؟

حالا این قضیه ربطی به هابیت نداره و نمیخوام زیاد کش بدم.

بله در کتاب این اتفاق میفته ولی در فیلم آیا دیالوگی هست که آراگورن بگه بیاید و فقط در گرفتن کشتی های اومبار کمکمون کنید؟! نه نیست، در فیلم یک دیالوگم یک دیالوگه! میتونه فیلمو ازین رو به اون رو کنه! طوری که فیلم نشون میده منطقیه که آراگورن این ارواح رو برای یه چیز عظیم تر بخواد که همون جنگ بزرگ دورانشونه، پله نور و به نظرم تغییر زیبایی هست وگرنه اگر برای گرفتن کشتی ها بود همون 200 رنجر دونه داین رو میذاشت در فیلم سنگین تر بود.

خب تفاوت اینجاست. من ترجیح میدم دو قسمت ناب تالکینی ببینم تا سه قسمت نصفه نیمه و بعضا متناقض با داستان تالکین.

آره، ارو دورف ها رو همونجوری که آئوله ساخته پذیرفته و فقط بهشون جان داده. یعنی جسم و خصوصیات جسمانی و اخلاقی دورف ها کار آئوله است اما موهبت زنده بودن و اختیار داشتنشون با ارو.

بله، هر چیزی ممکنه. ممکن هست که این اشکالات مانع ازدواج نشن اما با توجه به اینکه هیچ نمونه مشابه یا نزدیکی به این قضیه نداریم من احتمال میدم یه مشکل بنیادی در این قضیه وجود داشته باشه. بین الفها و انسانها علاوه بر ازدواج هایی که صورت گرفته موارد زیاد دیگه ای هم بوده که علاقه بینشون بوده اما به ازدواج ختم نشده. مثل نلاس با تورین یا فیندویلاس با تورین یا آندرت و اورودرت. اما حتی موارد اینجوری بین دورف ها با الف ها یا حتی انسانها وجود نداشته.

اره این هم نظریه میتونست دو قسمت سه ساعت نیمه با نسخه اکستندد چهار ساعت ونیمه بسازه

پس به نوعی فرزند ارو هستند و ائوله یه کاتالیزور برای اراده ارو هست

بله باید در نظر بگیریم که کوتوله واقعا ریزن مثلا اگه یه زن کوتوله از یک اسنان یا الف باردار بشه اونوقت میتونه اون بچه طبیعی که به اندازه خودشه رو دنیای بیاره

ولی در دنیای فانتزی این بسته به اراده نویسندس

یعنی چی؟ فکر کنم خودتم ته دلت می دونی حرفت چقدر بی پشتوانه است ولی داری یه کم زیادی پافشاری می کنی! :دی

وقتی شما قراره یک سلسله داستان بنویسی همه چیز رو تو همون کتاب اول کامل شرح می دی ؟ خب دیگه چه مرضیه نوشتن کتاب های بعدی؟ مگه مثلا رولینگ تو همون جلد اول سیر تا پیاز ولدومورت رو می ریزه رو دایره که حالا ما از تالکین همچین انتظاری داشته باشیم ؟ تالکین دقیقا تو سه چهار صفحه آخر به شورای ساحران سفید اشاره می کنه که مخاطب رو آماده کنه برای ادامه ماجراها و اون موقع که این کتاب رو مینوشته خبر نداشته که روزی جناب جکسون قراره فقط سه تا فیلم از این کتاب در بیاره که پیش خودش بگه حتما باید ماجراها رو کامل شرح بدم! لابد اگه شورای سفید رو تا آخر ماجرای دول گولدور شرح می داد شما می گفتی :عه! پس سائورون تو این مدت که در دول گول دور نبود کجا بود؟ پس چرا ننوشت موردور و باراد دور کجان ؟ چرا ننوشت چی به سر حلقه اومد؟ و قص علیهذا! اگه اینطور بود تالکین باید همون اول یه کتب چهار پنج هزار صفحه ای یهو می داد بیرون که مخاطب وحشت می کرد بره طرفش!

حمید چرا اینقدر عصبانی هستی؟

خب من میگم باید چیزی که مربوط به کتاب هابیته در خود کتاب مطرح بشه و نه ضمائم

بعد میگم اون چیزی که در فیلم هست رو با کتاب مقایسه کنید نه مجموع اثار تا دید متعادلی از اقتباس داشته باشیم

خب در فیلم که به موردور یا خیلی مسائل اشاره نشده ولی قضایای شورای سپید بسط خوبی داشته

خب چه اشکالی داره این که طولانی باشه هابیت ؟خب نغمه اتش و یخ هم اینطور هستش

خود پیتر جکسون فیلم رو سه گانه کرد. اینکه بگیم جکسون به خاطر سه گانه شدن فیلم مجبور شده تغییرات داستان رو زیاد کنه برای من قابل قبول نیست. اجباری در کار نبوده بلکه صحبت سود بیشتر بوده. پیش خودشون گفتن سنگ مفت گنجیشک مفت. یه میلیارد بیشتر میارزه که بریم گند بزنیم توو داستان. اینا که بلاخره میان فیلم رو ببینن!

آقا مهدی واقعا در عجبم که چه راحت انگ اژدها صفتی رو به جکسون میزنید ! این اقتباس و تغییرات در همون دو فیلم بوده، ولی اتفاقی که تو فیلمبرداری افتاد و یکی از مهمترین چیزایی که اضافه کردن تقابل دورفها اسماگ در کوه بود چیز جدیدی که اضافه شد اومدن گالادریال به دال گولدوره که در فیلم سوم هست! عشق ممنوعه ی کیلی و تاءوریل و رفتن گندالف به روداءور در همون دو فیلم اول بوده! پایین رفتن گندالف از پله های روداءور در همون اولین تریلر هست.

جکسون خواسته از ریتم به شدت تند فیلمها کاسته شه، مثلا الان چه جور ناراحتید که چرا میرکوود و بءورن کم هست (در اکستندد کامله) الان این کات میرکوود و بءورن، کات دو فیلمه! حالا این بلا سر کل اتفاقا میفتاد و بیننده تو 3 ساعت فیلم دیدن اینقد اتفاق زیاد و در هم پیچیده بود که خفه میشد!

بله در کتاب این اتفاق میفته ولی در فیلم آیا دیالوگی هست که آراگورن بگه بیاید و فقط در گرفتن کشتی های اومبار کمکمون کنید؟! نه نیست، در فیلم یک دیالوگم یک دیالوگه! میتونه فیلمو ازین رو به اون رو کنه! طوری که فیلم نشون میده منطقیه که آراگورن این ارواح رو برای یه چیز عظیم تر بخواد که همون جنگ بزرگ دورانشونه، پله نور و به نظرم تغییر زیبایی هست وگرنه اگر برای گرفتن کشتی ها بود همون 200 رنجر دونه داین رو میذاشت در فیلم سنگین تر بود.

دقیقا همینطوره. اگه 200 رنجر دونه داین رو میذاشت خیلی بهتر بود. شما باز داری طرفدارها رو فراموش میکنی و فقط مخاطب عام رو در نظر میگیری. برای طرفدار این عهد جا افتاده و مشخصه. اومدن مردگان به پله نور شکوه و عظمت کار سواران روهان و دلاوری تکاوران شمال رو نابود کرد و همه اعتبار به سپاه مردگان رسید. جوری که اگه اونها هم نمیرسیدن طوری نمیشد و بلاخره مردگان میومدن و همه رو میکشتن!

اصلا فرض شما درست و فقط مخاطب عام رو در نظر میگیریم. تو فیلم هیچ دیالوگی نیست که بگه فقط تو گرفتن کشتی ها کمک کنید. پس از نظر منطق فیلم میتونه مردگان رو به موردور هم ببره اما ترجیح میده عملیات انتحاری انجام بده و کل سپاه سرزمین میانه رو ببره تو دل دشمن به امید اینکه فرودو موفق بشه به کوه برسه، در حالی که میتونست مردگان رو بفرسته موردور و اونجار و پاک سازی بکنه بعد فرش قرمز پهن کنه به سمت کوه نابودی و خیلی شیک حلقه رو بندازه توش!

البته اگه اینکار رو میکرد من خودم عملیات انتحاری براش انجام میدادم! :دی

منظورم از این مثال اینه که جکسون اومده به صلاح دید خودش یه بخش داستان رو که به نظرش اهمیت چندانی نداره تغییر داده اما با اینکار این باگ رو به داستان فیلم اضافه کرده. این کار رو به کرات در هابیت داره تکرار میکنه.

ویرایش:

خب من دقیق نمیدونم که چه چیزهایی توی اون تابستون فیلمبرداری شد و قطعا همش همینها نیست چون سر جمع اینها نیم ساعت هم نمیشه. اما اگه این چیزایی که میگی جزوشون باشه همون اژدها صفتی رو لایقش میدونم. همون تقابل اسماگ و دورف ها هست که کاراکتر اسماگ که در صحبت با بیلبو فوق العاده است رو به یک باره نابود میکنه و اونو تبدیل میکنه به یه اژدهای دست و پا چلفتی که نمیتونه تو یه ربع حتی یه خراش روی 14 نفر بندازه!

اون اومدن گالادریل به دول-گولدور هم اگه درست باشه فاتحه فیلم سوم هم خونده است! =))

ویرایش2:

آقا پست رو یکجا بنویس که بفهمیم به چی جواب میدیم! :دی

از کم بودن میرک وود و بئورن ناراحتم چون اینجا توی اصل ماجرا هستن اما جکسون اینا رو ول کرده و رفته سراغ حاشیه. همون تعقیب و گریز مسخره اسماگ و دورفها حذف میشد و زمانش به این دوتا اضافه میشد خیلی بهتر بود(هرچند این بئورن فیلم همون بهتر که کمتر باشه!). الان زمان این سه تا فیلم رو با هم جمع بزنی اندازه دو فیلم لوتر میشه.

حمید چرا اینقدر عصبانی هستی؟

خب من میگم باید چیزی که مربوط به کتاب هابیته در خود کتاب مطرح بشه و نه ضمائم

من کجا عصبانیم اتفاقا خیلی هم سر خوشم الان! :دی

دقیقا نکته همینجا ست! ماجرای شورای سفید هیچ ربطی به ماجرای کتاب هابیت نداره! مثل این می مونه که کسی بخواد یه کتاب راجع به دوران جوانی کوروش کبیر بنویسه بعد ما بیایم بهش گیر بدیم چرا تاریخ سکا ها را رو کامل توش شرح ندادی؟ چون بالاخره کوروش قراره با اونها بجنگه دیگه! بعد یارو هی جز جیگر بزنه که به پیر به پیغمبر اونا رو تو جلدای بعدی که مربوط به دوره میانسالیه شرح می دم ما بگیم نه تو نمی فهمی اومیدم شصت سال دیگه یه کارگردانی خواست از رو کتاب تو فیلم بسازه اونوقت تو چه جوریه وجدانت اجازه می ده اون بد بخت مجبور بشه جلد دوم کتاب تو رو هم بخونه باید همچی رو همینجا بگی یا کلا بیخیال کوروش بشی!

دقیقا همینطوره. اگه 200 رنجر دونه داین رو میذاشت خیلی بهتر بود. شما باز داری طرفدارها رو فراموش میکنی و فقط مخاطب عام رو در نظر میگیری. برای طرفدار این عهد جا افتاده و مشخصه. اومدن مردگان به پله نور شکوه و عظمت کار سواران روهان و دلاوری تکاوران شمال رو نابود کرد و همه اعتبار به سپاه مردگان رسید. جوری که اگه اونها هم نمیرسیدن طوری نمیشد و بلاخره مردگان میومدن و همه رو میکشتن!

اصلا فرض شما درست و فقط مخاطب عام رو در نظر میگیریم. تو فیلم هیچ دیالوگی نیست که بگه فقط تو گرفتن کشتی ها کمک کنید. پس از نظر منطق فیلم میتونه مردگان رو به موردور هم ببره اما ترجیح میده عملیات انتحاری انجام بده و کل سپاه سرزمین میانه رو ببره تو دل دشمن به امید اینکه فرودو موفق بشه به کوه برسه، در حالی که میتونست مردگان رو بفرسته موردور و اونجار و پاک سازی بکنه بعد فرش قرمز پهن کنه به سمت کوه نابودی و خیلی شیک حلقه رو بندازه توش!

البته اگه اینکار رو میکرد من خودم عملیات انتحاری براش انجام میدادم! :دی

منظورم از این مثال اینه که جکسون اومده به صلاح دید خودش یه بخش داستان رو که به نظرش اهمیت چندانی نداره تغییر داده اما با اینکار این باگ رو به داستان فیلم اضافه کرده. این کار رو به کرات در هابیت داره تکرار میکنه.

من همه رو در نظر میگیرم، هم عام هم خاص و هم طرفدار ونه طرفداران دو آتشه که میخوان دقیق مثل کتاب باشه چون اونا قطعا خوششون نمیاد!

در فیلم تا پایان جنگ پله نور قرار نیس جنگ دیگه ای اتفاق بیفته و بعد جنگ تو یه شورا فرمامده هان و گندالف نقشه ی یه جنگ دیگرو میکشن! درسته؟

از طرفی فیلم جوری پیش میره مخصوصا در ورژن سینمایی فیلم که گرفتن کشتی ها رو نشون نمیده، که آراگورن این ارواح رو برای یه جنگ بزرگ میخواد نه فقط کشتی گرفتن! اصن خودشون 3 تایی که راحت میتونستن بگیرن کشتیارو که :دی

همه چیز منطقیه و حالا نشون میده که گندالف آراگورن به اینا قول میده اگه در جنگ باشن آزادشون کنه که وقتی به عهدشونم وفا میکنن آزاد میشن! قبلا هم گفتم، اون دیالوگ گیملی حتی یه تلنگریه که جکسون میگه باباجان، من خودم میدونم این ارواح تو 3 سوت همه جارو پاکسازی میکنن ولی داستانو قبلا واست گفتم ای بیننده که آراگورن قول داده

ویرایش: من خودم با 3 پلان از درگیری با اسماگ مشکل دارم مثلا اینکه اسماگ آتش به اون عظمت رو از دور رها نمیکنه در 2 قسمت ولی بقیش عالی بود به نظرم! خیلی بی معنیه که این دورفا بدون درگیری با اسماگ، باعث رفتن اسماگ به لیک تان بشن، همون اتفاقی که تو کتاب میفته ولی در حد کتاب خوب میتونه باشه ولی هر کس از دوستان من کتابو خوندن غیر خودم با اونجور مردن اسماگ خیلی مشکل داشتن و فصل آب و آتش رو یخ ترین فصل کتاب نامگذاری کردن =)) میگن چه لوس، با یه تیر، اونم تیر کمان، مرد، منم تا حدودی حق میدم بهشون، چون اونا کمی سینمایی برخورد میکنن با قضیه....

حالا فرض کن جکسون بین من و شما و دوستای من و خیلیا ی دیگه گیر کرده! راضی نگه داشتن تعداد زیادی از ماها مردمی که میریم سینما کار بسیار سختیه و من حق زیادی به جکسون میدم

در ضمن نمیدونم متوجه اتفاقی که در آخر فیلم برای اسماگ افتاد شد رو متوجه شدید یا نه! بسیار محشر بود، کاملا معناش به روح و اصل نوشته های تالکین نزدیک بود!

من کجا عصبانیم اتفاقا خیلی هم سر خوشم الان! :دی

دقیقا نکته همینجا ست! ماجرای شورای سفید هیچ ربطی به ماجرای کتاب هابیت نداره! مثل این می مونه که کسی بخواد یه کتاب راجع به دوران جوانی کوروش کبیر بنویسه بعد ما بیایم بهش گیر بدیم چرا تاریخ سکا ها را رو کامل توش شرح ندادی؟ چون بالاخره کوروش قراره با اونها بجنگه دیگه! بعد یارو هی جز جیگر بزنه که به پیر به پیغمبر اونا رو تو جلدای بعدی که مربوط به دوره میانسالیه شرح می دم ما بگیم نه تو نمی فهمی اومیدم شصت سال دیگه یه کارگردانی خواست از رو کتاب تو فیلم بسازه اونوقت تو چه جوریه وجدانت اجازه می ده اون بد بخت مجبور بشه جلد دوم کتاب تو رو هم بخونه باید همچی رو همینجا بگی یا کلا بیخیال کوروش بشی!

میدونی که حرف من از نظر فیلم و منطق روایت منطقی و با پشتوانه اس ولی چون خیلی کتاب هابیت رو دوس داری نمیخوای قبول کنی :دی

خب اگه این قضایا فقط برای منطقی نشون دادن غیبت های گاه و بیگاه گندالف باشه به نظرم منطقی نیست و اصلا در کتاب نمیومد بهتر بود چون در کتاب ربطی به ماجراجویی های دورف ها نداره

به نظرم همین روایت جکسون از شورای سپید و دور گولدور بهتره

خب جوونی های کوروش در انشان و هگمتانه و پیش استیاگ و و.. میگذره ه ربطی داره به سکاها و اقوام داهه؟

ولی در کتاب هابیت از اون وقایع اسم برده میشه ولی بصورت خلاصه و منم میگم تالکین یا اشاره نمیکرد به اون حوادث یا مفصل میگفت

درسته داستان گسترده تر میشد ولی ارزششو داشت

الان کتاب ساده تر و در مورد یه ماجراجوییه ولی فیلم خیلی گسترده تره

من همه رو در نظر میگیرم، هم عام هم خاص و هم طرفدار ونه طرفداران دو آتشه که میخوان دقیق مثل کتاب باشه چون اونا قطعا خوششون نمیاد!

در فیلم تا پایان جنگ پله نور قرار نیس جنگ دیگه ای اتفاق بیفته و بعد جنگ تو یه شورا فرمامده هان و گندالف نقشه ی یه جنگ دیگرو میکشن! درسته؟

از طرفی فیلم جوری پیش میره مخصوصا در ورژن سینمایی فیلم که گرفتن کشتی ها رو نشون نمیده، که آراگورن این ارواح رو برای یه جنگ بزرگ میخواد نه فقط کشتی گرفتن! اصن خودشون 3 تایی که راحت میتونستن بگیرن کشتیارو که :دی

همه چیز منطقیه و حالا نشون میده که گندالف آراگورن به اینا قول میده اگه در جنگ باشن آزادشون کنه که وقتی به عهدشونم وفا میکنن آزاد میشن! قبلا هم گفتم، اون دیالوگ گیملی حتی یه تلنگریه که جکسون میگه باباجان، من خودم میدونم این ارواح تو 3 سوت همه جارو پاکسازی میکنن ولی داستانو قبلا واست گفتم ای بیننده که آراگورن قول داده

حتی اگه همه این دلایل شما رو هم قبول بکنیم بازم تغییر چندانی نمیکنه. "تغییر خیلی بد" تبدیل میشه به "تغییر بد" یا حداقلش "تغییر بی مورد". همونطور که گفتم اومدن مردگان به پله نور عظمت کار سواران روهان و تکاوران شمال رو از بین برد و باعث شد کاراکتر هالباراد حذف بشه اما در عوضش چیزی عاید فیلم نشد. شاید بگید جذابیتش زیاد شد اما من جذابیت پیاده شدن دونه داین شمال با پرچم آراگورن از کشتی ها رو بیشتر دوست دارم و بیشتر تاثیر گذار هست و حس کد تقلب زدن هم نمیده!

حتی اگه همه این دلایل شما رو هم قبول بکنیم بازم تغییر چندانی نمیکنه. "تغییر خیلی بد" تبدیل میشه به "تغییر بد" یا حداقلش "تغییر بی مورد". همونطور که گفتم اومدن مردگان به پله نور عظمت کار سواران روهان و تکاوران شمال رو از بین برد و باعث شد کاراکتر هالباراد حذف بشه اما در عوضش چیزی عاید فیلم نشد. شاید بگید جذابیتش زیاد شد اما من جذابیت پیاده شدن دونه داین شمال با پرچم آراگورن از کشتی ها رو بیشتر دوست دارم و بیشتر تاثیر گذار هست و حس کد تقلب زدن هم نمیده!

درسته

کمک دونه داین ها خیلی میتونست حتی برای کاراکتر اراگورن هم بهتر باشه و اینکه بمونن و به نوعی نماد احیای نومه نور باشن

میتونست لزوما 100-200 دونه داین و تکاور نباشه و این عدد1000-300 باشه اینجور کار نفس گیر میشد و منطقی تر

بخصوص اون زیر گرفتن ماموت و سه سوت به بالای میناس تیریث رسیدن یه جورایی نفس گیر بودن نبرد پله نور رو خراب کرد

بازم حرف منو متوجه نمی شی متاسفانه و از سیاه بیشه به صحرای کربلا می زنی!:دی

من می گم تالکین تو اون سه چهار صفحه آخر داره مخاطب رو می پزه که ملت این ماجرای سرزمین میانی و الفها و دورف ها و آدما و هابیت ها و... همین سیصد و اندی صفحه ای که گفتم نیستا کلی ماجرای دیگه هم دارن! و اونا رو ایشالله در کتابای بعدی برتاون شرح می دم. حالا این اشکالش کجاست؟

بعد ما غیبت های گاه و بیگاه گندالف نداریم . گندالف یه بار گروه رو در مرز سیاه بیشه ترک می کنه یه بار هم پیش از نبرد نهایی بر می گرده دیگه گاه و بیگاهش کجاست؟

حالا جکسون اومده بخشی از اون ادامه ماجرا ها رو تو فیلمی که قرار بوده از اون بخش اول ساخته بشه گنجونده که منم باهاش مشکلی ندارم دستشم درد نکنه که شورای سفید نشونمون داد!

من فقط نمی فهمم گناه تالکین چیه این وسط که شما گیر دادی بهش؟

بازم حرف منو متوجه نمی شی متاسفانه و از سیاه بیشه به صحرای کربلا می زنی!:دی

من می گم تالکین تو اون سه چهار صفحه آخر داره مخاطب رو می پزه که ملت این ماجرای سرزمین میانی و الفها و دورف ها و آدما و هابیت ها و... همین سیصد و اندی صفحه ای که گفتم نیستا کلی ماجرای دیگه هم دارن! و اونا رو ایشالله در کتابای بعدی برتاون شرح می دم. حالا این اشکالش کجاست؟

بعد ما غیبت های گاه و بیگاه گندالف نداریم . گندالف یه بار گروه رو در مرز سیاه بیشه ترک می کنه یه بار هم پیش از نبرد نهایی بر می گرده دیگه گاه و بیگاهش کجاست؟

حالا جکسون اومده بخشی از اون ادامه ماجرا ها رو تو فیلمی که قرار بوده از اون بخش اول ساخته بشه گنجونده که منم باهاش مشکلی ندارم دستشم درد نکنه که شورای سفید نشونمون داد!

من فقط نمی فهمم گناه تالکین چیه این وسط که شما گیر دادی بهش؟

خب حمیدجان همون سه چهار صفحه رو هم حذف میکرد اصلا به داستان لطمه ای وارد نمیشد

این توضیح دادنو میزاشت اول یاران حلقه

حتی اگه همه این دلایل شما رو هم قبول بکنیم بازم تغییر چندانی نمیکنه. "تغییر خیلی بد" تبدیل میشه به "تغییر بد" یا حداقلش "تغییر بی مورد". همونطور که گفتم اومدن مردگان به پله نور عظمت کار سواران روهان و تکاوران شمال رو از بین برد و باعث شد کاراکتر هالباراد حذف بشه اما در عوضش چیزی عاید فیلم نشد. شاید بگید جذابیتش زیاد شد اما من جذابیت پیاده شدن دونه داین شمال با پرچم آراگورن از کشتی ها رو بیشتر دوست دارم و بیشتر تاثیر گذار هست و حس کد تقلب زدن هم نمیده!

این صحبت کاملا سلیقه ایه و شما به عنوان یه طرفدار سرسخت متن تالکین اینو میگید. شما دوست داشتید فلان چیو رو پرده ببینید و حرقای دیگه، اینا همش سلیقه ایه و نمیشه حکم کرد که فیلم اشکال داره! اتفاقا به نظرم تغییر هوشمندانه ایه، ابهت رو کنار گذاشته برای سواران روهان و قسمت فانتزی و مرموز ماجرا رو هم گذاشته برای ارواح عهد شکن. چه دلیلی وجود داره که این تغییرو بگیم خیلی بد، غیر این هست که شما کتابو خوندید و دقیقا میخواید اونو رو پرده ببینید؟ همیشه این اتفاق برای فیلمای اقتباسی میفته و طرفداران سرسخت کتابها از فیلمها متنفر میشن ولی هیچ وقت این تقصیر فیلم نیست! چون این راهی هست که یک متن باید تبدیل به تصویر بشه... حالا یه سری هستن کتابم میخونن بعد میگن، عجب تغییر به جایی! مثل من :دی منم به شدت تالکین و کتاباشو دوست دارم و برای من یه دنیای دیگه موازی با این دنیام تشکیل داده، ولی این جور فیلم ساختن و اقتباس کردن کار هر کسی نیس

این دیگه تشخیص تالکینه که مخاطبانش رو اینطور برای کتابای بعدیش آماده کنه ومن اشکالی توش نمی بینم.

یکی دیگه از عواملی که این گونه اشکالات و گاهی تناقضات رو ایجاد کرده همین ساخته شدن هابیت بعد از ارباب حلقه هاست.

شما مثلا همین ایراد رو می تونی از لوتر بگیری که چرا تو موریا گندالف برای گروه شرح می ده که تورین یک زره میتریل به بیلبو داده چرا که مخاطب عام چیزی از کتاب هابیت و ماجراهاش نمی دونه.

این صحبت کاملا سلیقه ایه و شما به عنوان یه طرفدار سرسخت متن تالکین اینو میگید. شما دوست داشتید فلان چیو رو پرده ببینید و حرقای دیگه، اینا همش سلیقه ایه و نمیشه حکم کرد که فیلم اشکال داره! اتفاقا به نظرم تغییر هوشمندانه ایه، ابهت رو کنار گذاشته برای سواران روهان و قسمت فانتزی و مرموز ماجرا رو هم گذاشته برای ارواح عهد شکن. چه دلیلی وجود داره که این تغییرو بگیم خیلی بد، غیر این هست که شما کتابو خوندید و دقیقا میخواید اونو رو پرده ببینید؟ همیشه این اتفاق برای فیلمای اقتباسی میفته و طرفداران سرسخت کتابها از فیلمها متنفر میشن ولی هیچ وقت این تقصیر فیلم نیست! چون این راهی هست که یک متن باید تبدیل به تصویر بشه... حالا یه سری هستن کتابم میخونن بعد میگن، عجب تغییر به جایی! مثل من :دی منم به شدت تالکین و کتاباشو دوست دارم و برای من یه دنیای دیگه موازی با این دنیام تشکیل داده، ولی این جور فیلم ساختن و اقتباس کردن کار هر کسی نیس

بله، من لوتر و هابیت رو نمیبینم که فیلم دیده باشم. میبینم تا جلوه تصویری داستانی که دوست دارم رو ببینم. داستانی که ورود سواران روهان توش اونقدر باشکوه نشون داده شده و پیاده شدن آراگورن از کشتی مو به تن آدم سیخ میکنه اما به جای اون شاهکار صحنه ای رو میبینم که همه وسط میدون نبرد وایسادن و دارن گپ میزنن در حالی که مرده ها کار اونها رو انجام میدن و انگار نه انگار که نیازی به سواران روهان بوده و بیخودی اینهمه راه رو کوبیدن و اومدن یا اینکه شاهی برگشته به قلمرو خودش. ببین توی هابیت برای بازگشت تورین به تنها کوه بعد از 80 سال چه شکوهی و نما و پیشگویی رو نشون میده اما برای بازگشت آراگورن، وارث به حق تاج و تخت گوندور و آرنور بعد از هزار سال هیچی!

انتظار ندارم کتاب مو به مو ساخته بشه اما انتظار دارم شکوهش حفظ بشه و شکوه رو با شانس و نیروهای ماوراء طبیعه جایگزین نکنه

به آقا مهدی: این زمان فیلمو که اشاره میکنید 2 ساعت و نیم فیلم، یه فیلم طولانی محسوب میشه! حالا 20 دقیقه یا 10 دقیقه کمتر بودن یه فیلم از فیلم دیگه دلیلی بر کم آوردن کارگردان یا ضعف محسوب نمیشه! مهم اون چیزیه که در 2 ساعت و نیم در اون قاب تصویر میبینید!

این دیگه تشخیص تالکینه که مخاطبانش رو اینطور برای کتابای بعدیش آماده کنه ومن اشکالی توش نمی بینم.

یکی دیگه از عواملی که این گونه اشکالات و گاهی تناقضات رو ایجاد کرده همین ساخته شدن هابیت بعد از ارباب حلقه هاست.

شما مثلا همین ایراد رو می تونی از لوتر بگیری که چرا تو موریا گندالف برای گروه شرح می ده که تورین یک زره میتریل به بیلبو داده چرا که مخاطب عام چیزی از کتاب هابیت و ماجراهاش نمی دونه.

خب این تشخیص تالکین به نظر من اشتباس و پیترجکسون بهتر عمل کرده:دی

بله، من لوتر و هابیت رو نمیبینم که فیلم دیده باشم. میبینم تا جلوه تصویری داستانی که دوست دارم رو ببینم. داستانی که ورود سواران روهان توش اونقدر باشکوه نشون داده شده و پیاده شدن آراگورن از کشتی مو به تن آدم سیخ میکنه اما به جای اون شاهکار صحنه ای رو میبینم که همه وسط میدون نبرد وایسادن و دارن گپ میزنن در حالی که مرده ها کار اونها رو انجام میدن و انگار نه انگار که نیازی به سواران روهان بوده و بیخودی اینهمه راه رو کوبیدن و اومدن یا اینکه شاهی برگشته به قلمرو خودش. ببین توی هابیت برای بازگشت تورین به تنها کوه بعد از 80 سال چه شکوهی و نما و پیشگویی رو نشون میده اما برای بازگشت آراگورن، وارث به حق تاج و تخت گوندور و آرنور بعد از هزار سال هیچی!

انتظار ندارم کتاب مو به مو ساخته بشه اما انتظار دارم شکوهش حفظ بشه و شکوه رو با شانس و نیروهای ماوراء طبیعه جایگزین نکنه

یعنی ما اونجوری سخیف به فیلم نگاه میکنیم که فقط فیلم دیده باشم؟؟ دس شما درد نکنه =)))

یعنی اون شکوه سواران روهان تو فیلم وجود نداره واقعا؟؟ جدی اینا رو میگید؟ واقعا همه وسط جنگ پله نور دارن گپ میزنن؟؟ امیدوارم این حرفا شوخی باشه که بزرگترین جنگ باشکوه سنمایی چنین القابی میگیره

سواران روهان هیچ کاری نکردن یعنی؟ هیچ تاثیری نداشتن؟ شکوه و ابهت موزیک و تصویر زمانی که تءودن و سپاهیانش یک صدا فریاد مرگ سر میدن نظیرشو مگر در 5 سپاه ببینیم و نه هیچ فیلم دیگر

بیاید فیلمهای اکشن جکسون رو با هم مقایسه کنیم:

نسخه های اکستندد:

سفری غیر منتظره: 182 دقیقه(3 ساعت و 2 دقیقه)

یاران حلقه: 219 دقیقه(3 ساعت و 39 دقیقه) - 37 دقیقه بیشتر

دو برج: 233 دقیقه است(3 ساعت و 53 دقیقه) - 51 دقیقه بیشتر

بازگشت شاه: 263 دقیقه(4 ساعت و 23 دقیقه) - 81 دقیقه بیشتر

کینگ کونگ: 201 دقیقه(3 ساعت و 21 دقیقه) - 19 دقیقه بیشتر

نسخه سینمایی

سفری غیر منتظره: 169 دقیقه

برهوت اسماگ: 161 دقیقه

یاران حلقه: 178 دقیقه - 9 دقیقه بیشتر

دو برج: 179 دقیقه - 10 دقیقه بیشتر

بازگشت شاه: 201 دقیقه - 32 دقیقه بیشتر

کینگ کونگ: 187 دقیقه - 18 دقیقه بیشتر

یعنی هابیت از همه فیلمهای جکسون زمان کمتری داره. به شدت هم از موارد اضافه ای که قرار بوده توی اکستندد باشن و جزو خط اصلی داستان نیستن و بود و نبودشون تاثیری نداره توی نسخه سینمایی استفاده شده.

ورود سواران روهان به پله نور با شکوه بود، تا اونجا خیلی عالیه اما وقتی که مردگان وارد میشن کل اون صحنه خراب میشه و حضور سواران روهان بی ارزش میشه. اگر سواران روهان نمیومدن بازم مردگان همه رو میکشتن و اصلا نیازی بهشون نبود!

خب داستان ارباب حلقه ها بسیار گسترده تره

این کینگ کونگ چیه تو مقایسه هات آوردی؟:دی

بدون تعارف بگم ماجراهای هابیت مقابل قضایای حلقه ،خرده ماجرا به حساب میان

در ارباب حلقه ها خیلی جاها پیتر داستانو خلاصه کرده ولی در هابیت در خیلی از جاهایی هم که درخشانه بازم این احساس به ادم دست میده که داستان کش اومده

خب داستان ارباب حلقه ها بسیار گسترده تره

این کینگ کونگ چیه تو مقایسه هات آوردی؟

بدون تعارف بگم ماجراهای هابیت مقابل قضایای حلقه ،خرده ماجرا به حساب میان

کینگ کونگ رو آوردم برای اینکه نشون بدم جکسون آدمیه که از داستان کینگ کونگ که تقریبا هیچی نداره فیلمی بلند تر ساخته اما توی هابیت با اینهمه ماجرا و اینهمه چیزی که از اینور و اونور اضافه کرده بازم کم آورده اما از تصمیمش مبنی بر سه قسمتی شدن دست نکشیده!

کینگ کونگ رو آوردم برای اینکه نشون بدم جکسون آدمیه که از داستان کینگ کونگ که تقریبا هیچی نداره فیلمی بلند تر ساخته اما توی هابیت با اینهمه ماجرا و اینهمه چیزی که از اینور و اونور اضافه کرده بازم کم آورده اما از تصمیمش مبنی بر سه قسمتی شدن دست نکشیده!

خب کینگ کونگ یه فیلمه و هابیت سه گانه اس

بله راستش خودمم تا قبل از دیدن برهوت اسماگ تو این فکربودم جکسون با چی میخواد سه گانه بسازه چون پیرنگ داستان کمه

خب اونا حواشی ان . قبول کن اصل ماجرا خیلی به نسبت لوتر خلاصه تره

بیاید فیلمهای اکشن جکسون رو با هم مقایسه کنیم:

نسخه های اکستندد:

سفری غیر منتظره: 182 دقیقه(3 ساعت و 2 دقیقه)

یاران حلقه: 219 دقیقه(3 ساعت و 39 دقیقه) - 37 دقیقه بیشتر

دو برج: 233 دقیقه است(3 ساعت و 53 دقیقه) - 51 دقیقه بیشتر

بازگشت شاه: 263 دقیقه(4 ساعت و 23 دقیقه) - 81 دقیقه بیشتر

کینگ کونگ: 201 دقیقه(3 ساعت و 21 دقیقه) - 19 دقیقه بیشتر

نسخه سینمایی

سفری غیر منتظره: 169 دقیقه

برهوت اسماگ: 161 دقیقه

یاران حلقه: 178 دقیقه - 9 دقیقه بیشتر

دو برج: 179 دقیقه - 10 دقیقه بیشتر

بازگشت شاه: 201 دقیقه - 32 دقیقه بیشتر

کینگ کونگ: 187 دقیقه - 18 دقیقه بیشتر

یعنی هابیت از همه فیلمهای جکسون زمان کمتری داره. به شدت هم از موارد اضافه ای که قرار بوده توی اکستندد باشن و جزو خط اصلی داستان نیستن و بود و نبودشون تاثیری نداره توی نسخه سینمایی استفاده شده.

ورود سواران روهان به پله نور با شکوه بود، تا اونجا خیلی عالیه اما وقتی که مردگان وارد میشن کل اون صحنه خراب میشه و حضور سواران روهان بی ارزش میشه. اگر سواران روهان نمیومدن بازم مردگان همه رو میکشتن و اصلا نیازی بهشون نبود!

زمان کمتر چه قدره؟ نهایتا نیم ساعته دیگه، خوب این نیم ساعت کمتر اصن ضعف نیس که بگیم کم آورده، راحت میتونست بءورن و میرکوود رو تا 20 دقیقه سر جمع به هر د تاشون اضافه کنه، یا تراین رو از اکستندد برداره و همینجا نشونش بده ولی در نهایت ادیتی رو انتخاب کرده که بیشتر به ماجرای کوه بپردازه، بازم میگم، یه سری آدم از ریتم فیلم قبلی شاکی بودن و من راضی، حالا اون یکیا با این راضین و شما ناراضی، چی کنه دیگه؟ هر چند نسخه ی اکستندد رو من کات مورد پسند جکسون میدونم که خواهیم دیدش. اون اتفاق که از نسخه ی اکستندد اضافه شد در فیلم واسه فیلم اول اتفاق افتاد چون تا 5 پاه مونده به اکران این تصمیم گرفته شد. این فیلم اتفاقا اکستندد ها رو نگه داشته واسه اکستندد و فیلمو کنترل کرده...

پله نور عظیم ترین و باشکوه ترین نبرد سینماییه که تا حالا دیدم. امیدوارم 5 سپاه رکورد زیباییشو بزنه...

من نیم ساعت گشتم این آمار و ارقام رو در آوردم که باز بیای بگی "نهایتا نیم ساعت"؟!

37، 51 و 81. هر جور حساب میکنم میانگین اینها زیر نیم ساعت نمیشه!

در هر حال این نظرات من بود و از این کاری که جکسون توی قسمت دوم کرد اصلا خوشم نیومد. یه جورایی بهم میگه طرفدارها رو به مقبولیت و پول فروخت. حالا شما نظر دیگه ای داری و طبیعیه. هیچ دو نفری مثل هم نیستن.

فارازون:

یادمه یه پست زده بودم و تک تک اتفاقات هابیت رو با سه گانه لوتر مقایسه کرده بودم. اون پستم در تایید سه گانه شدن فیلم بود(قبل از اکران فیلمها). میگردم شاید پیداش کردم و اینجا میذارم. نتیجه اش این بود که هابیت حوادث کمتری نداره و میشه سه گانه کرد.(هرچند الان متاسفم از اینکه اینجوری سه گانه شده)

فارازون:

یادمه یه پست زده بودم و تک تک اتفاقات هابیت رو با سه گانه لوتر مقایسه کرده بودم. اون پستم در تایید سه گانه شدن فیلم بود(قبل از اکران فیلمها). میگردم شاید پیداش کردم و اینجا میذارم. نتیجه اش این بود که هابیت حوادث کمتری نداره و میشه سه گانه کرد.(هرچند الان متاسفم از اینکه اینجوری سه گانه شده)

من تا قبل از اکران برهوت اتفاقا نظرم عکس بود ولی برهوت اسماگ به نظرم موفق بود و تازه سه حادثه مهم سرنوشت اسماگ،جمع بندی قضایای دول گولدور و نبرد چند سپاه! میمونه برای قسمت بعد

اگه قرار بود سرعت روایت مثل کتاب باشه یک یا نهایتا دو فیلم کافی بود

در صورتی که وقتی فکر میکنم میبینم فقط قدرت پیترجکسون بود که باعث شد بازگشت پادشاه دو قسمت نشه ولی یادگاران مرگ که داستان به نسبت ساده و سرراست تری از بازگشت پادشاه داشت تبدیل به یک دوگانه شد

البته خداروشکر اون موقع کار دست برادران وارنر نبود وگرنه سه گانه ارباب حلقه ها رو تبدیل به شش گانه ارباب حلقه ها میکردند

اصن شما بگید 2 ساعت! ضعف نیست این که! باید ببینی کارگردان تو همون دو ساعت و نیم چی بهت نشون داده، همین! این بحث زمان واقعا بیهودس

بله، به قول خود جکسون "آدم باید واسه دل خودش فیلم بسازه، اینکه یکی از کار متنفر باشه و یکی مجنون طبیعیه، مهم اینه که من بعد 10 سال فیلمامو میبینم خجالت نکشم..."

در ضمن فیلمی که رو پرده میره از فی*** کمپانی هم رد میشه! ولی اکستندد دست جکسونو واسه نشون دادن موارد مورد علاقش باز میکنه.

خب این تشخیص تالکین به نظر من اشتباس و پیترجکسون بهتر عمل کرده:دی

خب من قصد نداشتم این پست رو بدم چون به نظرم اسپم میومد ولی خب چه کنم که رو دلم مونده بود!

حالا بازهم اگه مهدی تشحیص داد که نباید باشه لطفا خودش زحمت حذفش رو بکشه

روزی در یک مصاحبه از مرحوم صادق چوبک پرسیدند نظر شما در مورد صادق هدایت چیست؟

چوبک در پاسخ گفت : هدایت از هر نظر یک انسان کامل بود. از لحاظ اخلاق و رفتار، از لحاظ حس نوع دوستی، وطن پرستی و... ولی اگر منظور شما نویسندگی هدایت است باید بگویم هدایت در نویسندگی بزرگتر از آن است که بتوان او را نقد کرد.

حالا حکایت من و شما و جکسون و تالکین هم همینه!

میبینم که دوستان هنوز هم به توافق نرسیده ان :دی از دیشب تاحالا داریم بحث میکنیم به هیچ نتیجه ای نرسیدیم ، پس دلیل اینکه الان هم داریم بحث میکنیم برای چی هست ؟! :دی

بعضی از نظرات و انتقادات جناب مهدی هم درست و بجا ست . و بعضی از حرف ها و پاسخ های جناب فارازون و اوکنشیلد هم بسیار منطقی هستند .

در مورد مدت زمان فیلم من با جناب مهدی مخالفم . اگر یه فیلم مدت زمانش کم باشه دلیل نمیشه که با فیلمی ضعیف سرو کار داریم . مثلا قسمت آخر فیلم هری پاتر بسیار کوتاه تر از قسمت های قبلش بود ولی ما با فیلمی طرف بودیم که بسیار زیبا بود در حالی که بیشتر قسمت ها چنگی به دل نمیزد . همچنین اینکه جکسون مجبور بود که فیلم خودشو کوتاه کنه چونکه ایرادات بزرگی که به قسمت اول فیلمش گرفته بودند این بود که " داستان فیلم جوری است که نیازی نیست آنرا به یک فیلم سه ساعته تبدیل کرد و میتوان کل قسمت هابیت را به تایم یک ساعت و نیم دقیقه هم خلاصه اش کرد ولی متاسفانه جکسون بیش از حد مدت فیلم خودش را کش داده است و بزور میخواهد فیلمش را سه ساعته کند " همچنین هنوز هم بیشتر منتقدا خصوصا منتقد معروف سینمایی یعنی جیمز برادینلی (که خودش هم رمان ارباب حلقه ها و هابیت رو خونده) انتقادی که به قسمت دوم کرده اند این بودش که مدت زمانش بیشتر است.

خب من قصد نداشتم این پست رو بدم چون به نظرم اسپم میومد ولی خب چه کنم که رو دلم مونده بود!

حالا بازهم اگه مهدی تشحیص داد که نباید باشه لطفا خودش زحمت حذفش رو بکشه

روزی در یک مصاحبه از مرحوم صادق چوبک پرسیدند نظر شما در مورد صادق هدایت چیست؟

چوبک در پاسخ گفت : هدایت از هر نظر یک انسان کامل بود. از لحاظ اخلاق و رفتار، از لحاظ حس نوع دوستی، وطن پرستی و... ولی اگر منظور شما نویسندگی هدایت است باید بگویم هدایت در نویسندگی بزرگتر از آن است که بتوان او را نقد کرد.

حالا حکایت من و شما و جکسون و تالکین هم همینه!

یعنی ما یه نفرو عاری از نقد بدونیم.این منظورته؟ به نظرم که هیچ کس جز خدا و معصومین نمیتونه خارج از حیطه نقد باشه

مگه این منتقدین که فیلمهای کوروساوا ،تارکوفسکی ،کاپولا یا تروفو رو نقد میکنن همه در سطح این بزرگان هستند؟

اینطور که تو میگی اصولا بررسی و نقدو فکر و بحث باید تعطیل بشه

حمید شما تالکین رو ورای نقد در نظر میگیری و در مورد پیترجکسون از کلماتی نظیر مردک استفاده میکنی که اصلا لزومی نداره

باخوندن كامنت ها به اين نتيجه رسيدم كه نظردو طرف درسته به نظر من مشكل اينه كه پيترجكسون هابيتو سه قسمتي كرد چون هابيت تويه فيلم يه قسمتي هم ميتونست جمع شه ولي وقتي سه قسمتي ميشه مسلما بايد فيلم ازحالت وفاداري به رمان اصلي دربياد

واقعا متاسفم...

اوایل درک نمیکردم چطور یک نفر میتونه ارباب حلقه ها، شاهکار ابدی سینما، برترین اقتباس تاریخ (حالا برخی معتقدند پدرخوانده برتره که قابل احترام و تامله) رو یک فیلم مسخره بدونه که حتی اکشن موفقت آمیزی نبوده! اما حالا میفهمم...طرفدار تالکینی که توقع داره فتوکپی کتاب باشه فیلم، توقع داره یه کتاب 2500 صفحه ای بشه یه سینمایی بدون تغییر! بعد که فیلمو میبینه اوه! اولین تحریف! عجب فاجعه ای! دومین تحریف عجب افتضاحی! و این فجایع جمع میشن آخر فیلم این بنده خدا کشش نداره و منفجر میشه و میاد میون طرفداران تالکین که 99 درصدشون آشنایی با تالکین رو مدیون پیتر جکسون هستند 17 اسکار لوتر رو معلول هزینه بالای ساختش میدونه!

ما در مورد لوتری که تحریفاتش چند برابر هابیت هست هیچوقت اینجوری حرف نمیزدیم و کل هنر و زحمت پیتر جکسون رو در قالب جملاتمون به باد نمی دادیم! حالا چی شده؟؟ دو سه تا تحریف و فرق پیدا کردین که موقع دیدن فیلم خورده تو ذوقتون اینجوری به پیتر جکسون توهین میکنید؟! متاسف میشید برای هابیت و کارگردانش؟! آرزو میکنید ای کاش پیتر جکسون نمیساخت؟؟ از صبح خیلی دارم میسوزم با این بحثا البته خدا رو شکر که رفت تو باقالی! :دی

یعنی طوری حرف زدید که صبح با الوه صحبت میکردم میگفت با این که فیلمو ندیده از کسایی که فیلمو دیده بیشتر اطلاعات داره و از همین الان موضع گرفته! :دی

حمید شما که خیلی بهتر از من میدونی اصول فیلمنامه نویسی و اقتباس رو شما دیگه چرا؟! چرا میگی روح کتاب هابیت در فیلم منتقل نشده؟! روح کتاب مگه با دو سه تا تغییر تو نحوه حوادث تغییر میکنه؟! بستگی به موسیقی متن و تصویر سازی داره! چیزی که باعث میشه وقتی شما پدرخوانده رو میبینی متوجه میشی این رمانی از پوزویه. همینطور هابیت که وقتی میبینیش متوجه میشی رمانی از تالکینه. حتی لوتر که ده برابر هابیت با کتاب فرق داشت 100 درصد موفق به انتقال روح حاکم بر کتاب شد! دست نداشتن اسماگ واقعا به کل داستان و روح کتاب ضربه زد بنظرت؟! ضمن این که دلیل این تغییرات عمدتا اینه: شما وقتی چیزی رو به کتاب اضافه میکنی تاثیرات بعدش در داستان و مقدمه چینی و شخصیت سازی قبلش باید تو فیلمنامه بیاد. این تغییرات اعمال میشن تا پیوستگی حفظ شه. این هم در مورد کتاب 400 صفحه ای هابیت که شد سه گانه صادقه و هم در باره لوتر که 2500 ص کتاب شد چند ساعت سینمایی. مثل تام بامبادیل که حذف میشه، گورپشته هم حذف میشه، جنگل قدیمی هم حذف میشه. حالا در مورد هابیت اضافه شدن. توقع داری تائوریل یا دولگولدور اضافه بشن اما قبل و بعدش تغییری نکنه؟ تائوریل بیاد بگه سلام و خداحافظ دیگه جایی از فیلم ظاهر نشه؟! نمیشه...

مهدی جان شما چرا نقاط قوتی که از فیلم گفتی رو فدای نقاط ضعف میکنی؟! اسماگ و بارد و میرک وود و فرار از بشکه و نقاط قوتی دیگه ای که به حق خودت ذکر کردی و حقا عالی درست شدن رو فدای صدای سائورون که از نظرت خوب نبود و میرک وود که کم بود و اسماگی که نتونست خراش به تن دورفا بندازه میکنی؟! چطور اینا تونستن نظرت رو تغییر بدن؟! ببین هابیت 2 همچنان حتی نسبت به یاران حلقه تحریفاتش بسیار بسیار کمتره ها...تحریفات بازگشت شاه به اون گستردگی ذره ای لطمه به فیلمنامه نزد! فیلمنامه اسکار میگیره و نمره 94 از منتقدین و ابدی میشه در سینما...همه جذبش میشن و میرن کتابا رو میگیرن...اونوقت به حق پیتر جکسون دعا میکنن نه این که به خاطر تغییراتی که داده بزنن تو سرش! قسمت سوم، ششمین و آخرین تصویر سازی از سرزمین میانه هست احتمالا که خواهیم دیدش...آخرین موسیقی های هاوارد شور 70 ساله و قاب پیتر جکسون از سرزمین میانه...اونوقت میگی اگه فلان بشه فاتحه فیلم خونده میشه؟! نه...پیتر جکسون همونیه که لوترو ساخت آیا فاتحه خوند؟! پیتر جکسون مشکل تو فیلمنامه اش فاتحه میخونه...درسته! هابیت نسبت به لوتر ضعیف تره. نتونسته به اندازه لوتر مخاطب جذب کنه. اغلب لوتر رو بهتر میدونیم از نظر سینمایی. نسبت به هابیت 1، انتظارات ما رفت بالا و وقتی با تغییرات در هابیت 2 مواجه شدیم کمی آزرده خاطر شدیم. اما درست نیست اینطوری پیتر رو خطاب کنیم و با این لحن صحبت کنیم...والا درست نیست...هممون به نوعی مدیونشیم نباید اینقدر راحت تو بحثامون به رگبار ببندیمش!

پ.ن

کسی منکر تغییرات نیست. کسی منکر اشکالات نیست. هممون به جایی از فیلم نقد داریم. بحث میکنیم و میگیم اینجاش اشکال داره. خیلی هم خوبه این بحثا منم اگه وقت داشتم حتما شرکت میکردم و صحنه هایی که خودم در هابیت ازشون خوشم نیومد رو نقد میکردم. اما هیچوقت به این راجتی نمیگفتم پیتر میتونست اونجوری کنه اینجوری کنه یا حتی پارو فراتر نمیذاشتم و بگم پیتر اگر نمیتونه نره سراغ فیلمسازی!

در هر صورت پوزش میخوام اگر کسی ناراحت شد چون من خودم ناراحت شدم از دیشب ممکنه لحنم تند بوده برای بعضیا همینجا هر گونه سوء قصد و سوء تفاهمی رو رد میکنم =))

پ.ن 2

خیلی چیزا درباره فیلمنامه رو در پست 518 هم گفتم.

من با پست شما موافق هستم

البته همان طور که انتظار از شما همیشه میره این بار هم انتظار دارم که همون احترام رو نسبت به دوستان داشته باشی (همون طور که همیشه داری)

من با توجه به شناختی که از حمید دارم قضاوت و صحبت هاش برام خیلی ارزشمنده هرچند که مخالف نظر من باشه

من کار پیترجکسون رو عالی میدونم یا بعضی جاها قضاوتشو بر تالکین ارجح میدونم ولی هرکدوم از ما دیدی نسبت به فیلم و کتاب و دنیای تالکین داریم که هرکدوم نسبت به دیگری هرچند کم متفاوته

نمیتونیم دوستان رو بخاطر اینکه مثلا میگن هابیت اقتباس خوبی نبوده یا پیتر اگر نمیتونه نره سراغ دنبال فیلمسازی استنطاق کنیم .اختلاف سلایق همیشه هست

بحث خودیه و همه در اینجا طرفدار تالکین و فیلم هستیم دیشب هم بحث خوبی بود و همه به نظرم منطقی و با دلایل خودشون صحبت کردند

به نظر شما نتیجه تعقیب لگولاس چی میشه مثلا بولگ رو تا دولگولدور تعقیب میکنه و گاندلف رو نجات میده یا اونو وسط راه میکشه (که خیلی بعیده چون پیتر آزوگ رو هم زنده نگه داشته چه برسه به بولگ ) یا بولگ به لشکر دولگولدور ملحق میشه و لگولاس میره تا به تراندویل قضیه لشکر کشی رو بگه ( این آخری قول اقوی است ) نظر شما چیه ؟

واقعا متاسفم...

اوایل درک نمیکردم چطور یک نفر میتونه ارباب حلقه ها، شاهکار ابدی سینما، برترین اقتباس تاریخ (حالا برخی معتقدند پدرخوانده برتره که قابل احترام و تامله) رو یک فیلم مسخره بدونه که حتی اکشن موفقت آمیزی نبوده! اما حالا میفهمم...طرفدار تالکینی که توقع داره فتوکپی کتاب باشه فیلم، توقع داره یه کتاب 2500 صفحه ای بشه یه سینمایی بدون تغییر! بعد که فیلمو میبینه اوه! اولین تحریف! عجب فاجعه ای! دومین تحریف عجب افتضاحی! و این فجایع جمع میشن آخر فیلم این بنده خدا کشش نداره و منفجر میشه و میاد میون طرفداران تالکین که 99 درصدشون آشنایی با تالکین رو مدیون پیتر جکسون هستند 17 اسکار لوتر رو معلول هزینه بالای ساختش میدونه!

ما در مورد لوتری که تحریفاتش چند برابر هابیت هست هیچوقت اینجوری حرف نمیزدیم و کل هنر و زحمت پیتر جکسون رو در قالب جملاتمون به باد نمی دادیم! حالا چی شده؟؟ دو سه تا تحریف و فرق پیدا کردین که موقع دیدن فیلم خورده تو ذوقتون اینجوری به پیتر جکسون توهین میکنید؟! متاسف میشید برای هابیت و کارگردانش؟! آرزو میکنید ای کاش پیتر جکسون نمیساخت؟؟ از صبح خیلی دارم میسوزم با این بحثا البته خدا رو شکر که رفت تو باقالی! :دی....

همه ی اینا بخاطر اینه که هابیت نتونسته مثل لوتر خاص باشه ! فضای افسانه ای لوتر رو نداره ! بخاطر مسائلی هستش که اینجا گفتم ! شاید فکر کنید اینطور نیست ولی در حقیقت بخاطر همیناست ! حالا خیلی ها رو نگفتم !

من میگم بهترین فیلمه هابیت ولی مثل لوتر خاص نبود !

وقتی فیلم هابیت رو میبینیم بعدش ذهن ما یک تصویر ذهنی و کلی از اون داره که ذهن ناخودآگاه اونو میسازه و سخت تغییر میکنه ! تصویر ذهنیه ما فیلم هابیت رو مثل لوتر خاص نمیدونه ! چرا؟ بخاطر مسائلی که گفتم (همون که لینکشو گذاشتم) سرزمین افسانه ای باید همه چیزش افسانه ای باشه نه مصنوعی ! روزش باید وحشت انگیز باشه نه شهر رنگ ها ! شبش باید شب باشه نه روز تاریک !

حالا طرف میبینه از فیلم خوشش نیومده ! نمیدونه که بخاطر ذهن ناخودآگاهش هستش ! بعد به خودش میگه چرا خوشم نیومد ؟ بعد میره سراغ اشکال گیری ! انقدر الکی اشکال مییگیره تا اینکه فیلم رو خراب میکنه و حتی اشکال گیره به لوتر هم میرسه !

این مصنوعی بودن فضا رو گاهی در برهوت اسماگ هم احساس کردم(البته گاهی هم مثل مناظر کوه و اره بور کار خوب بود)

اون جایی که بیلبو از درختا بالا میره و تنها کوه رو میبینه اون درختا خیلی مصنوعی به نظر میان و حتی برگاشو انگار از کاغذ ساختن

ای کاش مثل تیم برتون که در اسلیپی هالو در استودیو یه جنگل ساخت و در اون فیلم برداری کرد تکیه پیتر مثل لوتر روی لوکیشن های طبیعی بود

این مستندها و تبلیغ های گاه و بیگاه هم کل کار رو لو داد و هم انتظارات رو بالا برد

این مصنوعی بودن فضا رو گاهی در برهوت اسماگ هم احساس کردم(البته گاهی هم مثل مناظر کوه و اره بور کار خوب بود)

اون جایی که بیلبو از درختا بالا میره و تنها کوه رو میبینه اون درختا خیلی مصنوعی به نظر میان و حتی برگاشو انگار از کاغذ ساختن

ای کاش مثل تیم برتون که در اسلیپی هالو در استودیو یه جنگل ساخت و در اون فیلم برداری کرد تکیه پیتر مثل لوتر روی لوکیشن های طبیعی بود

این مستندها و تبلیغ های گاه و بیگاه هم کل کار رو لو داد و هم انتظارات رو بالا برد

تیم برتون کارش در طراحیه دنیای فانتزی درسته ! اسلیپی هالو هم خیلی قشنگ بود =))

تیم برتون کارش در طراحیه دنیای فانتزی درسته ! اسلیپی هالو هم خیلی قشنگ بود =))

نمیدونم چرا هیچوقت با فیلم های تیم برتون نتونستم کنار بیام :S

شاید به این خاطر باشه که فضاسازی فیلم هاش رو بیش از حد کلاسیک میکنه :S

به خاطر اینه که تیم برتون در سبک خودش یک کارگردان مولف هست. تصور کنید که هابیت رو تیم برتون می ساخت. 180 درجه با اقتباس پیتر جکسون تفاوت پیدا می کرد.

http://www.theonering.net/torwp/2014/01/11/86162-peter-of-many-colours-jackson-finally-leaves-the-path-of-wisdom/

حالا فرض کنید من چیزی مشابه این رو میرفتم رو سایت، دوستان چه جوری که از خجالت ما در نمیومدن!

http://www.theonerin...path-of-wisdom/

حالا فرض کنید من چیزی مشابه این رو میرفتم رو سایت، دوستان چه جوری که از خجالت ما در نمیومدن!

بنظر من

ای کاش جکسون هیچوقت دنبال این پروژه ی سینمایی نمیرفت و اصلا جاه طلبانه رفت سراغ این پروژه و اشتباه بزرگی رو مرتکب شد ...ای کاش یه نفر بیاد و بهش بگه که آخه تا کی میخوای تو دنیای تالکین بمونی ؟! ای کاش خودش یه فیلم میساخت و اینقدر از این کتاب و اون کتاب اقتباس نمیکرد ..

http://www.theonering.net/torwp/2014/01/11/86162-peter-of-many-colours-jackson-finally-leaves-the-path-of-wisdom/

حالا فرض کنید من چیزی مشابه این رو میرفتم رو سایت، دوستان چه جوری که از خجالت ما در نمیومدن!

اونم یه طرفدار سختگیر تالکینه و اومده نظر خودشو گفته! یکی دیگه میتونه بره کلی تعریف کنه از ساختار فیلم و زیبایی بصری و نحوه ی داستان گوییش! و اتفاقا در آخر به این نتیجه برسه که جکسون خردمندانه راه سینما و فیلمسازیو پیش گرفته...

بنظر من

ای کاش جکسون هیچوقت دنبال این پروژه ی سینمایی نمیرفت و اصلا جاه طلبانه رفت سراغ این پروژه و اشتباه بزرگی رو مرتکب شد ...ای کاش یه نفر بیاد و بهش بگه که آخه تا کی میخوای تو دنیای تالکین بمونی ؟! ای کاش خودش یه فیلم میساخت و اینقدر از این کتاب و اون کتاب اقتباس نمیکرد ..

جاه طلبانه؟؟ اونهمه قبل ساختن فیلم گفت این فیلمو نمیسازم چون نمیخوام خودمو تکرار کنم چون من شیوه ی فیلم سازیم یه جوره! نمیرفت گیلرمو دل تورو رو بیاره و دست به دامن سم ریمی بشه در اون اوایل... چه زود شما نظرت عوض میشه... فقط با خوندن یه متن اورجینال انگلیسی!

خب نظرات بخش عمده ایش شخصیه و سلیقه ایه. ممکنه تحت شرایط مختلف عوض بشن. در هر حال قابل احترامن. این جا هم ما بحث میکنیم روی نظرات هم و نقد میکنیم اما اگر مشابه این اقدام د وان رینگ نقد اعضای ما هم روی سایت قرار بگیره بسیار خوشحال میشیم و استقبال میکنیم بهرصورت هر نظری یه گنجینه میتونه باشه...گنجینه ای پر از اطلاعات که حالا بسته به سلیقه و دیدگاه شخص میتونه با نظر شما متفاوت باشه.

من خودم قصد دارم نقد های جزئی تر خودمو از بخش های مختلف فیلم در تاپیک خودش یعنی نقد کاربران آردا بذارم اگر هم بحثی میخواد صورت بگیره بهتره زین پس به دور از تعصب اونجا باشه چون کم کم اغلب دارن فیلمو میبینن...

به نظر شما نتیجه تعقیب لگولاس چی میشه مثلا بولگ رو تا دولگولدور تعقیب میکنه و گاندلف رو نجات میده یا اونو وسط راه میکشه (که خیلی بعیده چون پیتر آزوگ رو هم زنده نگه داشته چه برسه به بولگ ) یا بولگ به لشکر دولگولدور ملحق میشه و لگولاس میره تا به تراندویل قضیه لشکر کشی رو بگه ( این آخری قول اقوی است ) نظر شما چیه ؟ دوستان به یک مقدار توجه نیازمندیم

خب نظرات بخش عمده ایش شخصیه و سلیقه ایه. ممکنه تحت شرایط مختلف عوض بشن. در هر حال قابل احترامن. این جا هم ما بحث میکنیم روی نظرات هم و نقد میکنیم اما اگر مشابه این اقدام د وان رینگ نقد اعضای ما هم روی سایت قرار بگیره بسیار خوشحال میشیم و استقبال میکنیم بهرصورت هر نظری یه گنجینه میتونه باشه...گنجینه ای پر از اطلاعات که حالا بسته به سلیقه و دیدگاه شخص میتونه با نظر شما متفاوت باشه.

من خودم قصد دارم نقد های جزئی تر خودمو از بخش های مختلف فیلم در تاپیک خودش یعنی نقد کاربران آردا بذارم اگر هم بحثی میخواد صورت بگیره بهتره زین پس به دور از تعصب اونجا باشه چون کم کم اغلب دارن فیلمو میبینن...

بله! هر نظری محترمه ولی اگر ریشه ای و با دلیل باشه... و به دور از تعصب (که اگر دلیل وجود داشته باشه کسی انگ تعصب بهش نمیزنه) ولی از همه ی اینها گذشته خیلی مایلم نظر "تیموتی فِرنیش" همین شخصی که این متنو نوشته رو راجع به لوتر بدونم! اونجا قطعا بجای 9 مورد 100 مورد از پیتر جکسون ایراد گرفته و معلوم نیس چه عنوان کوبنده تری هم براش انتخاب کرده...

دو سوال:چه طوری قد بازیگرا رو برای نقش دورف یا هابیت کوتاه میکنن؟!!!

2-اون پسر دورفه چه طور قدش از بقیه بلندتره؟؟فکر کنم اسمش کیلی بود.

دوست عزیز به این پست ها مراجعه کنید میتونه مفید باشه برای شما:

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=945&view=findpost&p=10665

https://arda.ir/forum/index.php?showtopic=945&view=findpost&p=10667

در مورد سوال دوم:

کلا عاقبت تورین ،کیلی و فیلی (که خویشاوند هم هستند) باعث شد پیترجکسون اونارو کمی متفاوت و البته خوش تیپ تر از بقیه در نظر بگیره (توضیح بیشتر قسمت سوم رو اسپویل میکنه) بخصوص کیلی که باید اینقدر خوشتیپ می بود که دل تائوریل رو ببره!

به نظر شما نتیجه تعقیب لگولاس چی میشه مثلا بولگ رو تا دولگولدور تعقیب میکنه و گاندلف رو نجات میده یا اونو وسط راه میکشه (که خیلی بعیده چون پیتر آزوگ رو هم زنده نگه داشته چه برسه به بولگ ) یا بولگ به لشکر دولگولدور ملحق میشه و لگولاس میره تا به تراندویل قضیه لشکر کشی رو بگه ( این آخری قول اقوی است ) نظر شما چیه ؟ دوستان به یک مقدار توجه نیازمندیم

به نظر منم دومی با توجه به روحیات حاضر لگولاس توی فیلم قوی تره. چون این جا ظاهرا لگولاس هنوز حس جنگ طلبی و تلاش برای نجات مردم از پلیدی رو به دست نیاورده و بعیده که برای نجات گندالف چنین خطری رو بپذیره! بنابراین دومی رو محتمل تر می دونم. اتفاقا جالب هم میشه! می خوام عکس العمل تراندویل رو به این خبر ببینم.

چه بحث هایی که نشد:دی

تو بازخوانی ای که از هابیت داشتم نکته ای نظرمو جلب کرد.

تو صبحت ها دوستان نقدی بود که پیتر دیگه خیلی از لوتر وام گرفته و حتی چندتا از وقایع رو بازسازی کرده. {خوب یادم نیست تو این تاپیک حرفش بوده یا نمایه}

به نظرم پیتر برای استفاده از این وقایع دلایلی داره. البته واقعا قالبی از جریانات رو وارد هابیت کرده و الا خب جزئیات و روندش متفاوت ـه. و دلیل این استفاده میتونه نگرش پیتر به بازآفرینی های خود تالکین بوده باشه.

مثلا ما تو هابیت قسمتی داریم که بعد از سنگ شدن ترول ها گروه به در بسته غار میخورن. گندالف با ورد خوندن سعی بر باز کردن داره که تلاشش بی نتیجه میمونه و بیلبو خبر از کلید پیدا کرده ای میده و در رو باز میکنن.

باز آفرینی این قسمت رو برای دروازه های موریا در کتاب یاران حلقه داریم، حتی جزئیات هم پیوستگی یکسانی داره.

ما با این مواردی که تو خود روایت تالکین هست مشکل یا گلایه ای داشتیم؟ نه. واقعا لذت بردیم.

ولی چرا با باز آفرینی های پیتر مشکل داریم: پیتر موردی رو تو خلق آثاراش نادیده گرفته؛ اصالت داستان رو. تالکین وقتی این جزئیات رو به دوباره وارد داستانش میکنه آگاهی تمام و کمال داره و میدونه با اینکارش خلاء ـی برای مخاطبش ایجاد نکرده. ولی پیتر با اینکه از این موضوعات مطلع ـه میاد و این خلاء ها و تحریف هات رو ایجاد میکنه. و این اصلا برای کارگردانی که خودش رو یه طرفدار و آگاه از دنیای آردا میدونه قابل قبول نیست.

حتی این حرف که پیتر مخاطب رو بیشتر عام در نظر گرفته هم توجیهی نا معقول ـه. یادمه اون اوایل وقتی که از دنیای تالکین اطلاعی نداشتم و لوتر رو که میدیدم همیشه برام جای تعجب بود این سپاه ارواح که تو پله نور میان و همه چی رو به اسم خودشون تموم میکنن {نابود میشه داستان} رو کی وارد فیلمنامه کرده. ببیند واقعا یک سری جریانات فیلمی باید توجیهات عام هم داشته باشه. این 15 دقیقه آخر فیلم {اسماگ و شرکا} از نظر یه مخاطب عام هم به چالش کشیده شده ـست!

البته من قصد به چالش کشیدن پیتر رو ندارما:دی همین که کلی تصویر ناب از آردا رو برامون به تصویر کشیده کلی ارزشمنده. فقط الان دارم چوب اون طرفداری کردنی رو میخورم که سر سه قسمتی شدن هابیت بود. اگه بدونید نظر اینجانب چقدر تو تصمیم گیری پیتر عزیز مهم بوده سر به بیابان میذارید:دی

اومدم یه نکته بگم و برم مثلا =))

خب ما هم فيلمو ديديم. من به عنوان يه مخاطب عام كه تالكين شناس نيستم و هابيت رو نخوندم به نظرم فيلم خوبي بود. البته بعضي جاهاش به نظرم خوب در نيومده بود :

1. اونجايي كه دورف ها توسط الف ها دستگير ميشند تا اونجايي كه فرار مي‌كنند. (در واقع به نظرم قسمت بشكه ها ماوراي فانتزي بود :دي)

2. از شهر ديل هم زياد خوشم نيومد. ميتونست بهتر باشه. يه قسمتي از فيلم بود كه دورف ها به محض اين كه به ديل رسيدند خيلي تعجعب كردند كه من آخرش نفهميدم علت تعجبشون چي بود. به نظرم اونجاش يكم اغراق شده بود.

3. بعضي از حركات لگولاس واقعا خوب نبود. در واقع خيلي كند بود. گاهي وقتا فكر مي‌كردم دارم پشت صحنه‌ي فيلمو مي‌بينم =))

4. يكم تعقيب و گريز اسماگ و دورف ها گيج كننده بود. اصلا معلوم نبود دارن چي كار مي‌كنند. و اين كه تورين با يه فرقون در رودي از طلاي مذاب موج سواري مي‌كنه يكم برام تعجب برانگيز بود.

5. مثل اين كه دورف ها كلا خستگي درشون راهي نداره. حداقل ميشد بعضي جاها سر و صورتشون رو سياه كنند يا به هر طريقي خسته نشونشون بدند تا جذابيت فيلم بره بالا.

6. از صداي سائرون هم خوشم نيومد :((

قسمت هايي از فيلم هم بود كه به نظرم خوب شده بود.

1. سكانس هايي كه مربوط به ميرك وود بود خوب شده بود.

2. تمام سكانس هاي مربوط به دل گولدور جالب بود. منو جذب كرد. شايد بهتر بود سكانس هاي بيشتري از دل گولدور و گندالف و آزوگ و نكرومانسر گرفته بشه. همين هاست كه مخاطبو جذب ميكنه.

3. گفتگوي بيلبو و اسماگ بهترين قسمت فيلم بود به نظر من

4. سكانس پاياني فيلم هم نسبتا خوب بود :((

به نظر شما نتیجه تعقیب لگولاس چی میشه مثلا بولگ رو تا دولگولدور تعقیب میکنه و گاندلف رو نجات میده یا اونو وسط راه میکشه (که خیلی بعیده چون پیتر آزوگ رو هم زنده نگه داشته چه برسه به بولگ ) یا بولگ به لشکر دولگولدور ملحق میشه و لگولاس میره تا به تراندویل قضیه لشکر کشی رو بگه ( این آخری قول اقوی است ) نظر شما چیه ؟

به نظرت سایرون اینقدر دست وپاچلفتیه که بزاره لگولاس یه نفره بیاد گاندولفو ازادکنه ؟ولگولاسم لابد والاره که میتونه سپاه سایرونه یه نفره طرف شه؟

http://www.youtube.com/watch?v=nJOSAwNzyi4

این طنز رو در مورد برهوت اسماگ حتما ببینید.خیلی فانه. البته بگم که لینک در حالت عادی مسدوده.

ویرایش ناظر:

لطفا لینک های مسدود را در تگ کد قرار دهید. با تشکر.

http://www.youtube.com/watch?v=nJOSAwNzyi4

این طنز رو در مورد برهوت اسماگ حتما ببینید.خیلی فانه. البته بگم که لینک در حالت عادی مسدوده.

ویرایش ناظر:

لطفا لینک های مسدود را در تگ کد قرار دهید. با تشکر.

آقا فوق العاده بود...!!! عالی بود یعنی جنازه شدم از خنده!!! بخصوص قسمت گاندولف و راداگاست و اون بخش آخر کلیپ!!! :-) :-) :-)

سلام

داستانی که در فیلم هابیت درباره ی رفتن گندالف به دول گولدور و رودرییش با نکرومانسور همون سایرون داشت، و تو کتاب هابیت هم چند جا بهش اشاره شده، از کدوم کتاب برداشت شده؟

خیلی ممنون از کمکتون

سلام

داستانی که در فیلم هابیت درباره ی رفتن گندالف به دول گولدور و رودرییش با نکرومانسور همون سایرون داشت، و تو کتاب هابیت هم چند جا بهش اشاره شده، از کدوم کتاب برداشت شده؟

خیلی ممنون از کمکتون

سلام

یاران حلقه - کتاب دوم - شورای الروند

از ضمایم چیزی یادم نمیاد. البته شاید توی تاریخ سرزمین میانه بیشتر بسط داده شده باشه.

پ.ن:

چرا شما تعداد ارسال هاتون صفره؟!

سلام

یاران حلقه - کتاب دوم - شورای الروند

از ضمایم چیزی یادم نمیاد. البته شاید توی تاریخ سرزمین میانه بیشتر بسط داده شده باشه.

پ.ن:

چرا شما تعداد ارسال هاتون صفره؟!

سلام خیلی ممنون اونا رو خوندم اما اصن شرح کاملی نیس خیلی مختصره

سلام خیلی ممنون اونا رو خوندم اما اصن شرح کاملی نیس خیلی مختصره

خب این واقعه واقعا ازش کم یاد شده توی متون چون چیز مهمی هم نبوده، اون چیزی رو که توی فیلم میبینید که رویارویی گندالف با سائورون هست، صرفا ساخته و پرداخته ی پیتر جکسون هست وگرنه گندالف تا پی می بره اون سائورونه، جونشو برمیداره از اونجا میره

به نظرتون گابلین بزرگ که در فیلم هابیت یک دیدیم چقدر با توصیفات کتاب هابیت و کلا داستان هماهنگی داشت؟؟؟

درمورد فیلم یه سوال دارم، وقتی تراندویل به تورین میگه من از شمال با مارها در جنگ بودم، منظورش از مار چیه؟ توی کتاب هابیت همچین موضوعی مطرح نشده؛ یا حداقل من متوجه ش نشدم.

درمورد فیلم یه سوال دارم، وقتی تراندویل به تورین میگه من از شمال با مارها در جنگ بودم، منظورش از مار چیه؟ توی کتاب هابیت همچین موضوعی مطرح نشده؛ یا حداقل من متوجه ش نشدم.

اول اینکه تراندویل همچین چیزی میگه

I have faced the great serpents of the north

هم ترجمه ی serpents اشتباه هست و نمیشه مارها هم اینکه faced معنی جنگیدن نمیده اینجا. بگذریم!

خیر، همچین چیزی توی کتاب هابیت وجود نداره و ساخته و پرداخته ی پیتر جکسون برای فیلم هست

هم ترجمه ی serpents اشتباه هست و نمیشه مارها هم اینکه faced معنی جنگیدن نمیده اینجا. بگذریم!

خیر، همچین چیزی توی کتاب هابیت وجود نداره و ساخته و پرداخته ی پیتر جکسون برای فیلم هست

راستش توی زیرنویس از کلمه مارها استفاده کرده بودن. @};- واسم سوال شد.

منظورش سایر اژدهایان هست. تعدادی از اژدهایان ملکور بدون بال بودن(مثل گلائورونگ) برای اونها القابی مثل خزنده، کرم و احتمالا مار به کار میرفته.

تو کتاب ها جایی گفته نشده که تراندویل با اژدهایی جنگیده باشه.

وقتی بیلبو اولین بار اسماگ رو دید و ازش تعریف کرد واقعا زورم گرفت اسماگ بیش از حد لاغر بود و بر خلاف قسمت اول دست نداشت ومیتونست خیلی بهتر باشه صحنه ی نبرد دورفها با عنکبوتها خیلی کم وبهم ریخته بود و در مقایسه با درگیر شدن فرودو وسم در بازگشت پادشاه هیچی نبود ولی بقیه فیلم خیلی خوب بود

بچه ها راستی این ویچ کینگ از گور فرارکرده و اون هشت نفر دیگه کجان؟؟ تو فیلم دوم که اصلا پیداشون نیست . مگه نباید در دول گولدور و در خدمت سائرون باشن؟؟

فقط تو فیلم اول یه بار دیده شد که به راداگاست حمله کرد.

چقدر خوب میشه اگه پیتر جکسون ویچ کینگ و هشت همراهش رو ب انگمار و دژ کارن دوم لینک کنه.ب یاد میناس مورگول در فیلم بازگشت پادشاه.

به نظرم خوب تونستن بسازن

اگرچه در مورد یکی دوتا از شخصیتها با تخیل من کمی فرق داشت اما روی هم رفته به توضیحات کتاب نزدیک بودن

آزورگ اما خیلی شبیه توصیفات کتاب نبود

خیلی قشنگ بود بیشتر از نسخه ی اول دوستش داشتم^^ به جز قسمت های خانه ی بئورن یک جوری بود....زیادی دیجیتالی بود^^(شاید اشتباه میکنم)و دیگری لگولاس هابیت اخلاق و رفتارش با لگولاس ارباب حلقه ها خیلی فرق میکرد...انگار غرور داشت...

اسماگ که عالی بود هم صداش هم طراحیش^^

لگولاس فیلم هابیت 60 سال جوونتر از لگولاس ارباب حلقه ها بوده شاید غرور جوونی داشته :| :|

نمیدونم شاید...اما لگولاس ارباب حلقه ها یک آرامش الفی داشت ولی لگولاس هابیت.... :| کاش تمام ارگ ها رو با گریم میذاشتن بازی کنن و ت فیلم باشن نه از طریق دیجیتال و این جور چیزا....در هر صورت فیلم خیلی قشنگی بود مخصوصا قسمت اسماگش عالی بود!

نمیدونم شاید...اما لگولاس ارباب حلقه ها یک آرامش الفی داشت ولی لگولاس هابیت.... :|

آقا غرور جوانی چیه؟لگولاس هابیت وحشیه عزیز من :| دوس دارم این وحشی بازیاشو اصلا" Elven Grace نداره تو هابیت :| شبیه انساناست بیشتر تا یه الف :| :D

کله لگولاس توی هابیت باید به سنگ بخوره که تو 60 سال آینده میخوره دیگه میشه لگولاس لوتر :|

اما زیاد تفاوت ندارن . تو هابیت لگولاس داره از سرزمین پدرش محافظت میکنه. مثل برومیر تو تیکه هایی که تو گوندوره همش میخنده داد میزنه سربازارو شارژ میکنه اما توی گروه حلقه همش متفکر ساکت و با وقاره. لگو اون جا هم مثل برومیر باید وظایف یه سردار رو داشته باشه اما توی لوتر فقط یکی از یاران حلقه هست و صحنه های درگیریش مثل هابیت پر هیجان دیگه . ما لگو رو تو هابیت همش در حال تعقیب و گریز میبینیم.

فیلمش شبیه انیمیشن بود تا فیلم!!

ارباب حلقه ها واقعا طبیعی ساخته شده بود.

آره آخرش جیگر آدمو میسوزونه.

بچه ها راستی این ویچ کینگ از گور فرارکرده و اون هشت نفر دیگه کجان؟؟ تو فیلم دوم که اصلا پیداشون نیست . مگه نباید در دول گولدور و در خدمت سائرون باشن؟؟

فقط تو فیلم اول یه بار دیده شد که به راداگاست حمله کرد.

نه دیگه آقا {:دی} توی فیلم یه صحنه قبر همشونو نشون داد که باز شده بودن

http://8pic.ir/images/pn2kxj59nr6y8f9ctejj.jpg

پ.ن:

آقا یادمه زمانی که این فیلم رو با نسخه ی DVD SCR میدیدم با خودم گفتم گندالف داره چی نشون میده؟! چه ربطی به قضیه داره این نشون دادنش؟!

اما وقتی 1080 ـش رو دیدم ..... ... اصلا فکَّم: :) :|

:D یادش به خیر

این یه مطلبی هستش که راجع به فیلم دوم هابیت نوشتم خوشحال میشم نظرتون رو در موردش بدونم

بررس قسمت دوم از سه گانه هابیت

فرمان روای چشمه های نقره ای ، پادشاه سنگهای تراش خورده ، پادشاه زیرین کوه به سرزمین خویش باز خواهد گشت و زنگها در شادی آمدنش به نواختن در خواهند آمد ..

تنها کوه

داستان زیبا و کودکانه هابیت این بار در اقتباس سینمایی جکسون رنگ بویی حماسی تر به خود گرفته است ، سکانس افتتاحیه فیلم دوم مبینی آشکار بر این مدعاست ، سکانسی که با الهام از ضمائمی که تالکین بعد ها برای بسط دادن داستان هابیت و مرتبط کردن آن با سه گانه همیشه جاوید ارباب حلقه ها نگاشت خلق گردیده ، گاندلف که به دیدار تورین رفته خطری فزآینده از جانب تنها کوه را عامل هراس و نگرانی خویش معرفی میکند ، او تورین را ، آخرین از تبار پادشاهان چشمه های نقره میخواند ، او را تشویق به متحد کردن هفت سپاه شکست ناپذیر دورف میکند تا خانه پدری خویش را از چنگال شریر ترین موجود دوران سوم باز پس گیرند ، موجودی پلید که تنها کوه را جولان گاه پلیدی و سیاهی نموده ، آری سیاهی و پلیدی دگر بار خطه میانی را تهدید میکند اما این بار ، در هیبت سیه ساحری به نام نکرومنسر که دولگولدور را برای سف آرایی سپاهیان تاریک خود انتخاب نموده ، عامل اصلی ترس گاندولف و دیگر اعضای شورای سفید اتحاد این دو نیروی شر با یکدیگر است ، اسماگ ددسیمای آتشین منظر و پلیدی نوظهوری به نام نکرمونسر ، پرامتر های که معادله زیبا و کودکانه هابیت را به نا معادله ای حماسی از جنس خون ، خشم و خیانت تبدیل میکنند ، جکسون با استفاده از ضمائم ارباب حلقه قصد حماسی تر کردن روایت بصری خویش از هابیت را دارد ، هابیتی که لحن ساده و صمیمی کلامش ، روایت داستان گونش از جست و جوی گنج توسط عده ای دورف و یک هابیت تبدیل به نوستالژ ای ابدی برای کودکان چندین نسل شده را ، این بار باید از دریچه حماسه تکنولوژی و تدوین سینمای جکسون از نظر گذراند .

مرشد

مایارانی که توسط والار با چهره‌ی پیرمردان به سرزمین میانه فرستاده شدند ، به ایستاری معروف گشتند ، گندالف یکی از مایاران بود ، مینویانی که به والار کمک میکردند ، او یکی از پنج ایستاری بود که برای مقابله با مظهر سیاهی و پلیدی سائرون ، پا به سرزمین میانه گذاشت ، شمایل گندالف با آن عصای بلند را میتوان نمادی از پیامبران الهی بحساب آورد ، شایان ذکر است شمایل پیر دانا به همراه یک مشخصه بارز به نام عصا از دیر باز شکل رایجی از توصیف کارکترهای پیامبر گون یا تعبیری یاور و مرشد (چوپان) در داستان های حماسی بوده ، برای نمونه میتوان به داستان مرلین و آرتور َشاه اشاره کرد ، همچنین میتوان مبع اصلی الهام این تیپ رایج از مرشدان الهی را در داستان های کهن ادیان آلهی مشاهده نمود ، آری اگر داستان حضرت موسی را بیاد بی آورید پیری فرزانه را میبینید که همراه با عصای معروف خود گروهی از مردم ( قوم بنی اسزائیل ) را یاری و هدایت میکند و در مسیری مقدر به پیش میبرد ، همانطور که در داستان هابیت هم شاهد آن هستیم گاندولف گروهی از دورف ها را برای بازپسگیری خانه پدری خویش رهسپار سفری پرمخاطره یا به تعبیری آزمونی الهی میکند . مسیری پر از اشارات و تلبیهات مذهبی ، از انتظاز ظهور منجی گرفته تا ، نبرد نهایی میان خیر و شر ، از داستان آشنای خشم و خیانت گرفته تا باز پس گیری عرض موعود.

عرض موعود

گندولف که به سان پیامبران بنی اسراعیل قوم خود را در سفری پرمخاطره راهنمایی میکند ، آنها را به باز پس گیری عرض موعود از چنگال اژدهایی دهاک رهنمون میسازد ، در این راه تورین که سردمدار و سلحشور سپاه قوم خویش میباشد با یاری دوازده دورف دیگر که نشان و نمادی آشکار از دوازده قوم بنی اسراعیل میباشند در صدد باز پس گیری خانه پدری یا همان عرض موعود (اورشلیم) میباشند ، جایگاهی که در این روزکار جولان گاه ددسیمایی خفته گردیده ، با توجه به برهه ای از تاریخ که تالکین این کتاب را به رشته تحریر در آورده میتوان اژدهای آتشین مزاج را استعاره ای از دولت عثمانی در آن دوران در نظر گرفت ، حکومت عثمانی که سالیانی دراز چمبره قدرت خویش را بر روی اورپا انباشته بود ، در انتها با خروج از مناطق اشغالی اروپا همچنان سیتره خود بر عرض موعود یعنی فلسظین کنونی را در دست داشت ( همانند اسماگ که روزگاری سرزمین میانه جولانگاهش بود و در نهایت به کنام تنها کوه پناه برد و در آنجا سکنا گزید ) دولت عثمانی در جنگ اول جهانی به عنوان متحد آلمان و حاکم عرض موعود یکی از ظرفین نزاع به شمار میرفت ، آری داستان بازپس گیری خانه پدری از چنگال اژدهایی دهاک که در آستانه هم پیمان شدن با پلیدی نوظهوری به نام نکرومنسر میباشد را متوان استعاره ای از حوادث جنگ جهانی اول و هم پیمان شدن حکومت عثمانی و آلمان ، و همچنین عزم جزم یهودیان برای تسلط دوباره بر عرض موعود د انست ،

هابیت

تسلطی که به یاری منجی وعده داده شده محقق خواهد شد ، کسی که سردمدار سپاه روشنایی در نبرد نهایی بر علیه شر و پلیدی و دوزخیان خواهد بود (نبرد پنج سپاه - آرماگدون) مصافی که جایگاه آن از دیرباز مقدر شده ، تنها کوه جای جنگ این واپسین نبرد است (کوه مجیدو در باور یهود) نبردی که حتی منجی هم در آن اسیر وسوسه های شیطانی خواهد شد ، اما دیدگاه تالکین بزرگ در باب منجی وعده داده شده در نوع خود بسیا جالب ، آموزنده و در نوع خود فراتر از باور های سنتی و کهن و گاه خرافی آن دوران میباشد ، در داستان ، تورین را وارث خاندان دورین و پادشاه چشمه های نقره ای میخوانند ، فرمانروایی که به واسطه بدست آوردن گوهر ارکن و با متحد کردن سپاهیان دورف صلح و رفاه را دگر بار به تنها کوه باز خواهد آورد ، اما در داستان تالیکن منجی نیز از گزند وسوسه های شیطانی در امان نیست و همواره در مسیر روشنایی گام برنخواهد داشت و همانند تمامی افراد از خطا بدور نمیباشد ، تالکین منجی را نه آن سلحشور بزرگ وعده داده شده که صلح را به ارمغان خواهد اورد میدادند ، نه آن مرشد و ساحر و یاریکننده و نه آن شجاعترین کمانگیر شهر دریاچه ، بلکه تالکین منجی را همان کوچکترین عضو جامعه جهانی خود ( میدل ارث) میداند ، کسی به نیروی باور و اراده خویش ایمان آورده و در اخرین لحظه یگانه حلقه قدرت را به اعماق کوهستان تاریکی میسپارد ، آری در داستان دلنشین تالکین از نبرد خیر و شر ، در میان انبوهی از سلحشوران و نام آوران خطه میانی ، در انتها هابیتی کوچک طلایه دار خیزش روشنایی و نور علیه تاریکی میشود و سیاهی و پلیدی را محکوم به افول میکند .

به راستی تالیکن وعده ظهور برای رهایی را به سخره میگیرد و رهایی را تنها در گرو باور و اعتقاد حتی از جانب کوچکترین افراد میبیند ...

سیه ساحر

در سکانسی از فیلم شاهد رویارویی گندولف و سیه ساحر یا همان سائرون هستیم ، سیه ساحرای که خواستار نابودی و تباهی خطه میانیست ، سیه ساحری که وارث تاریکی و شرارت مورگت (ملکور) میباشد ، ملکور که خود اولین آینور است او که توسط ایلوواتار آفریده شد او که یکی از یگانگان مقدس بود ، تبدیل به اولین افول کرده می گردد ، آن هم به واسطه حسادت ، هنگامی که مسیر تباهی را در پیش گرفت توسط آرو ترد شد و به پایین فرستاده شد . الف ها او را مورگوت یعنی دشمن تاریک جهان میگویند . او به خاطر گستاخی و نخوت و کوچک شمردن تمام دیگر موجودات از شکوه وعظمت سقوط کرد . ملکور که همچون شیطان فرشته ای افول کرده است خواستگاه اصلی شر در داستان های تالکین به شمار میرود ، شرارتی که این بار سائرون آن را به دوش میکشد ، شرارتی که همچون نیل گاندولف را در بر میگرد ، گاندولفی که حتی شمایل آشنای موسی گونه او نیز نمیتواند او را از گزند تباهی و تاریکی نیل گون (اشاره به باز شدن رود نیل) سایرون برهاند ....

ادامه دارد ...

جا داره از دوستانی که برای فرهنگ نامه آردا هم زحمت کشیدن تشکر کنم

=====================================

راستی تالیکن وعده ظهور برای رهایی را به سخره میگیرد و رهایی را تنها در گرو باور و اعتقاد حتی از جانب کوچکترین افراد میبیند ...

این رو موافق نیستم تالکین به سخره نمیگیره همچنانکه که همین تاثیر گذاری فرودو و بیلبو با تکیه بر باورشون مثلا خیلی شبیه سقوط جالوت بود به دست کسی که اصلا ازش انتظار نمیرفت (داوود)

در کنار این تالکین در خیلی از جاهای داستان مثلا به این ظهور اشاره داره مثل آراگورن که کاملا تالکین ازش یه شمایل منجی میسازه و...

او را تشویق به متحد کردن هفت سپاه شکست ناپذیر دورف میکند تا خانه پدری خویش را از چنگال شریر ترین موجود دوران سوم باز پس گیرند

البته اسماگ شریر هست ولی در مقابل شرارت های بی حد و حصر سائورون خیلی شرارتش به چشم نمیاد

مایارانی که توسط والار با چهره‌ی پیرمردان به سرزمین میانه فرستاده شدند ، به ایستاری معروف گشتند ، گندالف یکی از مایاران بود

کاربرد مایار شاید بهتر باشه چون این کلمه به صورت جمع هست و نیازی به جمع بستن دوباره اون نیست

البته اسماگ شریر هست ولی در مقابل شرارت های بی حد و حصر سائورون خیلی شرارتش به چشم نمیاد

حق با شماست دوست عزیز ، خودم هم به این نکته واقفم ، منظورم یکی از شریرترین موجودات دوران سوم بود

کاربرد مایار شاید بهتر باشه چون این کلمه به صورت جمع هست و نیازی به جمع بستن دوباره اون نیست

بازم حق با شماست فراموش کرده بودم مایار کلمه جمع هستش

در کنار این تالکین در خیلی از جاهای داستان مثلا به این ظهور اشاره داره مثل آراگورن که کاملا تالکین ازش یه شمایل منجی میسازه و...

دوست عزیز در این قسمت چندان باهات موافق نیستم ، منظور من از اون پاراگراف در مورد شخص تورین بود ، کسی که طبق پرافسی یا همون پیشگویی قراره تنها کوه رو آزاد کنه ، ولی بر خلاف اکثر داستان های حماسی و الهی که شخص منجی یک فرد قدیس گون بشمار میره در داستان تالکین این منجی هم از لغزش و اشتباه بدور نیست ، در مورد آراگورن هم درست میفرمایید خیلی از جاها از شمایل منجی گون براش استفاده کرده و لی هیچ وقت بحث پیش گویی براش مطرح نبوده مشخصه بارزی که ما از منجی در اثر حاضر میشناسیم پیشگویی برای ظهورش هست ، (البته شاید من اشتباه کنم در مورد پیشگویی برای آراگورن چون مدتهاست از خوندن کتاب ارباب حلقه ها مگذره برام شاید 10سالی بشه ) البته در شمایل منجی گون آراگورن شکی نیست ولی در انتها همون آراگورن میاد و جلوی فرودو یعنی همون کوچکترین فرد از جمع یاران حلقه تعظیم میکنه و نشون میده با قدرت اراده و باور میشه حتی از آراگورنی که شاید عبارت منجی خیلی بیشتر بهش میاد جلو بزنه ، امید وارم منظورم رو رسونده باشم

یه مورد دیگه اینکه دوست دارم نظرت رو در مورد حکومت عثمانی ، دولت آلمان و همچنین عرض موعود که در متن نوشتم, بدونم به نظرت تشبیه درستی بود یا خیلی به بیراهه رفتم ؟

بازم متشکر که مطلبم رو خوندی و در موردش نظر دادی

دوست عزیز در این قسمت چندان باهات موافق نیستم ، منظور من از اون پاراگراف در مورد شخص تورین بود ، کسی که طبق پرافسی یا همون پیشگویی قراره تنها کوه رو آزاد کنه ، ولی بر خلاف اکثر داستان های حماسی و الهی که شخص منجی یک فرد قدیس گون بشمار میره در داستان تالکین این منجی هم از لغزش و اشتباه بدور نیست ، در مورد آراگورن هم درست میفرمایید خیلی از جاها از شمایل منجی گون براش استفاده کرده و لی هیچ وقت بحث پیش گویی براش مطرح نبوده مشخصه بارزی که ما از منجی در اثر حاضر میشناسیم پیشگویی برای ظهورش هست ، (البته شاید من اشتباه کنم در مورد پیشگویی برای آراگورن چون مدتهاست از خوندن کتاب ارباب حلقه ها مگذره برام شاید 10سالی بشه ) البته در شمایل منجی گون آراگورن شکی نیست ولی در انتها همون آراگورن میاد و جلوی فرودو یعنی همون کوچکترین فرد از جمع یاران حلقه تعظیم میکنه و نشون میده با قدرت اراده و باور میشه حتی از آراگورنی که شاید عبارت منجی خیلی بیشتر بهش میاد جلو بزنه ، امید وارم منظورم رو رسونده باشم

یه مورد دیگه اینکه دوست دارم نظرت رو در مورد حکومت عثمانی ، دولت آلمان و همچنین عرض موعود که در متن نوشتم, بدونم به نظرت تشبیه درستی بود یا خیلی به بیراهه رفتم ؟

بازم متشکر که مطلبم رو خوندی و در موردش نظر دادی

ممنون از لطفتون

البته در اون مطلب هم میشد از منجی تورین رو برداشت کرد و هم فرودو

تورین و بیلبو هم شمایل یک منجی رو دارند ولی تالکین به بهترین وجه ممکن از هردو کلیشه زدایی کرده و برخلاف اکثر کاراکترهای تالکین که کلاسیک و مطلق اند این دو رو خیلی جالب در آورده

خب اون عمل آراگورن به نشانه احترام بود و اینجا بحث جلو زدن زیاد مطرح نیست چون اون 4 هابیت به نسبت خودشون واقعا کارهای حیرت انگیزی انجام دادن

در مورد آلمان و عثمانی و در کل دو جنگ خانمانسوز جهانی اشاره خوبی داشتید و خود تالکین هم در نامه ای شباهت بازگشت دورف ها به مهاجرت اون قوم رو تایید میکنه( اگه یکی از دوستان این نامه رو قرار بده ممنون میشم)

ولی من شاید بخاطر خوندن فانتزی یاد گرفتم که قطعی قضاوت نکنم

مثلا اگه شما مدرسه موشها رو هم در نظر بگیرید همین مسئله ارض موعود و بازگشت و اسمشو نبر! وجود داره

در خیلی از آثار هنری یه سری المان تکرار میشه حالا ممکنه این تکرار و شباهت سهوی باشه یا صرفا برای جذاب تر کردن داستان باشه و یا اینکه هدف دار باشه

]جناب وارکرافت باز حرف های جالبی رو در مورد تورین و منجی زدند ولی فراموش نکنیم که تورین در قسمت آخر میمیره ، پس به نظرم نمی تونه منجی باشه !

تورین در قسمت آخر میمیره ، پس به نظرم نمی تونه منجی باشه

دوست عزیز در حال حاضر من متن کتاب رو به خاطر ندارم چون چندین سال پیش این کتاب رو خوندم ولی اگه به فیلم دقت کنید بارد در تکیه از فیلم قسمتی از یک پرافسی یا پیشگویی رو میخونه که مضمون جملات به تورین اشاره میکنه ، بر اساس این موضوع میشه تورین رو منجی ای در نظر گرفت که مردم منتظر ظهور و ورود اون به تنها کوه هستند برای بدست آوردن رهایی ، غافل از اینکه منجی واقعی در داستان ما شخص دیگریست ، منظور من از منجی باور عمومی در شهر دریاچه بوده ، در واقع به نظر من تالکین انتظار برای ظهور رو چندان جالب نمیدونه و منجی واقعی رو در قالب کسی میبینه که با اعتماد به نفس به باور رسیده ، در واقع شاید بشه این طور گفت که به باور تالکین هر کسی میتونه به جایگاه منجی برسه فقط کافیه خودش رو باور کنه همون طور که یک هابیت کوچک خواست و در انتها توانست ،

اگرم به نوشته هام دقت میکردید منم تورین رو به عنوان منجی قبول نداشتم فقط به باور عمومی مردم شهر دریاچه اشاره کردم

تالکین منجی را نه آن سلحشور بزرگ وعده داده شده که صلح را به ارمغان خواهد اورد میدادند ، نه آن مرشد و ساحر و یاریکننده و نه آن شجاعترین کمانگیر شهر دریاچه

بالاخره فیلمو دیدم :)

ریتم اوایل این قسمت کنده انقدر که بعضی جاهاش خوابم گرفت :)اما امان از وقتی که سائرون پیداش میشه :پی چشهام میشه ده تا :پی صحنه بسیار زیبایی بود و تا انتهای فیلم این ریتم هیجانی با من میمونه

شخصیت تائوریل و مثلث عشقی اول تو ذوق میزنه اما بنظرم یه نقطه قوت شاید باشه چون برای منکه کتابو خوندم این تیکه هاش خارج از کتاب بود

بئورن گریم وشخصیتش قشنگ در اومده بود شخصیت بارد هم با ابهت بود و شخصیت اسماگ بسیار جالب توجه بود صداگذاریش عالی بود اون صحنه های تقلای دورفها برای از میدان بدر کردن اسماگ بسیار مهیج بود و آدمو میخ میکرد به زمین :پی یه صحنه جالب توجه دیگه برام رفتن بیلبو بالای درختها داخل جنگله و پرواز پروانه ها بسیار صحنه زیبایی بود

در کل فیلم دوم مهیج تر از قسمت اول بود و من منتظر قسمت سوم هستم تا ببینم چه صحنه هایی بازم منو به وجد میاره

پ ن :بنظرم موزیک متن مخصوص دورفها هم یکی از موزیک متنهای قشنگ سری فیلمهای هابیته

عجب نقاط اشتراکی !:دی.در مورد تقابل دورف ها با اسماگ و همچنین بالا رفتن بیلبو از درخت ها در میرک وود که نظرمون 180 درجه فرق داره:دی

این تائوریل و اون تقریبا مثلث عشقی شکل گرفته آخرش نفهمیدیم به نظر شما نکته مثبته یا منفی؟

عجب نقاط اشتراکی !:دی.در مورد تقابل دورف ها با اسماگ و همچنین بالا رفتن بیلبو از درخت ها در میرک وود که نظرمون 180 درجه فرق داره:دی

این تائوریل و اون تقریبا مثلث عشقی شکل گرفته آخرش نفهمیدیم به نظر شما نکته مثبته یا منفی؟

یه جورایی مثبت چون برام که کتابو خونده بودم این قسمتهاش غیرمنتظره بود چون کار جکسون هست یه جورایی منفیه چون لازم نبود بیاد بعبارتی بی طرفم :وی

بنظرم بالا رفتن بیلبو از درختها از لحاظ صحنه پردازی شاعرانه وزیبا بود و تقابل دورفها واسماگم مهیج بود

به هرحال از برهوت اسماگ بیشتر از سفر غیرمنتظره خوشم اومد یه درجه بالاتره :وی

البته مهمانی دورفها در سفری غیر منتظره م بیکی از صحنه های بی نظیر فیلمه

خب پیترجکسون چاره ای نداشت جز اینکه بعضی جاهارو بسط بده بنظرم ایده ی خوبیه حالا ببینیم سرانجامش چی میشه

خب اون بالار فتن بیلبو در اونجا خیلی درختا مصنوعی بود وحقیقتش به دل ننشست

در مورد اون کشمکش دورف ها .و اسماگ هم نمیدونم یه جور احساس سواستفاده پیترجکسون از مخاطب بهم دست داد اگه کار با سرانجام اسماگ پایان مییافت اون تعیقب و جمگ و گریز منطقی بود به اندازه کافی هم موضوع برای قسمت سوم وجود داشت ولی پیترجکسون عملا تموم برگ برنده هاشو برای قسمت سوم نگه داشت!

آره به نظر منم یک سرو گردن بالاتره ( همون یک درجه ی شما!:دی)

نه دیگه آقا {:دی} توی فیلم یه صحنه قبر همشونو نشون داد که باز شده بودن

http://8pic.ir/image...r6y8f9ctejj.jpg

پ.ن:

آقا یادمه زمانی که این فیلم رو با نسخه ی DVD SCR میدیدم با خودم گفتم گندالف داره چی نشون میده؟! چه ربطی به قضیه داره این نشون دادنش؟!

اما وقتی 1080 ـش رو دیدم ..... ... اصلا فکَّم: :) :|

:| یادش به خیر

دمت گرم منم هی تو این فکر بودم که داره چیرو نشون میده. :|

روشن کردی قضیه رو! :)

خب پیترجکسون چاره ای نداشت جز اینکه بعضی جاهارو بسط بده بنظرم ایده ی خوبیه حالا ببینیم سرانجامش چی میشه

خب اون بالار فتن بیلبو در اونجا خیلی درختا مصنوعی بود وحقیقتش به دل ننشست

در مورد اون کشمکش دورف ها .و اسماگ هم نمیدونم یه جور احساس سواستفاده پیترجکسون از مخاطب بهم دست داد اگه کار با سرانجام اسماگ پایان مییافت اون تعیقب و جمگ و گریز منطقی بود به اندازه کافی هم موضوع برای قسمت سوم وجود داشت ولی پیترجکسون عملا تموم برگ برنده هاشو برای قسمت سوم نگه داشت!

آره به نظر منم یک سرو گردن بالاتره ( همون یک درجه ی شما!:دی)

بنظرم صحنه تقابل دورفها اسماگ قشنگ در اومده بود و خب طبق کتابم حساب کنم حساب یه جور دیگه میمیره :)اسماک :):پی

بنظرم رویای وشاعرانه بود منکه از اون صحنه پرواز پروانه ها خوشم اومد

دقیقا پایانی بر هابیت

بنظرم صحنه تقابل دورفها اسماگ قشنگ در اومده بود و خب طبق کتابم حساب کنم حساب یه جور دیگه میمیره :)اسماک :):پی

بنظرم رویای وشاعرانه بود منکه از اون صحنه پرواز پروانه ها خوشم اومد

دقیقا پایانی بر هابیت

صحنه ی تقابل اسماگ با دورف ها یکی از سوتی های بزرگ فیلمنامه ی فیلم هابیت هستش ...

در قسمت اول گندالف گفته بود که اسماگ به بوی دورف ها آشناست و حتی خوده اسماگ هم تاییدش می کنه ولی ما در این قسمت می بینیم که اسماگ داره از بالای سر دورف ها بدون اینکه متوجه اونها بشه حرکت بکنه . خب اینجا باید اسماگ بوی دورف ها رو بشناسه دیگه ، ولی احساسش نمی کنه ! :|

به نظرم قسمت دوم هابیت رو خیلی باعجله ساختنش ولی در قسمت اول با اینکه کمی حوصله ی بیننده رو سر می برد ولی خیلی با دقت و ظرافتش ساختنش !

صحنه ی تقابل اسماگ با دورف ها یکی از سوتی های بزرگ فیلمنامه ی فیلم هابیت هستش ...

در قسمت اول گندالف گفته بود که اسماگ به بوی دورف ها آشناست و حتی خوده اسماگ هم تاییدش می کنه ولی ما در این قسمت می بینیم که اسماگ داره از بالای سر دورف ها بدون اینکه متوجه اونها بشه حرکت بکنه . خب اینجا باید اسماگ بوی دورف ها رو بشناسه دیگه ، ولی احساسش نمی کنه ! :)

خب سکه ها میریزه رو سر دورفها دورفها وحشت برشون میداره +اسماگ تصمیم به اذیت کردن دورفها وبیلبو داره والا همون اولش میتونست بزنه دخل بیلبو رو بیاره

بعبارتی غرور قدرت برش داشته بود +اسماگ بوی تورینو تشخیص میده همون اول که تورین راه فرار بیلبو رو سد میکنه

خب سکه ها میریزه رو سر دورفها دورفها وحشت برشون میداره +اسماگ تصمیم به اذیت کردن دورفها وبیلبو داره والا همون اولش میتونست بزنه دخل بیلبو رو بیاره

بعبارتی غرور قدرت برش داشته بود +اسماگ بوی تورینو تشخیص میده همون اول که تورین راه فرار بیلبو رو سد میکنه

دوست عزیز پس اگر نظر شما اینه که اسماگ واقعا می دونسته که در زیرش دورف ها حضور دارند ، پس چرا فیلم جوری نمایش می ده که اسماگ اصلا خبر نداره که در زیرش دورف ها دارند قایمکی ازش فرار می کنند ؟! خب طبعا اگر فرض بگیریم که نظر شما اینطوره و حقیقت داره پس باید جکسون در این صحنه یه دلیلی می آورد که اسماگ داره به این دورف ها کلک می زنه !

وانا : اون رویا بشرطی زیبا بود که با اون برگ های مصنوعی درخت درست نمیشد!:دی

ایوب: حالا باشه از این سوتیا

دیگه فانتزیه و دلیل هم نداره اسماگ حتما در اوج هیجان بوی اون دورف هارو یادش باشه یا پیترجکسون بالای سر اسماگ پرانتزباز کنه که به علت هیجان زیاد بوی دورف ها رو فراموش کرد!

همین برهوت اسماگ با این ضعف ها یا بقول شما سوتی ها یک سرو گردن از قسمت اول سر بود!

این قسمت دوم رو با عجله ساختن یعنی چی؟ فیلمبرداری که یه تیکه و با هم بودتازه زمان خیلی زیادتری در اختیار پیترجکسون بود برای پرداخت و برای همین کارگردانی،فیلمنامه ،تدوین و موسیقی و.. نسبت به قسمت اول فابل قبول تر بود

وانا : اون رویا بشرطی زیبا بود که با اون برگ های مصنوعی درخت درست نمیشد!:دی

ایوب: حالا باشه از این سوتیا

دیگه فانتزیه و دلیل هم نداره اسماگ حتما در اوج هیجان بوی اون دورف هارو یادش باشه یا پیترجکسون بالای سر اسماگ پرانتزباز کنه که به علت هیجان زیاد بوی دورف ها رو فراموش کرد!

همین برهوت اسماگ با این ضعف ها یا بقول شما سوتی ها یک سرو گردن از قسمت اول سر بود!

این قسمت دوم رو با عجله ساختن یعنی چی؟ فیلمبرداری که یه تیکه و با هم بودتازه زمان خیلی زیادتری در اختیار پیترجکسون بود برای پرداخت و برای همین کارگردانی،فیلمنامه ،تدوین و موسیقی و.. نسبت به قسمت اول فابل قبول تر بود

یعنی شما می گین تو اون صحنه اسماگ در هیجان بوده که بوی دورف ها رو نفهمیده ؟! منکه نمی تونم قبول کنم ، اگر تو اون صحنه اسماگ در هیجان بوده باشه ، پس باید بدو بدو از روی سر دورف ها عبور می کرد نه اینکه با کمال خونسردی و با احتیاط راه بره . در مورد پرانتز هم (اگر جکسون خود خواسته اینکارو انجام داده) بله ، بنظرم برای نشون ندادن ضعف این قسمت (خصوصا در فیلمنامه) جکسون باید یک دلیل منطقی پرانتز مانندی تو این سکانس به صحنه می آورد ...

در مورد عجلگی هم ، خب من خودم بر این عقیده ام که جکسون با عجله فیلمه رو ساخته وگرنه اگه کمی با احتیاط تر می ساخت ما شاهد اینهمه اشکالات از فیلم نمی شدیم ... مثلا در سکانس های آغازینش زمانی که خورشید در حال طلوع کردن هست رو ببینید ، رنگی بندی در این قسمت فوق العاده ضعیفه و می شد بهتر از این کار کرد و...

بله بنظر میومد اسماگ هیجان زده شده البته حدسی دیگه ای هم هست اونم اینه اینا بازی خود اسماگه و برای بازی با شکار عمدا باهاشون بازی میکرد

اون پرانتز رو نمیشه در سینما اجرایی کرد و از حال درونی شخصیت ها گفت و این تفاوت سینما با ادبیاته

البته در سکانس هایی که فقط در فیلم هستند و در کتاب معادلش وجود نداره این مشکلات وجود داره که پیتر جکسون ناچار بوده برای بسط فیلم این ماجراها رو گسترده کنه و وجود اشتباهات امری ناگزیره با سه قسمتی شدن هابیت هم که این نیاز به گسترش فیلم بیشتر شد!

بحث عجله یه مقدار پیچیده اس ،پیترجکسون پیش تولید خوبی رو داشته و هرچی خواسته در اختیارش بوده،زمان فیلمبرداری که طولانی بوده نکته اصلی سر اینه که هابیت واقعا پتانسیل یه سه گانه رو نداره خیلی از صحنه هایی مشکل دار در برهوت اسماگ وسفر غیرمنتظره... هست که ای کاش که در نسخه اکستندد وجود داشتند و دوگانه ای خوب رو میداشتیم و نه یه سه گانه کشدار

در لوتر هم صحنه ای قابل بحث وجود داشت مثل شکست گندالف از ویچ کینگ و... که با انتقالشون به نسخه ی اکستندد از بروز مشکل در فیلم جلوگیری شده

اون عدم دقت مربوط به طلوع خورشید درسته و یه دلیلش تکیه زیاد پیترجکسون بر جلوه های ویژس،دیگه قضیه شانسی میشه وقتی بخواهیم همه گره هارو با جلوه های ویژه باز کنیم

خیلی جاها جلوه های ویژه خوب در اومده بعضی جاها هم مصنوعی و ناکارآمد مثل همین بالا رفتن بیلبو از درختان و عبور از میرک وود که خیلی میشد طبیعی تر در بیاد

قبلا در اوایل تاپیک به این مورد اشاره کردم

دوست عزیز پس اگر نظر شما اینه که اسماگ واقعا می دونسته که در زیرش دورف ها حضور دارند ، پس چرا فیلم جوری نمایش می ده که اسماگ اصلا خبر نداره که در زیرش دورف ها دارند قایمکی ازش فرار می کنند ؟! خب طبعا اگر فرض بگیریم که نظر شما اینطوره و حقیقت داره پس باید جکسون در این صحنه یه دلیلی می آورد که اسماگ داره به این دورف ها کلک می زنه !

شایدم اسماگ سرما خورده بود:|بنظرم دلیلش همون به بازی گرفتن دورفها بوده واینکه اسماگ میدونسته تو قلمرو خودشه وقدرتش از چندتا دورف یه موجود کوچیک ناشناخته براش بیشتره که همینطورم هست تا انتهای فیلم ما با پرواز اسماگ این موضوع رو مشاهده میکنیم

وانا : اون رویا بشرطی زیبا بود که با اون برگ های مصنوعی درخت درست نمیشد!:دی

بنظرم که زیبا بود:)من لذت بردم :)

بنظرم که زیبا بود :)من لذت بردم :)

در اون قسمت بیشتر با داستان حال کردم بخصوص عبور از میرک وود یکی از بهترین قسمت های کتاب بود (البته در کل حتی این دوگانه نصف لذت خوندن کتاب روبرام نداشت!)

در اون قسمت بیشتر با داستان حال کردم بخصوص عبور از میرک وود یکی از بهترین قسمت های کتاب بود (البته در کل حتی این دوگانه نصف لذت خوندن کتاب روبرام نداشت!)

فک کنم برم باز سراغ کتاب تا قسمت سوم بیاد

بنظرم هرکدوم لذت خودشونو دارن داخل فیلمها رویا وتخیلات و آردا به تصویر کشیده شده داخل کتابم ذهنیات و آردای ذهنیمونو داریم

شایدم اسماگ سرما خورده بود :|بنظرم دلیلش همون به بازی گرفتن دورفها بوده واینکه اسماگ میدونسته تو قلمرو خودشه وقدرتش از چندتا دورف یه موجود کوچیک ناشناخته براش بیشتره که همینطورم هست تا انتهای فیلم ما با پرواز اسماگ این موضوع رو مشاهده میکنیم

بنظرم که زیبا بود :)من لذت بردم :)

حالا شما از کجا مطمئنید که اسماگ در اونجا دورف ها رو داره بازی می گیره ؟!

حالا شما از کجا مطمئنید که اسماگ در اونجا دورف ها رو داره بازی می گیره ؟!

ایوب جان از همون ابتدا گفتم به نظرم اطمینانی درش وجود ندار چون من جکسون نیستم :) یه نظرشخصیه +نباید غرور شخصیتهای پرقدرتو فراموش کنیم گاهی این غرور انقدر پررنگ میشه که همین غرور باعث نابودی میشه و طبق کامنت قبلیم بخاطر همین غروره که اسماگ اینطور برخورد میکنه

یه نکته ای رو هم باید در نظر بگیریم که باعث راحتی خیال اسماگ و میشه گفت باعث دست کم گرفتن دورف ها یا هرمهاجم بیرونی شده اونم ذره ی اسماگه

همچنانکه وقتی بیلبو ندونسته به نقصی در ذره اشاره میکنه اسماگ عصبانی میشه

پیتر جکسون بنظرم موفق شده خباثت اسماگ رو کاملا نشون بده در اون صحنه ها همونطور که وانا میگه بنظرم کاملا محسوسه که اسماگ داره با خودش خیال میکنه که داره دورف ها رو به بازی میگیره.

صحنه های آخر فیلم از نظر اسماگ یک بازی و از نظر دورف ها نبرد برای پیروزی بود. این کاملا مشخصه.

تا این که در آخر فیلم اسماگ یکم اذیت میشه و با حرف های تورین داغ میکنه و میخواد خودشو یک جا خالی کنه که یادش از شهر دریاچه میاد. بعد اون قضیه طلای مذاب دقت کنید نگاه هم به پشت سرش نمیکنه...و در حالیکه "انتقام" ورد زبونش شده فقط و فقط نگاهش به مردم شهر دریاچه هست که باید بسوزن...

از این نظر فیلم اینجا موفق عمل کرد.

آزوگ عجب گیریمی داره!

سلام به همگی.

صحنه ی نعقیب و گریز دورف ها که در موردش صحبت شد به نظر من آنچنان عمقی هم نداره که بخوایم براش دلیل تراشی بکنیم که مثلا اسماگ متوجه دورف ها شده بود و به روی خودش نیاورده بود یا ....

از نظر من اون صحنه هم یکی از سوتی های فیلم بود که باید بهش با اغماض نگاه کرد، همونجوری که تو خیلی از صحنه های فیلم این حادثه پردازی های عجیب رو میبینیم. مثل قالب گیری مجسمه ی بزرگ ترور از طلا که اصلا معلوم نشد هدف از این کار چی بود. وقتی کارگردانی بخواد برای قصه ی فیلمش یه بستری رو مهیا کنه، بیننده تا جایی که منطق اون داستان اجازه میده باید باهاش همراه بشه، ولی این همراهی نباید به اینصورت در بیاد که ما برای هر چیزی که کارگزدان تعریف میکنه (ولو غیر منطقی) دنبال توجیه باشیم.

ممنون.

بحث توجیه نیست هرکس ذهنیت خودشو میگه

البته در فیلمی(فعلا دوگانه ای) که اشکالات جزیی و کلی از سرتاپاش میباره باید به بعضی چیزها به دیده اغماض نگریست

بحث توجیه نیست هرکس ذهنیت خودشو میگه

البته در فیلمی(غعلا دوگانه ای) که اشکالات جزیی و کلی از سرتاپاش میباره باید به بعضی چیزها به دیده اغماض نگریست

کاملا درسته امین آقا. ولی فراموش نکنیم که ذهنیت گاهی وقتا برآمده از توجیه میشه.

ذهنیت،پیش فرض،اغماض و توجیه واژگانی از جنس هم اندو وقتی فیلمی زیاد خوب از آب در نیاد همشون برای استفاده مفید میشن!

در غیر اینصورت ، هابیت از همون امتیازی 6-7 ای که در ذهن یکی مثل من داره بیشتر سقوط میکنه

اگه حقشه سقوط کنه، بهتره بذارم سقوط کنه تا اینکه با چنین ابزاری بهش امتیاز بدم! :) (شوخی کردم... :) )

این پستم رو بذارین به پای انتظارات برآورده نشده م. منتظر پنج سپاه موندم کماکان!

یادمه مدتهابود در باب خوب یا بد در اومدن هابیت با دوستان بحث کردم از همون بحث پتانسیل هابیت و ارباب حلقه ها که به دوستان گفتم که اصولا پتانسیل این دو اثر قابل مقایسه نیست

https://arda.ir/forum...?showtopic=1409

راستش اگر فیلم هابیت مثل کتاب کودکانه و پر از اتفاق در میومد شاید (!) میتونست فیلمی ماندگار در بیاد ولی چنگ زدن پیترجکسون به ریسمان ارباب حلقه ها بدون داشتن ابزار کافی، نتیجه ای جز این نمیتونه داشته باشه(البته پیترجکسون تموم تلاششو کرد خواه موفق و خواه ناموفق)

فکر هم نکنم در قسمت سوم شق القمرشه ،فقط ممکنه اشکالات تکنیکی و گرافیکی رفع بشه و فروش بیشتری داشته باشه درست مثل هری پاتر:یادگاران مرگ -قسمت دوم

جناب بتهوون اينجا رو ديگه خيلي با شما موافق نيستم!اين حرف شما كاملا متينه كه پتانسيل ارباب حلقه ها و هابيت با هم خيلي تفاوت داره(در واقع اين حرف قلبي منه!)هابيت كار اول پروفسور بوده و ارباب حلقه ها كار دوم پس خود پروفسور هم در كارش بين اين دو تا كلي فرق وجود داره(چون استاد تالكين هم يك انسانه)به علاوه اين دو كتاب لحن متفاتي هم دارن اما...

وقتي خبر مياد كه پيتر ميخواد هابيتو بسازه عامه ي مردم(نه طرفداران تالكين)ازش انتظار دارن كه يه ارباب حلقه هاي ديگه رو تحويل بده پس جكسون مجبور ميشه لحن متفاوت هابيت رو به لحن ارباب حلقه ها تبديل كنه ولي اگه ميخواست با همون لحن هابيت درستش كنه توجه خواص(طرفداران تالكين)رو جلب ميكرد(به غير از من و امثال من!)و عوام ازش نااميد ميشدن و فروشش كمتر ميشد به هر حال پيتر بدبخت!پدرش دراومده تا به جايي برسه!فيلمش به جايي برسه!فروش كنه!نه اينكه دل بعضيا رو به دست بياره كه!...

به نظر من اينكه پيتر سبك هابيت رو به ارباب حلقه ها نزديك كرد كار درستي بود هر چند به مشكلاتي برخورد

ولي نبايد فراموش كنيم كه همين هابيت هم از پرفروش ترين فيلماي تاريخه(بين بيستاي اول)و اين هم موفقيت كمي نيست

والا این هابیت منو دیوونه کرد.یه بار مجبورم مدافع هابیت باشم و یه بار منتقد واین بار در بحث با شما انگار باید منتقد هابیت باشم

والا دلیلی برای اجبار پیترجکسون نیست،یک کارگردان که فیلمهای فوق العاده پرفروشی داره و بازگشت پادشاه 11 اسکار برده فکر نکنم باری بر دوشش باشه نه کمبود پیشنهادات سینمایی داره،نه دستمزد ،نه بودجه و ...طرفداران هم فشاری نیاوردند که

اصولا خیلی ها ارباب حلقه ها اقتباسی موفق نمیدونن( برخلاف خود من که کاملا موفق میدونم)

هابیت رو پیترجکسون فقط بر اساس دید خودش ساخته و نه اجبار یا انتظار کسی!

این هابیت رو هم پیترجکسون سینمایی و وارنر برادرزی ساخت که به این روز افتاد!

پیترجکسون اکثر ایده ها و نوآوری هاشو در ارباب حلقه ها خرج کرد و اینجا تقریبا به تکرار رسید .به سمت ارباب حلقه ها رفتن شجاعانه بود ولی بخاطر نبودن شرایط لازم که گفتم موفقیت امیز نبود مثلا بجاش اگه سیلماریلیون یا فرزندان هورین رو شبیه ارباب حلقه ها میساخت بخاطر شباهت های بیشتر به نسبت هابیت به نظرم موفقیت امیزتر میشد

این تکیه بر فروش ملاک خوبی نیست هری پاتر و تبدیل شوندگان هم در جمع بیستا هستن!

اخه ببينيد شما دارين هابيت رو از ديد خودتون ميبينيد يعني كسي كه كتابشو چندين بار خونده و عكس پروفايلش بتهوونه!!!

ولي اگه هابيت رو از ديد يه فرد عادي ببينيد اوضاع فرق داره از ديد يكي كه كتاب هابيتو نخونده پيتر به خاطر موفقيت فيلم مجبوره سبكو به ارباب حلقه ها نزديك كنه چون يه همچين كسي براي رفتن به سينما نياز به سبك ارباب حلقه ها داره چون از اردا ارباب حلقه ها رو تو ذهنش داره

هواداران تالكين كه چه فيلم خوب باشه چه بد فيلمو ميبينن پس پيتر بايد براي عامه ي مردم سرمايه گذاري كنه نه روي طرفداران تالكين

اين پروژه پول و انرژي زيادي گرفته پس بايد نتيجه ي كار پرفروش دربياد تا همه ي هزينه ها رو جبران كنه

http://s6.uplod.ir/i...mss55dxm4h.jpeg

کسانی که میخوان بدونن ویچ کینگ مرده یا نه این عکس قطعا بهشون کمک میکنه.

http://s6.uplod.ir/i...mss55dxm4h.jpeg

کسانی که میخوان بدونن ویچ کینگ مرده یا نه این عکس قطعا بهشون کمک میکنه.

از کجا معلومه که این ویچ کینگه؟!

شاید خامول باشه!

منم که نگفتم ویچ کینگه گفتم شاید یکی از نزگول ها رفته باشه و قبرشو باز کرده.

حدس من در مورد شروع نسخه ی اکستند اینه که ، در شروع فیلم ، بعد از اینکه گندالف به تورین میگه ما به یک عیار نیاز داریم ، در این قسمت فیلمه کات میخوره و به جای اینکه به صخره ی کارراک بیاد . سکانس یکدفعه بپره به شایر و بیلبو تازه از خواب بلند میشه و تا میخواد زیر اجاق گاز رو روشن بکنه ، ناگهان یکی بزنه به پاش و متوجه میشه که خواب بوده و سپس به درخواست دورف ها بره به صخره ی کارراک تا دید بزنه که چه خبره ! :D

دوستان یه نکته ای، من احساس می کنم بیلبو وقتی از پیش اسماگ فرار می کنه آرکن استون رو هم می پیچونه و ورمیداره، ولی به خاطر رفتار تورین که تو پله ها جلوشو میگیره رو نمی کنه ش و نمیگه پیش منه، نظر شما چیه؟

دوستان یه نکته ای، من احساس می کنم بیلبو وقتی از پیش اسماگ فرار می کنه آرکن استون رو هم می پیچونه و ورمیداره، ولی به خاطر رفتار تورین که تو پله ها جلوشو میگیره رو نمی کنه ش و نمیگه پیش منه، نظر شما چیه؟

خب من الان فیلم رو دیدم و فهمیدم درست پیش بینی کردم :|

با سلام. 89sxe2gwoc1bs09vd2zk.gif

شاید یحث کمی کهنه شده باشه ولی خیلی دوست دارم با بچه ها راجع بهش صحبت بشه. 8gv6hl0c5ky21b0gshex.gif

البته می خواستم اینو توی بحث اژدهایان بنویسم گفتم راجع به اسماگ که هست همین جا بنویسمش...اگه این مطلب باید اونجا نوشته می شد مدیران عزیز لطفا منتقلش کنن به تاپیک اژدهایان...

طبق مطالبی که از پست های بچه ها خوندم این بود که خیلی ها راضی نبودن که اسماگ چرا دست نداشته و این حرف ها. به نظر خودم یکی بهترین و خفن ترین و باابهت ترین اژدهایی که تا به حال در فیلم ها دیدم همین اسماگ بوده. هیبت و صدای اسماگ در فیلم هابیت فوق العاده اس و صدای بندیکت به خوبی تونسته اون ابهت رو نشون بده. اینکه بالهاش به دست ها چسبیده بود و هم حالت چنگال و هم دست داشت خیلی عالی بود. ولی متاسفانه از لحاظ شباهت ظاهری نسبتا شبیه اژدهای هری پاتر بود و واسه همین یه ذهنیت بد توی طرفدارای پیتر ایجاد کرده. دوست دارم بحث بشه سر اینکه واقعا اسماگ می تونست خفن تر از اسماگ فعلی ساخته بشه یا نه :)

.این عکس ها رو ببینید:

yvafotxnpt6box66th0b_thumb.jpg vtfvkv63285z2qbse7xx_thumb.jpg bl55oue0d2du07ys23h7_thumb.png g9sta1ii3lffnsachz1z_thumb.jpg

اینا رو توی وب سایت های دیگه دیدم که در مورد اسماگ طراحی شده بودن. بر اساس توصیفات تالکین اسماگ باید دست داشته باشه. اژدهای سوم از سمت چپ خیلی خوب طراحی شده ( البته اولی و آخری شبیهش هستن) ولی اژدهای دوم از چپ یه کم حالت چاقی پیدا کرده و زیاد جالب نیست.

3p0e8hn1hgbgekldlswj_thumb.jpg

به نظرم پیتر جکسون هم خلاف حرف های تالکین عمل نکرده! این دست ها رو خیلی شیک به بال هاش چسبونده. اونجایی که بیلبو داره از اسماگ رو توصیف می کنه طوری که اسماگ وایستاده قشنگ می تونه توصیف کننده شخصیت اسماگ باشه و پرابهت بودنش.

c7gf0vi03hlvkn51zhnj_thumb.png

البته این طور تداعی میشه که اسماگ موقع راه رفتن کمی مشکل باید داشته باشه. شاید اگه پیتر دست واسه اسماگ طراحی می کرد کارها واسش ساده تر می شد و یا بهتر می تونست راه رفتنشو بهتر کنترل کنه و این حرف ها..احتمالا پیتر این طور تصور می کرده که چون قراره اسماگ توی این طلاهای Erebor مث مار روی طلاها و بینشون بخزه (مثلا همونجایی که داشت بیلبو رو موقعی که حلقه دستش بود دنبال می کرد) واسه اسماگ دست نگذاشته. البته این تصور هم پیش میاد که این دست ها می تونست یک ابزار برای رفتن به زیر طلاها و خوابیدن بینشون باشه. :)

کمک گرفتن از توصیفات اژدهای آنگالاکون سیاه ( نه همه ی ظاهر) هم می تونست به بهترو خفن تر شدن اسماگ کمک کنه. ( حالا سوای از اینکه اژدها هم خودشون با همدیگه فرق دارن و این حرف ها) :|

1sy619g8abdm7aqxlhs5_thumb.jpg

توصیف استیون اریکسون راجع به اژدهای رمان مالازان هم خیلی خوبه. من شخصا این اژدهای توی نقشه رو خیلی دوست دارم.

qy6wqeh7oelfi08zqq1a_thumb.jpg

اینا چند تا اژدها هستن که بر اساس توصیفات رمان مالازان به تصویر کشیده شدن. البته جنبه های فانتزیشون خیلی بیش تره...

1ecnj2lvwo8g19qyf1q2_thumb.jpg 1w2uk3ffe82ahp5kvn68_thumb.jpeg k7ywyqocbw87q2ue9wiw_thumb.jpg

به نظرم اگه پیتر می تونست علاوه بر این چنگال هایی که روی بال گذاشته دو تا دست خیلی قدرتمند بزاره خیلی به با ابهت تر شدن اسماگ کمک می کرد. البته واقعا معتقدم همین توصیف پیتر از اسماگ فوق العاده اس 8rqy6pox2s71goye79mt.gif 8rqy6pox2s71goye79mt.gif 8rqy6pox2s71goye79mt.gif

پست چندرسانه‌ای جالبی بود!

تو قسمتهایی از پیش‌درآمد سفر غیرمنتظره هم میشه دید که قرار بوده اسماگ دست مجزا هم داشته باشه:

post-3582-0-09883600-1430035878_thumb.jp post-3582-0-36169200-1430036411_thumb.jp

(lotrwiki و این تصویر متحرک رو ببینید)

اما در طراحی کاملش برای فیلم دوم نظرشون عوض شد و پاهای جلو رو با بال ادغام کردند. تو پشت صحنه‌ی کوتاهی که از مراحل طراحی اسماگ منتشر شده بود، پیتر توضیح میداد که اسماگ چهار دست و پایی که در ابتدا طراحی کرده بودند براش شبیه یه سگ بالدار بوده و واسه همین ازش خوشش نمیومده.

post-3582-0-61421300-1430035875_thumb.jp

و برای اینکه شباهتش به جانوران شکارچی بیشتر بشه به تیم طراحی میگه عوضش کنند.(در مارس 2013،یعنی بعد از اکران فیلم اول)

post-3582-0-21863500-1430035876_thumb.jp post-3582-0-79959700-1430035876_thumb.jp

عامل دیگه‌ی تغییر هم شبیه تر شدنش به مار به خاطر کاربرد کلمه worm تو کتاب بوده.

post-3582-0-52491900-1430035873_thumb.jp post-3582-0-46466100-1430035874_thumb.jp

و جالبه که این تغییر رو در نسخه اکستندد سفر غیرمنتظره هم اعمال میکنند(این عکس پلان متناظر عکس دوم بالاست-ببخشید که عکسا خیلی بی‌کیفیته):

post-3582-0-06549500-1430036412_thumb.jp

به نظر من ادغام(و نه حذف) دست و بال تحریف چندان بزرگی محسوب نمیشه و طراحی چهره و بقیه‌ی ویژگیهای اسماگ اونقدر خوب بوده که متعصبترین طرفدار کتاب هم از طراحیش راضی باشه.